اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعة و فی کل ساعة ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا
يکشنبه ٠٦ خرداد ١٣٩٧

طلبه باید راه را با معرفت و علم و یقین انتخاب کند و با معرفت و علم و یقین هم آن را ادامه دهد.
 
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 7927
 بازدید امروز : 100
 کل بازدید : 1238037
 بازدیدکنندگان آنلاين : 5
مفهوم حزن و غم در روایات اسلامی و روان شناسی

غم، از افسردگی تا نشاط

(مقایسه ای میان مفهوم غم در روایات اسلامی و روان شناسی)

درآمد:

فهم صحیح متون دینی، دغدغه  اصلی و همیشگی دینداران بوده است. این فرایندگاه، گاهی با دشواری هایی روبه رو می شود. یکی از آن موارد، اشتراک معنایی بین متون دینی و علوم رایج هر زمان است که طی آن، برای یک مفهوم با ظاهری واحد، ارزشگذاری و قضاوت متفاوتی را مشاهده می کنیم.

مفهوم «غم» از جمله این مباحث است. در نگاه نخست، ممکن است کسی احساس کند بین گروهی از احادیث که غم را ستوده اند و آن بخش از روان شناسی مرضی1 که غم را از نشانه های افسردگی شمرده است تعارض باشد؛ چرا که وقتی غم نشانه مرضی نابهنجار شمرده می شود، از بار مثبت برخوردار نیست، حال آنکه گروهی از روایات، غم را نشانه تقوا و ایمان دانسته و آن را ستوده اند.

پس این سؤال به طور جدی مطرح شود که ایا واقعاً بین یافته های روان شناسی و متون اسلامی، تعارض وجود دارد؟ ایا دین اسلام، بین پیروان خود، افسردگی را ترویج می کند؟

پاسخ به این دو پرسش، هدف اصلی این نوشته است. نویسنده معتقد است اگر موضوع کاملاً مشخص گردد و دیدگاه احادیث و متون روان شناسی به طور صحیح تبیین شود، تعارض مورد نظر نیز برطرف خواهد شد؛ به همین دلیل در دو بخش، ابتدا غم در عرصه روان شناسی و سپس احادیث غم ارزیابی می شود.

1. غم در روان شناسی

تمام هیجانات موجود در انسان ها، لازمه زندگی انسانی است. غم، اندوه، ترس، خشم، تنفر، محبت و... برای سازش با محیط و صیانت ذات نوع بشر، ضروری به نظر می رسد و از رفتارهای بهنجار محسوب می شود؛ اما گاهی همین هیجانات مفید، در مسیر یک هیجان نابهنجار قرار می گیرند.

هیچ یک از روان شناسان، غم و اندوه را یک هیجان مضر و غیر لازم ندانسته اند؛ اگرچه آزارنده ترین هیجان نامیده اند. اما این هیجان آزارنده، فرد را برای انجام هر نوع رفتار لازم برای کاهش موقعیت های اندوهبار برمی انگیزد.2

البته غمگینی معادل افسردگی نیست؛ اما بی تردید، افسردگی شامل حالت غمگینی هست که بر زندگی روزمره، فعالیت، ارزشیابی خود، قضاوت و کنش های ابتدایی، مانند خواب و اشتها اثر می گذارد. غمگینی، می تواند واکنشی به یک رویداد رنج آور باشد و هنگامی مرض محسوب می شود که از لحاظ شدت و طول مدت با در نظر گرفتن اهمیت این رویداد، جنبه افراطی پیدا کند و به خصوص وقتی که بدون علت ظاهری آشکار شود. بنابراین غمگینی افراطی یا بدون علت موجه، در چارچوب افسردگی قرار می گیرد و وجود عوامل آمادگی و آسیب پذیری فردی را القا می کند. این عوامل می توانند ژنتیکی، روان شناختی، زیست شناختی یا محیطی باشند و در اغلب موارد با درهم تنیدگی آن ها روبه رو هستیم.3

نشانه های افسردگی

بررسی نشانه های افسردگی مهاد4

اگر دست کم، پنج نشانه از نشانه هایی که در پی می اید، در خلال دوره ای بیش از دو هفته، مشاهده شود و در کنش وری قبلی بیمار تغییری را نشان دهد، افسردگی روی داده است. این نشانه ها عبارتند از:

1. وجود خلق افسرده، در تمام روز و تقریباً همه روزه که بر اساس گزارش بیمار (مثل احساس غم یا خلأ) یا مشاهده اطرافیان (مثل غمگین به نظر رسیدن) مشخص می شود.

2. کاهش مشخص رغبت یا لذت، در تمام یا بیشتر فعالیت ها، در تمام روز و تقریباً همه روزه که بیمار به وجود آن اشاره می کند یا دیگران آن را در وی مشاهده می کنند.

3. کاهش معنادار وزن بدن، رژیم کم خوری یا افزایش وزن (مثلاً تغییر بیش از 5 درصد وزن بدن در یک ماه) یا کاهش یا افزایش تقریباً همه روزه اشتها.

4. بی خوابی یا فزون خوابی تقریباً همه روزه.

5. ناآرامی یا کندی روانی حرکتی تقریباً همه روزه.

6. خستگی یا از دست دادن انرژی تقریباً همه روزه.

 7. احساس عدم شایستگی یا گنهکاری مفرط یا نامتناسب تقریباً همه روزه.

8. کاهش توانایی در فکر کردن یا تمرکز ذهنی یا حالت بی تصمیمی تقریباً همه روزه.

 9. افکار راجعه (بازگشتی) مرگ (نه فقط ترس از مردن) و افکار راجعه انتحاری بدون طرحی معین، یا وسوسه خودکشی یا طرحی معین برای خودکشی.5

با توجه به این نشانه شناسی، حداقل پنچ نشانه با زمان معینی لازم است تا افسردگی را درباره  کسی تشخیص دهیم؛ لذا صرف ناراحتی یا غمگین بودن، نمی تواند نشانه افسردگی باشد.

2. بررسی روایات حزن

حزن مذموم

تعدادی از روایات، به نامطلوب بودن غم اشاره دارند که به چند مورد آن اشاره می کنیم:

1. امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود:

قال النبی صلی الله علیه و اله : تعوذوا بالله من حب الحزن؛6

پیامبر فرمود: از اینکه حزن را دوست داشته باشید، به خدا پناه ببرید.

یعنی حزن و اندوه، حتی سزاوار دوست داشتن و مطلوب بودن نیز نمی باشد.

2. انس بن مالک گوید:

کان رسول الله (صلی الله علیه و اله) یتعوذ من ثمان: الهم و الحزن و العجز و الکسل و البخل و الجبن و غلبة الدین و غلبة العدو؛7

انس بن مالک می گوید رسول خدا صلی الله علیه و اله همیشه از هشت چیز به خدا پناه می برد: هَم، حزن، عجز، تنبلی، بخل، ترس، زیر بار قرض رفتن و غالب شدن دشمن.

3. از امام جعفر صادق (علیه السلام) روایات شده است که فرمود:

رسول اکرم (صلی الله علیه و اله) پیوسته پس از نماز صبح، این دعا را می خواند: «خدایا از هم و حزن و ناتوانی و تنبلی و بخل و... به تو پناه می برم».8

می بینیم رسول خدا (صلی الله علیه و اله) توصیه می کند از غم به خدا پناه ببرید و خود نیز پیوسته از غم و حزن و ... به خدا پناه می برد.

حزن ممدوح

آنچه در نگاه نخست، تعجب برانگیز است، روایاتی است که نوعی از حزن را ستوده و آن را لازمه کمال ایمان و تقوا شمرده است. شاید به استناد این دلایل باشد که عده ای می گویند: ماهیت دین، غم پرور است؛ چرا که از طرفی بیشتر شادی ها با اموری همراه هستند که از نظر اسلام، لهو و لغو محسوب می شوند و از ناحیه ای دیگر، مؤمن کسی است که همیشه در دل، غم و حزنی را همراه داشته باشد و اگر هم با دیگران معاشرت دارد و لبخندی را به لب می آورد، در درون خویش محزون است. وقتی شخص آرمانی اسلام، چنین باشد، بی شک افرادی که این نقطه آرمانی را در نظر دارند، افرادی غمگین خواهند شد.

برای بررسی این دیدگاه، به چند گروه از روایات اشاره می کنیم:

الف: رسول خدا (صلی الله علیه و اله) و حزن

از امام جواد علیه السلام حکایت شده:

کان رسول الله (صلی الله علیه و اله) متواصل الاحزان، دائم الفکره ؛ 9

رسول خدا (صلی الله علیه و اله) همیشه محزون و پیوسته در حال تفکر بود.

ب: حزن و عبادت

رسول خدا (صلی الله علیه و اله) در وصیت خود به ابوذر فرمود:

ما عبد الله علی مثل طول الحزن؛10

خداوند به چیزی مانند طول غم و اندوه، عبادت نشده است.

ج: حزن و تقوا

امیرالمؤمنین علیه السلام درباره  صفات پرهیزکاران فرمود: شاغل بغمه، لا یثق بغیر ربه؛11

مشغول غم خود هستند؛ بجز خدا، به کسی تکیه نکنند.

د: حزن برای اهل بیت:

امام صادق(علیه السلام) فرمود:

نفس المهتمّ لنا، المغتم لظلمنا تسبیح و همّه لنا عبادة ؛12

نفس کشیدن کسی که برای ما اندوهگین و برای ستمی که به ما شده، غمگین است، تسبیح می باشد و همت گماشتن او برای ما، عبادت است.

و روایات متعدد دیگر که از حزن و غم به نیکی یاد کرده اند، مانند حزن شیعیان13، حزن و زهد14، حزن و دانش15، حزن و شناخت16، حزن و ایمان17

ویژگی ها

از بررسی و مقایسه  این روایات، این نکته استفاده می شود:

الف. از نگاه اهل بیت: حزن ممدوح مورد تأیید است.

ب. این حزن، بی هدف نیست و هدف آن، دستیابی به اهداف عبادت، مثل تقرب، تقوا و رضایت الهی است.

ج. حزن ممدوح، نتیجه یقین می باشد.

د. این حزن، به معرفت و شناخت دینی وابسته است.

ه. این حزن، از روی احساس مسؤولیت در قبال ظلم ظالم و حق شناسی است.

و. نقش «کنترل» حزن بسیار قابل توجه است. شخص مؤمن باید حزن خویش را مخفی نگاه دارد و در مباشرت با مؤمنان دیگر، با رویی گشاده گفت و گو کند. مؤمن فقط باید برای خدا محزون باشد؛ لذا حتی مؤمنان دیگر نباید متوجه حزن او شوند. حزن او نیز نباید آسیبی به روابط با دیگران بزند؛ پس باید حزن خود را کنترل کند، تا فردی غمگین، جلوه نکند و همه می دانیم چنین کاری چقدر دشوار است.

ز. این حزن، حزن کسالت آور و عزلت آور نیست؛ بلکه محرک به سوی کسب رضای الهی است. اساساً بخشی از غم مؤمنان به سبب آن است که نمی دانند آیا مطابق رضای الهی زندگی کرده اند یا نه؟ اولین فایده این غم، حرکت در راستای زدودن عوامل آن است. 18

از ویژگی های این انسان ها، تعادل صفت خوف و رجا می باشد و کنترل این نوع حزن، بی شک یک مهارت رفتاری است.

نتیجه

عده ای در رابطه با روایاتی که غم را ممدوح شمرده اند، اشکالی مطرح کرده اند مبنی بر اینکه دین اسلام و به خصوص تشیع، دینی غم پرور است که باعث ترویج افسردگی میان پیروان خود می باشد.

برای پاسخ به این اشکال، ابتدا ویژگی های افسردگی را در متون روان شناسی برشمردیم و نشان دادیم که غم، تنها یک نشانه از چندین نشانه افسردگی است.

روایاتی که غم و اندوه را ستایش کرده اند، نه تنها مؤمنان را به افسردگی سفارش نمی کنند؛ بلکه باعث پویایی و شادابی واقعی روز افزون آنان می شوند و از مراتب بالای شناختی و عاطفی آنان خبر می دهند. از طرف دیگر اشکال کنندگان باید به روایاتی که غم را مذموم دانسته اند نیز نگاه کنند. در آن صورت، متوجه خواهند شد که غم به خودی خود هیچ ارزشی ندارد؛ بلکه بسته به علت آن، ارزشگذاری می شود. اگر علت آن، دنیاگرایی، شک و تردید، حسادت، کینه و حسرت و... باشد، غم ایجاد شده نیز مطلوب نیست؛ اما اگر علت این غم، اهتمام شخص به اینده ایمانی و آخرتی خود باشد، غم پسندیده و حتی مورد توصیه دین می باشد.

درباره  مسائل آئینی مانند عزاداری برای امام حسین (علیه السلام) نیز همین رویه برقرار است. اهل بیت علیهم السلام به طرز ویژه ای به اقامه مصائب اهل بیت در کربلا پرداخته اند. سؤال اینجا است که چرا اهل بیت علیهم السلام تا این اندازه به اقامه عزای امام حسین (علیه السلام) از خود اهتمام نشان داده اند. جالب این است که توصیه های اهل بیت علیهم السلام از کم ترین تلاش ها که غمگین شدن است، تا گریه کردن و گریاندن و یاد کردن واقعه کربلا در مناسبت های مختلف را شامل می شود.

تأکید بر اقامه عزا و ذکر مصائب امام حسین (علیه السلام) حکمت های متعددی دارد که ما به برخی از آن حکمت ها آگاهی داریم و برخی دیگر هنوز برای ما ناشناخته است. از جمله حکمت های آن زنده نگه داشتن اهداف آن حضرت و احیای اسلام و مقاومت در مقابل دشمنان است. و به اصطلاح «گریه بر مظلوم فریاد بر ظالم است.» که در این مسیر معرفت لازم برای امر به معروف و نهی از منکر در سطوح اجتماعی و حکومتی نیز کسب و احیا می شود و یکی از حکمت های مهم دیگر اقامه عزا و ذکر مصائب امام حسین(علیه السلام) تطهیر قلوب و تزکیه نفوس است. از این رو می بینیم بعد از ذکر مصائب و گریه بر آن ها، نه تنها افسردگی بر انسان هجوم نمی آورد بلکه احساس سبکبالی می کند. به تعبیر دیگر تجربه ثابت کرده است که گریه بر حسین(علیه السلام) نه تنها افسردگی نمی آورد بلکه انسان را به نشاط برتر می رساند. و همچنین است بکاء بر نفس، گریه بر ظلم هایی که به نفس خود روا داشته ایم.19

از این رو اگر گریه و حزن برای امام حسین(علیه السلام) در مسیر طبیعی خود حرکت کند،20 به افراد جامعه نیروی لازم را برای احیای اهداف امام حسین(علیه السلام) می دهد؛ لذا این نوع حزن با توجه به مقدمات ذکر شده، نه تنها اشکال ندارد، بلکه پسندیده نیز هست.

اگر در روان شناسی بتوانیم به این شیوه بین انگیزه ها تفاوت قایل شویم و انگیزه های متعالی و غیر مادی را نیز در روان شناسی بررسی کنیم، در آن صورت هر دو بخش از غم که در روایات ذکر شده است، با یافته های علمی همسو خواهند شد و هیچ تضادی بین آن ها مشاهده نخواهد شد.21

پی نوشت­ها:

1- روان شناسی رفتارهای غیر عادی، آسیب شناسی روانی.

2- انگیزش و هیجان، ریو، جان مارشال، سید محمدی، یحیی، تهران: ویرایش نشر، 1380ش، ص 366.

3- روان شناسی مرضی تحولی از کودکی تا بزرگسالی، دادستان، پریرخ، تهران، سمت، ج 1، ص 27

4- Major Depression، افسردگی عمده، بزرگ.

5- روان شناسی مرضی تحولی از کودکی تا بزرگسالی، دادستان، پریرخ، تهران، سمت، ج 1 ، ص 229.

6- عیون اخبار الرضا، ج 2 ، ص 61، ح 242؛ مسند ابن حنبل، ج 3، ص 122.

 7- مسند ابن حنبل ، ج 3، ص 122.

8- من لا یحضره الفقیه، ج 1 ، ص 221.

 9 - مکارم الاخلاق، ص 12.

10- همان، ص 462.

11- کافی، ج 2، ص 229.

12- همان، ج 2، ص 226.

13- همان، ص 233.

14- نهج البلاغه، خطبه 113.

15- کافی، ج 1، ص 49 .

16- همان، ج 2، ص 226.

17- همان.

18- در مورد حضرت یونس علیه السلام، قرآن کریم می فرماید: «فنادی فی الظلمات ان لا اله الا انت سبحانک انی کنتُ من الظالمین فاستجبناله و نجیناه من الغم و کذلک ننجی المؤمنین»، سوره انبیاء: 88.

19 - «فاستجبناله و نجیناه من الغم و کذلک ننجی المؤمنین»، سوره انبیاء: 88.

20- در آسیب شناسی جریان عاشورا و احیای نام امام حسین(علیه السلام) باید توجه کرد که اهداف امام حسین (علیه السلام) میان آیین های ما، کم رنگ نشود؛ چرا که آیین های اجتماعی، به مرور زمان دچار فرسایش می شوند و به آرامی از اهداف اولیه، دور شده و اهداف آیینی دیگر جایگزین آن می شود. حتی در بسیاری از مواقع، اهداف اولیه واضعان بسیار کم رنگ می شود؛ مهم تر آنکه در بسیاری از مواقع، اهداف ثانوی وارد موقعیت عزاداری می شود و فرد با نوعی معنویت گرایی کاذب و احساس فاعلی مثبت، خود را اقناع می کند، بی آنکه به اهداف عزاداری توجه داشته باشد؛ لذا به راحتی بعد از جلسه عزاداری، گناه می کند؛ گناهانی که گاه با اصول مهم اسلامی مانند توحید، منافات دارد. اما فرد اصلاً احساس نمی کند که چنین کوتاهی ای را در مسائل مذهبی خود انجام می دهد.

21- در ترجمه بعضی احادیث از ترجمه نهج البلاغه آقای شهیدی و ترجمه اصول کافی آقای کمره ای، البته با دخل و تصرف، استفاده کردم.

با اندکی ویرایش به نقل از: نشریه خُلُق، بهمن و اسفند 1388، شماره 15، ص56

اين اصطلاحات هر چه زيادتر شود، اگر با تهذيب و تقوى همراه نباشد، به ضرر دنيا و آخرت جامعه مسلمين تمام مى‏شود... علم توحيد هم اگر با صفاى نفس توأم نباشد، وبال خواهد بود.

اوقات شرعی