اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعة و فی کل ساعة ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا
جمعه ٢٩ تير ١٣٩٧

طلبه باید راه را با معرفت و علم و یقین انتخاب کند و با معرفت و علم و یقین هم آن را ادامه دهد.
 
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 7551
 بازدید امروز : 26
 کل بازدید : 1255984
 بازدیدکنندگان آنلاين : 3
فعالیت‏ های فرهنگی در برنامه کاری طلبه

سامان فعالیت‏های فرهنگی در برنامه کاری طلبه

 محمد عالم زاده نوری

در این نوشتار مراد از «فعالیت فرهنگی» هر کاری است که با استفاده از نیرویموجود و توانمندی بالفعل فرد، به‏هدف رشد دیگران و ارائه خدمات فرهنگی صورت گیرد.

در صفحات گذشته ضمن بررسی طرح کلان فعالیت‏های طلبه به این نتیجه رسیدیم که براساس هویت طلبه، عمده توان و زمان او باید صرف تحصیل و بالا بردن توانمندی‏های خودگردد و جز در حاشیه این وظیفه اصلی، انتظار نمی‏رود طلبه به فعالیت‏های دیگربپردازد (نسبت متن و حاشیه، نسبت 4 به 1). اینک ضمن پافشاری مجدد بر این فرمولتأکید می‏کنیم، گرچه پرداختن به این فعالیت‏ها در حاشیه برنامه طلبه قرار دارد، امابه هیچ وجه متن کار او بدون حاشیه، مفید واقع نمی‏شود. (1) خصوصاً طلابی که چند سالدر حوزه، تحصیل کرده و بنیه علمی و شخصیتی نسبتا استواری یافته‏اند، وظیفه ویژه‏ایدر این مورد دارند. این‏گونه فعالیت‏ها علاوه بر تأمین نیاز جامعه و ادای رسالتاسلامی(2)و زنده نگاه‌داشتن روح حساسیت نسبت به نیازهای جامعه و تقویت بینشاجتماعی، به رشد و تکامل توانمندی‏های مورد نیاز طلبه هم می‏انجامد. به بیان دیگراین‏گونه فعالیت‏ها در مراحل نخست، نوعی تحصیل هم محسوب می‏شود. تحصیل توانسخن‏وری، نویسندگی، پژوهش، کلاس‏داری، مواجهه با جمع، مدیریت، طراحی فرهنگی، ارتباطاجتماعی، کار متشکل گروهی و.. . . که هر یک به ‏مرورِ زمان و به برکت «تجربه وتمرین» در وجود شخص، شکل می‏گیرد.

تحصیل علوم حوزوی، درون‏مایه این توانمندی‏ها را تأمین می‏کند و این توانایی‏هاقالبی برای ارائه آن محتوا خواهد شد. به خوبی روشن است که محتوای بدون قالب همچونقالب بدون محتوا، مفید واقع نمی‏شود.

مراکز فرهنگی:

مساجد

حوزه‏های علمیه

دانشگاه‌ها

مدارس

کانون‏ها

فضای مجازی (سایت، کلوپ، چت، وبلاگ و...)

مطبوعات و نشریات

ادارات و نهادها

هیآت

نمایشگاه‌ها

پادگان‏ها

جلسات انس دوستانه

محیط خانواده

زندان‏ها

رادیو و تلویزیون و ...

انواع فعالیت‏های فرهنگی

سخنرانی

تدریس و کلاس‏داری

تألیف

تحقیق

مشاوره و راهنمایی

مقاله

ترجمه

شعر

داستان

گفتگو

موعظه

نقاشی، طراحی، گرافیک

نامه

دعا، مرثیه، مداحی

پاسخ به سؤالات

پشتیبانی فکری و ...

پاره‏ای از دانش‏آموزان مدارس و دبیرستان‏ها در کنار برنامه‏های آموزشیو تحصیلی خود در فعالیت‏های فوق‏برنامه، حضوری پرنشاط دارند. روزنامه دیواری تهیهمی‏کنند، مقاله می‏نویسند و در مراسم صبحگاه ارائه می‏دهند، در کتابخانه یا واحدهایدیگر فعالیت می‏کنند، در اجرای مراسم نماز جماعت، دعا، قرآن، جشن یا سوگواری،راهپیمایی و برنامه‏های هنری ـ دکلمه، مسابقه، سرود، تئاترـ سهیم می‏گردند، با بسیجمدرسه همکاری می‏کنند، بریدة جراید را در تابلوی مخصوص نصب می‏کنند، کلاس‏هایتقویتی برای دوستان خود تشکیل می‏دهند، از ذوق و هنر خود به‏صورت شعر، طراحی،کاریکاتور و.. . . استفاده می‏کنند، آزمایش‏های توصیه شده در کتاب‏های درسی را به‏خوبی انجام می‏دهند، با بهره‏گیری از دانش و مهارت خود کارهای دستی و وسایل خاصتولید می‏کنند و خلاصه آن‏ که جوش و خروش ویژه‏ای از خود نشان می‏دهند. ایندانش‏آموزان با استفاده شایسته از وقت و توان خود:

ـ بهره‏ای به دیگران می‏رسانند.

ـ تنوع برنامه خود را حفظ و نشاط خود را استمرار می‏بخشند.

ـ آموخته‏های خود را محک می‏زنند و مباحث نظری خشک را بهتر درک می‏کنند.

ـ خلاقیت و توان علمی خود را بالا می‏برند.

ـ فایده و کاربرد معلومات خود را لمس می‏کنند و به ادامه جدی تحصیل، ایمان وامید بیشتری پیدا می‏کنند.

ـ روح تعاون و همکاری را در خود تقویت می‏کنند.

ـ قدرت برخورد اجتماعی و تعامل گروهی را در خود می‏افزایند و صحنة جدیفعالیت‏های اجتماعی را در دایره‏ای کوچک تجربه می‏کنند و

ـ همیشه مورد تقدیر و تشویق اولیا و مربیان هستند؛. . . .

اگر و تنها اگر این فعالیت‏ها در «حاشیه» فعالیتِ آموزشی آن‏ها قرار گیرد وآسیبِ جدی به روند تحصیل آن‏ها وارد نسازد. شخصیت این دانش‏آموزانِ پرشور از رهگذراین تلاش و تجربه، مجموعاً بهتر و مفیدتر و جامع‏تر از دانش‏آموز درس‌خوانی است کهدائماً دفتر و قلم به دست گرفته و در گوشه انزوا سر در مباحث درسی فروبرده است.

پدران و مادران و مربیان، معمولاً دو توصیه موازی به فرزندان خود می‏کنند؛

یکی حضور فعال در این برنامه‏ها، به جهت فواید فراوان آن.

دوم توجه به ضریب اهمیت درس، و رعایت اعتدال در این حضور.

همین دو توصیه موازی را در حرکت حوزوی نیز باید رعایت کرد. فعالیت‏های جانبی درکنار برنامه تحصیل، برای طلبه ضروری است و مشابه این آثار و برکات را در پی دارد. البته اگر در انجام این فعالیت‏ها رعایت اعتدال و تناسب فراموش نشود.

روشن است که به‏دست آوردن هر توانمندی در ابتدای امر دشوار است و با ناکامی‏ها وشکست‌هایی مواجه می‏شود و احتمالاً ضایعاتی خواهد داشت. اما در مقابل توانمندی وورزیدگی حاصل از آن، قابل تحمل و مجموعاً مقرون به صرفه است.

ویژگی‌های فعالیت فرهنگی

برای آنکه دیدگاه کامل‏تری نسبت به این برنامه‏هاارائه شود، از مثال دیگری استفاده می‏کنیم. واحدهای تولیدی فراوان دست‏ اندر کارتهیه و تولید پوشاک هستند. با عبور سریعی از بازار لباس، این فراورده‏های متنوع بهچشم می‏آید.

- بر حسب سن و جنس افراد: لباس نوزاد، بچه‏گانه، پسرانه، دخترانه، مردانه، زنانه،. . .

- برحسب نوع یا محیط استفاده: لباس روحانیت، لباس کار، لباس رزم، لباس احرام، لباسورزش، کت و شلوار، لباس عروس، لباس عزا،. . .

- بر اساس جنس لباس: لباس نخی، پشمی، چرمی، توری، ابریشمی،. . .

- و برای کارکردهای ویژه قطعات خاصی مثل چفیه، دستکش، قنداق، ناف‏بند، پیش‏بند،شال‏گردن، عمامه، جوراب،. . .

1.   این تنوع عجیب که در رنگ، جنس، مدل و اندازه لباس‏ها مشاهده می‏شود، پس ازشناسایی انواع نیازها به صورت طبیعی پدید آمده است. اگر نیاز شدید انسان در سنین وطبقات مختلف به محصولات فکری و معنوی هم به‏خوبی درک شود، تنوع فراورده‏های فرهنگیبسیار افزایش می‏یابد. بنابر این قدم اول در ارائه یک اثر، شناخت نیازها است.

2.     تأمین این نیازها در عرض یک‏ دیگر صورت می‏گیرد و معمولاً تولید یکی ازاین محصولات، متوقف بر تولید دیگری نمی‏شود. هزاران واحد صنعتی کوچک و بزرگ بدوناطلاع از هم، به تولید این قبیل محصولات همت گماشته‏اند. از واحد کوچکی دارای یکعضو، که در گوشه اطاق با یک چرخ خیاطی ساده مشغول رفع نیاز خانه و همسایه‏ها است،تا واحدهای صنعتی عظیمی که صدها نیروی انسانی در آن مشغول فعالیت‏اند. هر کس بهفراخور توان و امکانات خود به تأمین یکی از نیازها که بیشتر برای او اهمیت داشته،پرداخته است. در نیازهای فکری و معنوی هم همیشه لازم نیست مؤسسات عظیم، با طول وعرض و ارتفاع کلان مشغول به کار شوند. هر کس می‏تواند بخشی از نیازهایی را کهمشاهده کرده و تشخیص داده است، با ایجاد یک واحد فرهنگی کوچک ـ حتی یک نفره ـ مرتفعسازد.

3.   گر چه ابعاد اهمیت این مراکز صنعتی، مساوی نیست ولی هیچ کدام نباید بهبهانه اهمیت فوق‏العاده دیگری تعطیل یا تحقیر شود. تولیدکننده کت و شلوار حق نداردبر تولیدکننده لباس نوزاد یا لباس زیر فخر فروشد. زیرا تولید لباس نوزاد نیز ضروریاست. به همین صورت فعالیت استاد دانشگاه و مربی کودکان هر دو ضروری و محترم است ویکی بدون دیگری نتیجه‏بخش نیست. گاهی هم اثر و ارزش نهایی فعالیت مربی کودک ازفعالیت استاد دانشگاه بیشتر است.

4.   تأمین این همه نیاز از توان یک فرد و یا یک مجموعه، بسیار بزرگ‏تر است.هزاران مجموعة بزرگ و کوچک، نامدار و گمنام، در نقاط مختلف شهرها و روستاها در تلاشبرای ارائه خدمات تولیدی و توزیعی هستند. نیازهای فرهنگی انسان‌ها هم هزاران متولیپرکار می‏خواهد. مادری که با فرزند خود گفتگو می‏کند، کسی که برای تذکر به دوستانخود ساعتی مطالعه، مشاوره یا گفتگو می‏نماید، شخصیتی که برای اهل محل یا خانواده وفامیل خود جلسه و کلاس تشکیل می‏دهد، امام جماعت مسجد، طلبه‏ای که در اردویدانش‏آموزی شرکت می‏کند، محققی که کتاب می‏نویسد و.. . همه دست‏ اندر کار تولیداتفرهنگی هستند. به این ترتیب ما می‏توانیم بسیاری از فرصت‏های خود را با نگاهتربیتی، به تولیدات فرهنگی اختصاص دهیم، حتی مدت زمان کوتاهی کهدر اتوبوس کنارکودکی نشسته‏ایم.

5.   گر چه ممکن است محدودیت‏های مالی، علمی و مهارتی موجب شود یک واحد تولیدپوشاک با یک چرخ خیاطی ساده و در گوشه اطاق منزل آغاز به کار کند، ولی تنها درصورتی می‏توان این واحد کوچک را موفق دانست که در طی زمان، متناسب با افزایش دانش،مهارت و امکانات، دایره خدمات خود را گسترش داده باشد. آگاهی از آخرین دست‏آوردهایفن‏آوری روز و دانش فنی و استفاده از آن موجب می‏شود اولین سال تأسیس این واحد باسال‌های بعد، تفاوت چشمگیری داشته باشد. در تولیدات فرهنگی هم همین گونه است. اثریکه از طلبه در سال‌های نخست طلبگی صادر می‏شود، با اثری که در سال‌های بعد عرضهمی‏کند باید متفاوت باشد. احساس استغنا و قناعت به سطح موجود، موجب رکود برنامهمی‏شود. تدریس و تبلیغ طلبه باید روز به‏روز «اصیل‏تر»، «عمیق‏تر» و «گسترده‏تر» گردد و در آن «دانش»، «تجربه»، «تدبیر» و «هنرِ» بیشتری تزریق شود.

6.   تولیدات فرهنگی، هرچه عمق (کیفیت)، اصالت (صحت) و گستره (کمیت) بیشتریداشته باشد، مفیدتر است. لذا باید روز به‏روز با تحصیل توانمندی‏ها به این سه ویژگیبیافزاییم. برای افزایش عمق و اصالت این تولیدات، باید دانش‌های حوزوی را به بهترینکیفیت آموخت. برای افزایش گسترة آن نیز بهره‏گیری از هنر ضروری است. «هر پیامی، هردعوتی، هر انقلابی، هر تمدنی و هر فرهنگی تا در قالب هنر ریخته نشود، شانس نفوذ وگسترش ندارد و ماندگار نخواهد بود و فرقی هم بین پیام‏های حق و باطل نیست.. . هنریک شیوة بیان است، منتها این شیوة بیان از هر تبیین دیگر رساتر، دقیق‏تر، نافذتر وماندگارتر است. »(3)

7.   برای تولید یک اثر حوصله و زمان و توان فراوان خرج می‌شود، اما برای مصرفآن گاهی یک لحظه کافی است. مصرف‏کننده تا هنگامی که مراحل تولید را از نزدیک مشاهدهنکرده، قدر زحمت تولیدکننده را نمی‏شناسد. فرشی که زیر پای ماست، محصول زحمتطاقت‏فرسای چندین هنرمند کوشا است. نهایت تقدیر ما از آن همه تلاش این است: «فرشزیبایی است! »، برای تهیه هر صحنه از فیلمی که در عرض 2 ساعت به سرعت از پیش دیدگانما می‏گذرد و تنها با جمله «چه فیلم خوبی! » مورد ارزیابی و قدرشناسی ما قرارمی‏گیرد، ساعت‏ها مطالعه شده، هزینه هنگفتی به کار رفته و چندین کارشناس هنرمند درزمان قابل توجهی کوشیده‏اند. بنابراین نباید به خاطر قدرناشناسی مخاطبان، از «دقت»،«استحکام»، و «ظرافتِ» اثر بکاهیم و از حوصلة لازم در تولید آن مضایقه کنیم. یکسخنران باید برای سخنرانی خود ساعت‏ها مطالعه و فکر کرده باشد. برای نوشتن یک مقالهچند صفحه‏ای باید توان فراوانی صرف نمود، هر چند مخاطب ما به روشنی در جریان تولیدآن قرار نگیرد و به اندازة انتظار ما قدرشناسی نکند.

این مسئله ابداً نباید موجب ناامیدی ما از ادامه کار گردد. چنین واکنشی کاملاًطبیعی است و در همه تولیدها سابقه و نمونه دارد. لذا هرچه استحکام یک فراورده بیشترباشد و در آن، وجدان کاری محسوس‏تر باشد، استفاده و مطلوبیت بیشتری دارد. یک دهآباد، به از صد شهر خراب.

غالباً تولید کننده یک اثر به جهت معاشرت طولانی با آن و نیز تحمل زحمت فراواندر مراحل آماده‏سازی آن، نوعی تعلق خاطر و رضایت نسبت به آن اثر دارد. اما دیگران،بر دو گروه‌اند؛ گروه اول کسانی که به خاطر بهره ویژه‏ای که از آن اثر دریافتمی‌کنند، به تعریف و تمجید و ابراز احساسات نسبت به آن می‏پردازند و گروه دوم کسانیکه به خاطر تفاوت سلیقه ـ و نه از سر مخالفت و لجاج ـ واکنش رضایت‏آمیزی نسبت به آناز خود نشان نمی‏دهند. تولید کننده باید مناسبتی با اثر خود برقرار کند که نه وجودگروه اول، باعث غرور و تکبر او گردد، و نه گروه دوم او را از ادامه و تکمیل کارمأیوس و نگران سازد، بلکه تنها در صدد انجام وظیفه خود به نحو مطلوب باشد.

8.  امکانات اولیه ما برای آغاز حرکت متفاوت است. قدرت مالی، معلومات و سطحتوانمندی‏ها، آگاهی‏های محیطی، تجربه‏های فردی، روحیه‏ها، علاقه‏ها، باورها، فضایزندگی و.. . همه از امکانات ما هستند. اگر شخصیت یک سخنران موفق، یک مدیر موفق و یکفیلم‏ساز موفق را با یک‏دیگر مقایسه کنیم، متوجه می‏شویم که لااقل بخشی ازتفاوت‏های آن‏ها به تفاوت امکانات اولیه برمی‏گردد. اما علی‏رغم این تفاوت‏ها، هرسه در این مسئله شریک‏اند که از امکانات اولیة خود به‏خوبی بهره گرفته‏اند. به همینجهت لازم و بلکه ممکن نیست که ما شخصیت یک فرد خاص را الگوی تمام عیار خود بگیریم وبخواهیم مو به ‏مو مطابق او عمل کنیم. چه بسا امکانات ما از او کمتر و یا بیشترباشد.

9.      گاهی گفته می‏شود: «چون "خود‌سازی مقدم بر خدمت به دیگران و دیگرسازیاست" باید توجه به نیازهای اجتماعی را به پس از فراغت از تحصیل حوزوی و تهذیب نفسموکول کرد. » سرآغاز این گفته، سخن پذیرفته و اصل معقولی است؛ کسب برخورداری‏هایشخصی بی‌تردید و از نظر عقلی مقدم بر توجه به دیگران است و به همین جهت هویت طلبه،هویت «رشد و فراگیری» است، نه «بازدهی و ثمربخشی». یعنی بدون رشد و فراگیری امکانبازدهی و ثمربخشی وجود ندارد. اما این سخن نیز به جای خود ثابت است که تعلیم وتربیت و ساختن ـ چه موضوع آن خود انسان باشد و چه دیگری ـ سطوح و مراتب مختلف دارد. طلبه به اندازه‏ای که در حوزه رشد می‏کند، قابلیت بهره‏دهی پیدا می‏کند و بهپایه‏های پایین‏تر اشراف می‏یابد. دانش‏آموز دبیرستانی می‏تواند، دروس ابتدایی راتدریس کند. دانشجو هم قابلیت تدریس دروس دبیرستان را دارد. هر کس در هر سطح علمی یامعنوی قرار گرفته باشد، می‏تواند دست‏گیرِ سطوح پایین‏تر باشد. به این ترتیب یکخوشة تعلیمی یا تربیتی تشکیل می‏شود، که هر کس باید جای خود را در این خوشه بشناسد. مثلا در فضای علمی، محققان اندیش‏مند در رأس خوشه قرار می‏گیرند و اساتید دانشگاهاز آن‏ها بهره می‏گیرند، در سطوح پایین‏ترِ این خوشه به ترتیب دانشجویان،دبیرستانی‏ها و دانش‏آموزان ابتدایی قرار دارند.

به دو جهت نمی‏توان از اندیشمندان تراز اول برای آموزش مستقیم کودکان ابتداییاستفاده کرد؛

یکی این که وجود آن شخصیت‏ها برای مباحث تخصصی لازم است و مقرون به صرفه نیست کهوقت و توان آن‏ها صرف آموزش نوآموزان شود.

دوم این که به سبب فاصله علمی بسیار زیادی که میان او و کودک مبتدی وجود دارد،ارتباط و تفهیم مطالب، بسیار دشوار است. در حالی که جوان دبیرستانی به خاطر تصورروشنی که از اندوخته‏های کودک و سیر انتقال او به معلومات تازه دارد، و همچنین بهخاطر تسلط بیشتر بر زبان کودک، می‏تواند در انتقال سریع مطالب علمی به او موفق‏ترباشد. اگر این خوشة تعلیمی به‏خوبی تکمیل گردد، روش عاقلانه و عادلانه‏ای در پیشگرفته شده، که در آن هم معلم و هم متعلم رشد می‏کنند.

در فضای تربیتی و اخلاقی نیز نباید توقع داشت نیرو و تلاش اساتید بزرگ عرفان واخلاق، صرف تربیت مبتدیان و نوپایان گردد. زیرا تربیت کسانی که تا نیمه‏های راهرفته‏اند تنها به دست آن بزرگان امکان دارد. اما برای تربیت سطوح بعد، از شاگردان وشاگردانِ شاگردان آن‏ها هم می‏توان بهره گرفت. این طرح خوشه‌ای یک تقسیم کارحکیمانه است که با آن از سرمایه‌های تربیتی بهتر می‌توان بهره گرفت.

طلبه برای فعالیت‏های تعلیمی و تربیتی باید «اقدامی»، «متناسب» و «متکامل» داشتهباشد. اقدام، یعنی «از انجام وظیفه شانه خالی نکند، جای خود را در خوشه خالی نگذاردو عناصر سطوح بالا را با فرار خود به فعالیت‏های نازل، مشغول ننماید». متناسب، یعنی«پا از گلیم خود فراتر ننهد، جایگاه خود را خوب بشناسد، و فقط در محدوده توان خودفعالیت کند». متکامل، یعنی «با تحصیل و تهذیب مستمر جایگاه خود را در این خوشهبالاتر برد و روز به روز به بهره‏های وجودیش افزوده گردد».

10.طلبه باید درانتخاب نوع فعالیت، توان محدود خود را در بهترین و مؤثرترینبرنامه‏ای که آمادگی آن را دارد صرف کند و به روحیه تنوع‏جوی خود اجازه پرداختن بهامور کم‏فایده ـ هرچند پر سر و صدا و چشم‌گیر ـ را ندهد. مثال خربزه و گردو که پیشاز این در بحث تحصیلات حوزوی بیان شد پیام گویایی در این زمینه دارد. تشخیص اینموارد علاوه بر تأمل، مطالعه و مشاوره گاهی نیاز به تجربة مستقیم فضاهای مختلف ودرگیری با انواع فعالیت‏ها دارد.

11.  هر اثر فرهنگی دارای سه بُعد است و برای تعیین مختصات آن باید این سه بعد رادر نظر گرفت. این سه بعد عبارت‌اند از محتوا، مخاطب و قالب. به بیان دیگر هر اثرفرهنگی به هدف انتقال محتوای خاصی در قالبی معین به مخاطبی ویژه پدید آمده است.

مخاطب اثر فرهنگی بر اساس معیارهای مختلف به زن، مرد، کودک، نوجوان، جوان،بزرگسال، شهری، روستایی، بی‌سواد، باسواد، فرهیخته، و.. . . تقسیم می‌شود. محتوانیز ممکن است معرفتی، انگیزشی یا مهارتی باشد و به هدف رشد علمی، اخلاقی‌ ـ معنوی،هنری، حرفه‌ای، جسمی، یا اجتماعی در نظر گرفته شده باشد. معرفت نیز ممکن است از نوععقاید، اخلاق، احکام یا آداب دینی یا اساسا غیردینی (مثلا بهداشتی یا صنعتی) باشد. قالب ارائه اثر نیز بسیار متنوع است. از کتاب و جزوه و تراکت و فیلم و نرم‌افزار تاسخنرانی، نشریه، دیدار، نماز جماعت، دعا، عزا، مرثیه، نمایشگاه، مسابقه، شعر،داستان، کاریکاتور و.. . . همه را در بر می‌گیرد.

هر اثر فرهنگی به منزله یک نقطه در فضای نمودار زیر است که محتوا و قالب ومخاطبی دارد و از هر سه زاویه باید بررسی شود.


12.  مدیریت فرهنگی به منزله سر در پیکرة فرهنگی عمل می‌کند. یعنی می‌بیند،می‌شنود، می‌بوید و نیازها و خطرات را درک می‌کند، آنگاه حکم لازم را برای اقداممقتضی صادر می‌نماید. فعالان فرهنگی به منزلة دست‌هایی هستند که این حکم را اجرامی‌کنند و تحقق می‌بخشند.

 1. در اصل تنوع به یكی از شواهد این ادعا اشاره شده‏است.

2. گرچه «تربیت امروزِ» ما برای «خدمت فردا» است. اما همین امروز به تناسبوسعمان، وظیفه خدمت داریم. امر به‏ معروف و نهی ‏از منكر وظیفه اجتماعی هر مسلمانیاست كه متناسب با توان و دانش و منزلت خویش باید آن ‏را به‏جای آورد و امر به معروفو نهی از منکر در اشکال پیشرفته خود شامل همة‌ انواع فعالیت‌های فرهنگی و تبلیغیمی‌گردد.

3. هنر از دیدگاه مقام معظم رهبری، حضرت آیه الله خامنه‏ای، صفحه 9.

با اندکی ویرایش،به نقل از: http://www.talabegi.com

اين اصطلاحات هر چه زيادتر شود، اگر با تهذيب و تقوى همراه نباشد، به ضرر دنيا و آخرت جامعه مسلمين تمام مى‏شود... علم توحيد هم اگر با صفاى نفس توأم نباشد، وبال خواهد بود.

اوقات شرعی