اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعة و فی کل ساعة ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا
سه شنبه ٢٦ تير ١٣٩٧

طلبه باید راه را با معرفت و علم و یقین انتخاب کند و با معرفت و علم و یقین هم آن را ادامه دهد.
 
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 10988
 بازدید امروز : 265
 کل بازدید : 1255247
 بازدیدکنندگان آنلاين : 1
دیدگاه آیه الله بنابی درباره ازدواج طلاب

دیدگاه­آیه­الله بنابی (دام ظلّه)درباره ازدواج طلاب

 معياركلي براي ازدواج طلبه

نظرتان در مورد ازدواج طلاب چيست؟ به صورت كلي آيا معياري در اين زمينه داريد؟

اصل ازدواج علاوه بر مشروعيت آن در كتاب و سنت، امري عقلايي است. آيات كريمه قرآن و احاديث فراواني از معصومين عليهم السلام در ترغيب به نكاح وارد شده است. اما نسبت به طلبه يك نظر تفصيلي دارم كه به قرار زير است:

1 . اگر طلبه در شرايطي واقع شده كه غير از ازدواج، براي تزكيه و پرهيز از معصيت راهي ندارد، من به اين عده مي گويم: درس خواندن براي شما حداكثر واجب كفايي است، اگر نمي تواني درس بخواني، لا أقل ديانت خود را حفظ كن و اگر لازمه ازدواج اين است كه طلبگي را ترك كني، ترك كن و با ازدواج تقواي خويش را حفظ نما.

2 . اما اگر در اين حد ضرورت نداشته باشد، طوري كه اگر ازدواج نكند، حداكثر در سختي خواهد افتاد اين عده سه نوع هستند:

الف. اگر از نظر معاش تامين هستند حال يا از حمايت هاي خانواده برخوردارند و يا خودشان اندوخته اي دارند ، به آنها مي گويم كه ازدواج براي شما مانعي ندارد.

ب . ممكن است از لحاظ مالي تامين نباشد، اما يك روحيه­ توكل قوي در او باشد و بتواند در مقابل كمبودها و مشكلات ايستادگي كند. به آيات شريفه­ ذيل واقعا ايمان داشته باشد:‌ «ومن يتوكل علي الله فهو حسبه»، «والله خير الرازقين». به اين شخص هم مي گويم ازدواج بكن. خداوند ان شاء الله تو را اداره خواهد كرد. آيه شريفه مي فرمايد:«وَ أَنْكِحُوا الْأَيامى مِنْكُمْ وَ الصَّالِحِينَ مِنْ عِبادِكُمْ وَ إِمائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ »(نور/ 32).

اِغناء هم از راه هاي گوناگوني صورت مي پذيرد ؛ براي يك عده من حيث لا يحتسب  است و در روايت شريفه اي وارد شده كه خداوند روزي طالب علم را بالخصوص تضمين كرده است ؛ چرا كه طالب علم به همه چيز پشت پا زده و سرمايه ي عمر و جواني اش رابراي تحصيل علوم ديني صرف كرده ، خداوند نيز مسلماً من حيث لا يحتسب از او حمايت خواهد نمود .

ج. يك عده هم هستند كه نه از نظر معاش تامين اند و نه آن روحيه ي توكل را در حد مطلوبي دارند . سعي ما اين است كه چنين اشخاصي را از ازدواج منصرف كنيم. متاسفانه اين عده با چيدن صغري و كبري، ازدواج را براي خودشان واجب مي كنند و پس از ازدواج با مشكلات و سختي­هاي فراواني رو به رو مي شوند و گاهي به زمين و زمان بدبين  شده و در ا ين راه عزت نفسشان را از دست مي دهند.

3. اگر ازدواج نه در حد وجوب است و نه طوري است كه ازدواج نكردن مايه ي عسرو حرج  بوده باشد ، نظرم چنين است: مادامي كه سطوح عاليه تمام نشده ازدواج نكند. حتي برخي از بزرگان مي گويند: مادامي كه طلبه مجتهد و اهل نظر نشده است ، ازدواج نكند . بنده هم مي گويم : اقلاً تا وقتي كه رسائل و مكاسب را تمام نكرده است ، ازدواج نكند .

بنده عملا و قولا در مورد ازدواج چنين نظري دارم ؛ اگر كسي با من مشورت كند يا متوجه بشوم كه مي خواهد ازدواج بكند ، اين مطالب را به او مي گويم . خداوند متعال فكر ما را به صراط مستقيم و صراط حقيقت بيشتر هدايت بفرمايد .


با توجه به مشكلات اقتصادي فرا روي طلاب مبتدي، آيا ازدواج را بر آنان توصيه مي كنيد؟

در مورد طلاب محترم حق مطلب را فقيه عارف مرحوم شهيد ثاني طاب ثراه فرموده اند، در اين مضمون كه ازدواج باعث مشغله فكري است و طلبه تا حد امكان بايد اين مساله را به تاخير بياندازد. علاوه بر اينكه مسائل اقتصادي و رسم و رسومات اين دوران ، حاد بودن مساله را دو چندان كرده است. البته شرايط ديگر اجتماعي امروزه ايجاد شده كه در زمان شهيد ثاني وجود نداشت. امروزه، نياز جوانان زودتر از گذشته ها به حد ضرورت مي رسد. با اين حال به نظر مي رسد طلبه مادامي كه سطح را تمام نكرده ازدواج نكند و اگر كمي از گفته خود برگرديم، حداقل تا زماني كه پايه ششم را تمام نكرده است، ازدواج نكند. البته ما من عام الا و قد خص!

قرار دادن مركزي به عنوان معرفي موارد مناسب به طلاب را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

اين كار، كار خوبي است، مركزي ايجاد شود تا موارد مناسب را به طلاب جوان معرفي نمايد. به شرط اينكه مانند بنگاه املاك نباشد، راز طرفين محفوظ بماند. نعوذ بالله اين گونه نباشد كه فلاني رفت و نپسنديد و آن ديگري طوري ديگر. اگر اين كار توأم با حفظ عفاف و حراست از شخصيت طرفين باشد، مسأله خوبي است امّا با تاكيد فراوان عرض مي كنم كه بايد با يك مشاوره خوب توأم باشد. مشاوره خيلي لازم است، به خصوص در امر ازدواج. طلبه بدون مشورت هاي مفصل با افراد كاردان، امين و دل سوز و اهل فن تن به اين كار ندهد، خصوصاً كه جوان است و زود به اشتباه مي افتد. بنده ازدواج هايي را مشاهده كرده ام كه به حيثيت طرفين لطمه وارد كرده است در صورتي كه اگر آن بنده خدا مي آمد و در اصل ازدواج كردنش يا در آن موردي كه انتخاب كرده مشورت مي كرد. به اين مشكلات گرفتار نمي شد.

آيا به اين زودي ازدواج كردن به صلاح است؟ شايد آن مشاور محترم راه بهتري غير از ازدواج نشان دهد و بگويد حالا كه درس مي خواني و اصل وظيفه ات درس خواندن است ، با ازدواج كمتر به درس و بحث خواهي رسيد لذا شايد راه ديگري نشان دهد كه هم عفاف طلبه حفظ شود و به گناه آلوده نگردد و هم درس و بحثش با مشكل روبرو نگردد. مشكلاتي كه از ازدواج به سراغ انسان مي آيد خيلي زياد است، خصوصاً ازدواج هاي زود هنگام.

مساله دوم اينكه در مورد طرف ازدواج نيز بايد مشورت كند كه آيا اين مورد، مناسب است؟ روحيات خود را به مشاور بگويد و از راه هاي شرعي و عرفي از طرف مقابل نيز اطلاعات كسب كند و …

براي ازدواج دختران طلبه چه سني را مناسب مي دانيد؟

در مورد خواهراني كه مشغول به تحصيل هستند چنين مي گويم كه اگر نيازشان به حد ضرورت نرسيده، بهتر است كه ازدواج را به تأخير بياندازند و به درسشان ادامه دهند. چون وقتي ازدواج مي كنند، از كارشان، درس و بحثشان مي مانند و شايد طلبگي را كنار مي گذارند. اگر نياز كسي در حد ضرورت است و يك همسر مناسب هم پيدا شده، ازدواج بكند خواه از درسش بماند يا نه ولي سعي كند با كسي ازدواج كند كه مزاحم درس و بحثش نباشد.

ملاك­هاي انتخاب همسر

برخي طلاب ملاك هايي همچون سيادت، خانواده روحاني بودن و … را معيار انتخاب همسر قرار مي دهند، آيا اين معيارها درست اند؟

به عقيده بنده اين معيارها كليت ندارند؛ اگر شرايط لازم در همسر در كسي جمع باشد و به همراه آن شرايط سيادت هم در كنار آنها باشد چه بهتر! در واقع اين شخص داماد غيرمستقيم حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها و محرم با او مي شود.

مرحوم پدرم هنگامي كه قصد داشت از نجف اشرف به ايران برگردد در آن زيارت آخري كه به حرم حضرت امام موسي بن جعفر (عليه افضل الصلاه و السلام) مشر‌ف شده بود، از حضرت سه حاجت خواسته بود: يكي از آن سه حاجت اين بود به حضرت عرض كرده بود: يك همسر مناسب كه از نسل شريفتان باشد به من روزي كنيد. نگفته بود كه يك همسر سيد بلكه عرض كرده بود كسي كه از نسلتان هست. امام عليه السلام هم حاجت پدرم را روا كرده بود و مرحوم مادرمان از سادات موسوي بود. نسبش به حمزة بن موسي بن جعفر عليه السلام مي رسيد. مرحوم پدرم خيلي اين مساله را مهم مي دانست و از عوامل موفقيت خویش بر مي شمرد. هم به اين مساله حرمت قائل بود و هم به همسرش فوق العاده احترام مي گذاشت.

امِا به هر حال اين معيار به تنهايي كليت ندارد؛ چه بسا طرف سيده است امِا اخلاقش ناسازگار است. بلانسبت ساحت مقدس سادات.

حال كسي ببيند شرايط در اين مورد جمع است و الحمدلله سيده هم هست، به شرطي با او ازدواج كند كه بتواند حرمت سادات را حفظ كند. اگر خلق و خوي اش طوري است كه نمي تواند مثلاً عصبانيت خود را كنترل كند از ازدواج با سيده بترسد.

در مورد خانواده روحاني بودن هم همين طور است كه اين معيار كليت ندارد. بسا با خانواده روحاني وصلت كرده و خيلي اوقات تلخي برايش پيش آمده است. بله اگر ساير شرايط لازم وجود داشت، چه بهتر كه طرف از خانواده روحاني باشد و با روح قناعت و روح مذهبي و ديانت تربيت شده باشد. امِا متاسفانه مساله گاهي بالعكس مي شود.

اختلاف با والدين در امر ازدواج

 اگر نظر طلبه اي در امر ازدواج (اصل ازدواج و يا در انتخاب همسر) با نظر خانواده خود در تعارض باشد، چه راهكارهايي را به آنان پيشنهاد مي كنيد؟

خانواده به طلبه ولايت ندارند. پدر و مادر خصوصاً در مورد فرزند پسر ، در اين مورد ولايت ندارند، چه رسد به برادر و خواهر. اگر تعارض وجود دارد، بايد مصلحت دين و دنياي خود را مقدم كند. مگر اينكه اگر نظر آنها را جلب نكند، در آينده موجب فتنه خواهد شد كه اين حرف ديگري است. در اين موارد بايد سعي كند كه نظر خانواده را جلب كند تا پيامدهاي بدي در انتظارش نباشد.

نحوه برخورد با همسر

پس از ازدواج و تشكيل خانواده يكي از مشكلات طلاب جوان نحوه برخورد و معاشرت با همسران جوان و بعضاً كم تجربه است، در اين زمينه چه توصيه اي داريد؟

طلبه اي كه مي خواهد ازدواج بكند بايد سه عقل در او جمع باشد : عقل معاد ، عقل معاش و عقل معاشرت. اگر چه عقل معاش شامل عقل معاشرت هم مي شود، اما روي آن تأكيد مي كنم و بالخصوص مراد من همان سومي است. مادامي كه مسائل معاشرتي را نمي داند و يا مي داند اما عمل كردن به آنها از دستش بر نمي آيد، تن به ازدواج ندهد. طلبه بايد قبل از ازدواج روح تحمل و مداراداشته باشد، بتواند به آيه « إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً »1 عمل كند.

متاسفانه در اين مدت كم به مواردي از مشكلات خانوادگي طلاب برخورد كرده ام كه برخي به طلاق منجر شده، كار به دادگاه كشيده، آبروي دو طرف مخدوش شده است و در نتيجه به حيثيت روحانيت نيز صدمه وارد گشته است و يا اينكه كار به نارضايتي طرفين از همديگر ختم شده طوري كه هر وقت اين طلبه با مشكلي برخورد مي كند، مي گويد كاش ازدواج نمي كردم!

طلبه بايد آداب برخورد و معاشرت با همسر را از كتاب­هاي مربوط به اخلاق خانواده و… مطالعه كند. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) همسران متعددي داشت گاهي حضرت از آنها خلاف ادب مشاهده مي كرد، چقدر حضرت آنها را تحمل مي كرد، چقدر از خود روح مماشات نشان مي داد.

من نسبت به اين ابزار سوم يعني عقل معاشرت شديداً توصيه مي كنم.

1. فرقان/63: «وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً».

اختصاص وقت به تحصيل و خانواده

در خصوص اختصاص وقت طلاب به تحصيل و خانواده چه پيشنهاداتي داريد؟ براي هر كدام چه مقدار وقت لازم است؟

همسر يك حقوق واجبه اي دارد كه بر عهده شوهر است و وي با تأمين اين حقوق بايستي بقيه اوقات را به تحصيل علم و تحقيقات بپردازد. لكن مشكل اين است كه برخي از همسرها تنها به حقوق واجبه قانع نيستند و اين را كم توجهي شوهر مي شمارند، در اين صورت لازم است بيشتر از مقدار واجب شده در شرع مقدس، به همسر پرداخت نمود. اخيراً خاطره هاي تلخي در مورد برخي بزرگان شنيده ام كه همسرشان مي گفته: شوهر من دائماً در درس و بحث و كلاس و مطالعه است و به خانواده رسيدگي نمي كند، چاره من چيست؟ خصوصاً وقتي اولاد هم هست لازم است بيشتر به خانواده برسد و به تربيت اولاد نيز وقت بگذارد. به همين خاطر است كه ما با ازدواج زودرس موافقت نمي كنيم. شوهر بايد حقوق واجبه و حقوق عرفي همسر و خانواده اش را مراعات كند، با آنها بنشيند خوش و بش كند خصوصاً كه اگر همسرش جوان باشد به توجه بيشتر نياز دارد. مگر اينكه طرفش انسان فهيمي باشد و  بداند كه شوهرش حالا كه اهل علم است بايد به درس و بحثش برسد و انتظارش از او كم باشد.

بر طلبه نيز لازم است كه با افرادي ازدواج كند كه قانع باشند و شرايط او را درك كنند، نمي شود ساعت و مقدار خاصي تعيين نمود؛ چرا كه افراد فرق مي كنند.

 با اندکی ویرایش به نقل از سایت مدرسه علمیه حضرت ولی عصر (عج) شهرستان بناب

http://hawzahbonab.com

 

 

اين اصطلاحات هر چه زيادتر شود، اگر با تهذيب و تقوى همراه نباشد، به ضرر دنيا و آخرت جامعه مسلمين تمام مى‏شود... علم توحيد هم اگر با صفاى نفس توأم نباشد، وبال خواهد بود.

اوقات شرعی