اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعة و فی کل ساعة ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا
جمعه ٠٤ خرداد ١٣٩٧

طلبه باید راه را با معرفت و علم و یقین انتخاب کند و با معرفت و علم و یقین هم آن را ادامه دهد.
 
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 4719
 بازدید امروز : 115
 کل بازدید : 1237275
 بازدیدکنندگان آنلاين : 3
مهارت‌های پیشگیری و مهار خشم و پرخاشگری

بسم الله الرحمن الرحیم

مهارتهای پیشگیری و مهار خشم و پرخاشگری

از نگاه روایات و کتاب های اخلاقی

                                                                                                                                        کاظم علیمحمدی*

مطلع سخن

سر و صدای سالن همه را کشاند بیرون، دو نفر از بچه ها با هم درگیر شده بودند، معلوم نبود سر چی؟ اما فقط فریادهای بلند یکی از آنها شنیده می شد و صورت برافروخته اش بود که بقیه را نگران می کرد؛ در این بین حرف هایی هم می زد که خیلی جالب نبود... !

ممکن است برای شما هم این سؤال مطرح شود که آیا در محیط زندگی طلبگی ضرورتی برای طرح چنین بحثی وجود دارد؟ مگر کسی از ما طلبه ها هم هست که موضوع خشم و پرخاشگری مشکل او باشد؟ البته واقعیت ماجرا این است که هر چند در مقایسه با سایر اقشار جامعه، میزان ابتلا به این آسیب در میان طلاب، بسیار کم و ناچیز است اما با توجه به جایگاه الگویی طلبه ها در میان مردم، کم آن هم زیاد است.

فضای مباحثات علمی و اجتماعی، ورود در بحث های سیاسی و جناحی و طرفداری متعصبانه از اشخاص یا گروه های خاص، سر و صدای کودکان هنگام سخنرانی بالای منبر، متلک پرانی و هتاکی افراد لاابالی و گاه مغرض به هنگام عبور از خیابان، بازار و ...، همگی می تواند زمینه ای باشد تا فرد را درگیر خود کرده و با سوء مدیریت منجر به بروز رفتارهای تند و نابهنجار در او گردد.

با مروری بر حالات درونی خود در می یابیم که همه ما کم و بیش در معرض این آسیب هستیم و کمتر کسی پیدا می شود که در زندگی خود حالت هایی از خشم و پرخاش را تجربه نکرده باشد؛ حالتی که در پی آن، آتشی در قلب انسان شعله ور می شود و زبانه های آن در چهره اش نمایان می گردد[1] و چون این آتش هیجان رو به سردی می گراید و شعله هایش فرو می نشیند، انسان از کرده و گفته خویش به شدت شرمنده و پشیمان می شود.[2]

به هنگام دشواری ها و تلخی های زندگی است که گوهر وجودی انسان محک می خورد و رشدیافتگی یا عدم رشدیافتگی شخصیت فرد نمایان می شود[3]؛ گاهی فشارهای روانی به اندازه ای در انسان شدت می گیرد که توان اختیار از وی سلب می شود. در روایت است که هنگام خشم و غضب است که انسان بردبار شناخته می شود[4]؛ شرایطی که شیطان بیشترین سلطه را بر انسان دارد.[5] بردباری و خویشتنداری به هنگام خشم، مهارت و توان بالایی را می طلبد که در صورت به دست آوردن آن می توان به فضایل اخلاقی و کمالات انسانی بسیاری راه یافت.

خشم از عواطف و هيجانات مهم و تاثيرگذار بر رفتار انسان است و به دليل ايجاد احساسات منفي و ناخوشايند در دسته هيجانات منفي قرار مي گيرد؛ اما با اين حال‌، به عنوان يكي از احساسات و رفتارهاي ضروري در انسان به شمار آمده ‌و در صورت مديريت صحيح مي تواند نقش هاي سازنده و بسيار مفيدي در حفظ و بقاء زندگي و روابط اجتماعي وي ايفا كند و به نوعي مي توان آن را حافظ و نگهبان آدمي دانست. حال با توجه به نقش اساسي كه اين هيجان در زندگي انسان ايفا مي كند، در صورت عدم مهار و مديريت صحيح نيز مي تواند زمينه ساز بسياري از مشكلات فردي و اجتماعي باشد. به همين دليل، ابراز اين هيجان، ‌احتياج به نوعي مهار و مديريت صحيح دارد كه در صورت تحقق، ‌مي تواند تاثيرات مفيدي در اصلاح رفتار فرد ايفا نمايد. در این نوشته سعی خواهیم کرد پس از بیان نکات مقدماتی، به مهم ترین راهکارهای مهار و مدیریت خشم از دیدگاه آیات و روایات و نیز بزرگان علم اخلاق اسلامی بپردازیم.

خشم و پرخاشگری چیست؟

بنابر آن چه از منابع اسلامی استفاده می‌شود رفتار پرخاشگرانه مبتنی بر نیرویی سرشتی است که به منظور صیانت از تهدیدهایی که انسان با آن روبروست، در وجود انسان به ودیعه نهاده شده است. بدون وجود این نیرو، انسان برای دفع مضرات و مقابله با تهدیدها و خطرها برانگیخته نمی‌شود و حیات او در خطر می‌افتد. امام صادق علیه‌السلام فرمودند: «خداوند متعال تو را به گونه‌ای آفریده که بتوانی ببینی و بشنوی، عصبانی شوی و خشنود گردی و گرسنه و سیر شوی».[6]

انسان با استفاده از این ظرفیت در برابر اموری که تعادل و سلامت او را در معرض تهدید قرار می‌دهند به مقابله بر می خیزد. به عبارت دیگر، انسان دارای ظرفیتی سرشتی به نام خشم است که برای حفاظت او در برابر خطرها و تهدیدها او را به پرخاشگری بر می انگیزد .[7]

خشم احساسي است كه به صورت جسماني و هيجاني ابراز ميشود. خشم واكنش طبيعي ارگانيسم نسبت به شرايطي است كه فرد دچار ناكامي ميشود. اين احساس ميتواند از يك احساس خفيف ناخوشايند شروع شده و تا يك احساس شديد عصبانيت را در برگيرد.

 

با اينكه خشم احساسي طبيعي و لازم است، ولي وقتي شدت آن خيلي زياد باشد، در موارد زيادي اتفاق بيفتد و نحوه ابراز خشم توسط فرد مناسب نباشد، ميتواند مشكلساز و تنش آفرین شود.

در واقع، خشم از دو جزء تشکیل می شود:

برای این که خشمگین بشوید باید:

1.       شکلی از استرس و درد را احساس کنید؛

2.       از اندیشه هایی که در سر دارید برای انجام یک واکنش خصمانه استفاده نمایید.

  > هم استرس و هم اندیشه منفی برای این که فرد به احساس خشم و پرخاشگری برسد ضرورت دارد.

سخن «ابن مسكويه» در تعريف غضب:

«غضب در حقيقت عبارت از حركتى است نفسانى كه به واسطه آن جوشش در خون قلب حادث شود براى شهوت انتقام، پس وقتى كه اين حركت سخت شود آتش غضب را فروزان كند و برافروخته نمايد و متمكن كند جوشش خون قلب را در آن، و پر كند شريانها و دماغ را از يك دود تاريك مضطربى كه به واسطه آن حال عقل بِدو ناچيز شود و كار او ضعيف شود. و مَثَل انسان در اين هنگام، چنانچه حكما گويند، مَثَل غارى شود كه در او آتش افروزند و پر گردد از شعله، و محبوس و مختنق گردد در آن دود و اشتعال آتش، و بپا خيزد نفير آن و بلند شود نايره و صداى آن از شدت اشتعال، پس سخت شود علاج آن و مشكل گردد خاموش نمودن آن، و چنان شود كه هر چه بر وى افكنند كه او را فرو نشاند، خود او نيز جزء آن شود و بر ماده آن افزايد و سبب ازدياد شود. پس، از اين سبب است كه انسان در اين حال كور شود از رشد و هدايت، و كر گردد از موعظه و پند، بلكه موعظه در اين حال سبب ازدياد در غضب شود و مايه شعله و نايره آن گردد، و از براى اين شخص راه چاره اى در اين حال نيست». آنگاه می نویسد: «و اما بقراط گويد كه من از كشتيى كه دچار بادها و طوفان هاى سخت شود و متلاطم كند آن را موج هاى دريا و بيندازد آن را در لجّه هايى كه در آن كوه هاى دريايى است اميدوارترم از شخص غضبناك برافروخته؛ زيرا كه كشتى را در اين حال ملاّحان با لطايف الحيَل نجات دهند و اما نفس وقتى آتش غضبش شعله ور گرديد اميد حيله براى او نيست البته؛ زيرا كه هر چه حيله به خرج برى، از قبيل مواعظ و نصايح و هر چه با او فروتنى كنى و زارى نمايى، بر شعله و مايه آن افزايد».[8]

 

بیان مُلاّ احمد نراقی درباره غضب:

«و آن [غضب] عبارت است از حالت نفسانيّه كه باعث حركت روح حيوانى و از داخل به جانب خارج از براى غلبه و انتقام مى شود. و هرگاه شدت نمود باعث حركت شديدى مى شود كه از آن حركت، حرارتى مفرط حاصل و از آن حرارت دود تيره اى بر مى خيزد و دماغ و رگها را «ممتلئ» مى سازد، و نور عقل را مى پوشاند و اثر قوه عاقله را ضعيف مى كند و به اين جهت در صاحب غضب، موعظه و نصيحت اثرى نمى بخشد. بلكه پند و موعظه، درشتى و شدّت را زياد مى كند. حركت قوّه غضبيه به جهت امرى است كه هنوز واقع نشده است بلكه محتمل الوقوع است و به جوش آمدن شعله غضب، به جهت دفع آن است، يا به سبب امرى است كه واقع شده، و حركت آن به جهت انتقام است».[9]

از خشم در بعضى از روايات به آتش تعبير شده و اين تعبير لطيف، هم ما را در درك ضرورت وجود خشم در آدمى يارى می‌دهد و هم نسبت به پيامدهاى تلخ رها ساختن و عدم مراقبت و كنترل اين نيروى عظيم متنبّه مى سازد. مىدانيم كه وجود آتش در زندگى مادّى بشر نقش مهمّى دارد و كشف آن در گذشته هاى دور، چه تحوّل شگرفى در زندگى او ايجاد كرده است. امروزه نيز اگر آتش از صحنه زندگى بشر كنار گذارده شود، به طور قطع، بخش وسيعى از امور مادّى حيات انسان مختل خواهد شد، امّا همين عنصر لازم و بسيار مفيد اگر مورد غفلت و بى توجّهى واقع شود، خطرات بزرگى نيز در پى خواهد داشت و اگر كنترل نشود، ممكن است، آتش ‏سوزى به بار آورد و جان و مال اشخاص را طعمه خود سازد. غريزه خشم نيز آتشى است كه هم در حيات انسانها ضرور و نافع است و هم نيازمند مراقبت شديد و جدّى؛ چرا كه اگر بى ‏قيدوبند، رها شد و آزادانه اعمال گرديد، ريشه‌هاى سعادت فرد و جامعه را مى سوزاند و دين و دنياى آدمى را بر باد مى دهد.

على عليه السلام در اين باره می فرمایند: «از خشم بپرهيزيد كه آن آتشى سوزاننده است»[10].

اقسام خشم و غضب

الف: غضب پسندیده که بر اساس عقل و شرع است.[11]

در اينجا به برخى از موارد خشم مقدس اشاره مى‏كنيم:

1.        خشم در برابر گناه، ظلم و مانند آن: گاهى يك مسلمان با ديدن صحنه هاى پايمال شدن حق ديگران، ظلم و ستم، بى حرمتى و اهانت به مؤمنان خشمگين مى شود، اعتراض مى كند، واكنش نشان می‌دهد و به خاطر خدا و بر اساس انگيزه دينى، سكوت را مى شكند. اين خشم، مقدس است؛ زيرا در راه خدا و به خاطر دين اوست. درباره فضيلت و ارزش خشمگين شدن براى خدا و آثار آن، على عليه ‏السلام فرموده است:

«هر كس نيزه خشم را براى خدا تيز كند، بر باطل هاى قوى پيروز خواهد شد».[12]

2.        خشم بر ضد كافران و منافقان: اگر اميد اصلاح كافر و منافق باشد بايد با آنان به نرمى و مدارا سخن گفت.

قرآن به موسى‏ و هارون مى فرمايد:

 «اذْهَبا الى فِرْعَوْنَ انَّهُ طَغى، فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَيِّناً لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ اوْ يَخْشى» (طه/43-44)؛ به سوى فرعون برويد كه او سخت طغيان كرده است و با او با كمال آرامى و نرمى سخن گوييد، باشد كه متذكّر شود يا از خدا بترسد.

اما اگر كافران و منافقان در مقام لجاج و دشمنى بر آمدند و نشانه هاى اصلاح طلبى در آنان نبود بايد با آنان برخوردى قاطع و جدّى داشت و جاى به كار گرفتن خشم مقدس است. آتش خشم مسلمانان بايد در هنگام نبرد با كفار متجاوز و رويارويى با منافقان توطئه گر و ضد اسلام بروز كند. در اين هنگام بايد از سلاح خشم استفاده كرد (و جاى عطوفت و مهربانى نيست)؛ زيرا منافقان و كافرانى كه بر ضد اسلام و مسلمانان قيام و وطئه مى كنند، شايستگى بر خوردارى از رحمت و عطوفت اسلام را از دست مى دهند و چاره اى جز برخورد قاطع به منظور ريشه كن كردن كفر و نفاق نيست.

يكى از رهنمودهاى قرآن در اين زمينه ‏اين است كه مى فرمايد:

«يا ايُّهَاالنَّبِىُّ جاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنافِقينَ وَاغْلُظْ عَلَيْهِمْ وَمَأْواهُمْ جَهَنَّمَ وَ بِئْسَ الْمَصيرُ» (توبه/73)؛ اى پيامبر! باكافران و منافقان بجنگ و بر آنان سخت گيرى كن. جايگاه آنان دوزخ است كه بد منزلگاهى است.

3.        خشم با بزهكاران و مجرمان: حرمت قانون خدا، بيش از حرمت انسانهاست و منفعت عمومى جامعه و صلاح عامه مردم، بر منافع فردى مقدّم است. بنابراين، كسانى كه در جامعه، جرائمى را مرتكب مى شوند، فساد مى كنند، احترام جامعه اسلامى و شرف و ناموس مردم و امنيت اجتماعى را زير پا مى گذارند و مرتكب جرم و خيانت مى شوند، بايد مجازات شوند. گرچه مجازات و كيفر تبهكاران و مجرمان، با خشم همراه است، ولى چنين خشمى از موارد خشم مقدس بر ضد عصيان و فساد است و نسبت به كيفر مجرمان، نبايد نازك دل و مهربان بود. اينجا جاى عاطفه نيست. به قول سعدى:

ترحم بر پلنگ تيز دندان             ستمكارى بود بر گوسفندان‏

كيفرهايى كه در آيين اسلام، نسبت به بزهكارانى كه مرتكب جرائمى همچون: قتل، دزدى، زنا، ميخوارى، و ... مى شوند. براى حفظ سلامت جامعه است و متصديان امور قضايى و اجرايى كشور اسلامى بايد به دقّت موارد «عفو» و «عقوبت»، «مهربانى» و «شدّت عمل» را بشناسند و به كار گيرند تا از طريق اجراى حدود الهى و قصاص، تعزيرات، ديه، زندان و غيره با مجرمان مقابله كنند.

قرآن كريم در مورد عقوبت مرد و زن زناكار تأكيد بر اجراى حد الهى دارد و مى فرمايد:

«وَلا تَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَةً فى‏ دينِ اللَّهِ» (نور/2)؛ مبادا درباره اجراى حد الهى نسبت به آنها، در دين خدا، رأفت شما را مانع گردد.[13]

ب. غضب ناپسند که غیر قابل کنترل و خارج از فرمان عقل و شرع است.

اين نوع خشم داراي دو شاخصه اصلی است:

الف) بي آنكه دليل منطقی و معقولی در میان باشد خشمگین شويم.

ب ) شدت خشم و واكنش ما در برابر امری که اتفاق افتاده، ‌تناسب نداشته باشد.

خشمى كه نه به خاطر خدا و دفاع از حق، بلكه به خاطر هواى‏ نفس و انگيزه هاى خودخواهانه باشد خشم شيطانى است. هنگام خشم و عصبانيت، عقل انسان درست كار نمى كند و انسان، حالت تعادل خود را از دست می‌دهد و شيطان نيز، با استفاده از اين حالت انسان، او را به ارتكاب فساد، گناه و تجاوز به حقوق ديگران وا مى دارد.

امام باقر علیه السلام می فرمایند: «همانا خشم، جرقه و شراره ‏اى از شيطان است، كه در دل آدميزاد برافروخته مى شود. يكى از شما كه غضبناك مى شود، چشم هايش سرخ مى شود و رگ هاى گردنش بر مى آيد و شيطان در او نفوذ مى كند.»[14]

 

ريشه كن كردن غضب از دل غير ممكن است؛ زيرا غضب مقتضاى طبع آدمى است.

اما تعدیل آن شدنی است.

نمودهای خشم

1.       اگر غضب نسبت به كسى باشد كه مى توان از او انتقام گرفت و شخصِ خشمگين خود را بر انتقام توانا مى بيند، خون منبسط مى شود و از درون بدن به ظاهر ميل مى كند و رنگ او سرخ مى شود، و اين خشم حقيقى است.

2.       و اگر نسبت به كسى باشد كه قوي تر است و خود را از انتقام گرفتن ناتوان مى داند خون منقبض مى شود و به درون بدن ميل مى كند، و اندوهگين مى شود [رنگش زرد می شود].

3.        و اگر در مورد كسى باشد كه در انتقام از او شك وجود داشته باشد خون گاهى منبسط و گاهى منقبض مى شود و چهره‏ گاه سرخ و گاه زرد مى گردد و حالت اضطراب پديد مى آيد.[15]

علائم هشدار در مورد خشم

  افزايش ضربان قلب؛

  افزايش فشار خون؛

  گشاد شدن مردمك چشم؛

  منقبض شدن عضلات؛

  تغيير رنگ چهره؛

  داغ شدن يا يخ كردن؛

  بي حس شدن برخي قسمت هاي بدن؛

  تغيير تنفس.

بنابراین، رفتارهای پرخاشگرانه ممکن است به شکل های مختلفی از قبیل: برانگیختگی بیش از حد، ‌نگاه های تند و خشن، به هم فشردن دندانها، حالت دفاعی به خود گرفتن، دیگران را سرزنش کردن، ‌نظم کلاس و مدرسه را به هم ریختن، دروغ گویی، عدم رضایت از رابطه خود با اطرافیان، ‌آزار و اذیت دیگران، شکستن یا پاره کردن وسایل منزل، دشنام دادن به دیگران، مخالفت کردن، ‌پرت کردن اشیاء، تحقیر دیگران‌، بی ادبی، ‌غرغرکردن، ‌فریاد زدن‌ و یا انزوا و سکوت جلوه گر شوند. هم چنین بعضی از افراد با  ‌کتک زدن خود، ‌کوبیدن سر به دیوار و ... ‌پرخاشگری خود را ابراز می کنند.

پیامدهای خشم و پرخاشگری

1.       آسیب های جسمی (نسبت به خود یا دیگران)؛

2.       احساس گناه و پشیمانی؛[16]

3.       افسردگی و ایجاد اختلال در تمرکز و توجه؛

4.       تنهایی و انزوای اجتماعی؛

5.       افت معنوی؛

6.       غیبت؛

7.       استهزاء و تمسخر، فحاشی و...؛

8.       کینه ورزی، نفرت، دشمنی؛

9.       لجاجت؛

10.   آشکار شدن عیوب باطنی فرد؛[17]

11.   دوری از اهل بیت علیهم السلام؛[18]

12.   تحمیل هزینه‌های مادی اضافی بر زندگی.

عوامل مؤثر در پرخاشگری

1.       ناکامی و تجربه شکست:

یکی از عوامل مهمی که فرد را به پرخاشگری وا می دارد، ناکامی است. ناکامی یعنی مسدود شدن راه های دست یابی به اهداف. نکته این تعریف آن است که انسانها از فرآیندهای جاری به صورت ذهنی و رفتاری متأثر می شوند. به هر صورت بررسی قرائن موجود حاکی از آن است که نقش ناکامی در به وجود آوردن یا نیاوردن پرخاشگری آشکار، به طور عمده به دو عامل بستگی دارد:

نخست؛ به نظر می رسد که ناکامی زمانی موجب پرخاشگری می گردد که نسبتاً شدید باشد.

ثانیاً؛ ناکامی زمانی بیشتر احتمال دارد پرخاشگری را به وجود آورد که ناحق و استبدادی تلقی شود. از نمونه های ناکامی می توان به وقفه و شکست تحصیلی و از دست دادن کار مورد علاقه اشاره کرد.[19]

 

2.       زمینه های جسمی (ژنتیکی، ضعف و ناتوانى مزاج، دردهای جسمانی، پرکاری تیروئید، کم خونی و فقر آهن، خستگی، گرسنگی و...)

 

3.       عوامل شناختی و شخصیتی (صفات رذيله‏ اى مانند حب جاه و مال، خودخواهی و تکبّر، زود رنجی، حسادت، رقابت جویی، منفی بافی، بدبینی به دیگران و...):

برداشتی که از خود پیدا می کنیم و تصویری که از دیگران در ذهن ما نقش می بندد همگی به این موضوع و زمینه سازی پیدایش رفتارهای پرخاشگرانه مربوط می شوند. در روایتی امام صادق علیه السلام فرمودند که حواریون عیسی علیه السلام از ایشان در مورد زمینه و منشأ غضب سؤال کردند؛ عیسی بن مریم علیهماالسلام در پاسخ فرمود : کبر و خودبرتربینی و کوچک شمردن مردم.[20]

4.       عواطف و احساسات منفی:

در معرض انتقاد قرار گرفتن، غم و اندوه، احساس گناه، احساس خجالت، افسردگی و اضطراب، احساس فریب خوردن، سرزنش، مورد بی مهری و بي توجهي دیگران قرار گرفتن، مورد ظلم واقع شدن، تبعیض، مسخره یا تحقير شدن، و...

 

5.       عوامل محیطی (سروصدای زیاد، گرما، آلودگی هوا و...):

بررسی ها نشان داده افرادی که در معرض صداهای بلند و تحریک کننده و آلودگی هوا قرار می گیرند ، خشونت بیشتر و شدیدتری را نسبت به افرادی که در معرض  این گونه شرایط محیطی نیستند،  از خود نشان می دهند.[21]

 

6.       قرار گرفتن در معرض پرخاشگري از سوی دیگران:

قرائن موجود حاکی است که بد رفتاری و اهانت کلامی دیگران، مجادله و مراء و تهدید از سوی دیگران غالباً عامل عمده ای در آشکار ساختن اعمال پرخاشگرانه در شخص است . [22]

 

7.       نظام بایدها و نبایدهای شخصی:

خود را مُحِقّ دانستن یکی از علل استفاده از مفاهیم بایدی است. اصرار و حساسیت بیش از اندازه بر برخی از موضوعات و مسایل نیز منجر به عصبانیت و رفتارهای پرخاشگرانه در فرد می گردد.

 

8.       تهدیدها:

عوامل استرس زایی هستند که در اثر قصد و تهدید دیگران برای آسیب زدن به فرد ایجاد می شوند.

 

9.       زمینه خانوادگی:

بعضی از پژوهشها زمينه خانوادگی را در اين مورد مؤثر می دانند. برای نمونه، افرادی كه به آسانی عصبانی می شوند متعلق به خانواده های آشفته، از هم گسيخته و خانواده های فاقد مهارت های ارتباطی و هيجانی اند.[23] دیدگاه اجتماعی تأکید می کند که پرخاشگری نیز مثل اشکال پیچیدۀ رفتار اجتماعی، آموختنی است و آن را ناشی از یادگیری از راه تقلید و مشاهده می داند، تقویت احتمال وقوع این رفتار را بیشتر می کند. باندورا در یک بررسی نشان داد که دیدن سرمشق زنده به تقلید اعمال پرخاشگرانۀ خاص تری منجر می شود در حالی که مشاهدۀ سرمشق های فیلمی (خواه حقیقی، خواه ساختگی) سبب انواع گوناگون پاسخ های پرخاشگرانه می شود.[24]

راهکارهای پیشگیری و مهار خشم و پرخاشگری

چنانچه بیان شد پرخاشگری از کنش متقابل و پیچیده بین رویدادهای بیرونی، شناخت ها و خصایص شخصیتی و حالات خلقی (بر مبنای عامل سرشتی ) ناشی می شود و از آن جا که خیلی از این عوامل را می توان مهار کرد یا تغییر داد، بنابراین پرخاشگری نیز تا حدود زیادی قابل مهار و پیشگیری است. در ادامه فرآیندها و راهکارهایی پیشنهاد شده که التزام به آنها موجب کاهش، مهار و پیشگیری از بروز خشم و پرخاشگری می شود:

1.    ياد خدا‏

خشم، حالت اضطراب و آشفتگى درونى انسان است. در چنين حالتى، انسان، نيازمند آرامش روانى، اطمينان قلبى و پناهگاه است. ياد خدا، بهترين پناهگاه و آرام بخش ترين عامل، در آن لحظه هاى تشويش است و ياد او، دلها را آرام مى‏كند: «الا بِذِكْرِاللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» (توبه/28).

طبيعى است كه توجه به ذات پروردگار و قدرت بى پايان ‏او و حساب روز قيامت، انسان را آرام مى كند و از تصميم شتابزده و خطاى هنگام خشم، باز مى دارد. علاوه بر آن، موجب نزول رحمت الهى در آخرت است. «خداوند به حضرت داود علیه السلام وحى كرد كه هرگاه بنده من در هنگام غضب مرا ياد كند، من نيز او را در ميان بندگانم در قيامت ياد مى كنم و او را همراه با هلاك شدگان هلاك نمى كنم». [25]

2.    تفكر در احاديثى است كه در مدح كظم غيظ، عفو، بردبارى و تحمّل وارد شده است

·           «الذين ينفقون في السراء و الضراء و الكاظمين الغيظ و العافين عن الناس والله يحب المحسنين (آل عمران /134)

·          الغضب مفتاح کلّ شر (امام صادق علیه السلام).[26]

·          من لم یملک غضبه لم یملک عقلَه (امام صادق علیه السلام).[27]

·          من كفّ غضبه كفّ اللّه تبارک و تعالی عنه عذابه یوم القیامه (پیامبراکرم صلی الله علیه و آله).[28]

·          اشدّكم من ملك نفسه عند الغضب و احلمكم من عفا عند القدرة (پیامبراکرم صلی الله علیه و آله).[29]

·          لیس لإبلیس جُندًا اشدّ من النساء و الغضب (امام صادق علیه السلام).[30]

·          من كظم غيظا و هو يقدر على امضائه حشا اللّه قلبه أمنا و ايمانا يوم القيامة (امام باقر علیه السلام).[31]

·          ما من عبد كظم غيظا الا زاده اللّه عزو جل عزّا في الدّنيا و الاخرة (امام صادق علیه السلام).[32]

3.    ریشه کن نمودن ریشه های غضب (حب نفس)

حضرت امام خمینی (ره) در کتاب شریف چهل حدیث در این رابطه چنین می نویسند:

«از معالجات اساسى غضب قلع ماده آن است به برطرف كردن اسباب مهيجه آن. و آن امور بسيارى است كه ما بعضى از آن را كه مناسب با اين اوراق است ذكر مى كنيم. يكى از آنها حب نفس است كه از آن حب مال و جاه و شرف و حب نفوذ اراده و بسط قدرت توليد شود و اينها نوعا اسباب هيجان آتش غضب شود. زيرا كه انسان داراى اين محبتها به اين امور خيلى اهميت دهد و موقعيت اينها در قلبش بزرگ است، و اگر في الجمله مزاحمتى در يكى از اينها برايش پيش آمد كند و يا احتمال مزاحمت دهد، بي موقع غضب كند و جوش و خروش نمايد و متملك نفس خود نشود و طمع و حرص و ساير مفسدات كه از حب نفس و جاه در دل پيدا شده عنان را از دست او بگيرد و كارهاى نفس را از جاده عقل و شرع خارج كند. ولى اگر حبّش شديد نباشد، به امور اهميت كم دهد و سكونت نفس و طمأنينه حاصله از ترك حب جاه و شرف و ساير شعبات آن نگذارد نفس بر خلاف رويّه و عدالت قدمى گذارد و انسان بى تكلّف و زحمت، در مقابل ناملايمات بردبارى كند و عنان صبرش گسيخته نشود و بي موقع و بى اندازه غضب نكند و اگر حب دنيا از دلش بيخ كن شود و قلع اين ماده فاسده بكلى شود، تمام مفاسد نيز از قلب هجرت كند و تمام محاسن اخلاقى در مملكت روح وارد گردد[33].

4.    عدم توقع احترام از دیگران

چه نیکوست که هميشه فضاى ذهنى و روانى خود را براى شنيدن و دريافت رفتارهاى نابجا و خلاف انتظار آماده کنیم؛ به اين معنا كه آمادگی این را داشته باشيم که ممکن است ديگران با ما، به بدترين شكل برخورد كنند؛ اگر كسى مدتى چنين كند، به تدريج صفت بردباری در او شکوفا می شود و تحمل سوء خلق و بدرفتاری دیگران برایش آسان می گردد.

5.    تنبیه و جریمه (مشارطه)

در نظرگرفتن جریمه برای خود (مشارطه) معمولاً می تواند چنین تأثیری داشته باشد. بسیاری از بزرگان جریمه هایی مانند روزه، ختم قرآن، نماز و ... را برای خود وضع می کردند تا بتوانند جلوی نفس سرکش را بگیرند. وقتی نفس انسان ببیند برای لحظه ای ارضای نیروی خشم، مجبور است یک یا چند روز روزه را تحمل کند، به تدریج رام می شود.

 

«در حالات فقيه بزرگ عالم شيعه، مرحوم آيت الله بروجردي (قدس سره) نقل شده كه هر گاه عصباني مي شد، و احياناً به بعضي طلاب درس خود پرخاش مي كرد، با اين كه اين پرخاش همانند پرخاش پدر نسبت به فرزندش بود، بلافاصله از همين پرخاش مختصر پشيمان شده و در مقام عذرخواهي و جبران بر مي آمد، و طبق نذري كه داشت، فرداي آن روز را براي جبران اين كار روزه مي گرفت؛ و به اين ترتيب، خود را در برابر اين كار كوچك معاقبه مي فرمود».[34]

6.    ابراز خشم به شيوه سازگارانه (تخلیه هیجانی)

ابراز خشم به شيوه سازگارانه (مثل ورزش، بلند کردن صدا به صورت کنترل شده و...) نمونه هایی از تخلیه هیجانی هستند. افرادی که برای جلوگیری از تراکم و انفجار خشم خود، سوپاپ اطمینانی قرار می‌دهندو به طریق غیر مضرّ هیجانات پرخاشگرانه خود را خالی می کنند ممکن است بتوانند از این طریق پرخاشگری خود را کاهش دهند .

7.    یادگیری و تمرین مهارتهای مؤثر ارتباطی

یکی از دلایل عمده اقدام افراد به رفتارهای پرخاشگرانه مکرّر، فقدان مهارت های اجتماعی آنها است. چون راه مکالمه مؤثر را نمی دانند، راه نادرست را برای اظهار وجود انتخاب می کنند. بنابراین آموزش مهارت های اجتماعی به این افراد می تواند موجب کاهش پرخاشگری آنان گردد.

8.    تمرین مهارت بيان احساس

بيان احساسات خود يعني آگاه نمودن ديگران از احساسي که نسبت به رفتار آنها داريم. در اینجا سعی می شود به جای تندی کردن، متهم کردن ديگران يا به زبان آوردن جملات تلخ مانند «شما بی انصاف هستيد»، «شما پررو هستيد» و... احساس خود را نسبت به اعمال آنها بيان کنيم؛ مثلا با گفتن «این رفتار شما باعث رنجش من شد»، «این گفته شما موجب ناراحتی من شد» و... . بيان احساس بر حرمت نفس و احترامي که ديگران براي ما قائلند می افزاید.

9.    تمرین روحیه شوخ طبعی

مواجهه با مطالب فکاهی و شوخی غالباً موجب کاهش خشم می شود. خنده و عواطف مثبت همراه آن می تواند به ما در مقابله با خشم کمک کند. دلیل این امر آن است که در مقابل مشکلات، غیر ممکن است که در آنِ واحد دو پاسخ متضاد داشته باشیم یا دو حالت هیجانی متضاد (خوشحالی و عصبانیت) را تجربه کنیم. در واقع در اینجا سعی می کنیم به مشکلات و اموری که باعث ناراحتی و خشم ما می شوند از دریچه طنز نگاه کنیم و با جدی نگرفتن آنها، از کنارشان عبور کنیم.

10. الگوهای غیر پرخاشگر

حضور الگوهای بردبار و غیر پرخاشگر، می تواند در کاهش خشونت و افزایش احتمال بروز رفتار متعادل مؤثر باشد. به این معنا که هر اندازه ارتباط ما با افرادی که در مواجهه با موقعیتها صبور و آرام هستند بیشتر باشد این روحیه نیز در ما تقویت خواهد شد و همچنین دوری و احتراز از مصاحبت و معاشرت با كسانى كه غضب بر آنان غالب است.

11.  توجه به عواقب پرخاشگری و آثار شیرین مهار خشم

از همین امروز در مورد آثار و تبعات این موضوع فکر کنید. به نظر شما پرخاشگری چه نتایجی را به دنبال خواهد داشت؟ آیا در معرض شماتت و خرده گیری دیگران قرار نمی گیریم؟[35] آیا سبب نمی شود که دوستانمان از اطراف ما پراکنده شوند؟[36] یا حقی از کسی ضایع شود و خدای ناکرده مرتکب گناهی شویم؟[37] آیا نابودی اعمال نیکمان و ضعیف شدن ایمانمان مهم نیست؟[38]

 

در رابطه با آثار رضایت بخش و شیرین کظم غیظ و مهار خشم روایت زیر شنیدنی است:

مرحوم شیخ کلینی در كافي از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه مردي نزد رسول خدا صلّي الله عليه و آله آمد و گفت يا رسول الله صلّي الله عليه و آله مرا تعليم ده. فرمود « برو و خشم مكن» آن مرد گفت همين مرا بس است. سپس با خاندان خود حرکت نمود. بناگاه متوجه شد جنگي ميان قبیله اش به راه افتاده و  همه صف بسته و سلاح جنگ برداشته اند. چون چنين ديد سلاح خود را برداشت و سپس با آنها در صف ايستاد. ناگهان به ياد فرمايش رسول خدا صلّي الله عليه و آله افتاد كه فرموده بود خشم مكن. پس سلاح جنگ را کنار گذاشت و نزد آن کسانی كه دشمن قومش بودند رفت و گفت اي مردم هر چه زخم و كشتار و زدن بي اثر بر شماها وارد شده به عهده من باشد و از مال خودم غرامت مي دهم، من همه را به شما پرداخت مي كنم. آن مردم هم در پاسخ [نپذیرفته و] گفتند هر چه از اين بابت باشد از آن شما باشد ما خودمان سزاوارتريم كه آنها را تلافي كنيم. امام علیه السلام فرمود: آن مردم با هم صلح و سازش كردند و خشم از ميان رفت.[39]

 

12. وضو و غسل

 در برخی از روایات توصیه شده است که آتش خشم را با آب فرو بنشانیم.[40]

13. تغییر وضعیت

به عنوان روشی درمانی برای عصبانیت ذکر شده و در روایت های متعددی این شیوه جهت پیشگیری و رفع خشم و غضب معرفی گردیده است. امام صادق علیه السلام از پدر بزرگوارشان امام محمد باقر علیه السلام نقل می کنند که آن حضرت فرمود : «هرگاه شخصی به خشم آمد اگر ایستاده بنشیند و اگر نشسته است بایستد چرا که این کار اضطراب و وسوسه ای که شیطان به دل او انداخته را از بین می برد.[41] و هر شخصی که بر خویشاوند نزدیک خود خشمگین شد به سوی او برخیزد و نزدیکش شود و در آغوشش گیرد چرا که خویشاوند وقتی که خویش خود را دربرگیرد، (آتش خشم و غضب او) آرام گیرد. [42]

 

14. کنترل اندیشه و اصلاح باورهای غلط 

گاهی از اینکه علت واقعی رفتار طرف مقابل را به خوبی درک کنیم عاجز می شویم؛ حق اشتباه کردن را دیگران سلب می کنیم و یا اینکه نمی توانیم در آن لحظه به نقاط و ویژگی های مثبت او فکر کنیم و... از این رو، تغيير خودگويي هاي منفي (قبل، حین و بعد از عصبانیت)، توجه به نکات مثبت طرف مقابل و اندیشیدن در پیامدهای خشم و غضب (مثل کینه، فحاشی، ایذاء، ظلم، ضرب و شتم و...)[43] از جمله مواردی است که جهت اصلاح اندیشه و شناخت خود باید مورد توجه قرار دهیم.

 

15. ذکرهای مأثوره، دعا، نماز و توسل[44]

در روایت است که ابلیس به حضرت موسی علیه السلام عرض کرد: بپرهیز از خشم و غضب و هرگاه خشمگین شدی بگو: لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیم، تا خشمت فرو نشیند.[45]

16. تمرین اعتدال در بروز خشم

اعتدال در حالت غضب و پرخاشگری انسان را از وضعیت های خطرناک و گرفتار شدن در آسیبهای فردی و اجتماعی آن نجات می بخشد[46]؛ این که انسان در اندیشه باشد که به هنگام خشم رفتاری را از خود بروز دهد که کمترین پشیمانی را برای او داشته باشد و اعتدال را در واکنش های خود تمرین کند، به تدریج مهارت مواجهه با حالت های پرخاش را در او تقویت خواهد کرد.

 

17. تغذیه مناسب و تقویت اعصاب با خوراکی ها

در برخی از روایات توصیه های پزشکی و تغذیه ای خاصی برای کنترل و درمان غضب معرفی شده است؛ نوشیدن آب و خوردن کشمش از آن جمله است.[47]

18. شتابزده به دنبال تغییر در دیگران نبودن

گاهی تلاش عجولانه برای تغییر رفتار دیگران و ناکامی در این زمینه موجب بروز ناراحتی و عصبانیت نسبت فرد یاد شده می شود. باید توجه داشته باشیم که تغییر رفتار در انسانها به خصوص بزرگترها، امر دشواری است و اغلب کند و به تدریج اتفاق می افتد. بنابراین باید صبور و باحوصله باشیم. علاوه بر اینکه تلاش برای تغییر رفتار دیگران، دوستان، اعضای خانواده، همسر و فرزند و امثال آن همیشه معقول و شدنی نیست و معمولا باید با نقاط ضعف آنها کنار بیاییم و از مهارت مدارا بهره بگیریم.

19. مشاهده اعمال و رفتار خود (فیلم برداری، آینه و...)

اينكه انسان زشتى چهره و حركات خود هنگام خشم را به نظر آورد خود بازدارنده است. برای این منظور می توان از دوستان و اعضای خانواده خانواده خواست تا هنگام عصبانیت و بروز رفتارهای پرخاشگرانه، از شما عکس و فیلم تهیه کنند. همچنین اگر کودکی عصبانی شده و جیغ می کشد، می توان تصویرش را در آئینه نشان داد. اغلب کودکان در چنین وضعیتی خود به خود آرام می شوند.

 

20. چند مهارت رفتاری و شناختی دیگر

·       حق اشتباه برای دیگران قائل شدن

·       پرهیز از بزرگنمایی و نیز ریز نشدن در مسایل کم اهمیت

·       درک علت رفتار فرد مقابل

·       تغيير خودگويي هاي منفي (قبل، حین و بعد از موقعیت)

·       توجه به نکات مثبت طرف مقابل و...

·       یادداشت و مرور موارد قبلی و پیشگیری از وقوع مجدد آنها یا آمادگی برای مهار آن

·       انجام تمرین های آرام سازي (ریلکسیشن)

·       تمرین تواضع و از دیگران توقعی نداشتن

·       گاهی اجتناب (از موقعیتی که شما را عصبانی می کند)

·       داشتن برنامه منظم ورزشی (شنا، کوهنوردی، ورزشهای رزمی و...)

·       خواب و استراحت کافی (بخصوص اول شب)

·       مطالعه و تحقیق در موضوع پرخاشگری

 

21. مشاوره و راهنمایی

مراجعه و کمک گرفتن از استاد اخلاق یا مشاور، اگر تلاشهای فردی نتیجه بخش نبود. باید توجه داشته باشیم که گاهی موقعیت هایی در زندگی پیش می آید و با مشکلات و دشواری هایی مواجه می شویم که به تنهایی از عهده حل آنها بر نمی آییم. در چنین وقت هایی است که باید مهارت کمک گرفتن از دیگران را بلد باشیم و بتوانیم به موقع از فکر و توان دیگران برای حل مشکلات مان بهره بگیریم. البته منافاتی ندارد از همان ابتدا هم به سراغ استاد اخلاق و مشاور برویم و از او برای رفع مشکل کمک بگیریم.

 

مدیریت مطالعات تربیتی و فرهنگی معاونت تهذیب

* دانش آموخته حوزه علمیه قم و کارشناس ارشد روان شناسی بالینی.

[1] .  قال النبي صلی الله علیه و آله: «إِنَّ الْغَضَبَ جَمْرَةٌ فِي قَلْبِ ابْنِ آدَمَ أَ لَا تَرَوْنَ إِلَى حُمْرَة» (بحار الأنوار ، ج‏70 ، ص262)

[2] . علی علیه السلام: «الْحِدَّةُ ضَرْبٌ مِنَ الْجُنُونِ لِأَنَّ صَاحِبَهَا يَنْدَمُ فَإِنْ لَمْ يَنْدَمْ فَجُنُونُهُ مُسْتَحْكِم»‏ (نهج البلاغة، ص 513)

[3]. «فی تقلّب الاحوال علم جواهر الرجال» (همان، حکمت208)

[4]. وَ عَنْهُ علیه السلام قال: «ثَلَاثَةٌ لَا تُعْرَفُ إِلَّا فِي ثَلَاثَةٍ؛ لَا يُعْرَفُ الْحَلِيمُ إِلَّا فِي الْغَضَبِ وَ لَا الشُّجَاعُ إِلَّا فِي الْحَرْبِ وَ لَا الْأَخُ إِلَّا عِنْدَ الْحَاجَةِ» (إرشاد القلوب،  ج‏1، ص132) و عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله قَالَ: «أَرْكَانُ الْكُفْرِ أَرْبَعَةٌ؛ الرَّغْبَةُ وَ الرَّهْبَةُ وَ السَّخَطُ وَ الْغَضَب»‏ (أمالي الصدوق، ص419)

[5]. الْقِصَصُ، بِالْإِسْنَادِ إِلَى الصَّدُوقِ بِإِسْنَادِهِ إِلَى ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: «قَالَ إِبْلِيسُ لِنُوحٍ علیه السلام لَكَ عِنْدِي يَدٌ سَأُعَلِّمُكَ خِصَالًا قَالَ نُوحٌ وَ مَا يَدِي عِنْدَكَ قَالَ دَعْوَتُكَ عَلَى قَوْمِكَ حَتَّى أَهْلَكَهُمُ اللَّهُ جَمِيعاً فَإِيَّاكَ وَ الْكِبْرَ وَ إِيَّاكَ وَ الْحِرْصَ ... فَقَالَ نُوحٌ علیه السلام فَأَخْبِرْنِي مَتَى تَكُونُ أَقْدَرَ عَلَى ابْنِ آدَمَ قَالَ عِنْدَ الْغَضَب»‏ (بحار الأنوار، ج‏60، ص131)

[6] . عن الصادق علیه السلام:  انّه خلقک سمیعاً بصیراً تغضب و ترضی و تجوع و تشبع (بحارالانوار، ج7، باب 52)

[7] . حدیث هفتم از باب چهارم در جلد اول بحارالانوار، ص 109 .

[8]. چهل ‏حديث امام خمینی (ره)، ص 133و134

[9]. معراج‏السعادة، ج2، ص 237

[10]. «احْذَرُوا الْغَضَبَ فَانَّهُ نارٌ مُحْتَرِقَةٌ» (غررالحکم، ج2، ص273)

[11]. امام صادق علیه السلام: «اَلمُؤمِنُ اِذا غَضِبَ لَم يُخرِجهُ غَضَبُهُ مِن حَقٍّ وَاِذا رَضِىَ لَم يُدخِلهُ رِضاهُ فى باطِلٍ وَالَّذى اِذا قَدَرَ لَم يَأخُذ اَكثَرَ مِمّا لَهُ» (بحارالأنوار78 / 209)؛ اميرمؤمنان عليه السّلام: «كان النبىّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم لا يغضب للدّنيا، و اذا أغضبه الحقّ لم يصرفه أحد، و لم يقم لغضبه شي‏ء حتّى لا ينتصر له.» (محجه البیضاء، ج5، ص303)

[12] . «مَنْ احَدَّ سِنانَ الْغَضَبِ لِلَّهِ سُبْحانَهُ قَوِىَ عَلى اشِدَّاءِ الْباطِلِ»؛ (غررالحکم، ج5، ص360 )

[13].  اخلاق اسلامى، ج‏3، صص 42-46

[14] . بحار، ج7، ص 267

[15]. الاخلاق مظفر، ص143و علم اخلاق اسلامى، ج 2، ص 348 

[16] . علی عليه السّلام فرمود: «الحدّة ضرب من الجنون، لأنّ صاحبها يندم، فان لم يندم فجنونه مستحكم» (نهج البلاغه، ح 255)

[17] . امام على عليه السلام: بِئسَ القَرينُ الغَضَبُ: يُبدِى المَعائبَ و يُدنِى الشَّرَّ و يُباعِدُ الخَيرَ (غررالحكم، ج3، ص 257، ح4417)

[18] . امام صادق علیه السلام: لَيسَ مِنّا مَن لَم يَملِكُ نَفسَهُ عِندَ غَضَبِهِ (كافى، ج2، ص 637، ح2)

[19] . روان شناسی اجتماعی با نگرش به منابع اسلامی، ص 306

[20] . عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ الْحَوَارِيُّونَ لِعِيسَى بْنِ مَرْيَمَ يَا مُعَلِّمَ الْخَيْرِ أَعْلِمْنَا أَيُّ الْأَشْيَاءِ أَشَدُّ فَقَالَ أَشَدُّ الْأَشْيَاءِ غَضَبُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قَالُوا فَبِمَ يُتَّقَى غَضَبُ اللَّهِ قَالَ بِأَنْ لَا تَغْضَبُوا قَالُوا وَ مَا بَدْءُ الْغَضَبِ قَالَ الْكِبْرُ وَ التَّجَبُّرُ وَ مَحْقَرَةُ النَّاس‏ (بحار الأنوار،  ج‏70، ص 262 )  

[21] . زمینه روان شناسی هیلگارد، ص 145

[22] . همان.

[23] . همان.

[24] . روان شناسی اجتماعی با نگرش به منابع اسلامی، ص 306

[25]. «اذا ذَكَرَنى‏ عَبْدى‏ حينَ يَغْضِبُ، ذَكَرْتُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ فى‏ جَميعِ خَلْقى وَلا امْحِقُهُ فيمَنْ امْحِقُ»(بحارالانوار، ج 70، ص 266).

[26]. الکافی، ج 2، ص303

[27]. همان، ص 305

[28]. همان

[29]. بحار، ج74، ص 150

[30]. الکافی، ج5 ، ص 515

[31]. همان، ج2، ص110

[32]. همان

[33]. چهل حدیث، ص 141 و 142

[34]. اخلاق در قرآن، مکارم شیرازی، ج1، ص 264

[35]. و قال يا بنى من لا يملك لسانه يندم و من يكثر المراء يشتم ...( ارشاد القلوب، ج1، ص 72)

[36]. قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام: «إِيَّاكُمْ وَ الْمِرَاءَ وَ الْخُصُومَةَ فَإِنَّهُمَا يُمْرِضَانِ الْقُلُوبَ عَلَى الْإِخْوَانِ وَ يَنْبُتُ عَلَيْهِمَا النِّفَاق»‏ (بحار الأنوار،  ج‏2، ص124)

[37]. «دع الحدة و تفكر فى الحجة و تحفظ من الخطل تأمن الزلل»‏ (شرح خوانسارى بر غرر الحكم ، ج‏7 ، ص 58)

[38]. قَالَ صلی الله علیه و آله : «الْغَضَبُ يُفْسِدُ الْإِيمَانَ كَمَا يُفْسِدُ الْخَلُّ الْعَسَلَ»‏ (إرشاد القلوب، ج‏1، ص 173)

[39]. «قال رجل للنّبىّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم: يا رسول اللّه علّمني، قال: اذهب و لا تغضب، فقال الرّجل: قد اكتفيت بذاك. فمضى إلى أهله فإذا بين قومه حرب قد قاموا صفوفا و لبسوا السّلاح، فلمّا رأى ذلك لبس سلاحه ثمّ قام معهم، ثمّ ذكر قول رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم لاتغضب، فرمى السّلاح ثمّ جاء يمشى إلى القوم الّذين هم عدوّ قومه، فقال: يا هؤلاء ما كانت لكم من جراحة أو قتل أو ضرب ليس فيه أثر فعلىّ في مالي أنا اوفيكموه، فقال القوم: فما كان فهو لكم نحن أولى بذلك منكم، قال فاصطلح القوم، و ذهب الغضب‏» (محجه البیضاء6/293).

[40] . قَالَ صلی الله علیه و آله: «إِذَا غَضِبَ أَحَدُكُمْ فَلْيَتَوَضَّأْ وَ لْيَغْتَسِلْ فَإِنَّ الْغَضَبَ مِنَ النَّارِ» (بحار الأنوار،  ج‏70 ، ص 262)

[41] . در لغت است که اصل رجز به معنی اضطراب است مرحوم طبرسی (رجز) را به معنای انحراف از حق معنا کرده است (ر. ک: مفردات راغب، مجمع البیان، ذیل آیه 134 اعراف)

[42] . عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ علیه السلام أَنَّهُ ذُكِرَ عِنْدَهُ الْغَضَبُ فَقَالَ: «إِنَّ الرَّجُلَ لَيَغْضَبُ حَتَّى مَا يَرْضَى أَبَداً وَ يَدْخُلُ بِذَلِكَ النَّارَ فَأَيُّمَا رَجُلٍ غَضِبَ وَ هُوَ قَائِمٌ فَلْيَجْلِسْ فَإِنَّهُ سَيَذْهَبُ عَنْهُ رِجْزُ الشَّيْطَانِ وَ إِنْ كَانَ جَالِساً فَلْيَقُمْ وَ أَيُّمَا رَجُلٍ غَضِبَ عَلَى ذِي رَحِمِهِ فَلْيَقُمْ إِلَيْهِ وَ لْيَدْنُ مِنْهُ وَ لْيَمَسَّهُ فَإِنَّ الرَّحِمَ إِذَا مَسَّتِ الرَّحِمَ سَكَنَت‏» (امالی الصدوق، ص340)

[43]. «الغضب مفتاح کلّ شرَ، من لم یملک غضبه لم یملک عقلَه، من كفّ غضبه كفّ اللّه عنه عذابه، اشدّكم من ملك نفسه عند الغضب و احلمكم من عفا عند القدرة، اَلا اِنَّ خَيرَ الرِّجالِ مَن كانَ بَطىءَ الغَضَبِ سَريعَ الرِّضا، لیس لإبلیس جُندًا اشدّ من النساء و الغضب، من كظم غيظا و هو يقدر على امضائه حشا اللّه قلبه أمنا و ايمانا يوم القيامة، ... » (غررالحکم، ماده غضب)

[44]. الْحَسَنُ بْنُ فَضْلٍ الطَّبْرِسِيُّ فِي مَكَارِمِ الْأَخْلَاقِ، عَنِ الصَّادِقِ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ قُلْ عِنْدَ الْغَضَبِ: «اللَّهُمَ  أَذهِبْ عَنِّي غَيْظَ قَلْبِي وَ اغْفِرْ لِي ذَنْبِي وَ أَجِرْنِي مِنْ مَضَلَّاتِ الْفِتَنِ أَسْأَلُكَ بِرِضَاكَ وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ سَخَطِكَ أَسْأَلُكَ جَنَّتَكَ وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ نَارِكَ أَسْأَلُكَ الْخَيْرَ كُلَّهُ وَ أَعُوذُ بِكَ مِنَ الشَّرِّ كُلِّهِ اللَّهُمَّ ثَبِّتْنِي عَلَى الْهُدَى وَ الصَّوَابِ وَ اجْعَلْنِي رَاضِياً مَرْضِيّاً غَيْرَ ضَالٍّ وَ لَا مُضِلٍّ ». قَالَ وَ أَيْضاً فِي الْغَضَبِ: «تُصَلِّي عَلَى النَّبِيِّ وَ آلِهِ وَ تَقُولُ يُذْهِبُ غَيْظَ قُلُوبِهِمْ اللَّهُمَّ اغْفِرْ ذَنْبِي وَ أَذْهِبْ غَيْظَ قَلْبِي وَ أَجِرْنِي مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ». (مستدرک الوسایل،ج12،ص15).

[45]. الْقُطْبُ الرَّوَانْدِيُّ فِي كِتَابِ لُبِّ اللُّبَابِ، فِي حَدِيثٍ إِنَّ إِبْلِيسَ قَالَ لِمُوسَى علیه السلام وَ إِيَّاكَ وَ الْغَضَبَ وَ إِذا غَضِبْتَ فَقُلْ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ يَسْكُنُ غَضَبُكَ (مستدرک الوسایل،ج12،ص15).

[46]. قال رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله: «... و امّا المنجيات ... العدل في الرضا و الغضب» (ارشاد القلوب، ص 303)   

[47]. عَنِ الرِّضَا علیه السلام قَالَ: «نِعْمَ الطَّعَامُ الزَّيْتُ يُطَيِّبُ النَّكْهَةَ وَ يَذْهَبُ بِالْبَلْغَمِ وَ يُصَفِّي اللَّوْنَ وَ يَشُدُّ الْعَصَبَ وَ يَذْهَبُ بِالْوَصَبِ وَ يُطْفِئُ الْغَضَبَ»‏؛ عَنِ ابْنِ أَبِي طَيْفُورٍ الْمُتَطَبِّبِ قَالَ نَهَيْتُ أَبَا الْحَسَنِ الْمَاضِيَ علیه السلام عَنْ شُرْبِ الْمَاءِ قَالَ: «وَ مَا بَأْسٌ بِالْمَاءِ وَ هُوَ يُدِيرُ الطَّعَامَ فِي الْمَعِدَةِ وَ يُسَكِّنُ الْغَضَبَ وَ يَزِيدُ فِي اللُّبِّ وَ يُطْفِئُ الْمِرَار» (بحار الأنوار ، ج‏63 ،ص445 و 183)

اين اصطلاحات هر چه زيادتر شود، اگر با تهذيب و تقوى همراه نباشد، به ضرر دنيا و آخرت جامعه مسلمين تمام مى‏شود... علم توحيد هم اگر با صفاى نفس توأم نباشد، وبال خواهد بود.

اوقات شرعی