اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعة و فی کل ساعة ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا
جمعه ٢٥ آبان ١٣٩٧

طلبه باید راه را با معرفت و علم و یقین انتخاب کند و با معرفت و علم و یقین هم آن را ادامه دهد.
 
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 4632
 بازدید امروز : 297
 کل بازدید : 1298197
 بازدیدکنندگان آنلاين : 3
نقش تربیتی مدیران مدارس علمیه

بسمه تعالی

نقش تربیتی مدیران در مدارس علمیه

مقام معظم رهبری مدّ ظله العالی:

«ما هستيم و آن نيازهاي عظيم و اين دشمني هاي شكننده‌ همراه با نقشه و بدخواهي. حوزه‌ علميّه چه کار بايد بكند؟ پاسخ اين است كه از امكاناتي كه دارد استفاده كند و به احسن و اتقنِ وجه، خودش را بسازد. نبايد يك ذرّه از امكانات حوزه‌ علميّه كه عمده‌اش نيروي انساني است، هدر رود. نبايد يك ساعت درس طلبه يا استاد، زائد و بي‌فايده و غيرناظر به آن نيازها باشد. طلبه‌اي كه در حوزه درس مي خواند، بايد در جهتِ برآوردن يكي از حاجات و رفع يكي از نيازها حركت كند؛ يعني يا براي داخل و يا براي خارج، يا براي تأليف و يا براي تحقيق، يا براي تدريس و يا براي تعليم، خود را آماده كند... اين حركت نبايد كُند شود؛ بلكه بايد روز به روز سرعت و استقامت و صحّت بيشتري پيدا كند و اگر در يك جا كار اشتباه و يا كُند پيش مي رود، تصحيح و تسريع شود(بيانات در آغاز درس خارج فقه، 1374/6/14)

 

الف: ویژگی‌های مدیر موفق

1.      عشق به اهل بیت علیهم­السلام

آیت­الله مجتهدی (ره): «یکی از علل موفقیت شیخ عبد الکریم حائری این بود که در مراسم عزاداری، خودش جلودار بود و طلبه‌ها به دنبال ایشان دسته عزا راه می‌انداختند و به حرم می‌رفتند».

«طلبه باید با ولایت پیوند بخورد، روضه بخواند تا پیوند بخورد...، توسل­های ما هم جزو درس و کلاس است...» (در محضر آیت الله مجتهدی، ج2، ص182 )

«یکی از رموز موفقیت من توسّل بوده است و این که ما به ائمّه اطهار علیهم­السلام توسل می­کنیم شرک نیست، بلکه چون خودمان آبرو نداریم، می­رویم نزد آن­هایی که پیش خدا آبرو دارند تا شفاعت ما را بکنند.» (آداب­الطلاب، ص 232)

 «[شهید قدوسی] به خاندان عصمت و طهارت عشق می­ورزید و سعی می­کرد این علاقه را در شاگردان خود نیز ایجاد کند و از روی همین اشتیاق، بسیاری از خطبه­های طولانی نهج­البلاغه را با تسلط کامل حفظ می­کرد و در مجلس روضه و سوگواری برای امامان شیعه، گریه شدید ایشان باعث توجه دیگران می­شد...»(شاهد یاران، دی ماه 1387، شماره 38، ص88؛ «سلوک اخلاقی و مدیریتی شهید قدوسی» در گفتگو با غلامرضا گلی زواره).

2.      تقوا و پارسایی

امام خمینی (ره): «راجع به مدرسه­ها و حوزه­ها کراراً عرض کرده­ام که علم بی­تقوا اگر مضر نباشد، مفید هم نیست. آن مقداری که اسلام از عالم­های بی­تقوا صدمه دیده است، معلوم نیست از مردم عادی دیده باشد. آنچه اصل است تقواست، ولی اگر همین تقوا نزد اشخاصی جاهل باشد، گاهی ضرر می­زند. آدم­هایی که ظاهر صالح دارند ممکن است به واسطه ناآشنایی به مبانی اسلام، اشتباهاتی انجام دهند، اما علم و تقوا اگر در کسی جمع شد در دنیا و آخرت سعادتمند است و آقای قدوسی هم عالم بود و هم متقی.» (صحیفه امام خمینی، ج15، ص205؛ ماهنامه شاهد یاران، شماره 38، دی ماه 1387، ص2، شهید قدوسی در آیینه توصیف امام)

آیت­الله احمدی میانجی (ره): «واقعا درباره [شهید قدوسی] می­توان این جمله را گفت که: «عاش سعیداً و مات سعیداً»؛ زندگانی بسیار خوبی داشتند و حتی در مواقعی که در مدرسه کار سنگینی داشتند، هم عبادتشان را انجام می­دادند و هم به مطالعات علمی خود می­رسیدند» (ماهنامه شاهد یاران، شماره 38، دی ماه 1387، ص42، مصاحبه با آیت­الله علی احمدی میانجی)

 

3.      علاقه به کار برای حوزه و طلبه

«اگر کسی به مدرسه ایشان [آیت­الله مجتهدی] می‌رفت وقتش و عمرش تلف نمی‌شد، اگر استاد نمی‌آمد جایش را پر می‌کرد، تمام دغدغه حاج آقا مدرسه بود و حتی اگر هزینه سفر حج هم از طرف علاقه‌مندان برای ایشان تهیه می‌شد، نمی‌پذیرفت چرا که مدرسه از همه چیز برای او مهمتر بود؛ بارها تأکید می‌کرد، درس خواندن عالی­ترین و مهمترین وظیفه یک طلبه است، حتی در ایام جنگ هم درس را تعطیل نمی‌کرد و تعبیری داشت به این مضمون که «این عمامه‌ها در حکم تانک در مقابل دشمن هستند و در ایام جنگ هم کارخانه تانک‌سازی تعطیل نمی‌شود.»

مقام معظم رهبری مدّ ظله العالی: «اگر مدرسه علميه ايشان نبود متحير بودم فرزندانم را به كجا بفرستم. خيلي قبل از آنكه خدمت جناب آقاي مجتهدي برسم و ايشان را از نزديك زيارت كنم مدرسه ايشان را پيش از انقلاب مي‌شناختم و نام و آوازه اين مدرسه را شنيده بودم. ايشان همت كردند و در تهران يك حوزه علميه واقعي و جدي تشكيل دادند، اين چيز خيلي كمياب و كم نظيري بوده است. عشق و علاقه ايشان به اين كار و تلاش مخلصانه‌اي كه انجام دادند، كمك الهي را جلب كرد و ايشان توانستند اين كار را انجام دهند. اين مدرسه بحمدلله بركاتي هم داشته است. از سال‌هاي متمادي، فضلاي برجسته و علماي محترمي از همين كانون بنا شده بر عشق و همت و تلاش و اخلاص بيرون آمده‌اند و در نقاط مختلف مشغول انجام وظيفه‌اند. اين را بايد قدر بدانيم». 

4.       معرفت به ارزش كار تربیت طلبه

آیت­الله کوهستانی (ره): «هنگامی که از نجف به مازندران آمدم به همسرم گفتم، تو حاضری در حق طلاب مادری کنی و من پدری کنم و آن­ها را تربیت نماییم تا نزد پروردگار رو سفید باشیم؟ قبول کرد و من هم تصمیم گرفتم در آن زمان که رضاشاه نمی­گذاشت یک نفر معمّم در ایران وجود داشته باشد، طلاب زیادی را تحت تربیت و پوشش قرار دهم.»( akhlagh.net) 

 «[آیت­الله کوهستانی] مناجات و نيايش­­هاي جوانان را مؤثر و در خدمت آنان بودن را مايه برکت مي­دانست. جواناني که با قلب­هاي پاک و بی­ریا و دور از آلودگي­ها و معاصی مشغول راز و نياز با خدا مي­گشتند فضاي مدرسه و اطراف آن را متبرک و نوراني مي­ساختند، لذا مي فرمود: هر چه که خدا به ما لطف کرد از برکت اين بچه طلبه­هاست. و در کلام ديگر فرمودند: وقتي که طلاب براي تعطيلات تابستان به زادگاه خود مراجعت مي‌کردند به مدرسه مي­رفتم و در آن جا به قرائت قرآن و دعا مي­پرداختم و مشغول مناجات مي­گشتم تا آن فضا هم چنان نوراني و ملکوتي باقي بماند.» (akhlagh.net)

«مدیر خوب باید نگران طلاب باشد و کار خود را عبادت بداند و به صورت مستقیم یا غیرمستقیم از فعالیت علمی و اخلاقی طلبه­ها کسب آگاهی کند ...» (نشریه افق حوزه، اسفند 1387، شماره222، گفت و شنود با آیت­الله فاضل، مدیر مدرسه فیضیه بابل).

5.      منطقی بودن

«یادم هست ایشان(شهید قدوسی) می­خواستند عذر یکی از شاگردان سطح بالای مدرسه را بخواهند. در جایی صحبت می­کردند ...، گفتند: اگر به من می­گفتند پسرم جوان‌مرگ شده تا این حد ناراحت نمی­شدم. تا این حد به شاگردانشان محبت داشتند اما از مسیرشان نیز عدول نمی­کردند.» (شاهد یاران، شماره 38، دی ماه 87، ص70؛ گفتگو با محمدحسین قدوسی، فرزند شهید قدوسی).

6.      توانایی برقراری ارتباط مؤثر با مردم به ویژه جوانان

«[آیت­الله مجتهدی] از جمله در طول این سال­های تعلیم و تربیت یک فن دیگر نیز آموخته بودند و آن، فن جذب جوانان و حتی پدرانی که فرزندشان را به طلبگی می­سپارند، بود. ایشان در این کار، فن یا فنونی داشت که به طور اغلب کارساز بود و نتیجه این بود که می­توانست طلبه­های خوب و با استعدادي را جذب حوزه کند. این دو توانایی که در ایشان بود، باعث می­شد بسیاري از اوقات طلبه­هایی که زیر دستشان پرورش می­یافتند به دردخور شوند و بسياري از آنها در علوم حوزوی و درس و بحث، در کار تعلیم و تربیت، در کار ترویج و تبلیغ، در شاگرد پروراندن و در به داد مردم رسیدن، برجسته و مفید می­شدند.» ( به نقل از پایگاه اطلاع­رسانی حجت­الاسلام و المسلمین جاودان، از شاگردان مرحوم آیت­الله مجتهدی).

«[آیت­الله مجتهدی] برای اقشار مختلف از جمله بازاری‌ها درس شبانه داشت و در این جلسات، معراج السعاده و شرح صحیفه و ... را می‌گفت؛ هر کس در این مدت نَفَس حاج­آقا به او می‌خورد، هر کجا که می‌رفت می‌درخشید. از جمله افرادی که در جلسات شبانه حاج آقا حضور داشت مرحوم دکتر چمران، شهید بروجردی، شهید قندی و بسیاری از بچه‌‌های سپاه پاسداران [بودند]. ایشان سعی می‌کرد، طلبه‌ها را متعادل بار بیاورد و خودشان مجلس عزاداری برگزار می‌کرد، دقت می‌کرد که طلبه‌ها، هر هیئت و مجلسی نروند و آنقدر مجالس ایشان جذاب و سخنان ایشان تاثیر گذار بود که انسان را واکسینه می‌کرد.

[آیت­الله مجتهدی] احادیثی را برای نقل انتخاب می‌کرد که مورد ابتلای جامعه و نیاز‌های مردم بود و بیشتر تاکیدشان بر آیات و احادیث بود و به اساتید هم توصیه می‌کرد در مجلس درس حتما حدیث بگویند.» (مصاحبه خبرگزاری حوزه با حجت­الاسلام و المسلمین رامشک، از شاگردان مرحوم آیت الله مجتهدی).

7.      بصیرت و هوش اجتماعی

مقام معظم رهبری مدّ ظلّه العالي : «آیت­الله مصباح یک فقیه، متکلم، فیلسوف، مفسر و زمان شناس بصیر است. از همه این­ها مهمتر جزء شخصیت­های برجسته­ای است که هیچگاه در تقدم نظام بر خود تردید نداشته و در این راه بدون لحاظ داشتن موقعیت علمی خود به دل خطر رفته و گاهی یک تنه با خناسان مسلط مصاف داده است.»

«بنده هم به سهم خودم قدر آقاي مصباح را مي‌دانم. واقعا مي‌دانم كه ايشان در كشور و براي اسلام چه وزنه‌اي هستند و حقا و انصافا ما امروز نظير ايشان را – حالا به اين تعبير بگوييم – خيلي نادر نظير آقاي مصباح ممكن است وجود داشته باشد با اين وزانت علمي و عمق علمي و احاطه و وسعت و با اين آگاهي و بينش و صفا، اين سه جهت در ايشان جمع است؛ هم علم، هم بصيرت به معناي حقيقي كلمه و هم صفا. اين سه تا با هم در وجود ايشان خيلي ارزشمند است. خداوند متعال  انشاء­‌الله وجود ایشان را برای ما و انقلاب محفوظ بدارد و وجود ایشان را سالم بدارد تا همه بتوانند از برکات ایشان استفاده نمایند.»

8.      داشتن روحيه خدمت‌گزاری و ايثارگری

«ايامي که در دوران نوجواني در «کوهستان» درس مي­خواندم، احياناً به علت مشکلات زمانه دچار کمبودهايي مي­شدم، شبي به علت تمام شدن نفت چراغ مطالعه در بيرون حجره در زير مهتاب مشغول مطالعه بودم که آقاجان [آیت­الله کوهستانی] براي سرکشي طلاب به مدرسه آمدند، وقتي متوجه من شدند پرسيدند: چه کار مي‌کني؟ عرض کردم: مطالعه، فرمودند: براي چه بدون نور؟ گفتم: نفت چراغ تمام شد، معظم له با صداي بلند، ولي با مهرباني گفتند: پسر مطالعه نکن، چشمت ضعيف مي­شود! پس از آن که مدرسه را سرکشي نمودند و به طرف منزل بازگشتند، مشاهده کردم آقا جان در حالي که يک قوطي نفت در دست مبارکش دارد برگشتند و آن را به من دادند که چراغ را نفت کرده تا در تاريکي و زير مهتاب مطالعه نکنم.»(مرحوم آيت­الله محمدي بايع کلايي از شاگردان مرحوم آيت­الله کوهستاني، به نقل از کتاب بر قله پارسایی، نوشته عبدالکریم کوهستانی)

 

9.      درد آشنا بودن

«درد آشنایی و آگاهی به دشواری­های مختلف، نه تنها در قلمرو محل زندگی و شهر، بلکه نسبت به دنیای اسلام و همه بشر. جهاد اکبر و فرهنگی که آقا فرمود: دشمن ما را تهدید نمی­کند، بلکه داخل شده، بلکه شبیخون زده. این دشمن تمام عیار، در هر مکانی و در هر زمانی با آن ترفندها حضور دارد. شما این را هم بگویید که وظیفه شهدا در دفاع مقدس آن بود. وظیفه ما چیست؟ وظیفه ما زینبی است. اگر زین العابدین علیه‌السلام نبود، اگر زینب کبری سلام­الله­علیها و اهل­بیت ابی­عبدالله نبودند، مگر فرهنگ کربلاء این طوری می‌شد. اینها بودند که فرهنگ اصیل عاشورا را ادامه دادند و این مشعل را همیشه روشن نگه داشتند».(تربیت و پرورش نیروی انسانی در حوزه­های علمیه، حجت­الاسلام محمدجواد نظافت، به نقل از نشریه حوزه، شماره 145، فروردین و اردیبهشت 1387).

 

10.  آشنايي با جامعه معاصر؛ خلأها و نیازها

«بعضی از آقایان درباره مسائل حکومتی مشکلاتی و دغدغه­هایی داشتند. مسائل جدید و مستحدثه­ای بود و توجهی به این جهات فعلی نداشتند. یادم هست که یکبار امام فرمودند: «این آقایان توجه ندارند که ما الآن یک حکومتیم و وقتی در مقام یک دولت هستیم، فکر و برنامه و راه و رسم صحبت کردن و برخوردمان باید در شأن این باشد، نه اینکه فکر کنیم ما در 400 سال قبل هستیم و در حوزه نشسته­ایم و در مورد مسائل فقهی بحث طلبگی می­کنیم.» عده­ای بودند که درک نمی­کردند شرایط دنیا و شرایط حوزه چگونه است. آيا حوزه با این وضعیتی که دارد می­تواند پاسخگوی مردم باشد؟ چه درس­هایی باید تدریس شوند؟ خوشبختانه ایشان از کسانی بود که توجه به این مسائل داشت و واقعا شرایط و نیاز خاص زمان خودش را درک کرده بود و به دنبال این بود که طلبه الآن باید چه چیزی یاد بگیرد. آیا همین دروسی که بوده­اند، می­توانند پاسخگوی شبهات مردم باشند یا اینکه باید دروس جدیدی اضافه شوند و لذا از همان اوایل آیت­الله نوری که الآن جزو مراجع قم هستند، مسائل عقیدتی را بر اساس علومی همچون ستاره شناسی و نجوم و مسائل دیگر اعتقادی را تدریس می­کردند و یا مرحوم آیت­الله حائری درس تاریخ اسلام می­گفتند ...» (شاهد یاران، شماره 38، دی ماه 87، ص17؛ گفتگو با حجت­الاسلام حسین­علی نیری).

 

11.  صبر و استقامت؛ داشتن سعه صدر

o        مقاومت در ارزیابی مشکلات و برنامه­ریزی در جهت حل آنها؛

o        تواضع و نرمش در برابر انتقادها و توجه به پیشنهادات.

o        امیرالمؤمنین علی علیه­السلام فرمود: «آلة الریاسة سعة الصدر» (نهج­البلاغه، حکمت 176 ).

مقام معظم رهبری مدّ ظله العالی: «خصوصیت دوم [شهید قدوسی] این بود که هم پر کار بود و خسته نمی­شد و هم پشتکار داشت و این­­طور نبود که یک کاری را رها کند و دنبال کار دیگری برود؛ نمونه آن مدرسه حقانی! اگر ریاست مدرسه حقانی با کسی غیر از آقای قدوسی بود، من گمان نمی­کنم که این مدرسه به این اندازه از فوائد و آثار می­رسید. این مرد بود که نشست آنجا، حواسش را جمع کرد، از همه کارهای حوزه برید و به هیچ کار دیگری نپرداخت تا این مدرسه را به این رونق رساند و از لحاظ شکل و محتوا، مدرسه را در حد مطلوب و قابل توجهی قرار داد.» (ماهنامه شاهد یاران، شماره 38، دی ماه1387، ص3، شهید قدوسی در آیینه توصیف مقام معظم رهبری)

«بُعد مهم دیگر در شخصیت [آیت­الله احمد مجتهدی] این بود که واقعا صاحب همت و خستگی­ناپذیر بودند. آن زمان که توانایی داشتند صبح تا ظهر درس می­گفتند، ظهر برای مردم صحبت می­کردند و جواب مراجعات را می­دادند، عصر درس داشتند، شب برای مردم صحبت عمومی داشتند و تفسیر و اخلاق و مسئله می­گفتند؛ و بعد از آن باز برای شاگردان­شان چند تا درس داشتند. البته اواخر گرفتار انواعی از بیماری­ها بودند که بسیاری از کارهایشان تعطیل شده بود؛ اما در اوقات سلامت تمام وقت ایشان پر بود. شاید فقط چند روزی که در طول سال به مشهد مشرف می­شدند دوران استراحت­شان بود. تابستان و زمستان نداشتند. البته در تابستان کارشان کمتر می­شد، شاگردان عوض می­شدند و شاگردان دیگری می­آمدند؛ ولی کار تعطیل نشده بود. باز کار داشتند. مدام در مقام کار و خدمت بودند و درس می­گفتند و برای مردم مسئله می­گفتند، موعظه می­کردند، عرفیات می‌گفتند، داستان می­گفتند، تاریخ و خاطره می­گفتند. همین طور تمام شبانه روز مشغول بودند. کسانی که بالخصوص در ادوار گذشته شاگرد ایشان بوده­اند عموما راه و رسم ایشان را آموخته­اند، برای مردم  به درد خور شده­اند، تا می­توانند برای مردم وقت می­گذارند و خدمت می­کنند.»(به نقل از پایگاه اطلاع­رسانی حجت­الاسلام و المسلمین جاودان از شاگرد مرحوم آیت­الله مجتهدی).

 

12.  اخلاص

«من در تمام مدت عمرم با بزرگان و شخصیت­هایی و ... که با آن­ها سر و کار داشتم، هیچ کس را خالص­تر از آقای قدوسی نیافتم. از آنهایی بودند که باید بگوییم فکر و ذکر و عمل و حتی نفس کشیدنشان برای خدا بود.»

«آقای قدوسی شخصیت بسیار بزرگوار، عالم مورد تأیید حوزه، از شاگردان امام، حافظ بسیاری از خطبه­های نهج­الابلاغه، در آن زمان از شاگردان علامه طباطبائی در فلسفه و در تفسیر یک شخصیت به تمام معنا کامل و جامعی بودند، اما این شخص با آن همه عظمتشان، برای ما گلستان سعدی را تدریس می­کردند؛ چون اعتقاد داشتند طلبه­ها باید با ادبیات فارسی آشنا باشند. در حوزه برای تدریس ملاک­هایی وجود داشت و می­توانم بگویم یکی از تبلورهای خلوص آقای قدوسی پذیرفتن تدریس چنین درسی در سطوح پایین حوزه بود. و یا اینکه استاد حفظ قرآن ما بودند. حفظ قرآن را یک طلبه معمولی هم می­تواند مدیریت و تدریس کند، اما به دلیل اینکه اعتقاد داشتند طلبه­ها حتما باید قرآن را حفظ بکنند خودشان مدیریت و تدریس این کلاس را نیز عهده گرفته بودند.»(ماهنامه شاهد یاران، شماره 38، دی ماه1387، 13و 12، گفتگو با حجت­الاسلام و المسلمین روح‌الله حسینیان)

13.  نظم و انضباط

·         منظم بودن مدیر؛

·         تأکید و پیگیری جدی بر نظم اساتید و برگزاری دروس؛

·         تأکید و پیگیری جدی بر نظم امور مختلف طلبه ها و مدرسه؛

·         گفته می شود نظم و انضباط اولین و مهم ترین عامل موفقیت در هر امری است؛

«مدیریت، نظم و قاطعیت، نظم شدید و نمونه شهید قدوسی، زبانزد خاص و عام بود و مقررات مؤسسه­ای که او بر آن نظارت داشت، باید کاملا اجرا شود و تخلف از ضوابط را از هیچ کس قبول نمی­کرد، در مقابل بی‌نظمی هیچ‌گونه انعطافی از خود نشان نمی­داد و این در حالی بود که می­گفت: اگر من بچه یتیم و یا فرد درمانده­ای را ببینم دلم می­خواهد در کنارش به گریه بنشینم و این رقت قلب و عاطفه شدید چندین بار نمودار گردید. او نخستین کسی بود که نظم را در مدارس طلاب مستقر کرد و خود اسوه الگوی نظم در همه امور بود، قبل از ساعت مقرر در مدرسه منتظریه (حقانی) حاضر می ­شد و از کوچکترین بی نظمی و تأخیر بدون علت شرعی نمی­گذشت، تا دیر وقت در مدرسه می­ماند و کار امروز را به فردا موکول نمی­نمود، درس طلبگی را با سیستم جدید آموزشی تلفیق داد، کلاس­های مرتب و راحت، تخته و کچ و نقشه، میز و صندلی، و دفتر حضور و غیاب تهیه کرد، در عمل به آنچه که وظیفه شرعی خود تشخیص می­داد ذره­ای مجامله نمی­کرد و اصرار و چانه زدن در مقابلش بی­فایده بود. در ابتدا جوانب کار را به دقت می­سنجید سپس تصمیم می­گرفت و پس از آن وارد عمل می­شد و در این وقت بود که هیچ کس قادر نبود او را از ادامه کار باز دارد.»( hawzah.net)

14.  تواضع

«مقارن غروب يکي از روزها که آقاجان [آیت­الله کوهستانی] جهت سرکشي و نظارت به مدرسه تشريف مي‌بردند، مشاهده مي­کنند در حياط مدرسه لعاب برنج ريخته شده است. آن بزرگوار با کمال تواضع عبا را به کناري گذاشته آستين خود را بالا مي­زند و با دستان مبارک خود آب برنج همراه با خاک را جمع کرد و داخل رودخانه کنار مدرسه مي­ريزد. دوباره که خواست باقي مانده لعاب برنج را جمع کند طلبه­اي که آب برنج را ريخته بود متوجه شد و با شرمندگي نزد آقا آمد و عذر خواست و گفت: من خودم تميز مي­کنم، ايشان با مهرباني و عطوفت فرمود: «صبر کن پسر! دست­هايم را بشويم.» پس از شستن دست­ها، آقا دست مبارک خود را بر روي شانه آن طلبه گذاشت و به او فرمود: «پسر تو درس بخوان! فقه مذهب جعفري را براي مردم بيان کن و آن را رواج بده محمد کوهستاني خدمتکار شماست». (حجت­الاسلام احمد فدایی از شاگردان مرحوم آیت­الله کوهستانی، به نقل از کتاب بر قله پارسایی)

 داشتن شناخت کافی نسبت به ویژگی‌های نسل جوان

حاج آقا بنابی: «برای اینکه طلبه دچار روزمرگی نشود گاه بی­گاه، هفته­ای یکبار بین دو نماز می­نشینیم - با بعضی هفته­ای دوبار با بعضی هفته­ای یک بار – مثلاً در ایام امتحانات در رابطه با امتحانات، بُعد معنوی و بُعد علمی و... صحبت می­کنیم. ایام عزاداریست؛ طلبه­ها را می­بریم نیم ساعتی یا یک ساعتی عزادراری می­کنند. دیدن فیلم؛ یک ساعت تماشای فیلم امام علی یا فیلم مختار،... برای طلاب داریم».

آقای قدوسی برای اینکه طلبه­ها تنبل بار نیایند، برایشان برنامه والیبال گذاشته بودند. لذا می­فرمودند: طلبه­ها جوان هستند برای اینکه نیرو و شادابی­شان حفظ شود تا بتوانند درس بخوانند، در روز یک ربع، بیست دقیقه والیبال بازی می­کنند. روزهای جمعه از مدرسه حقانی پیاده حرکت می­کردیم و به جمکران می­رفتیم و صبحانه را آنجا می­خوردیم و نماز و دعا و ذکر بود و بعد هم برمی­گشتیم به قم. سفر معنوی عظیمی بود و تأثیر فوق‌العاده­ی در روحیه دوستان طلبه و تربیت آنها داشت.» (شاهد یاران، گفتگو با حجت­الاسلام نیری، ص18 و علی سعیدی شاهرودی، ص33).

 

ب: مسئولیت‌های تربیتی مدیر

1.      حضور حداکثری در مدرسه و در دسترس طلاب بودن

حاج آقا موسوی نژاد (از مدیران موفق مشهد مقدس): «به خاطر دارم یکی از طلاب که شاگرد ما بود، پیش از پیروزی انقلاب، چند سالی قم رفت. دو سه سالی بعد از پیروزی، در یکی از شهرستان­ها پدرش امکاناتی داشت و می­خواستند مدرسه علمیه راه اندازی کنند. ایشان آمد پیش ما و درباره ایجاد مدرسه سؤالاتی می­کرد؛ از جمله پرسید: بسیاری از مدارس ابتدای تأسیس رونق خوبی دارد؛ اما به تدریج افول پیدا می کند، ولی مدرسه شما این طوری نیست، همچنان موفق و پررونق مانده است، علت آن چیست؟ در جواب گفتم، بی­عرضگی من! چون آن آقایی که مدرسه تأسیس می­کند ابتدا کار را درست انجام می­دهد؛ اما اندکی بعد، جای دیگری به او پیشنهاد می­شود. او هم به عُرضه خودش می­بیند قبول می­کند. جاهای دیگر هم همینطور! آن وقت می­شود سه چهار کاره! طبعاً چنین شخصی نمی­تواند حضور درست و اِشراف کاملی بر مدرسه داشته باشد؛ لذا کار عیب پیدا می‌کند و درست پیش نمی رود. روش و اعتقاد من این است که مدیر مدرسه باید پیش از آن که طلاب بیایند و سر کلاس بروند، خودش در مدرسه حضور داشته باشد، بر رفت و آمد آنان نظارت کند و امور مدرسه را نیز تماماً ردیف کند.»

2.      تمحض در اداره مدرسه

مقام معظم رهبری مدّ ظله العالی : «... حوزه بناب یک حوزه­ای است که بدون اینکه با قم سر و کاری داشته باشد، مدرسه را ساخته، طلبه را آورده، مدرس را برده و ششصد و خرده­ای طلبه را دارد اداره می­کند. من شنیدم که سطح طلبه­هایش هم سطح خوبی است و خوب هم دارد اداره می­کند. علتش هم این است که مدیر متمحض دارد» (در دیدار اعضای شورای عالی حوزه علمیه قم،4/8/1389).

آیت­الله فاضل(مدیر مدرسه فیضیه بابل) :«ائمه­ی جمعه از نظارتِ مستقیم در حوزه­ها فاصله بگیرند – حرفم را تصحیح می­کنم، ائمه جمعه­ی غیربومی. ائمه جمعه بومی باشد؛ مثل حاج آقای روحانی بومی اینجا هست، یا آقای نور­مفیدی الآن در گرگان ساکن هست، خیلی هم موفق. ... در اثر تغییر امام جمعه واقعا زیان­های متعددی به حوزه­های ما رسیده است؛ امام جمعه که عوض شد، سرپرست و استاد و ... تغییر می­کنند. ...»(انجمن تعلیم و تربیت حوزه علمیه در محضر آیت­الله فاضل)

3.      اشراف مستمر بر امور مدرسه و طلاب

«مراقبت و نظارت مستمر ايشان [آیت­الله کوهستانی] علاوه بر روزهاي درسي شب­ها نيز ادامه داشت؛ ... صداي استاد و معلم دلسوز حوزه که عصا زنان با گام­هاي آرام اما اميدوار به آينده­اي روشن حواس­ها را به خود متوجه مي­ساخت و گاه با کوبيدن عصا بر در حجره­ها به طالبان علم هشدار مي­داد که بيدار باشيد و رنج بکشيد تا بتوانید عنصري مفيد در جامعه گرديد. بار ديگر نيز نيمه­هاي شب صداي عصاي اين مرد ملکوتي و الهي خواب سنگين را از چشم‌هاي اين جوانان پرشور مي­ربود و آنان را توجه مي­داد که راه سعادت و کاميابي در تهجد و شب­زنده­داری است. به خاطر همين محبت پدرانه بود که هر کس تصور مي­کرد که معظم له او را بيشتر از ديگران دوست مي‌دارد. با همه اين زحمات و تلاش­هايي که در راه رشد و ترقي طلاب بکار مي­گرفت خود را طلب کار نمي‌دانست بلکه افتخار مي­کرد که خدمت­گزار مروّجان فقه جعفري عليه­السلام است» (به نقل از کتاب بر قله پارسایی)

حاج آقا بنابی: «با سر زدن به حجره‌ها، به پاكيزگي و نظافت حجره‌ها و اینکه طلبه‌ها مشغول مطالعه هستند يا نه؟ توجه مي‌كنم.»

4.      توجه تامّ به امور درسی طلاب

«مرحوم آیت الله کوهستانی به امور درسی طلاب بسیار توجه داشت و با تمام توان خود می کوشید که برنامه های درسی آنان به زمین نماند. در آغاز چون تدریس و مدیریت مدرسه بر عهده ایشان بود سعی وافر داشت به نحو احسن آن را اجرا نماید.

خود در این باره می فرمودند: اوایل کار حوزه تا حدود سیزده درس می‌گفتم و بر اثر آن خستگی شدیدی بر من مستولی می شد به گونه ای که شب، حال و رمقی برایم باقی نمی ماند، جهت رفع خستگی در همان بیرونی دراز می کشیدم. افزون بر آن که اواخر شب برخی از طلاب جهت رفع اشکال ها و پاره ای از سؤال‌های درسی به من مراجعه می کردند و باید پاسخ آنان را نیز می دادم سپس برای استراحت به منزل می رفتم. این وقتی بود که جمعی از طلبه ها برای تهجد و نماز شب به بیرونی و حسینیه می آمدند.

آن بزرگوار چنان به درس های طلاب جوان و پرشور اهتمام می ورزید که حاضر نبود یک روز هم بدون دلیل درس حوزه تعطیل گردد، گاه اگر مسافرتی به روستاهای اطراف پیش می آمد سعی می کرد شب را به منزل بازگردد تا درس فردا دایر باشد. در سال های آغازین که برنامه های درسی ایشان  فشرده و زیاد بود جهت نظم در اجرای برنامه ها مراجعات مردمی و رفع خصومت ها و گرفتاری ها را به روزهای تعطیل واگذار کرده بود.  تمام وقت در خدمت طلاب بود، اغلب روزها در حیات مدرسه می نشست و دانش پژوهان جوان حوزه اطراف او حلقه می زدند و با مهربانی و عطوفت از آنان درس های گذشته را می پرسید و در ضمن، راه و رسم تحصیل علم و دانش و رمز ترقی و کسب کمالات معنوی را به آن ها می آموخت.

شاگردان را هم تشویق می کرد و هم در مواقع ضروری تنبیه می نمود. اگر طلبه ای از عهده امتحانات حوزه خوب بر می آمد، جایزه تعیین می کرد و به این طریق او را مورد لطف و محبت خویش قرار می داد» (به نقل از کتاب بر قله پارسایی)

5.      تکریم طلاب و شخصیت دادن به آنها

آيت­الله شاهرودي بهشهري: «در بزرگواري آقاي کوهستاني همين بس که هيچ طلبه­اي را تضعيف نکرد، بلکه تقويت نمود.»

حجت­الاسلام و المسلیمن امینی: «در باب تلبس آداب ویژه­ای از قدیم داریم... گاهاً به طلبه­ای که خانواده‌شان مخالف آمدن فرزندشان به حوزه بودند، پول می­دهیم که با عزت و با پول تو جیبی خودش به صد نفر از فامیل طبقه اول شام می­دهد؛ گاهی اوقات هم، خودمان پلو را می­دهیم.»

6.      حراست از مناعت طبع و عزت نفس طلاب

«آیت­الله مجتهدی می­گفتند: طلبه‌های این مدرسه برای درس به مدرسه‌های دیگر نروند، به علت اینکه اگر طلبه به درس فلان آقا برود آن آقا که درس می‌دهد سر ماه مقداری شهریه می‌دهد و ... خود به خود آن طلبه گدا بار می‌آید، ولی من می‌خواهم طلبه‌ها آقا بار بیایند؛ لذا ایشان استاد خوب به مدرسه می‌آورد تا طلبه‌ها جای دیگر نروند. آیت‌الله مجتهدی قبول نمی‌کرد در مدرسه او به صورت متفرقه از طرف مراجع شهریه داده شود، چون ایشان اجازه از مراجع داشت خودشان شهریه می‌داد و با حفظ حرمت و احترام هم شهریه می‌داد و می‌گفت: طلبه نباید شهریه بگیرد، بلکه باید شهریه به او بدهی. ایشان شهریه را به طلبه می‌داد آن هم با کرامت و به این وسیله مقام طلبه را بالا می‌برد و می‌گفت  :«طلبه باید غنی الطبع باشد.»

«در مدرسه بناب، آن هنگام که طلاب کمتری در مدرسه بود، مسئول شهریه به حجره طلبه مراجعه می‌کرد، کتابی را از طلبه می‌گرفت، پاکت شهریه را در خفا در آن کتاب قرار می‌داد و با احترام کتاب را به طلبه برمی‌گرداند. در آن مدرسه هرگز پول به طور مستقیم به طلبه داده نشد. (انجمن تعلیم و تربیت حوزه در محضر آیت الله بنابی).

حاج آقا بنابی: «يكي از بهترين و موثرترين راهكارها ارائه الگوهاي سازنده از انبياء و امامان معصوم عليهم السلام، به ويژه از بزرگان دين و عالمان است؛ چرا كه شايد كسي بگويد: حساب معصومين جداست و ما نمي توانيم به مقام آنها برسيم. به هر حال الگو دهي از عالمان پارسامنش شيعه و بيان داستان زندگي آنها مي تواند در اين زمينه نقش ايفا كند... از جمله الگوها مي‌توان به نحوه زندگي عالم رباني مرحوم نراقي اشاره كرد. يكي از داستان هايش را به صورت خلاصه عرض مي كنم. آن گونه كه تعريف مي كنند هنگامي كه مرحوم نراقي به طلبگي مشغول بوده، با يك مغازه دار معامله داشته و در واقع از او خريد مي كرده است. آن مغازه دار يك موقع متوجه مي شود كه لباس هاي مرحوم نراقي خيلي مندرس و كهنه شده است، لذا مي گويد: من براي شما لباس نويي تهيه مي كنم تا آن را بپوشيد. مرحوم نراقي هم قبول مي كند، اما بعد از مدتي لباس را برگردانده و اظهار مي كند كه من نمي توانم اين لباس را بپوشم؛ چون هر وقت يادم مي افتد كه شما اين را داده ايد، احساس ذلت مي كنم. لباس كهنه ام خيلي گواراتر از اين لباس است!»

7.      تغافل

حاج آقا بنابی: «گاه برای حفظ شخصیت طلبه، لازم است نسبت به برخی از اشتباهات و حتی تخلفات کوچک او تغافل شود.» (دیدگاه­های تربیتی- مدیریتی حاج آقا بنابی)

«من أخلاقِ الکَریم التَغَافُل عَمّا یَعلَم؛ در پرتوی این اصل، حریم مدیر و طلاب در امان می­ماند و در عین حال در جای خود به صورت غیر مستقیم، ضعف­ها و کاستی­ها درمان و مشکلات گوشزد و راه­ حل­های لازم بیان می­گردد. ایجاد فرصت برای جبران، درمان منطقی دردها و حل مشکلات به دور از احساسات لحظه­ای و هیجان­های زودگذر، از دستاوردهای این اصل است. بنابراین، با این اصل دو فرصت ایجاد می­شود: یکی فرصت برای جبران از ناحیه طلاب و دیگری فرصت برای تصمیم درست از ناحیه مدیر. مدیر نیز می­تواند غیر مستقیم و در قالب کلام­های معرفت، ریشه­های این­گونه مشکلات را عنوان کند و به طرح راه­های جبران و حل آن بپردازد. علاوه بر آن که در صورت رعایت نکردن این اصل و شکسته شدن حریم­ها، انگیزه لازم برای خوب ماندن و اصلاح، ضعیف می­شود. باید توجه داشت که اجرای این اصل، مادامی است که برای برخوردها نیازی به واکنش سریع و تصمیم لحظه­ای نباشد.(حجت­الاسلام و المسلمین نظافت، نشریه حوزه، شماره 145)

8.      تبشیر و امید دادن به طلبه

«امید دادن به طلبه؛ که آقای طلبه! بالاخره شما هدفی که در نظر داری به آن اهداف می‌رسی؛ هم امید بدهید که به آن هدف خواهی رسید؛ و هم به راه امیدوار کنید که از این راه می­توانی برسی. ... گاهاً بعضی­ها طوری می‌کنند که تمام مسئله را عرشی می‌کنند. طلبه با خود می­گوید خب! من که با این استعداد، با این اراده! من کجا و آنجا کجا! من کجا و میرزای قاضی کجا! من کجا و امام اُمت، صاحب معجزه قرن کجا! شیخ مفید کجا! ...باید امید داد که آن هدف و راه همین است، جناب طلبه همین صرف را باید بخوانی، ... تا برسی و همه­ی کسانی که رسیدند از اینجا رسیدند. امیدوار باید کرد! (انجمن تعلیم و تربیت اسلامی حوزه در محضر حاج آقا بنابی)

«یک راهکار خوب دیگر برای افزایش سطح علمی و تشویق طلبه­ها با تصویت هیئت امناء این است که به طلبه­ای که سطح علمیش بالاست -که الآن چند تا داریم و درس و فهم وی خوب است- یک کلاس درس واگذار می­کنیم تا با نظارت ما تدریس کند که برای سایر طلاب الگو و اسوه بشوند؛ و آنها نیز در جهت مسیر کمال علمی بیش از گذشته پیش بروند.(گفت و شنود انجمن تعلیم و تربیت حوزه با حاج آقای امینی)

 آیت­الله مجتهدی: «شما طلبه­ها اگر می­خواهید ملای به درد بخوری بشوید، باید با خدا ارتباط داشته باشید. سحرها برخیزید، قرآن بخوانید ...» ( در محضر آیت الله مجتهدی، ص163)

9.      ‌انذار

حاج آقا بنابی: طلبه باید خودش را بین مبداء و معاد احساس کند؛ و همینطور «واتقوا الله ان الله خبير بما تعملون». من این آیات را می‌گفتم خوشنویس­ها درشت بنویسند، به حجرات بزنند:

·         «أَ لَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى»‌ [سوره.. مبارکه العلق، آیه14]

·         «أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللَّهِ» [سوره مبارکه الحدید، آیه16]

·         «وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ وَ نَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ» . [سوره مبارکه ق، آیه 16]

·         «إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيَانِ عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمَالِ قَعِيدٌ * مَا يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلاَّ لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ». [سوره مبارکه ق آیات17,18 ] (انجمن تعلیم و تربیت اسلامی حوزه علمیه در محضر آیت الله بنابی)

«[آیت­الله مجتهدی] به طلبه‌های جدیدالورود می‌گفت: هر کسی به امید پدر و مادر و عمه و دایی و ... طلبه شده است، به این امید که آنها او را از لحاظ مالی اداره کنند؛ از طلبگی بیرون برود، چرا که طلبه موفقی نخواهد شد، باید توکلتان به خدا باشد چون پدر و مادر و عمه و دایی می‌میرند و خدا نمی‌میرد؛ اگر طلبه تکیه­اش به خدا نباشد موفق نمی‌شود. بارها تصریح می‌کرد که من تکیه­ام به خدا بود و هیچی نداشتم و خدا همه چیز به من داد. (مصاحبه خبرگزاری حوزه با حجت­الاسلام رامشک، به نقل از (hawzahnews

روش برخورد با طلاب خاطی:

سياست كاري ما در اين زمينه، بر برخورد صادقانه استوار است. مي‌كوشيم برخوردي حوزوي و كريمانه داشته باشيم . اگر كريم نيستيم ، حداقل برخورد كريمانه داشته باشيم . كم كردن شهريه به جهت غيبت، كار كريمانه اي نيست ! نه تنها تاثير مثبتي ندارد ، بلكه اثر منفي داشته و در طلبه عقده و كينه ايجاد مي كند . در طول اين مدت ، فقط دو سه دفعه اين گونه برخورد كرديم اما تجربه خوبي به‌ دست نياورديم .

غيبت موجه، غيبتي است كه از روي ضرورت اتفاق افتاده باشد . اين گونه غيبت ها را كاملا ناديده مي گيرم و اصلا ذهنيتي در خود ايجاد نمي كنم ؛ بر خلاف برخي كه تصور مي كنند اگر در من ذهنيتي ايجاد شود تا آخر آن ذهنيت باقي مي ماند . گاهي اتفاق افتاده كه با طلبه اي به جهت كم كاري، با بي مهري برخورد كرده ام ؛ اما چون او در برنامه هاي خود تجديد نظر كرده و از خود جديت نشان داده، من نيز متقابلا رفتارم را نسبت به او عوض كرده و با روي خوش با او برخورد نموده ام !

اما در مورد غيبت غير موجه، برخوردي در حد هشدار و تذكر را مناسب مي دانم . در برخي موارد هم تعهد كتبي خوب است ؛ اما بايد دانست كه تعهد كتبي هميشه جوابگو نيست ؛ چرا كه وقتي از طلبه تعهد كتبي گرفته مي شود، گويي كه بر روي پيشاني او مي نويسيم: «اين فرد متخلف است» و اين در روحيه وي اثر بدي دارد . تعهد كتبي در صورتي جواب مي دهد كه خلاف يا غيبت طلبه، از حد معمولي گذشته و سزاوار است كه اين گونه تنبيه شود .

البته در مورد كم كردن شهريه، اگرچه مبنا اين نيست كه به محض غيبت، از شهريه بكاهيم؛  لكن وقتي مي بينم كسي سهل انگاري مي كند و مي توانسته درس بخواند، ولي نخوانده يا در كلاس حاضر نشده، گاهي مي گويم سه يا چهار ماه اسم او را از دفتر شهريه حذف كنند تا براي روز قيامت‌، جوابي داشته باشيم .

گاهي هم با قهر كردن ، تنبيه مي كنم . مثلا پنج  يا ده روز روي خوش به او نشان نمي دهم . چه بسا اين قهرها از خيلي تنبیه‌ها سازنده تر باشد؛ چون با اين برخورد متوجه مي‌شود كه عجب فلاني كه اين قدر به من علاقه داشت، الان اين گونه سرد برخورد مي كند ، پس حتما از من خطايي سر زده است !

نوع و نحوه‌ي نگاه كردن در طلبه ها اثر دارد ؛ چون بعدها در نامه هايشان و ... مطالبي مي‌گويند كه معلوم مي شود، نسبت به قهر من متوجه بوده اند .

گاهي هم فقط به قهر قناعت نمي كنم ؛ بلكه با پيغام احيانا خودم به طور سرّي از او مي‌خواهم كه مثلا ده روزي از حوزه برود و در مدرسه نماند . در اين مورد نمي خواهم با او براي هميشه قطع رابطه كنم ، شخصي نيست كه به طور كلي از حوزه اخراج شود ؛ اما چه بسا با يك هفته و يا ده روز رفتن، تنبيه شود. الحمد لله نوعا چنين بوده است، زيرا بعد از بازگشت چنين طلبه اي به حوزه، اين اخراج، در او موثر بوده و جزو بهترين طلبه ها شده است . نه تنها عقده‌اي در دلش نمانده بلكه از وضع پيشين هم با صفاتر شده است ؛ چون مي فهمد كه اين كار، از روي انتقام جويي نبوده ، بلكه براي مصلحت حوزه و خود آن شخص بوده است . خدمت كردن به طلبه ، قالب هاي مختلفي دارد اين هم نوعي خدمت است  لكن در قالب تبعيد موقت !

  اگر خداي نكرده كسي مرتكب خطاي ديگري شود در برخي موارد او را به دفتر فرا مي خوانم و توبيخ مي‌كنم و گاهي هم به صورت غير مستقيم به او گوشزد مي كنم .

اما در برخي خطاها ـ كه ديگر ماندن شخص در حوزه صلاح نيست ـ اولا سعي مي كنم ساير طلبه ها به خطاي او پي نبرند ( البته اگر از قرائن بفهمند ،آن حرف ديگري است ) چرا كه جوان است و اگر او را اخراج مي كنم، از حوزه بيرون مي كنم نه از جرگه انسانيت و اسلاميت .

چنين شخصي را به دفتر فرا مي خوانم و با تمهيد مقدمات ، مسئله را برايش مي گويم ؛ چون اگر دفعتا و با صراحت تصميم را بگويم، بسا صدمه اي به او وارد شود كه ديگر اصلاح نگردد. خيلي با آرامش و نوازش عذرش، را مي‌خواهم و گاهي با معانقه از چنين اشخاصي خداحافظي مي‌كنم؛ يعني مي‌كوشم برخوردي كريمانه داشته باشم . متاسفانه طلبه اخراجي هم از اين اقدام مثبت سوء استفاده مي‌كند و چون مي داند مدير حوزه ، آبروي او را خدشه دار نخواهد كرد و از بيرون پليس نخواهد آورد و يا  به خادم مدرسه نخواهد گفت ؛ لذا معمولا يك هفته بلكه ده ها روز در حوزه مي ماند و نمي رود . باز او را به دفتر فرا مي خوانم و يا به وسيله مسئولان ديگر رفتنش را مي خواهم . اما به حول و قوه الهي تا به حال در اين مورد، از قوه قهريه استفاده نكرده ام .

اخراجيها هم دو دسته اند : برخي نسبت به برنامه‌هاي خاص اين مدرسه اهتمام ندارند كه آنان مي توانند در ساير مدارس ادامه تحصيل دهند . به اين طلبه‌ها في الجمله يك برگ انتقالي و گواهي تحصيل صادر مي شود ؛ اما عده‌اي كه ديگر براي طلبگي صلاحيت ندارند ، هرگز براي  آنها نامه اي صادر نمي شود . متاسفانه در برخي مدارس، براي اين كه زود از طلبه اخراجي خلاص شوند ، گواهي و نامه‌اي صادر مي كنند كه با اين كار، براي اسلام مار و عقرب پرورش مي دهند. من به اين نوع اخراجي‌ها اصلا تاييديه صادر نمي كنم ، تا برود به خدمت سربازي و يا دروس دبيرستاني‌اش را تمام كند، بالاخره شغل ديگري داشته باشد .

10.  پرهیز از شتابزدگی در امر تربیت

«توجه به این نکته برای مدیر ضروری است که تربیت امری است تدریجی که با صبر، حلم، حوصله و مدارای مربی به دست می­آید و نتیجه می بخشد: «…ذلک مَثَلُهُم فِی التَّورات وَ مَثَلُهُم فِی الانجِیل کَزَرعٍ أخرَجَ شَطئَهُ فآزَرَهُ فَاستَغلَظَ فَاستَویَ عَلَی سُوقِه …»(فتح/29)؛ در این آیه، شکل­گیری تدریجی شخصیت یاران پیامبر که در سایه تربیت نبوی به رشد رسیده اند، تصویر شده است: هم چون درختی که اول جوانه بذری است (أخرج شطئه) و بعد نهال نوپایی (فآزره) و به دنبال آن به استحکام می رسد(فاستغلظ) وسرانجام درختی پابرجا می‌شود.» (حاج آقای نظافت، نشریه حوزه، شماره 145)

11.  ‌برقراری ارتباط مؤثر با طلاب

راه­های ارتباطی حاج آقا بنابی با طلاب مدرسه­شان:

أ‌.         سر زدن به حجره­ها؛ با اينكه حجره­ها هم در فاصله بيشتري از هم قرار دارند، به هر حجره چند دفعه شخصا سر زده­ام.  ابتدا در مي­زنم، حتي گاهي مي­بينم چراغ حجره روشن است، اما چون جواب «بله» نمي‌شنوم، يا مي­بينم يكي از افراد حجره خوابيده، برمي­گردم و اگر جوابي آمد، به حجره رفته و حالشان را مي­پرسم.

ب‌.     «صندوق پيشنهاداتی» در مدرسه تعبيه شده كه كليد آن فقط  در اختيار خودم است. به طلبه­ها گفته­ام: اگر حرفي داشتيد بنويسيد، با امضاء يا بدون امضاء. طلبه‌ها مسائل مختلفي در نامه‌هاي خود به من مي­نويسند كه همه را مي­خوانم و آنها را پيش خود نگه مي‌دارم.

ت‌.     ارتباط با سرگروه­ها؛ طلبه­ها را براساس شهرها به گروه­هاي ده نفري تقسيم كرده­ام و براي هر گروه يك مسئول در نظر گرفته­ام، در طول سال با مسئولين گروه­ها جلسه دارم. از آنها نظرخواهي مي­كنم؛ مسئولين گروه­ها نظرات طلبه­ها را به بنده منتقل مي­كنند.

ث‌.     توجه به تغییرات روحی در طلاب: علاوه بر اين­ها يك ارتباط پنجمي هم با طلبه­ها دارم و آن اين است كه از قيافه برخي مي­فهمم كه گويا اين شخص در دل حرفي دارد و ناراحتي­اي در او هست. گاهي تنها او را و گاهي هم به صورت دو يا سه نفري به دفتر فرامي­خوانم و مي­نشينيم با هم درد دل مي­كنيم.

ج‌.      ارتباط با مسؤولین واحدها؛ واحدهاي مختلفي مثل واحد تبليغات، تداركات و ... در مدرسه فعال هستند كه با مسئولين آنها نيزدر ارتباط هستم.

ح‌.      به خاطر سپردن اسامی طلاب؛ طوري كه اسم همه را مي­دانم؛ بعد از يكي دو ماه اسامي طلبه­هاي سال اول را ياد مي­گيرم و به حافظه‌ام مي‌سپارم. مدتي پيش آقاي رباني، مسئول سابق مركز جهاني علوم اسلامي به بناب آمده بود، ديد كه وقتي من با طلبه ها كار دارم آنها را با اسمشان صدا مي­زنم، تعجب كرد و گفت: اسم همه را مي داني؟! با اين كه حافظه­ام قوي نيست، اما در اثر ارتباط مستمر اسم طلبه­ها در خاطرم مي‌ماند.

خ‌.      همراهی طلاب در سفرهای گروهی مدرسه؛ در مسافرت­ها نوعا خودم را از طلبه­ها جدا نمي­كنم. اگر آنها با قطار  بروند، من هم در كنارشان با قطار مي­روم. اگر با اتوبوس مسافرت مي­كنند، من هم در كنارشان هستم ( گرچه اخيرا استطاعت بدني­ام كم شده و گاهي با وسيله ديگري مي­روم) راه را بين چند اتوبوسي كه طلبه­ها در آن هستند، تقسيم مي­كنم. از اول تا آخر سفر در يك اتوبوس نمي­مانم. در يك اتوبوس هم فقط در يك صندلي خاصي نمي­نشينم؛ گاهي در جلو، گاهي در وسط و گاهي در آخر آن. اگر با قطار به مسافرت برويم، به كوپه­ها سرمي­زنم. (دیدگاه­های تربیتی- مدیریتی آیت­الله ­بنابی)

12.  عیب‌پوشی

«شهید قدوسی در تربیت شاگردان غالباً از روش غیر مستقیم استفاده می­کردند و عیب اشخاص را به رخ آنان نمی­کشیدند، بلکه با مطرح کردن خودشان، افراد را متوجه نقطه ضعفشان می­کردند. عقیده داشتند: «اگر در تلاش­های مذهبی دقت و مراقبت نشود و کارها مورد نقد و بررسی و ارزشیابی قرار نگیرد، امکان دارد از مسیر صحیح و اصولی دور شویم.» (شاهد یاران، شماره 38، ص86، گفتگو با غلامرضا گلی زواره)

حاج آقا بنابی: «اما در برخي خطاها ـ كه ديگر ماندن شخص در حوزه صلاح نيست ـ اولاً سعي مي­كنم ساير طلبه­ها به خطاي او پي نبرند (البته اگر از قرائن بفهمند، آن حرف ديگري است) چرا كه جوان است و اگر او را اخراج مي­كنم، از حوزه بيرون مي­كنم نه از جرگه­ی انسانيت و اسلاميت!» (دیدگاه­های تربیتی- مدیریتی حاج آقا بنابی)

13.  مراقبت هاي ظريف و غير ملموس درباره روابط طلاب

حاج آقا بنابی: «بنده سلیقه‌ام این است که برای هر ورودی، یک نفر مسئول تعیین می‌کنم. توصیه می‌کنم که کاملاً مراقب باشید، تا احساس نکند شما کنترل می­کنید؛ بطوری­که نامحسوس باشد و گزارش بدهند. اگر دیدی خیلی اهل ِنماز است گزارش بدهند؛ مثلا بعضی­ها دو ساعت برای نماز شب بیدارند، اما در کلاس می­خوابند. بعضی هنوز سال اول را تمام نکردند، کتاب می­نویسند. در اخلاقیات، مثلا یک نفر بود سنگریزه زیر زبانش گذاشته تا حرفی نزد... من به طلبه­ها می­­گویم بابا! شما تلاش کنید فقط حرام نگویید! ... به حرف­های شبهه­ناک هم اقدام نکنید. در کل مسائل، در برخوردها، حتی مسائل سیاسی این را باید به طلبه گفت: «الْمُتَقَدِّمُ لَهُمْ مَارِقٌ وَ الْمُتَأَخِّرُ عَنْهُمْ زَاهِقٌ وَ اللَّازِمُ لَهُمْ لَاحِقٌ».

14.  رازداری

حاج آقا بنابی: «اگر مطلبي در نامه‌های طلاب باشد كه نويسنده آن راضي نيست ديگري از آن مطلب با خبر شود، آن نامه را از بين مي­برم».

 

15.  واگذاری مسئولیت‌ها به طلاب

واگذاری مسئولیت به طلاب، دارای این نتایج است:

o        طلاب با مشکلات آشنا شده و توقعات بیجا نخواهند داشت؛

o        با انجام امور آشنا شده، توانایی مهارتی آنها بالا می‌رود؛

o        زمینه بروز خلاقیت‌های آنان فراهم می‌شود؛

o        فشار امور اجرایی از دوش مدیر و کادر اجرایی برداشته می‌شود.

16.  استفاده از عوامل پیدا و پنهان تربیت

}         شهید قدوسی برای تربیت طلاب از اساتید فاضل و اخلاقی همچون آیت­الله شبیری زنجانی، آیت­الله حائری شیرازی و ... استفاده می‌کردند.

}         بیشترین تاثیر تربیتی از سوی اساتید بر طلاب ایجاد می‌شود.

}         کادر مدرسه نیز باید از بین افرادی انتخاب شوند که بتوانند جهت­گیری صحیحی را به طلاب ارائه کنند.

 

17.  تقویت مبانی اعتقادی طلاب

برای شیطنت و بحران­های زمانه چه راهکاری می­فرمایید؟

حاج آقا بنابی: «اما راجع به آنها قرآن می­فرماید: «أَلَم تَرَ كَيفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصلُها ثابِتٌ وَفَرعُها فِي السَّماءِ»[سوره مبارکه ابراهيم، آیه۲۴ ] و « وَ مَثَلُ كَلِمَةٍ خَبيثَةٍ ...» باید بر مبانی عقیدتی طلبه کار کرد. واقعا به مبدأ و معاد و رسالت و به امامت معتقد شود؛ مادامی که مبانی اعتقادیش ثبات پیدا نکند، با کمترین شبهه به شک خواهد افتاد؛ یا اگر اخلاقی باشد با یک چشمک زدن شیطان او خودش را خواهد باخت. اما وقتی که واقعا به نصر خدا توجه کند ...اگر از نظر مبانی بر طلبه­ها کار شد، آن موقع درس­های اخلاقی هم بر اینان کاملا نقش می­بندد...»

تدریس درس توحید مرحوم آیت الله کوهستانی:

«حجت الاسلام و المسلمین محقق از شاگردان ایشان نقل می کند:  ایامی که در محضر آن بزرگوار افتخار حضور داشتم، برای من و یکی دیگر از شاگردان درس معارف را شروع کردند. ابتدا نزدیک به هشت یا نه روز مقدمات بحث را فرمودند از موجود غیر ذی روح آغاز كرده تا به بحث موجود ذی روح و حیاتی رسید، بعد وارد بحث روح شدند و از روح نیز به حیات رسید و از آن بحث نیز به حیّ که اسم خداوند تبارک و تعالی است منتقل شد... هنگامی که می خواست در اثبات ذات باری تعالی سخن بگوید به ما فرمودند: فردا می رسیم به اثبات خداوند که بحث بسیار دشواری است، چرا که هم من باید بتوانم خوب بیان کنم و هم شما باید خوب درک کنید؛ بنابراین بکوشید امشب و فردا، قرآن بیشتر بخوانید و در نماز شب از خداوند مسئلت کنید که شما را در فهم این معارف یاری دهد.

فردا که سر جلسه حاضر شدیم، ایشان بیاناتی در اثبات ذات باری تعالی فرمودند که ما نفهمیدیم. وقتی جناب ایشان متوجه این امر شدند، سکوت اختیار کرده و درس را متوقف نمودند و بیان داشتند که اگر به عمق مطلب پی بردید، این چنین خون سرد نبودید و به هیجان می آمدید. بالاخره آن روز را به مباحث دیگری پرداختند، ولی باز به ما سفارش کردند که از تلاوت قرآن و دعا و نافله شب غفلت نکنیم و از خداوند در جهت فهم این مبحث مهم اعتقادی کمک بجویم. فردا وقتی سر درس حاضر شدیم، با بیان بهتر وارد بحث اثبات صانع شدند. خدا شاهد است که بدون هیچ اغراق و مبالغه ای عرض می کنم همین که حدود بیست دقیقه در زمینه ذات باری تعالی صحبت فرمودند، چنان حالتی در ما به وجود آمد که وصف نشدنی است؛ به طوری که تعادل روحی خود را از دست داده و از شوق چشمانمان پر از اشک شد و بی قراری بر ما مستولی گشت. نمی توانستیم ساکت بنشینیم، وقتی آقا جان این حالت معنوی را در ما دید، فرمودند: الحمدلله جرقه زد و این حقایق برای شما جا افتاده است. » (به نقل از کتاب بر قله پارسایی).

18.  بهره گیری از تجارب تربیتی و مدیریتی دیگران

مدیران موفق و با سابقه، با وجود توانمندی لازم، همواره در جلسات تبادل نظر و تجربه شرکت کرده، از تجارب دیگران استفاده و آنها را یادداشت می‌کنند.

«آیت­­الله بهشتی یک مدیریت عالی داشتند و استراتژی و اهداف و راهبرهای مدرسه حقانی را مشخص می­کردند و کار آیت­الله قدوسی بیشتر مدیریت اجرایی و تربیت طلبه بود، یعنی به زبان امروز، آقای بهشتی نرم­افزار مدرسه را فراهم می­آوردند و آقای قدوسی وظیفه سخت­افزاری داشتند ...» (ماهنامه شاهد یاران، شماره 38، ص12؛ گفتگو با حجت­الاسلام حسینیان)

حجت­الاسلام و المسلمین ربانی: «در حوزه علمیه مسجد سلیمان، از همان ابتدا برای آموزش برنامه­ریزی خوبی صورت گرفت. دوستانی که تجارب حضور در مدارس حقانی و مرحوم آیت­الله مجتهدی و آیت­الله موسوی­نژاد را داشتند، این سه تجربه جمع شد و حقیقتاً در امر آموزش به خوبی سرمایه­گذاری کردند و آموزش را از نظر تحصیلی طلاب جدی گرفتند. خوب موفق شدند! ما الآن در خروجی­ها حدود پانصد طلبه خواهر و برادر داریم که چیزی حدود دویست نفر از آنها در قم هستند.« ( گفت و شنود انجمن تعلیم و تربیت حوزه با حجت الاسلام و المسلیمن ربانی)

19.  مشورت گرایی

حاج آقا بنابی: «در طول سال بارها با طلبه‌ها (مستقيم يا غير مستقيم) به شور مي­نشينيم و به پيشنهاد‌ها و انتقادهاي آنها توجه مي‌كنيم و گاهي توضيحي نسبت به برنامه­هايي كه شايد براي طلبه­ها مبهم جلوه كند، ارائه مي‌دهيم.»

«امروز حوزه علمیه مسجد سلیمان با نیروهای خودش اداره می­شود. نظام آموزشی آنجا قائم به فرد نیست، یک ترکیبی درست شده از هیئت مؤسس و طلاب عزیز. هیئت اُمنا، هر دوره­ای با انتخاب خود طلاب گزینش و انتخاب می­شوند». (گفت و شنود انجمن تعلیم و تربیت حوزه با حجت الاسلام و المسلیمن ربانی)

20.  پیروی و پیگیری مطالبات مقام معظم رهبری

حاج آقا بنابی: «نخست پيروي از رهنمود­هاي امام راحل رحمة­الله كه در تمامي مسائل بغرنج راه گشا است. قطعاً چنين تفكري كه حوزه را از ركود هزار ساله در عرصه مسائل اجتماعي – سياسي در آورد، در زمينه‌هاي ديگر نيز بسيار كار ساز و مشكل گشا بوده و هست. توجه به منويات مقام معظم رهبري مدّ ظلّه العالي است كه يكي از بزرگ‌ترين دغدغه­هاي خاطر ايشان، كارا شدن و به‌روز گرديدن حوزه­ها و سكان دار بودن آنها در هدايت اجتماع ـ چه از نظر علمي و چه از نظر مديريت سياسي ـ است. بنابراين با درك آرمان­ها و اجراي منويات ايشان، مشكلات حوزه­ها عميقاً برطرف خواهد شد.»

«در بحث استمرار تحول در حوزه­های علمیه [که از مطالبات رهبری بود]، به گمان ما حوزه علمیه مسجد سلیمان پیشگام است؛ به دلیل اینکه هم توانست سند چشم اندازش را قبل از حوزه­های علمیه و حتی قبل از حوزه علمیه قم تهیه کند. این سند هم تحویل و تقدیم مقام معظم رهبری شد و به دفتر ایشان هم تحویل داده شد. ...» (گفت و شنود انجمن تعلیم و تربیت حوزه با حجت الاسلام و المسلیمن امینی).

21.  توجه به بهداشت روحی و روانی طلاب

روزهاي تعطيلي تابستان بود که طلبه­ها به مسافرت رفته بودند. من و يکي ديگر از طلاب در مدرسه مانده بوديم و نزد فرزند [آیت­الله کوهستانی] تلمّذ مي­کرديم. اواخر مرداد ماه بود و هوا هم به شدت گرم، تصميم گرفتيم شهريور را تعطيل کنيم و به مسافرت برويم. بنا گذاشته بوديم از محضر آقا رخصت بطلبيم. نزد ايشان رفتيم، اين در حالي بود که وي در حسينيه نزد مهمانان نشسته بودند، پس از استماع موعظه­هايي که براي مردم داشتند، تصميم خود را به محضرش عرضه داشتيم و با درک ناقص خود احتمال مي­داديم شايد نپذيرند، ليکن  با خوشرويي معظم له مواجه شديم و چنان ترغيبمان کرد که مشتاقانه به سفر رفتيم، فرمودند: «بسيار خوب است از اين فصل مناسب به درستي استفاده کنيد و به بالاي کوه­ها و قله ها برويد تا سلول­هاي مغز و فکرتان استراحت کند و تجديد قوا کنيد که وقتي برگشتيد، بتوانيد بهتر به تحصيل بپردازيد.» (به نقل از کتاب بر قله پارسایی).

22.  توجه به بعد اخلاقی و تربیتی در گزینش طلاب

حاج آقا بنابی: «به صلاحيت اخلاقي  فرد نگاه مي­كنيم؛ آيا اين شخص صلاحيت دارد كه فردا به عنوان اسوه و الگو مطرح شود؟ هرچند تعدادي محدود او را به عنوان سرمشق خويش برگزينند! علاوه بر این معيار...، سلامت جسمي و روحي را هم مد نظر داريم و در اين باره حساسيت زيادي نشان مي­دهيم.»

«گزینش ما کاملاً علمی در غالب کمیته است. جزوات متعددی را تلفیق کردیم که فقط یک بخش از آن مربوط به جناب حجت­الاسلام حاج آقای هاشم پور که عضو انجمن روان­شناسی حوزه علمیه قم هستند، یا حضرت حاج آقای بناری که عضو انجمن علوم تربیتی حوزه علمیه قم هستند. جزوات دیگر هم داریم، لذا پرسش­ها یا مواجه شدن با آن و  طلبه­ای که می خواهد گزینش شود بی­مبنا و بی­حساب و کتاب نیست. برای همین است  که خیلی راحت و به گونه­ای گزینش می­کنیم که معمولاً ریزش نداریم؛  شاید پارسال از گزینشی که داشتیم یک نفرریزش داشتیم. آن نفر هم مشکل اخلاقی نبود، مشکل علمی بود؛ نکشید. که حالا در عذر خواستن یک طلبه هم کاملاً محترمانه و وجیه عمل می­کنیم. به گونه­ای که با خوش­بینی و امید برود و احساس خسران و شکست نکند. بعدها و در فرصت­های بعد با وی رابطه برقرار می­کنیم و از وی دعوت می­کنیم.» (گفت و شنود انجمن تعلیم و تربیت حوزه علمیه با حجت الاسلام و المسلیمن ربانی)

23.  اعتدال محوری

حاج آقا بنابی: «يكي از آفت­هاي مهم روحي و رواني طلاب و مشكلات عمده­ی آنها، جهت­گيري­هاي افراطي و تفريطي است؛ مثلاً گاهي ديده مي­شود طلبه­اي كه هنوز راه را نشناخته، به جاي راه رفتن مي­خواهد پرواز كند. اول مي­خواهد در عبادت، زهد و عرفان در نقطه اوج باشد. براي خود نماز شب را واجب مي­داند، نمازهاي نافله را تماماً مي­خواند... اگر در راستاي تربيت طلبه يك دفعه طوري جهت بدهيم كه هم غذا خوردنش تقليل يابد و در هر ماه، سه روز روزه بگيرد و هم نماز شب و نوافل را برخودش واجب كند! و يا بر اثر توصيه­هاي ما شانزده ساعت كار مفيد را برخودش تحميل كند و به اين قبيل دستور العمل­ها ملتزم گردد، خلاف مصلحت وي عمل كرده­ايم».

«از چیزهایی که همچنین خیلی موثر بود، اصل اعتدال است؛ نه سیاست زده شدیم، نه از سیاست فاصله گرفتیم! و نه به معنویت­های افراطی و نه با بیان درس­های خشک روی آوردیم. یک برنامه معتدل توانست اثر بگذارد.» (حجت الاسلام و المسلیمن امینی)

 

24.  اجتماعی شدن طلاب و حضور در صحنه­ها

«طلبه نبايد حسابش را از جامعه جدا كند و بگويد : من طلبه هستم، مردم مور و من سليمان هستم! اين صحيح نيست. خدا وقتي پيامبرش را توصيف مي كند واژه «من انفسكم» را مي آورد؛ يعني پيامبر از شماست. با اينكه اشرف مخلوقات است ، اما مي گويد از شماست. خودش مي فرمود كه مرا يك مرد و زن به دنيا آورده. با اينكه مردم كجا و پيامبر كجا! اصلاً قابل مقايسه نيست. اما اينكه طلبه چقدر اجتماعي باشد گفتني است:

اولاً طلبه حسابش با روحاني جداست. طلبه در حال تحصيل است ؛ اما روحاني كسي است كه فارغ التحصيل شده است. طلبه در عين حال كه بايد آداب اجتماعي را مراعات كند، لازم است تا حدي از جامعه دور باشد. البته نه اينكه از مسائل سياسي و اجتماعي بي خبر باشد و يا در اجتماعات ضروري سياسي مذهبي شركت نكند. كه اينگونه انزوا شرعاً و عرفاً مطلوب نيست؛ بلكه مرادم دوري نسبي است. در مسائل اجتماعي اي كه در حد ضرورت نيست، شركت نكند. اگر طلبه در حال تحصيل است، بايد فكرش را روي درس و بحث متمركز كند و شركت كردن در هر مساله اجتماعي، مانع از تمركز در درس و بحث است. طلبه مي آيد و مي گويد: مادر خانم برادرم مرحوم شده اجازه بدهيد به مرخصي بروم! گاهي هم لباس مشكي پوشيده به شهري كه 200 كيلومتر و يا بيشتر فاصله دارد، مسافرت مي كند تا در مجلس عزاي او شركت نمايد! با اين كار ديگر نمي شود طلبگي كرد...»

«طلبه نباید یک گوشه حجره منزوی شود. بعد از 15 سال 20 سال دیگر که یک مرتبه می­خواهد وارد اجتماع شود، نمی داند باید چه کند! لذا اجتماعی بودن را به قدر میسور یادشان می­دهیم. البته همه اینها آئین نامه دارد؛ مثلاً پایه یک تا سه قرنطینه هستند تا خوب پخته شوند و از پایه چهارم اجازه می­دهیم در ستاد نماز مدارس حضور یابند ... ؛ شرکت در راهپیمایی، انتخابات، اردوی جهادی داریم. الآن ما چند روز دیگر بچه­ها را به درو می­بریم تا نحوه دست گرفتن داس را یاد بگیرند؛ دستشان یک خورده پوست بندازد. گاهاً  شوخی هم می شود که مثلاً حاج­آقا! سنگین­تر از خودکار هم در عمرتان بلدید بردارید! امام گفت که: من جوان که بودم تفنگ به دست گرفتم. در خمین مبارزه کردم. منظورشان با خان­های چپاول­گر و روس­ها بود. امامی که چهارده سالگی تفنگ به دست گرفت این امام شد ...؛ رفتن به گلزار شهداء؛ لااقل ماهی یکبار دسته­جمعی یک زیارت عاشورا؛ حضور طلاب در اردوی جهادی در وقت­های غیر درسی ؛ در هفته بهزیستی طلبه­ها را می­بریم تا بچه­های معلولی که زبان و دست و پا ندارند، اما پدر دارد مادر دارد را ببینند. به نظرم اثرش چند برابرِ یک کلاسی که صرفا مفهومی است و بگوییم قدر دست و پاهاتون و قدر نعمت­هایی که خدا به شما داده است را بدانید.» (گفت و شنود انجمن تعلیم و تربیت حوزه با حجت الاسلام و المسلیمن امینی)

 

تهیه و تنظیم :

مدیریت مطالعات تربیتی و فرهنگی معاونت تهذیب

(با تشکر از حجت الاسلام و المسلمین هادی حسینخانی که بخش اعظم این جزوه توسط ایشان تهیه شده است)

اين اصطلاحات هر چه زيادتر شود، اگر با تهذيب و تقوى همراه نباشد، به ضرر دنيا و آخرت جامعه مسلمين تمام مى‏شود... علم توحيد هم اگر با صفاى نفس توأم نباشد، وبال خواهد بود.

اوقات شرعی