اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعة و فی کل ساعة ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا
سه شنبه ٢٦ تير ١٣٩٧

طلبه باید راه را با معرفت و علم و یقین انتخاب کند و با معرفت و علم و یقین هم آن را ادامه دهد.
 
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 4981
 بازدید امروز : 338
 کل بازدید : 1255320
 بازدیدکنندگان آنلاين : 3
نصاب طلبگی

نصاب طلبگی

محمد عالم زاده نوری

در صفحات پیش با کار طلبگی آشنا شدیم. اکنون می‌توان فرض کرد که کار طلبگی از کسی غیر طلبه صادر شود. یعنی غیر طلبه به فعالیت‌ های طلبگی و آخوندی مشغول باشد. همان‌ گونه که می ‌توان فرض کرد طلبه به غیر کار طلبگی اشتغال داشته باشد. بنابراین طلبه را صرفا از فعالیت ‌های طلبگی نمی ‌توان باز شناخت. بدین ترتیب گویا هنوز یک سوال باقی است؛ این که: طلبه کیست؟ و چه ویژگی ‌هایی در وجود یک شخص موجب صدق حقیقی عنوان طلبه بر او می‌ گردد؟

مراد از نصاب طلبگی حداقل برخورداری ‌ها و ویژگی ‌هایی است که یک طلبه باید دارا باشد تا طلبه نامیده شود،به صورتی که با کمتر از آن اطلاق عنوان طلبه بر او دروغ یا مجاز است. قدر متیقنی که هر طلبه با هر رویکرد و تخصصی باید داشته باشد که اگر آن را نداشته باشد طلبه به شمار نمی ‌رود. و اگر آن را داشته باشد به هر تخصصی وارد شود مفید و روا است.

مراد از نصاب طلبگی، به عبارتی، جوهره طلبگی است. یعنی آنچه طلبه را طلبه می ‌کند و کمتر از آن برای طلبه روا نیست. یعنی راهی که طلبه پیش از گرایش به هر رشته تخصصی به صورت عام باید بپیماید یا دست کم حین تحصیل تخصص نباید از آن غافل شود. بنابراین سوال این است که کمترین دارایی یک طلبه که شرط لازم و کافی عنوان طلبگی و حد نصاب آن به شمار می‌ رود چه عنصری است؟ گزینه ‌های مختلفی را بررسی می‌ کنیم؛

آیا برای صدق حقیقی عنوان طلبه، لباس روحانیت کافی است؟ بی‌تردید نه! نه هر کس این لباس را دارد به حقیقت روحانی است و نه هر کسی در این لباس نیست از وصف روحانیت محروم است.

آیا تقوا و معنویت و سلوک برای صدق عنوان طلبگی کافی است و هر مؤمن متقیِ اهل معنایی را می‌ توان طلبه نامید؟ خیر! گرچه تقوا و معنویت شرط لازم طلبگی است، اما هرگز نمی‌ توان ادعا کرد که این شرط برای طلبه کافی است. مثلا بزرگانی مانند پیر پالان دوز یا مرحوم دولابی که طلاب و اهل علم در امور معنوی از محضرشان بهره می ‌گرفتند خود طلبه نبوده‌ اند.

آیا تبلیغ آموزه‌ های دینی برای این منظور کافی است و هر کس به کار انتقال پیام خدا مشغول باشد طلبه است؟ اگر چنین باشد کارمند رادیو معارف، نویسنده و کار گردان سریال‌ های دینی، و آن راننده تاکسی که برای مسافران خود آیات و روایات را بیان می ‌کند و اطلاعات دینی خود را در اختیار دیگران قرار می ‌دهد نیز باید طلبه باشند. آیا چنین است؟ خیر! این کسان به نحو تخصصی به این موضوع نمی‌ پردازند و هر یک از اعضای صنف دیگری هستند.

آیا خدمت به دین خدا یا عزم آن برای طلبگی کافی است؟ یعنی هر کس در مسیر خدمت به دین و پاسداری از وحی قرار دارد طلبه است؟ خیر! بسیاری از اعضای اصناف دیگر نیز به دین خدا یاری می‌ رسانند و به نیت انجام وظیفه الهی و واجب کفایی در جامعه اسلامی خدمت می ‌کنند، در حالی‌که هیچ یک طلبه نیستند. دست کم در خود حوزه ‌های علمیه کارمندان ادارات، نگهبانان و آشپز ها که خالصانه به نظام طلبگی خدمت می ‌کنند و بالمآل در مسیر اهداف امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قرار گرفته‌ اند، عنوان طلبه ندارند و از صنف طلبگی به شمار نمی ‌روند.

آیا تفقه و اجتهاد به معنی آشنایی با دانش‌ های حوزوی و توان استنباط گزاره ‌های شرعی از قرآن و حدیث برای طلبگی لازم و کافی است؟ یعنی طلبه حقیقی کسی است که مجتهد و فقیه باشد و هر کس این توان را به دست نیاورده باشد یا دست کم در مسیر تحصیل آن نباشد حقیقتا طلبه نیست؟ مثلا طلبه ‌ای که مقداری درس خوانده و به هر دلیل از دست‌ یابی به توان فقاهت و اجتهاد محروم مانده اما به کار تبلیغ در شهر خود مشغول است حقیقتا طلبه به شمار نمی ‌رود. آیا چنین است؟ بنابراین گزینه، بیش از 80 درصد طلاب علوم دینی که مجتهد نیستند اما در کسوت روحانیت به رسالت‌ های این نهاد مقدس تلاش می‌ کنند و افتخار می ‌آفرینند باید از زمره طلاب خارج گردند و این البته فرض بعیدی است. از سوی دیگر هر مجتهدی را نیز نمی ‌توان به حقیقت طلبه نامید. زیرا برای صدق حقیقی عنوان طلبگی شرایط دیگری نیز وجود دارد. اثبات این مطلب در ادامه خواهد آمد.

آیا مجموعه‌ و پیوستاری از این صفات شرط لازم و کافی برای طلبگی به شمار می‌ رود؟ با چه میزان و چه سبک ترکیبی؟

کمترین وابستگی به نظام روحانیتبا ثبت نام در حوزه های علمیه و داشتن پرونده پرسنلی تحقق می‌ یابد. یعنی طلبه با تشکیل پرونده در مدیریت حوزه از حیث قانونی و اعتباری طلبه شناخته می ‌شود و مشمول آنچه که به طلبه تعلق می ‌گیرد می ‌گردد. هر چند درس نخواند و تقوا نداشته باشد.

در نظر توده مردم نیز کسی که به صورت غالبی لباس روحانی بپوشد طلبه است. هر چند کارمند دفتر یک اداره یا کاسب باشد. به همین جهت در میان مردم انتظارات خاصی از او رقم می‌ خورد[1]. اما سخن ما در اطلاق حقیقی عنوان طلبه بود نه اطلاق پر تسامح عرفی یا شمول قانونی. به همین جهت لازم است ویژگی ‌های طلبه را به دقت بیشتری بررسی کنیم.

به نظر می‌ رسد که از نظر جامعه ‌شناختی انتساب حقیقی به این صنف مانند همه اصناف دیگر در صورتی است که شخص عمده زمان و توان خود را به کار کرد ها و رسالت‌ هایاین صنف اختصاص دهد.هویت طلبه با دین خدا گره خورده و تعریف طلبه از مناسبت او با دین به دست می‌ آید. طلبه در راه شناخت عمیق دین خدا و ابلاغ و دفاع و اجرای آن می ‌کوشد و برنامة خدمت اجتماعی خود را در این رسالت متمرکز کرده است. یعنی برخلاف دیگر مردم که عمده زمان و توان خود را در برنامه ‌های دیگر می‌ گذرانند طلبه سرمایه، توان و زمان خود را عمدتا به ارتباط با منابع دینی و تلاش برای فهم و تبلیغ آن یا دفاع از آن یا گسترش زندگی دینی در سطح جامعه صرف می‌ کند.

قابل ذکر این که ارتباط با منابع دینی و فهم و تبلیغ و پاسداری و اجرای آن وظیفه‌ ای نیست که اختصاص به طلبه داشته باشد. همه انسان ‌های مؤمن نسبت به پیام خدا احساس مسئولیت دارند و برای بندگی خدای متعال در فهم آموزه ‌های دینی تلاش می‌ کنند، تفاوت طلبه با دیگران در این است که طلبه این مسئولیت را به عنوان رسالت صنفی خود گرفته و کل خدمات صنفی خود را در آن متمرکز کرده و زمان و توان خود را بیشتر به آن اختصاص داده است در حالی که سایر مردم بیشتر به کارها و خدمات دیگر مشغول ‌اند و تنها در حاشیه، به امر دین می‌ پردازند. یعنی مأموریت محوری طلبه در حوزه معارف دینی تعریف شده و این گونه نیست که به صورت تفننی و در حاشیه به آن بپردازد. نظیر این که یک پزشک، عمده نیرو و زمان خود را به فهم و تجزیه و تحلیل و انتقال و استفاده از آموزه ‌های بهداشتی درمانی اختصاص می‌ دهد در حالی که  نیاز توده مردم به آموزه ‌های بهداشتی و پزشکی کاملا در حاشیه فعالیت‌ های روزمره تأمین می‌ شود. یک مکانیک ممکن است آشپزی آموخته باشد و گاهی نیز آشپزی کند اما این مقدار برای آشپز بودن کافی نیست،‌ زیرا مأموریت محوری او آشپزی نیست و می‌ تواند به صورتی کاملا حاشیه‌ ای و تفننی به آن بپردازد، او عمده زمان و توان خود را به مکانیکی می‌ گذراند نه به آشپزی و همین مسئله باعث می ‌شود که در مکانیکی تخصص و مهارت بالا تری نسبت به آشپزی به دست آورد و خدمات بیشتری ارائه کند.

اکنون با هویت طلبه آشنا گشته ‌ایم و می‌ توانیم طلبه را از غیر طلبه باز شناسیم. طلبه کسی است که عمده زمان و توان خود را صرف رسالت‌ های نهاد روحانیت گرداند. وابستگی چنین کسی به حوزه علمیه و صنف روحانی حقیقی است. در حالی که وابستگی کسی که درس حوزه خوانده و لباس روحانی پوشیده ولی به کسب و کار، ویرایش یا فعالیت اداری مشغول شده، به حوزه مجازی و به قول ادیبان به اعتبار ما کان است و وابستگی کسی که هرگز درس حوزه نخوانده، ولی لباس روحانی به تن می‌ کند کاملا دروغین است.

اکنون این فرمول را کمی توسعه و تفصیل می ‌بخشیم. این فرمول معیاری کمّی و ظاهری است. کسی که عمده زمان و توان خود را به کار روحانیت یعنی فهم و تبلیغ و اجرا و دفاع از دین خدا اختصاص داده باشد از نظر جامعه‌ شناختی حقیقتا متعلق به این صنف به شمار می‌ رود اما مانند همه اصناف دیگر معلوم نیست در کار خود کامیاب و کار آمد باشد. مثلا کسی که عمده نیرو و زمان خود را به رانندگی یا پزشکی می‌ گذراند الزاما معلوم نیست راننده یا پزشک موفقی باشد. همچنین معلوم نیست احساس هویت کند یعنی به رغم تغییرات درونی و بیرونی و تحولات فردی و محیطی خود را همواره متعلق به این صنف و ارزشمند بشمارد. اکنون به معیارهای کیفی طلبگی می ‌پردازیم:

برای آن که فرد در اختصاص زمان و توان خود به رسالت ‌های حوزوی کامیاب باشد و احساس تعلق مستمر نیز به این نهاد داشته باشد، ‌لازم است سه وصف تفقه، تزکیه و ایفای نقش اجتماعی را به شرح ذیل داشته باشد؛

1.        تفقه یا دین ‌شناسی: طلبه باید با دین خدا به صورتی کامل، موزون و متناسب آشنا باشد. اگر فرض کنیم طلبه شناخت متوازنی از دین خدا نداشته باشد نمی‌ تواند در نهاد متولی امر دین به خوبی نقش ایفا کند. یعنی در صورتی که طلبه موضوع فعالیت‌ های خود را نشناخته باشد نمی‌ تواند بدان خدمت کند. این تفقه یا دین ‌شناسی به معنای اجتهاد نیست. بلکه با اجتهاد نسبت عموم و خصوص من وجه دارد. یعنی برخی از دین‌ شناسان، مجتهد و برخی از مجتهدان دین ‌شناس نیستند. توضیح بیشتر این مطلب در بحث انتخاب گرایش تحصیلی آمده است.

2.        تزکیه: طلبه باید در راستای ایفای نقش اجتماعی سنگین خود به پالایش روحی پرداخته باشد و از ایمان سر شار و اخلاق فاضله برخوردار باشد. هر چه این صفت در وجود طلبه بیشتر باشد در هویت صنفی خود استوارتر خواهد بود. زیرا تقوا و تهذیب نفس هم در فهم معارف دینی شرط لازم است، هم در تبلیغ و انتقال آموزه ‌های دینی به جامعه و دفاع از اندیشه دینی بسیار نقش‌ آفرین است و هم خود مصداق تحقق عینی دین به شمار می ‌رود.

3.        ایفای نقش اجتماعی: طلبه باید دغدغه خدمت به جامعه را داشته باشد و تلاش‌ های خود را معطوف به نیازهای اجتماعی ـ یعنی چیزی علاوه بر بهره شخصی خود ـ رقم زند. اگر فرض کنیم که طلبه از دین‌ شناسی و تقوا برخوردار باشد و عمده زمان و توان خود را صرف این امور کند اما اثری در جامعه نداشته باشد، انتساب او به صنف روحانیت کار آمد نیست. مانند کاسبی که تنها به اندازه نیاز روز مره خود جنس به مغازه می‌ آورد. یا راننده تاکسی‌ ای که تنها خانواده خود را جابجا می ‌کند!

برای بررسی دقیق‌ تر این ویژگی ‌ها در وجود طلبه لازم است تمام احتمالات ممکن از ترکیب این سه صفت را در وجود شخصی که عمده زمان و توان خود را به امر دین اختصاص داده، ترسیم کنیم و به صورت مقایسه ‌ای نسبت به آنان داوری کنیم. این صُور ممکن، جمعا هشت احتمال را تشکیل می‌ دهند که برترین صورت آن کسی است که هر سه صفت تفقه، تقوا و نقش اجتماعی را دارد و پست‌ترین صورت آن کسی که تقوا و تفقه ندارد اما به ایفای نقش اجتماعی می ‌پردازد.

به نقل از:http://www.talabegi.com

اين اصطلاحات هر چه زيادتر شود، اگر با تهذيب و تقوى همراه نباشد، به ضرر دنيا و آخرت جامعه مسلمين تمام مى‏شود... علم توحيد هم اگر با صفاى نفس توأم نباشد، وبال خواهد بود.

اوقات شرعی