اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعة و فی کل ساعة ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا
يکشنبه ٠٦ خرداد ١٣٩٧

طلبه باید راه را با معرفت و علم و یقین انتخاب کند و با معرفت و علم و یقین هم آن را ادامه دهد.
 
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 4115
 بازدید امروز : 54
 کل بازدید : 1237991
 بازدیدکنندگان آنلاين : 2
مدیریت اخلاقی جهادی در پرتو کلام امام صادق علیه السلام

مدیریت اخلاقی جهادی

 در پرتو کلام امام صادق علیه السلام

همانطور که می دانید مقام معظم رهبری (مد ّ ظله العالی) امسال را سال «اقتصاد و فرهنگ با مدیریت جهادی و عزم ملی» نام­گذاری نمودند. از شاخصه­های بسیار مهم در عرصه مدیریت جهادی توجه به اصول اخلاقی  و ارزش­های دینی است که به جدّ باید مورد اهتمام خدمت­گزاران نظام در سطوح مختلف مدیریتی، به ویژه مدیریت فرهنگی قرار بگیرد. با مطالعه نامه‌ها و سفارش­های ائمه علیهم السلام به حاکمان و والیان هم عصر خودشان به نکات کلیدی و بسیار ارزشمندی در این زمینه برخورد می کنیم که توجه و التزام عملی به آنها می تواند برای مدیران و مسئولان نظام اسلامی بسیار مفید و راهگشا باشد. آنچه پیش رو دارید متن و ترجمه روایت زیبایی از امام صادق علیه السلام در پاسخ به نامه عبدالله بن سلیمان، والی اهواز می باشد که شامل بیش 35 نکته مدیریتی با رویکرد اخلاقی و جهادی است که به رهروان مکتب حضرتش تقدیم می شود.

رَوَى الشَّهِيدُ الثَّانِي الشَّيْخُ زَيْنُ الدِّينِ فِي رِسَالَةِ الْغِيبَةِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الشَّيْخِ الطُّوسِيِّ عَنِ الْمُفِيدِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ قُولَوَيْهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِيهِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى الْأَشْعَرِيِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سُلَيْمَانَ النَّوْفَلِيِّ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ علیه السلام فَإِذَا بِمَوْلًى لِعَبْدِ اللَّهِ النَّجَاشِيِّ قَدْ وَرَدَ عَلَيْهِ فَسَلَّمَ وَ أَوْصَلَ إِلَيْهِ كِتَابَهُ فَفَضَّهُ وَ قَرَأَهُ؛

روایت ذیل را مرحوم شهید ثانی در رساله الغیبه از مرحوم شیخ طوسی و ایشان از دیگران از عبدالله بن سلیمان نوفلی نقل می کند که نزد امام صادق علیه السلام بودم که غلام عبدالله نجاشی به حضور ایشان رسید و سلام کرد و نامه نجاشی را به امام تقدیم نمود. امام علیه السلام نامه را باز کرده و آن را ملاحظه فرمودند.

[لزوم یاری طلبی از حجت خدا در امور دینی و دنیوی]

وَ إِذَا أَوَّلُ سَطْرٍ فِيهِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ إِلَى أَنْ قَالَ إِنِّي بُلِيتُ بِوِلايَةِ الْأَهْوَازِ فَإِنْ رَأَى سَيِّدِي وَ مَوْلايَ أَنْ يَحُدَّ لِيَ حَدّاً أَوْ يُمَثِّلَ لِي مِثَالاً لِأَسْتَدِلَّ بِهِ عَلَى مَا يُقَرِّبُنِي إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِلَى رَسُولِهِ وَ يُلَخِّصَ لِي فِي كِتَابِهِ مَا يَرَى لِيَ الْعَمَلَ بِهِ وَ فِيمَا أَبْتَذِلُهُ وَ أَيْنَ أَضَعُ زَكَاتِي وَ فِيمَنْ أَصْرِفُهَا وَ بِمَنْ آنَسُ وَ إِلَى مَنْ أَسْتَرِيحُ وَ بِمَنْ أَثِقُ وَ آمَنُ وَ أَلْجَأُ إِلَيْهِ فِي سِرِّي فَعَسَى أَنْ يُخَلِّصَنِي اللَّهُ بِهِدَايَتِكَ فَإِنَّكَ حُجَّةُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ وَ أَمِينُهُ فِي بِلادِهِ لا زَالَتْ نِعْمَتُهُ عَلَيْكَ؛

در اولین سطر نامه چنین آمده بود: «بسم الله الرحمن الرحیم... تا این بخش از نامه (که نجاشی عرض می کند) من به فرمانداری اهواز مبتلا شده ام (به عنوان فرماندار اهواز انتخاب شده ام) اگر سرور و مولای من صلاح می بینند برای بنده حد و حدود یا مثالی (در باب حکومت داری) بیان نمایند تا به کمک آن به چیزی که مرا به خدا و رسولش نزدیک می کند و مورد رضای ایشان است استدلال نمایم و در نامه خویش تبیین فرمایند آنچه را که باید بدان عمل کنم و این که در چه اموری بذل و بخشش داشته باشم و زکات مالم را کجا قرار داده و برای چه کسانی صرف نمایم و با چه کسانی مأنوس و آسوده خاطر باشم و به چه کسانی اعتماد کرده و راز خود را با چه کسانی در میان بگذارم. باشد که خداوند مرا به واسطه هدایت شما رهایی سازد (از این آزمون و ابتلا سربلند بیرون آیم)؛ چرا که شما حجت و امین خدا بر روی زمین و در میان خلقش هستید و نعمت و برکات خداوند همواره بر شما جریان دارد».

[راهنمایی دلسوزانه امام نسبت به پیروانشان]

قَالَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ سُلَيْمَانَ فَأَجَابَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ حَاطَكَ اللَّهُ بِصُنْعِهِ وَ لَطَفَ بِكَ بِمَنِّهِ وَ كَلاكَ بِرِعَايَتِهِ فَإِنَّهُ وَلِيُّ ذَلِكَ أَمَّا بَعْدُ فَقَدْ جَاءَنِي رَسُولُكَ بِكِتَابِكَ فَقَرَأْتُهُ وَ فَهِمْتُ جَمِيعَ مَا ذَكَرْتَ وَ سَأَلْتَهُ عَنْهُ وَ زَعَمْتَ أَنَّكَ بُلِيتَ بِوِلايَةِ الْأَهْوَازِ فَسَرَّنِي ذَلِكَ وَ سَاءَنِي وَ سَأُخْبِرُكَ بِمَا سَاءَنِي مِنْ ذَلِكَ وَ مَا سَرَّنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ؛

عبدالله بن سلیمان می گوید: امام صادق علیه السلام در پاسخ چنین مرقوم فرمودند: «بسم الله الرحمن الرحیم، خداوند آفرینش تو را نیکو و بواسطه کرمش بر تو لطف نموده و تو را در کنف عنایت خویش قرار داده است؛ چرا که خدا عهده دار و سرپرست این امور است. اما بعد، فرستاده تو نزد من آمد و نامه تو را به من رسانید و آن را خواندم و تمام آنچه را که ذکر کرده و سوال نموده ای را فهمیدم (دغدغه ات را درک کردم). تو گمان کردی که به فرمانداری اهواز مبتلا شده ای! و این امر مایه خوشحالی و نیز نگرانی من شد. ان شاء الله تو را از آنچه که موجب خوشحالی و نگرانی من شده، آگاه خواهم ساخت.

[دلیل خرسندی امام علیه السلام]

فَأَمَّا سُرُورِي‏ بِوِلايَتِكَ فَقُلْتُ عَسَى أَنْ يُغِيثَ اللَّهُ بِكَ مَلْهُوفاً خَائِفاً مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ علیهم السلام وَ يُعِزَّ بِكَ ذَلِيلَهُمْ وَ يَكْسُوَ بِكَ عَارِيَهُمْ وَ يُقَوِّيَ بِكَ ضَعِيفَهُمْ وَ يُطْفِئَ بِكَ نَارَ الْمُخَالِفِينَ عَنْهُمْ؛

و اما خرسندی من از انتصابت به فرمانداری اهواز به این خاطر است که با خود گفتم: باشد که خداوند به واسطه تو گرفتاران ترسان (از جور حکومت ظالمان) از آل محمد صلی الله علیه و آله را فریادرسی کند و به سبب تو خوارشدگان ایشان را عزیز گردانده و برهنگانشان را بپوشاند و ضعیفانشان را قوی نماید و به کمک تو آتش کینه مخالفین را خاموش گرداند.

[دلیل نگرانی امام علیه السلام]

وَ أَمَّا الَّذِي سَاءَنِي مِنْ ذَلِكَ فَإِنَّ أَدْنَى مَا أَخَافُ عَلَيْكَ أَنْ تَعْثُرَ بِوَلِيٍّ لَنَا فَلا تَشَمَّ حَظِيرَةَ الْقُدْسِ فَإِنِّي مُلَخِّصٌ لَكَ جَمِيعَ مَا سَأَلْتَ عَنْهُ إِنْ أَنْتَ عَمِلْتَ بِهِ وَ لَمْ تُجَاوِزْهُ رَجَوْتُ أَنْ تَسْلَمَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ؛

و اما آنچه که مرا نگران کرده است کمترینش این است که به دوستی از دوستداران ما ظلم و ستم کنی و به همین سبب از استشمام بوی بهشت محروم شوی. همانا من تمام آنچه را که از من خواستی برایت روشن می کنم. اگر به آن عمل کنی و از حدود آن تجاوز نکنی، امیدوارم که از هلاکت و سوء عاقبت در امان بمانی، ان شاء الله.

[ارزش مشورت]

أَخْبَرَنِي يَا عَبْدَ اللَّهِ أَبِي عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ علیهم السلام عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله أَنَّهُ قَالَ مَنِ اسْتَشَارَهُ أَخُوهُ الْمُؤْمِنُ فَلَمْ يَمْحَضْهُ النَّصِيحَةَ سَلَبَهُ اللَّهُ لُبَّهُ وَ اعْلَمْ أَنِّي سَأُشِيرُ عَلَيْكَ بِرَأْيٍ إِنْ أَنْتَ عَمِلْتَ بِهِ تَخَلَّصْتَ مِمَّا أَنْتَ مُتَخَوِّفُهُ؛

ای عبدالله! پدرم از پدرانش و ایشان از امیرالمؤمنین علیهم السلام به من خبر دادند که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هر که برادر مؤمنش از او مشورت بخواهد و او در حقش به طور کامل خیرخواهی نکند، خداوند متعال عقل و هوش او را از او خواهد گرفت. و بدان که من رأیی را به عنوان مشورت برای تو خواهم نوشت که اگر به آن عمل کنی از شر آنچه که از آن می ترسی نجات خواهی یافت.

[شناخت عوامل نجات بخش]

وَ اعْلَمْ أَنَّ خَلاصَكَ مِمَّا بِكَ مِنْ حَقْنِ الدِّمَاءِ وَ كَفِّ الْأَذَى عَنْ أَوْلِيَاءِ اللَّهِ وَ الرِّفْقِ بِالرَّعِيَّةِ وَ التَّأَنِّي وَ حُسْنِ الْمُعَاشَرَةِ مَعَ لِينٍ فِي غَيْرِ ضَعْفٍ وَ شِدَّةٍ فِي غَيْرِ عُنْفٍ وَ مُدَارَاةِ صَاحِبِكَ وَ مَنْ يَرِدُ عَلَيْكَ مِنْ رُسُلِهِ؛

 و بدان که نجات تو در پرهیز از خون ریزی و آزار رساندن به اولیاء خدا و مدارای با مردم و برخورد خوب و معاشرت نیکو، همراه با نرمشی که از روی ضعف نیست و اقتدار و قاطعیتی که با خشونت همراه نیست و مدارای با اصحاب و یاران و فرستادگان آنان، می باشد.

[هدایت مردم به سمت حق و عدالت]

وَ ارْتُقْ فَتْقَ رَعِيَّتِكَ بِأَنْ تُوقِفَهُمْ عَلَى مَا وَافَقَ الْحَقَّ وَ الْعَدْلَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ؛

و امور مردمانت را با قرار دادن آنها در مسیر حق و عدالت اصلاح نما، ان شاء الله.

[دوری از سخن چینان]

وَ إِيَّاكَ وَ السُّعَاةَ وَ أَهْلَ النَّمَائِمِ فَلا يَلْتَزِقَنَّ بِكَ أَحَدٌ مِنْهُمْ وَ لا يَرَاكَ اللَّهُ يَوْماً وَ لَيْلَةً وَ أَنْتَ تَقْبَلُ مِنْهُمْ صَرْفاً وَ لا عَدْلًا فَيَسْخَطَ اللَّهُ عَلَيْكَ وَ يَهْتِكَ سِتْرَكَ ...

و از سخن چینان بپرهیز؛ هیچ یک از آنان خود را به تو نزدیک نکند و خداوند تو را در هیچ روز و شبی نبیند که سخن و رایی را از ایشان بپذیری که در اینصورت خداوند بر تو خشم می گیرد و پرده (کرامت و عزت) تو را می درد.

[کسانی که می توان به آنها اعتماد کرد]

فَأَمَّا مَنْ تَأْنَسُ بِهِ وَ تَسْتَرِيحُ إِلَيْهِ وَ تُلْجِئُ أُمُورَكَ إِلَيْهِ فَذَلِكَ الرَّجُلُ الْمُمْتَحَنُ الْمُسْتَبْصِرُ الْأَمِينُ الْمُوَافِقُ لَكَ عَلَى دِينِكَ؛

و اما آن کسی که می توانی با او مأنوس شوی و آسوده خاطر گردی و در امور خویش به او پناه بری، پس همان انسان امتحان پس داده آگاه امینی است که هم دین توست.

[آزمودن زیر دستان]

وَ مَيِّزْ عَوَامَّكَ وَ جَرِّبِ الْفَرِيقَيْنِ فَإِنْ رَأَيْتَ هُنَاكَ رُشْداً فَشَأْنَكَ وَ إِيَّاهُ؛

مردمان (تحت فرمان خویش) را جدا ساز و هر دو گروه را بیازمای اگر در آنجا رشد و صلاحی دیدی آنچه می دانی انجام بده.

[سخاوت و بخشش بجا و نابجا]

وَ إِيَّاكَ أَنْ تُعْطِيَ دِرْهَماً أَوْ تَخْلَعَ ثَوْباً أَوْ تَحْمِلَ عَلَى دَابَّةٍ فِي غَيْرِ ذَاتِ اللَّهِ لِشَاعِرٍ أَوْ مُضْحِكٍ أَوْ مُمْتَزِحٍ إِلا أَعْطَيْتَ مِثْلَهُ فِي ذَاتِ اللَّهِ وَ لْتَكُنْ جَوَائِزُكَ وَ عَطَايَاكَ وَ خِلَعُكَ لِلْقُوَّادِ وَ الرُّسُلِ وَ الْأَجْنَادِ وَ أَصْحَابِ الرَّسَائِلِ وَ أَصْحَابِ الشُّرَطِ وَ الْأَخْمَاسِ؛

مبادا درهمی ببخشی یا لباسی بپوشانی یا بر چارپایی سوار کنی شاعر یا دلقک یا مسخره بازی را، مگر این که مثل آن را در راه خدا ببخشی و باید که هدایا و بخشش ها و خلعت های تو برای فرماندهان و فرستادگان و سربازان و نامه رسانان و پاسداران و جمع آوران خمس باشد.

[بخشیدن از پاکیزه ترین اموال خود]

وَ مَا أَرَدْتَ أَنْ تَصْرِفَهُ فِي وُجُوهِ الْبِرِّ وَ النَّجَاحِ وَ الْفُتُوَّةِ وَ الصَّدَقَةِ وَ الْحَجِّ وَ الْمَشْرَبِ وَ الْكِسْوَةِ الَّتِي تُصَلِّي فِيهَا وَ تَصِلُ بِهَا وَ الْهَدِيَّةِ الَّتِي تُهْدِيهَا إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِلَى رَسُولِهِ صلی الله علیه و آله مِنْ أَطْيَبِ كَسْبِكَ؛

و آنچه که دوست داری که آن را خرج کنی در امور خیر و توفیق و فتوت و صدقه و حج و خوراک و لباسی که در آن نماز می خوانی و هدیه ای که در راه خدا و رسولش اهدا می کنی، از پاکیزه ترین اموالت باشد.

[پرهیز از مال اندوزی]

يَا عَبْدَ اللَّهِ اجْهَدْ أَنْ لا تَكْنِزَ ذَهَباً وَ لا فِضَّةً فَتَكُونَ مِنْ أَهْلِ هَذِهِ الْآيَةِ «الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا يُنْفِقُونَها فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ»[1]؛

ای عبدالله بکوش که طلا و نقره ای نیاندوزی که اگر چنین کنی مشمول این آیه می شوی: « کسانی که طلا و نقره می اندوزند و آن را در راه خدا انفاق نمی کنند برایشان عذابی دردناک است».

[رسیدگی به گرسنگان]

وَ لا تَسْتَصْغِرَنَّ مِنْ حُلْوٍ وَ لا مِنْ فَضْلِ طَعَامٍ تَصْرِفُهُ فِي بُطُونٍ خَالِيَةٍ تُسَكِّنُ بِهَا غَضَبَ الرَّبِّ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ اعْلَمْ أَنِّي سَمِعْتُ أَبِي يُحَدِّثُ عَنْ آبَائِهِ عَنْ أَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ علیه السلام أَنَّهُ سَمِعَ عَنِ النَّبِيِّ صلی الله علیه و آله يَقُولُ لِأَصْحَابِهِ يَوْماً: مَا آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ مَنْ بَاتَ شَبْعَاناً [شَبْعَانَ‏] وَ جَارُهُ جَائِعٌ فَقُلْنَا هَلَكْنَا يَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ مِنْ فَضْلِ طَعَامِكُمْ وَ مِنْ فَضْلِ تَمْرِكُمْ وَ رِزْقِكُمْ وَ خَلَقِكُمْ وَ خِرَقِكُمْ تُطْفِئُونَ بِهَا غَضَبَ الرَّبِّ؛

هیچ شیرینی و یا زیاده غذایی که آن را برای شکمهای خالی (گرسنه) صرف می کنی و با آن غضب پروردگار تبارک و تعالی را فرو می نشانی، کوچک مشمار! و بدان از پدرم شنیدم که او هم از پدرانش شنیده بود که امیرالمؤمنین علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنید که روزی به اصحابش فرمود: کسی که شب را سیر سر به بالین بگذارد در حالی که همسایه اش گرسنه باشد به خدا و رسولش ایمان نیاورده است. اصحاب گفتند: پس ما هلاک شدیم. حضرت فرمود: با (صدقه دادن) زیادی غذایتان و مازاد خرما و روزیتان و لباسهای کهنه و عبایتان می توانید غضب پروردگار را فرو نشانید.

[عمل به نصایح امام علیه السلام، شرط نجات]

وَ سَأُنَبِّئُكَ بِهَوَانِ الدُّنْيَا وَ هَوَانِ شَرَفِهَا عَلَى مَنْ مَضَى مِنَ السَّلَفِ وَ التَّابِعِينَ ثُمَّ ذَكَرَ حَدِيثَ زُهْدِ أَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ علیه السلام فِي الدُّنْيَا وَ طَلاقِهِ لَهَا إِلَى أَنْ قَالَ: وَ قَدْ وَجَّهْتُ إِلَيْكَ بِمَكَارِمِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ عَنِ الصَّادِقِ الْمُصَدَّقِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فَإِنْ أَنْتَ عَمِلْتَ بِمَا نَصَحْتُ لَكَ فِي كِتَابِي هَذَا ثُمَّ كَانَتْ عَلَيْكَ مِنَ الذُّنُوبِ وَ الْخَطَايَا كَمِثْلِ أَوْزَانِ الْجِبَالِ وَ أَمْوَاجِ الْبِحَارِ رَجَوْتُ اللَّهَ أَنْ يَتَجَافَى عَنْكَ جَلَّ وَ عَزَّ بِقُدْرَتِهِ؛

و تو را از خواری و کوچکی دنیا و کوچکی عزت و شرف (ظاهری آن) نزد گذشتگان، با خبر خواهم کرد. سپس (امام علیه السلام) حکایت زهد امیرالمؤمنین علیه السلام در دنیا و طلاق دادن دنیا توسط آن حضرت را یاد نمودند تا این که فرمود: من فضایل اخلاقی دنیا و آخرت را از راستگوی تصدیق شده رسول خدا به تو می نویسم اگر تو به آنچه که در این نامه از سر خیرخواهی می نویسم عمل کنی حتی اگر به اندازه وزن کوه ها و امواج دریا گناه و خطا داشته باشی امید دارم که خداوند به قدرت خود از گناهان تو چشم پوشی کند.

[تکریم برادران دینی]

يَا عَبْدَ اللَّهِ إِيَّاكَ أَنْ تُخِيفَ مُؤْمِناً فَإِنَّ أَبِي مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ حَدَّثَنِي عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ علیه السلام أَنَّهُ كَانَ يَقُولُ مَنْ نَظَرَ إِلَى مُؤْمِنٍ نَظْرَةً لِيُخِيفَهُ بِهَا أَخَافَهُ اللَّهُ يَوْمَ لا ظِلِّ إِلا ظِلُّهُ وَ حَشَرَهُ فِي صُورَةِ الذَّرِّ لَحْمَهُ وَ جَسَدَهُ وَ جَمِيعَ أَعْضَائِهِ حَتَّى يُورِدَهُ مَوْرِدَهُ؛

 ای عبدالله از این که مؤمنی را بترسانی بپرهیز که پدرم محمد بن علی علیهماالسلام حدیث کرد بر من از پدرش و او از جدش علی بن ابیطالب علیه السلام که فرمود: هرکس به مؤمنی طوری بنگرد که او را بترساند خداوند در روزی که سایه (رحمت و پناهگاهی) جز سایه (رحمت) او نیست او را بترساند و او را به شکل مورچه محشور می کند که گوشت و بدن و تمام اعضایش چونان مورچه باشد تا این که او را به جایگاه (شوم) خود وارد گرداند.

[فریادرسی مؤمنان]

وَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيٍّ علیه السلام عَنِ النَّبِيِّ صلی الله علیه و آله قَالَ مَنْ أَغَاثَ لَهْفَاناً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَغَاثَهُ اللَّهُ يَوْمَ لا ظِلَّ إِلا ظِلُّهُ‏ وَ آمَنَهُ يَوْمَ الْفَزَعِ الْأَكْبَرِ وَ آمَنَهُ مِنْ سُوءِ الْمُنْقَلَبِ؛

و پدرم از پدرانش از علی علیه السلام از پیامبر اکرم نقل می کند که حضرت فرمودند: کسی که مؤمن گرفتاری را فریادرسی کند، خداوند به داد او خواهد رسید در روزی که سایه (رحمت و پناهگاهی) جز سایه (رحمت) او نیست و او را امان خواهد داد در روز محشر کبری و از بد عاقبتی او را حفظ خواهد نمود.

[رسیدگی به نیازهای برادران دینی]

وَ مَنْ قَضَى لِأَخِيهِ الْمُؤْمِنِ حَاجَةً قَضَى اللَّهُ لَهُ حَوَائِجَ كَثِيرَةً مِنْ إِحْدَاهَا الْجَنَّةُ؛

و هر کس حاجتی از حاجت های برادر دینی اش را برآورده سازد خداوند نیازهای زیادی را از او برآورده می کند که یکی از آنها بهشت است.  

[تهیه لباس به برادران نیازمند]

وَ مَنْ كَسَا أَخَاهُ الْمُؤْمِنَ مِنْ عُرْيٍ كَسَاهُ اللَّهُ مِنْ سُنْدُسِ الْجَنَّةِ وَ إِسْتَبْرَقِهَا وَ حَرِيرِهَا وَ لَمْ يَزَلْ يَخُوضُ فِي رِضْوَانِ اللَّهِ مَا دَامَ عَلَى الْمَكْسُوِّ مِنْهُ سِلْكٌ؛

و کسی که برادر مؤمن برهنه اش را بپوشاند، خداوند او را ردا و پیراهن و حریر بهشتی بپوشاند و تا زمانی که نخی از آن جامه باقی هست، پیوسته در رضوان الهی باشد.  

[اطعام]

وَ مَنْ أَطْعَمَ أَخَاهُ مِنْ جُوعٍ أَطْعَمَهُ اللَّهُ مِنْ طَيِّبَاتِ الْجَنَّةِ وَ مَنْ سَقَاهُ مِنْ ظَمَإٍ سَقَاهُ اللَّهُ مِنَ الرَّحِيقِ الْمَخْتُومِ رَيَّهُ؛

هر کس برادر گرسنه اش را سیر کند خداوند از غذاهای پاکیزه بهشتی اطعامش کند و هر کس برادر تشنه اش را سیراب کند خداوند از شراب سر به مهر بهشتی سیرابش کند.

[خدمت به برادران دینی]

وَ مَنْ أَخْدَمَ أَخَاهُ أَخْدَمَهُ اللَّهُ مِنَ الْوِلْدَانِ الْمُخَلَّدِينَ وَ أَسْكَنَهُ مَعَ أَوْلِيَائِهِ الطَّاهِرِينَ؛

و کسی که به برادر مؤمنش خدمت کند خداوند جوانان بهشتی را به خدمت او درآورد و او را در کنار اولیای پاکش جای دهد.

[سوار نمودن برادران پیاده]

وَ مَنْ حَمَلَ أَخَاهُ الْمُؤْمِنَ مِنْ رُجْلَةٍ حَمَلَهُ اللَّهُ عَلَى نَاقَةٍ مِنْ نُوقِ الْجَنَّةِ وَ بَاهَى بِهِ الْمَلائِكَةَ الْمُقَرَّبِينَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ؛

و کسی که برادر مؤمنش را که از راه رفتن ناتوان است حمل کند (و بر مرکب سوار نماید) خداوند او را بر شتری از شتران بهشت بنشاند و در روز قیامت به واسطه او بر فرشتگان مقرب الهی مباهات کند.

[ تسهیل امر ازدواج برادر دینی]

وَ مَنْ زَوَّجَ أَخَاهُ الْمُؤْمِنَ امْرَأَةً يَأْنَسُ بِهَا وَ تَشُدُّ عَضُدَهُ وَ يَسْتَرِيحُ إِلَيْهَا زَوَّجَهُ اللَّهُ مِنَ الْحُورِ الْعِينِ وَ آنَسَهُ بِمَنْ أَحَبَّهُ مِنَ الصِّدِّيقِينَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ نَبِيِّهِ وَ إِخْوَانِهِ وَ آنَسَهُمْ بِهِ؛

و کسی که برادر مؤمنش را به ازدواج زنی درآورد که به او انس گیرد و نظام زندگی اش استوار گردد و با او به آرامش رسد، خداوند حورالعین بهشتی را به ازدواج او درآورد و او را با محبین درگاهش یعنی اهل بیت پیامبرش و برادرانش مانوس گرداند و ایشان نیز با او انس گیرند.

[یاری برادر دینی ستم دیده]

وَ مَنْ أَعَانَ أَخَاهُ الْمُؤْمِنَ عَلَى سُلْطَانٍ جَائِرٍ أَعَانَهُ اللَّهُ عَلَى إِجَازَةِ الصِّرَاطِ عِنْدَ زَلَّةِ الْأَقْدَامِ؛

و هر کس که برادر مؤمنش را در برابر ظلم حاکم ستمکار یاری کند خداوند او را در عبور از پل صراط یاری کند در وقتی که قدم ها در آن می لغزند.

[دید و بازدید برادران دینی] 

وَ مَنْ زَارَ أَخَاهُ إِلَى مَنْزِلِهِ لا لِحَاجَةٍ مِنْهُ إِلَيْهِ كُتِبَ مِنْ زُوَّارِ اللَّهِ وَ كَانَ حَقِيقاً عَلَى اللَّهِ أَنْ يُكْرِمَ زَائِرَهُ؛

و هر کس به دیدار برادر مؤمنش به منزل او رود و هدفی جز دیدار او نداشته باشد (درخواستی نداشته باشد) از زائران خدا محسوب می شود و بر خداست که زائرانش را گرامی بدارد.

[عیب پوشی دیگران]

يا عَبْدَ اللَّهِ وَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيٍّ علیه السلام أَنَّهُ سَمِعَ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله يَقُولُ لِأَصْحَابِهِ يَوْماً مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنَّهُ لَيْسَ بِمُؤْمِنٍ مَنْ آمَنَ بِلِسَانِهِ وَ لَمْ يُؤْمِنْ بِقَلْبِهِ فَلا تَتَبَّعُوا عَثَرَاتِ الْمُؤْمِنِينَ فَإِنَّهُ مَنْ تَتَبَّعَ عَثْرَةَ مُؤْمِنٍ اتَّبَّعَ اللَّهُ عَثَرَاتِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ فَضَحَهُ فِي جَوْفِ بَيْتِهِ؛

ای عبدالله پدرم از پدرانش از علی علیه السلام نقل می کند که حضرت شنید که روزی رسول خدا به اصحابش فرمودند: ای مردم مؤمن نیست کسی که به زبان ایمان آورده ولی ایمان در دلش رسوخ نکرده است. پس به دنبال لغزش های مؤمنین نباشید که هر کس که لغزش مؤمنی را پی بگیرد خداوند در قیامت لغزش های او را دنبال می کند و او را در درون خانه اش رسوا می کند.

[بر عهد و پیمان خود با خدا ماندن]

وَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيٍّ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ الْمُؤْمِنِ أَنْ لا يُصَدَّقَ فِي مَقَالَتِهِ وَ لا يُنْتَصَفَ مِنْ عَدُوِّهِ وَ عَلَى أَنْ لا يَشْفِيَ غَيْظَهُ إِلا بِفَضِيحَةِ نَفْسِهِ لِأَنَّ كُلَّ مُؤْمِنٍ مُلْجَمٌ وَ ذَلِكَ لِغَايَةٍ قَصِيرَةٍ وَ رَاحَةٍ طَوِيلَةٍ؛

و پدرم از پدرانش از علی علیه السلام نقل می کند که حضرت فرمود: خداوند از مؤمن پیمان گرفته که گفتارش را تصدیق نکنند و از دشمنش انتقام نگیرد و دیگر این که خشم خود را شفا ندهد (دلش را خنک نکند) مگر با رسوایی خویش، چرا که مؤمن لجام بر دهان دارد[2] و این امر برای هدفی کوتاه و راحتی طولانی است.

[شناخت موانع پیش رو]

وَ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ الْمُؤْمِنِ عَلَى أَشْيَاءَ، أَيْسَرُهَا عَلَيْهِ مُؤْمِنٌ مِثْلُهُ يَقُولُ بِمَقَالَتِهِ يَبْغِيهِ وَ يَحْسُدُهُ وَ الشَّيْطَانُ يُغْوِيهِ وَ يُضِلُّهُ وَ السُّلْطَانُ يَقْفُو أَثَرَهُ وَ يَتَّبَّعُ عَثَرَاتِهِ وَ كَافِرٌ بِاللَّهِ الَّذِي هُوَ مُؤْمِنٌ بِهِ يَرَى سَفْكَ دَمِهِ دِيناً وَ إِبَاحَةَ حَرِيمِهِ غُنْماً فَمَا بَقَاءُ الْمُؤْمِنِ بَعْدَ هَذَا؛

و خداوند از مؤمن بر اموری پیمان گرفته است، آسان ترین آنها این است که مؤمنی که هم عقیده اوست به او ظلم کند و بر او حسد ورزد و شیطانی (از انس و جن) که او را فریب دهد و گمراهش کند و حاکمی که در پی او باشد و لغزش هایش را جستجو کند و کافر به خدایی که (گمان می کند) به او ایمان دارد (و حال آن که ایمان ندارد) و ریختن خون مؤمن را دین (وظیفه شرعی) خود می داند و مباح دانستن حریم او را غنیمت می شمارد.[3] پس با این همه گرفتاری مؤمن چه اندازه عمر کند (از ایمانش باقی ماند)؟

[توجه به جایگاه مؤمن و پرهیز از تحقیر مؤمن]

يَا عَبْدَ اللَّهِ وَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيٍّ علیه السلام عَنِ النَّبِيِّ صلی الله علیه و اله قَالَ نَزَلَ عَلَيَّ جَبْرَئِيلُ علیه السلام فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ إِنَّ اللَّهَ يَقْرَأُ عَلَيْكَ السَّلامَ وَ يَقُولُ: اشْتَقَقْتُ لِلْمُؤْمِنِ اسْماً مِنْ أَسْمَائِي سَمَّيْتُهُ مُؤْمِناً فَالْمُؤْمِنُ مِنِّي وَ أَنَا مِنْهُ مَنِ اسْتَهَانَ مُؤْمِناً فَقَدِ اسْتَقْبَلَنِي بِالْمُحَارَبَةِ؛

و پدرم از پدرانش از علی علیه السلام از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و اله نقل می کند که جبرئیل علیه السلام بر من نازل شد و گفت: ای محمد! خداوند به تو سلام می رساند و می فرماید: نامی از نام های خود را بر مؤمن برگزیدم و او را مؤمن نامیدم، پس مؤمن از من است و من از مؤمنم، هر کس به مؤمنی اهانت کند به جنگ من برخاسته است.

[دوری از مناظره]

يَا عَبْدَ اللَّهِ وَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيٍّ علیه السلام عَنِ النَّبِيِّ صلی الله علیه و اله قَالَ يَوْماً: يَا عَلِيُّ لا تُنَاظِرْ رَجُلا حَتَّى تَنْظُرَ فِي سَرِيرَتِهِ فَإِنْ كَانَتْ سَرِيرَتُهُ حَسَنَةً فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ يَكُنْ لِيَخْذُلَ وَلِيَّهُ فَإِنْ تَكُنْ سَرِيرَتُهُ رَدِيَّةً فَقَدْ يَكْفِيهِ مَسَاوِيهِ فَلَوْ جَهَدْتَ أَنْ تَعْمَلَ بِهِ أَكْثَرَ مِمَّا عَمِلَ مِنْ مَعَاصِي اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَا قَدَرْتَ عَلَيْهِ؛

ای عبدالله پدرم از پدرانش از علی علیه السلام از پیامبر گرامی اسلام حدیث کرد که روزی حضرت فرمودند: یا علی با هیچ کس مناظره مکن مگر این که به درون او بنگری، اگر درون و باطن او نیکوست خداوند عزوجل ولی خود را خوار نمی کند و اگر درون او پست و آلوده است، بدی های او برای او کافی است. اگر تلاش کنی که بیشتر از آنچه به واسطه فرو رفتن در گناهان بر سر خود آورده بر سر او آوری نمی توانی.

[دنبال مچ گیری از دیگران نبودن]

يَا عَبْدَ اللَّهِ وَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيٍّ علیه السلام عَنِ النَّبِيِّ صلی الله علیه و آله أَنَّهُ قَالَ: أَدْنَى الْكُفْرِ أَنْ يَسْمَعَ الرَّجُلُ مِنْ أَخِيهِ الْكَلِمَةَ فَيَحْفَظَهَا عَلَيْهِ يُرِيدُ أَنْ يَفْضَحَهُ بِهَا أُولئِكَ لا خَلاقَ لَهُمْ؛

 ای عبدالله پدرم از پدرانش از علی علیه السلام از پیامبر گرامی اسلام روایت کرده که حضرت فرمودند: کمترین درجه کفر آن است که انسان از برادرش چیزی بشنود و آن را به خاطر بسپارد و بخواهد (روزی) او را رسوا کند؛ این افراد ارزشی ندارند.

[حفظ حرمت مؤمنین و پرهیز از عیب جویی]

يَا عَبْدَ اللَّهِ وَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيٍّ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ: مَنْ قَالَ فِي مُؤْمِنٍ مَا رَأَتْ عَيْنَاهُ وَ سَمِعَتْ أُذُنَاهُ مَا يَشِينُهُ وَ يَهْدِمُ مُرُوءَتَهُ فَهُوَ مِنَ الَّذِينَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ؛

ای عبدالله پدرم از پدرانش از علی علیه السلام نقل می کند که حضرت فرمود: هرکس از مؤمنی آنچه که با چشم خود دیده و با گوش خود شنیده را بگوید تا از او عیب جویی کند و مردانگی (و شرافت) او را از بین برد، او از کسانی است که خداوند عزّوجل درباره آنان فرموده است: «کسانی که دوست دارند که پلیدی(ها) در میان اهل ایمان منتشر گردد برای آنها عذابی دردناک است».

[مراقبت از آبروی برادران دینی]

يَا عَبْدَ اللَّهِ وَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيٍّ علیه السلام قَالَ: مَنْ رَوَى عَنْ أَخِيهِ الْمُؤْمِنِ رِوَايَةً يُرِيدُ بِهَا هَدْمَ مُرُوءَتِهِ وَ ثَلْبَهُ أَوْبَقَهُ اللَّهُ بِخَطِيئَتِهِ حَتَّى يَأْتِيَ بِمَخْرَجٍ مِمَّا قَالَ وَ لَنْ يَأْتِيَ بِالْمَخْرَجِ مِنْهُ أَبَداً؛

ای عبدالله حدیث کرد پدرم از پدرانش از علی علیه السلام که فرمود: هرکس از برادر مؤمنش چیزی نقل کند که بخواهد مردانگی(و شرافت) او را نابود کند و بر او افترا بندد، خداوند او را به واسطه لغزش هایش هلاک گرداند تا این که از آنچه گفته است راه رهایی بیابد و البته هرگز نخواهد یافت.

[خوشحال کردن برادران دینی]

وَ مَنْ أَدْخَلَ عَلَى أَخِيهِ الْمُؤْمِنِ سُرُوراً فَقَدْ أَدْخَلَ عَلَى أَهْلِ الْبَيْتِ سُرُوراً وَ مَنْ أَدْخَلَ عَلَى‏أَهْلِ الْبَيْتِ سُرُوراً فَقَدْ أَدْخَلَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله سُرُوراً وَ مَنْ أَدْخَلَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله سُرُوراً فَقَدْ سَرَّ اللَّهَ وَ مَنْ سَرَّ اللَّهَ فَحَقِيقٌ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ يُدْخِلَهُ جَنَّتَهُ؛

و کسی که دل مؤمنی را شاد کند پس همانا دل اهل بیت [علیهم السلام] را شاد کرده است و کسی که اهل بیت [علیهم السلام]  را شاد کند رسول خدا صلی الله علیه و آله را شاد کرده است و هر کس رسول خدا صلی الله علیه و آله را شاد کند، همانا که خدا را شاد کرده است و هر کس خدا را شاد کند بر خدای عزوجل است که او را وارد بهشت نماید.

[تقوا و بندگی و در پی رضای الهی بودن]

ثُمَّ إِنِّي أُوصِيكَ بِتَقْوَى اللَّهِ وَ إِيثَارِ طَاعَتِهِ وَ الِاعْتِصَامِ بِحَبْلِهِ فَإِنَّهُ مَنِ اعْتَصَمَ بِحَبْلِ اللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ فَاتَّقِ اللَّهَ وَ لا تُؤْثِرْ أَحَداً عَلَى رِضَاهُ وَ هَوَاهُ فَإِنَّهُ وَصِيَّةُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى خَلْقِهِ لا يَقْبَلُ مِنْهُمْ غَيْرَهَا وَ لا يُعَظِّمُ سِوَاهَا وَ اعْلَمْ أَنَّ الْخَلائِقَ لَمْ يُوَكَّلُوا بِشَيْ‏ءٍ أَعْظَمَ مِنَ التَّقْوَى فَإِنَّهُ وَصِيَّتُنَا أَهْلَ الْبَيْتِ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ لا تَنَالَ مِنَ الدُّنْيَا شَيْئاً تُسْأَلُ عَنْهُ غَداً فَافْعَلْ؛

در نهایت اینکه تو را به تقوای خدا و برگزیدن اطاعتش و چنگ زدن به ریسمانش سفارش می کنم چرا که هر کس به ریسمان الهی چنگ زند پس به تحقیق به راه مستقیم هدایت شده است. پس از خدا بترس و رضای هیچ کس را بر رضایت و خواسته او اختیار مکن؛ چرا که این (تقوا) وصیت خداوند به خلقش است، جز تقوا از آنها قبول نمی کند و جز آن را بزرگ نشمرده است و بدان که مردم به چیزی بزرگتر از تقوا تأکید نشده اند و تقوا وصیت و سفارش ما اهل بیت است. اگر می توانی که به چیزی از (مال) دنیا نرسی که فردا در قیامت از آن بازخواست شوی، این کار را بکن.

 

قَالَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ سُلَيْمَانَ: فَلَمَّا وَصَلَ كِتَابُ الصَّادِقِ علیه السلام إِلَى النَّجَاشِيِّ نَظَرَ فِيهِ وَ قَالَ صَدَقَ وَ اللَّهِ الَّذِي لا إِلَهَ إِلا هُوَ مَوْلايَ فَمَا عَمِلَ أَحَدٌ بِمَا فِي هَذَا الْكِتَابِ إِلا نَجَا فَلَمْ يَزَلْ عَبْدُ اللَّهِ يَعْمَلُ بِهِ أَيَّامَ حَيَاتِهِ»[4]

عبدالله بن سلیمان می گوید: هنگامی که نامه امام صادق علیه السلام به نجاشی رسید به آن نگریست و گفت: به خدایی که جز او خدایی نیست قسم که سرورم راست گفته، هیچ کس نیست که به آنچه در این نامه عمل کند مگر این که نجات یابد. پس عبدالله (نجاشی) در طول زندگی خود همواره به این نامه عمل می کرد.


[1]. توبة/ 34

[2] . تقوای مؤمن لجامی بر دهان اوست که به او اجازه نمی دهد فحش دهد، دروغ بگوید، تهمت زند و... از این رو اگر بخواهد از دشمن خود انتقام گیرد و دل خود را خنک کند رسوایی به بار آورد؛ زیرا انتقام گرفتن از مردم با احتیاط و ملاحظه کاری نمی سازد.

[3] . همانند تروریست های تکفیری که در کشورهای اسلامی مثل عراق، سوریه، پاکستان، افغانستان و... ریختن خون مسلمانان را عبادت می شمارند و از هیچ جنایتی دریغ نمی کنند.

[4]. وسائل‏ الشيعة، ج 17، ص 208 – 217، ح 22354 (بَابُ مَا يَنْبَغِي لِلْوَالِي الْعَمَلُ بِهِ فِي نَفْسِهِ وَ مَعَ أَصْحَابِهِ وَ مَعَ رَعِيَّتِهِ )


                مدیریت مطالعات تربیتی و فرهنگی معاونت تهذیب حوزه های علمیه

اين اصطلاحات هر چه زيادتر شود، اگر با تهذيب و تقوى همراه نباشد، به ضرر دنيا و آخرت جامعه مسلمين تمام مى‏شود... علم توحيد هم اگر با صفاى نفس توأم نباشد، وبال خواهد بود.

اوقات شرعی