اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعة و فی کل ساعة ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا
جمعه ٠٤ خرداد ١٣٩٧

طلبه باید راه را با معرفت و علم و یقین انتخاب کند و با معرفت و علم و یقین هم آن را ادامه دهد.
 
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 4502
 بازدید امروز : 152
 کل بازدید : 1237312
 بازدیدکنندگان آنلاين : 5
همت عالی

همت عالی

محمد عالم زاده نوری

اشاره : یکی از ابزارهای مهم برای فتح قله های سعادت و کمال، داشتن اهداف متعالی است. از سوی دیگر، داشتن آرزوهای بلند در تفکر اهل بیت علیهم السلام یکی از لغزش گاه های مهم انسان دانسته شده است. در این جستار، برآنیم که جایگاه و ارزش همت عالی را در سرنوشت آدمی تبیین کنیم و سپس تمایز آن را با آرزوهای طولانی داشتن بیان نماییم.

همّت عالی، عبارت است از چشم به بالاترین قلّه دوختن و امید رسیدن به آن را در دل زنده نگه داشتن. همّت عالی، یعنی به کم قانع نشدن، یعنی دامنه را مسکن نگرفتن. همت عالی، یعنی به کارگیری همه تلاش برای رسیدن به بالاترین نقطه، یعنی رضایت ندادن به وضع موجود، تا رسیدن به برترین وضعیت. کسی که به کم رضایت می دهد، خیلی زود از حرکت می ایستد. از ما خواسته شده است «بالاترین» را هدف بگیریم و با استمداد از خدا و عزم راسخ، «بهترین» شویم1.

قرآن کریم در وصف «بندگان خدای رحمان» می فرماید:

الَّذینَ یَقُولُونَ رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّیّاتِنا قُرَّه أَعْیُنٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقینَ إِمامًا2

و کسانی اند که می گویند: «پروردگارا! به ما از همسران و فرزندانمان آن ده که مایه روشنی چشمان باشد، و ما را پیشوای پرهیزگاران کن».

خواست و آرزوی بندگان خدا، تنها به جهنم نرفتن، نسوختن و رهایی از عذاب خدا نیست. بنده خدا، تنها به متقی شدن نیز راضی نمی شود. همّت او آن است که پیشوا و درس آموز متقیان باشد و به گونه ای شود که چشم همه نیکان و وارستگان به او دوخته گردد. به نجات از غضب خدا و آتش دوزخ بسنده نمی کند. کودکان و دیوانگان و چارپایان هم گرفتار خشم خدا نمی گردند و به آتش نمی سوزند. انسان که قابلیّت خلیفه الهی و وصول به قرب و رضوان خدا را دارد، چرا این همه کوتاه نظر و دون همّت باشد؟

در زیارت جامعه کبیره خطاب به امامان معصوم علیهم السلام می گوییم:

وَجَعَلَنی مِمَّن یَقتَصُّ آثارَکُم، وَیَسلُکُ سَبیلَکُم، وَ یَهتَدی بِهداکُم، وَیُحشَرُ فی زُمرَتِکُم، وَ یَکِرُّ فی رَجعَتِکُم، وَ یُمَلَّکُ فی دَولَتِکُم، وَ یُشَرَّفُ فی عافِیَتِکُم، وَ یُمَکَّنُ فی أَیّامِکُم، وَ تَقِرُّ عَینُهُ غَداً بِرُؤیَتِکُم، بِأَبی أَنتُم وَ أُمّی وَ نَفسی وَ أَهلی وَ مالی؛

خدا مرا از کسانی قرار دهد که اثر شما را دنبال می کند، و به راه شما می رود، و به هدایت شما راه یافته میان شما محشور می شود، و در رجعت و بازگشت شما برمی گردد، و در دولت شما کارگزار و در زمان عافیت شما صاحب شرافت و در روزگار شما صاحب مکانت است، و فردا، دیدگانش به دیدار شما روشن می شود. پدرم، مادرم، جانم، خانواده ام و داریی ام فدای شما باد!... .

این فراز زیارت، درس همت می آموزد. آنچه ما از درگاه خدا می طلبیم، تنها امان از ناخرسندی امامان معصوم علیهم السلام نیست؛ دیدار سیمای دلربایشان نیز به تنهایی ما را کافی نیست؛ به اقلّ خشنودی آن ها هم بسنده نمی کنیم. همت ما آن است که از یاوران و شیعیان خاص3آنان و کارگزار مؤثر دولتشان باشیم. آرزو داریم چشم امید امام عصر علیه السلام به ما دوخته شود و امور اساسی آن دولت جهانی به دست ما انجام پذیرد؛ شبیه مناسبتی که میان مالک اشتر رحمه الله و امیرمؤمنان صلوات الله علیه بود.

امام زمان علیه السلام هم پس از ظهور، در رتق و فتق امور اجتماع، به بازوان اجرایی و مدیریتی بسیار توانمندی نیاز دارد که کارگزاران رده اول و کادر نهضت آن امام را تشکیل می دهند و ظهور آن حضرت، به حضور آنان وابسته است. در این فراز از زیارت جامعه، از خدای بزرگ می خواهیم ما نیز در شمار آن بزرگان و کارگزاران باشیم و در چشم و قلب حضرتش مکانتی والا و شرافتی عظیم داشته باشیم.

پس از این درخواست البته نیل به زیارت آن جمال دلربا را مسألت می کنیم «وَ تَقِرُّ عَینُهُ غَداً بِرؤیَتِکُم» و توجه داریم که رسیدن به این درجات مشروط به دست شستن از مال، جان، پدر، مادر، خانواده و گسست همه دلبستگی ها است «بأَبی أَنتُم وَ أُمّی وَ....».

اگر مطابق دستور قرآن کریم، رسول خدا صلی الله علیه و آله را اسوه و الگوی خود بدانیم4و امامان معصوم علیهم السلام را پیشوای حرکت خود بگیریم، هیچ گاه به وضع موجود خود رضایت نمی دهیم، احساس استغنا نمی کنیم و همیشه برای بهتر شدن و پیش تر رفتن تلاش و تکاپو به کار می گیریم.

این اعتقاد که معیار سنجش ارزش اعمال در صحنه قیامت، امیرمؤمنان علی بن ابی طالب علیه السلام است، ما را بر آن می دارد که در تکمیل کمّی و کیفی عمل، همت بیشتری ورزیم و هیچ گاه به موقعیت فعلی خود دلخوش و مغرور نشویم:

وَاجعَلنی مِن أَحسَنِ عَبیدِکَ نَصیباً عِندَکَ وَ أَقرَبِهِم مَنزِلَه مِنکَ وَ أَخَصِّهِم زُلفَه لَدَیکَ5؛

مرا چنان قرار ده که نصیب بهترین بندگانت را نزد تو داشته باشم و نزدیک ترین منزلت و بیشترین تقرب به تو را به دست آورم.

الهی هَب لی کَمالَ الإنقِطاعِ إلَیکَ6؛

خدایا! نهایت جدائی به سوی خودت را به من عطا فرما.

یک سؤال:آیا انتخاب اهداف بسیار بلند و دور از دسترس، مانع از عمل و اقدام نیست؟ همین که انسان مقصد حرکت خود را از نقطه ای دست نایافتنی قرار دهد، امید و انگیزه از او سلب شده و از حرکت باز خواهد ماند. آیا مناسب تر نیست انسان تصوّر درجات عالی و قلل رفیع را فراموش کند و به اهداف میانی بسنده نماید؟

پاسخ:رو به قلّه داشتن، به معنای گام بر قلّه نهادن نیست. کوهنورد موفّق، همیشه نظر به قلّه و عزم رسیدن به آن را دارد؛ ولی در هر لحظه، تنها یک قدم برمی دارد. شناخت انسان کامل و تکاپو برای نزدیک شدن به آن، به منزله نظر به قله است؛ ولی توقع «یکباره به قله رسیدن» خواب شیرینی است که هرگز تعبیر نخواهد شد. برای رسیدن به مطلوب ها و آرمان ها، برنامه ریزی متناسب با توان و رعایت آن ها به طور مستمر ضروری است. باید دانست که ظرفیت ما و مسؤولیت ما در هر مرحله، تنها «یک گام به پیش رفتن» است. بلند کردن وزنه های سنگین، برای کسی که تمرین وزنه برداری را تازه آغاز کرده و در ابتدای راه است، نتیجه ای جز آسیب رساندن به بدن و از دست دادن توانایی ها ندارد. پس برای حرکت، این هر دو لازم است: «ایده آل نگری و آرمان خواهی در مقام نظر» و «واقع گرایی در مقام عمل». نگاه به آرمان نهایی، حرکتِ ما را تصحیح و استمرار حرکت را تضمین می کند؛ زیرا روحیه رضایت از وضع موجود و احساس استغنا را سرکوب می کند. واقع بینی و شناخت محدودیّت ها و اندازه ها نیز از سرخوردگی و ناامیدی جلوگیری می کند.

پی نوشت ها:

1.در قرآن کریم از میان پیامبران، تنها رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و حضرت ابراهیم علیه السلام الگو معرفی شده اند. « لَقَدْ کانَ لَکُمْ فی رَسُولِ اللّهِ أُسْوَه حَسَنَه، (سوره احزاب:21) »؛ قَدْ کانَتْ لَکُمْ أُسْوَه حَسَنَه فی إِبْراهیمَ وَ الَّذینَ مَعَهُ» (سوره ممتحنه: 4).

2. سوره فرقان: 74.

3. وَ جَعَلنی مِن خیارِ مَوالیکُم (زیارت جامعه).

4.«لَقَدْ کانَ لَکُمْ فی رَسُولِ اللّهِ أُسْوَه حَسَنَه » (سوره احزاب: 21).

5.مفاتیح الجنان، دعای کمیل.

6. همان، مناجات شعبانیه.

به نقل از نشریه خُلُق ، فروردین تا تیر 1387 - شماره 4 و 5، ص78

امتیازدهی

اين اصطلاحات هر چه زيادتر شود، اگر با تهذيب و تقوى همراه نباشد، به ضرر دنيا و آخرت جامعه مسلمين تمام مى‏شود... علم توحيد هم اگر با صفاى نفس توأم نباشد، وبال خواهد بود.

اوقات شرعی