اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعة و فی کل ساعة ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا
سه شنبه ٠٣ مهر ١٣٩٧

طلبه باید راه را با معرفت و علم و یقین انتخاب کند و با معرفت و علم و یقین هم آن را ادامه دهد.
 
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 22489
 بازدید امروز : 144
 کل بازدید : 1285437
 بازدیدکنندگان آنلاين : 2
آسیب شناسی اشتغال زنان از دیدگاه اسلام و روان شناسی

آسیب شناسی اشتغال زنان

از نگاه اسلام و روان شناسی

کاظم علی محمدی[1]

چکیده

  با تغییر و تحول های به وجود آمده در سال های اخیر و حضور فعال بانوان در جامعه و در عرصه کار و تلاش، نهاد خانواده با مسایل و چالش های مختلفی روبه رو شده است. پژوهش حاضر که پژوهشی توصیفی و فرا تحلیلی است، در صدد است تا با نگاهی دینی و روان شناختی و با رویکرد تحکیم خانواده، آسیب ها و پیامدهای اشتغال زنان را مورد بحث و بررسی قرار دهد. برای این منظور، نخست دیدگاه کلّی اسلام در زمینه اشتغال زنان بیان شده و با اشاره به انگیزه ها و دستاوردهای اشتغال زنان، به بررسی کوتاه پیامدهای آن پرداختیم. در این نوشته سعی شده تا بدون پیش داوری و با تکیه بر پژوهش­های انجام شده و تجربه های بالینی، مسأله اشتغال زنان مورد کنکاش قرار بگیرد. در پایان نیز راهکارهایی برای پیش گیری و یا کاهش آسیب های اشتغال زنان مطرح شده است.

کلید واژه­ها: زن، اشتغال زن،آسیب شناسی اشتغال زنان، اسلام، خانه­داری.

مقدمه

از آنجا که خانواده یکی از نهادهای مهم جامعه بشری و زیربنایی ترین و اولین نهاد اجتماعی به شمار می رود، مباحث خانواده از حساسیت و جایگاه خاصی برخوردار بوده و ادیان الهی و مکاتب مختلف بشری از زوایای گوناگون به بحث و بررسی آن پرداخته اند. پیامبران الهی و اولیاء دین(علیهم السلام)به مسایل خانوادگی اهمیت می دادند و افراد را در زمینه مباحث و مشکلات خانوادگی، زناشویی و تربیتی راهنمایی می نمودند. همچنین اندیشمندان حوزه علوم انسانی به ویژه روان شناسان، جامعه شناسان و کارشناسان علوم تربیتی مباحث بسیار گسترده ای پیرامون خانواده مطرح و کتاب ها ومقاله های زیادی در این زمینه نوشته اند.

  با تغییر و تحول های به وجود آمده در سال های اخیر و حضور فعال بانوان در جامعه و در عرصه کار و تلاش، نهاد خانواده با مسایل و چالش­های مختلفی مواجهو باعث دغدغه و نگرانی هایی در میان کارشناسان و نیز خانواده ها شده است. در بحث اشتغال[2] زنان، از یک سو سنت های ریشه دار اجتماعی و دینی، زنان را به سمت حفظ ارکان خانواده دعوت می کند و از سوی دیگر، نیازهای واقعی یا کاذب دنیای پر هیاهوی امروز و تبلیغات گسترده فمینیست ها[3]، آنان را به حضور هرچه بیشتر در جامعه و اشتغال در مراکز مختلف کاری فرا می­خواند.

  در نوشتار حاضر تلاش شده تا بدون پیش داوری و با اذعان به این که نمی توان برای تمام افراد جامعه نسخه یکسانی ارائه کرد، به بحث و بررسی مزایا و معایب اشتغال زنان و تأثیر آن بر نظام خانواده بپردازد.

دیدگاه کلّی اسلام در مورد اشتغال زنان

  با نگاهی به قرآن کریم و منابع روایی و تاریخی در می یابیم که اشتغال[4] زنان به معنای کار درآمدزا به خودی خود هیچ ممنوعیتی در اسلام ندارد، بلکه به عنوان یک واقعیت، مفروض گرفته شده است. زنان مسلمان در زمان پیامبر اکرم و امامان معصوم(علیهم السلام) در مشاغل گوناگونی همچون تجارت، خرما فروشی، صنایع دستی،  ریسندگی، بافندگی، آرایش گری، خدمات خانگی، پرستاری، حضانت، اجاره املاک، چوپانی، عطر فروشی، تولید مواد خوشبو کننده و... به عنوان کار درآمدزا به فعالیت می پرداخته اند و به استثنای مشاغل فساد انگیزی مثل روسپی گری و آوازخوانی در مجالس گناه، هیچ مخالفتی با اشتغال زنان صورت نگرفته است[5]، هر چند توصیه یا تشویق خاصی نیز نسبت به اشتغال زنان در متون دینی مشاهده نمی شود. پس می توان حکم اولی اشتغال زن در اسلام را جواز آن دانست، گرچه با ملاحظه قیود خاصی ممکن است احکام دیگری مثل کراهت یا استحباب به عنوان ثانوی برای آن ثابت شود[6].

  در توضیح وجه کراهت اشتغال زنان می توان این واقعیت تاریخی را گوشزد کرد که اسلام با الگوی تقسیم کار جنسیتی که در جامعه صدر اسلام حاکم بوده، مخالفتی نکرده است، بلکه می توان گفت احکام الزامی یا اولویت های دین در تثبیت این الگو نقش مؤثری داشته اند. از یک سو، اسلام نفقه زن را بر شوهر واجب کرده و زنان را از مسئولیت اقتصادی در برابر خانواده معاف کرده است. از سوی دیگر، اهتمام اسلام به کاهش اختلاط جنسی در سطح جامعه و تأکید بر نقش مادری- همسری زنان، زمینه فرهنگی مناسب را برای تقسیم کار جنسیتی فراهم کرده است، به این صورت که زنان عمدتا به سوی فعالیت های مربوط به خانه داری سوق داده شده و مردان مشاغل بیرون از خانه را به عهده گرفته اند. توجیهی که برای این رویکرد اسلام می توان یادآور شد، این است اسلام اشتغال زنان را نه به خودی خود، بلکه در فرضی که به مصالح مهم تر به ویژه ایفای نقش مادری و همسری و حفظ پاکدامنی و سلامت اخلاقی جامعه آسیب برساند، ناپسند شمرده است[7].

   از سوی دیگر، در آیات متعدد در مورد حق مالکیت زنان به صراحت سخن به میان آمده و نسبت به پایمال شدن این حق هشدار داده است. قرآن کریم در مخالفت با بسیاری از نظام های حقوقی شناخته شده، مالکیت زنان را به رسمیت شناخته و اعلام نموده که «براى مردان از آن چه كسب كرده‏اند، بهره‏اى است و براى زنان از آن چه كسب كرده‏اند، بهره‏اى است»[8]؛ يعنى همان‏ گونه كه مردان اگر چيزى به دست آوردند، مالك آن مى‏شوند، زنان نيز اگر مالى به‏دست آورند، مالك آن خواهند بود. «اين بيان، افزون بر پذيرش حق مالكيت‏ براى زنان، جواز اشتغال و اجازه كار براى آنان را همانند مردان اثبات مى‏كند؛ زيرا در اين آيه كريمه، حلال بودن اكتساب يعنى تحصيل درآمد مفروض گرفته شده و سپس پيرامون مالكيت درآمد حاصل از آن، اظهار نظر شده است»[9]. همچنین مهریه را ملک شخصی زن معرفی کرده و جواز استفاده شوهر از آن را مشروط به رضایت زن دانسته است، آنجا که می فرماید: «و مهر زنان را در كمال رضايت و طيب خاطر به آنها بپردازيد، پس اگر چيزى از مهر خود را از روى رضا و خشنودى به شما بخشيدند برخوردار شويد كه آن شما را حلال و گوارا خواهد بود»[10].

 

  بنابراین، در تعاليم اسلامى منعى براى اشتغال زن نيست. اسلام حقوق زن و مرد را در كار و تلاش به رسميت مى شناسد و تفاوتى بين ايشان قايل نيست. زن مسلمان با حفظ هويت اسلامى خود هيچ گونه منعى براى اشتغال ندارد.

  از این روی، در قانون اساسی تأمین حقوق همه جانبه افراد، اعمّ از زنان و مردان، از وظایف دولت جمهوری اسلامی است. بخشی از این حقوق، به شغل زنان برمی گردد؛ یعنی اینکه زنان حق دارند همانند مردان، از شغل برخوردار باشند: «هر کس حق دارد شغلی را که بدان مایل است و مخالف اسلام و مصالح عمومی و حقوق دیگران نیست برگزیند.دولت موظف است با رعایت نیاز جامعه به مشاغل گوناگون، برای همه افراد امکان اشتغال به کار و شرایط مساوی را برای احراز مشاغل ایجاد نماید»[11].

انگیزه های اشتغال زنان

  یک از مسایلی که در اینجا شایسته است مورد توجه قرار بگیرد، انگیزه اشتغال است. با وجود این که تأمین نیازهای معیشتی خانواده همواره اصلی ترین انگیزه اشتغال خواه مردان و خواه زنان بوده است، اما پژوهش های انجام شده، انگیزه های دیگری را نیز در اشتغال زنان گزارش می کند.

  بر پایه تجارب مشاوره ای و پژوهش های انجام شده، علل و انگیزه های مختلفی باعث می شود تا بانوان به فعالیت های بیرون از منزل روی بیاورند، از جمله:

1. نیاز مالی و فشار اقتصادی: عده ای از خانم ها، برای حلّ بخشی از مشکلات اقتصادی خانواده مجبور به کار می شوند. به نظر می رسد اوضاع نامناسب اقتصادی در دهه های اخیر در کشورهایی مثل ایران که با بالا رفتن سطح انتظارات رفاهی همراه بوده، در سال های گذشته بیشترین تأثیر را در روی آوردن زنان به بازار کار داشته است.

2.   تکامل جویی: گروهی دیگر، به منظور افزایش تعامل اجتماعی، کسب تجربه، به دست آوردن موفقیت های بیشتر، افزایش اعتماد به نفس و خودباوری به فعالیت های بیرون از منزل روی می آورند. این گروه بر این باورند که مهم ترین یا تنها راه پیشرفت و موفقیت در زندگی، در بیرون از منزل و اشتغال است.

3.   رسیدن به استقلال مالی:گروهی از زنان نیز به جهت تجربه های تلخی که در زمینه وابستگی مالی مادر، دوستان و نردیکانشان به مردها داشتند یا برای تأمین ایمنی آینده خود و خانواده، به اشتغال روی می­آورند.

4.   ناچیز شمردن و دست کم گرفتن کار در منزل و خانه داری:عدّه ای هم کار و فعالیت در خانه را نشانه ناتوانی یا حقارت زن می دانند. به همین جهت با کار در بیرون از خانه، سعی در رهایی از این احساس حقارت دارند. این افراد با نگاه به زندگی های نا موفق پیرامون خود و فشارها و تلخی هایی که زنان در این خانواده ها متحمل می شوند، بدون توجه به ریشه های واقعی این ناکامی ها، خانه داری زنان را عامل بدبختی و اشتغال را تنها راه رهایی از این مشکلات می دانند. 

5.   پر کردن اوقات فراغت:گروهی از دختران و حتی خانم های متأهل به ویژه در آغازین روزهای زندگی مشترکشان، به دلیل فراغت زیاد در منزل و برای فرار از تنهایی و پیامدهای آن، با کار و فعالیت های بیرون از منزل خود را سرگرم می کنند.

6.   چشم هم چشمی و رقابت با خانم های دیگر:در برخی از خانواده ها و محیط ها که بیشتر زنان در بیرون از منزل کار می کنند، دختران پس از پایان یافتن تحصیلات و به پیروی از بقیه، در بیرون از منزل مشغول به کار می شوند تا به قول معروف از قافله عقب نمانند.

7.   رقابت با مردان: گروهی نیز، به تقلید از کشورهای غربی و تحت تأثیر اندیشه های فمینیستی که به تساوی همه جانبه حقوق زنان و مردان معتقدند[12] و در راستای برقراری این تساوی، به رقابت با مردان در صحنه های گوناگون زندگی از جمله رقابت در بازار کسب و کار برخاسته اند.

8.   فرار از مسئولیت های اصلی زندگی: خانم هایی نیز به دلیل اشتغال به تحصیل و ناکارآمدی تربیت خانواده و یا عوامل دیگر، به خاطر این که از کودکی با مهارت های زندگی مثل همسرداری، خانه داری، کدبانویی، آشپزیو... آشنا نشده اند با فعالیت های خارج از منزل سعی می کنند از زیر بار این مسئولیت ها شانه خالی کنند.

9.   احساس مسئولیت و انگیزه خدمت رسانی: برخی از بانوان متعهد نیز بر اساس احساس مسئولیت و به منظور خدمت رسانی و رهایی کشور از وابستگی به بیگانگان، برخی از کارها را به عهده می گیرند.

  در برخی از پژوهش ها، انگیزه های دیگری نیز گزارش شده است؛ از جمله، به پژوهش دانش[13] می توان اشاره کرد. در این پژوهش، انگیزه های اشتغال زنان در پنج گروه انگیزه مادی (شامل انگیزه مادی برای امرار معاش، انگیزه مادی برای کسب ثروت و انگیزه مادی برای تقویت بنیه مالی)، انگیزه اجتماعی (شامل کسب مقام و موقعیت اجتماعی، جلب احترام اجتماعی و مطرح شدن به عنوان الگو در جامعه)، انگیزه خدماتی (شامل انگیزه خدماتی برای ایجاد اشتغال و به کار گماردن دیگران و انگیزه خدماتی برای کمک به اقتصاد جامعه)،  انگیزه خانوادگی (شامل رفاه خانواده، خشنودی والدین، جلب رضایت همسر) و انگیزه شخصی (شامل استقلال فردی، دست یابی به اهداف، افزایش خودباوری و رشد خودشکوفایی) دسته بندی شده است. البته در این پژوهش، بیشتر به انگیزه های مثبت و مقبول پرداخته شده است.

  با توجه به نکاتی که در بحث انگیزه ها بیان شد، اشتغال زنان می تواند دستاوردها و پیامدهایی داشته باشد که در ابتدا به دستاوردها و در ادامه به پیامدهای آن می پردازیم.   

دستاوردهای اشتغال زنان

1.     ایفای نقش اجتماعی و کسب مهارت های اجتماعی ïاشتغالدر بیرون از خانه و برخورد با افراد مختلف در جامعه، ممکن است این زمینه را در زن به وجود آورد که توان تعامل و مهارت های برقراری ارتباط با دیگران را تقویت کند و جنبه اجتماعی خویش را رشد دهد. به همین دلیل معمولا زنان شاغل بهتر از زنان خانه دار با دیگران ارتباط برقرار نموده، می توانند از حق و حقوق خود دفاع نمایند.

2.     افزایش اعتماد به نفسïافزایش مهارت های اجتماعی، موفقیت در برقراری ارتباط با مردم، کسب درآمد و استقلال مالی، احساس توانمندی و...، باعث تقویت و افزایش اعتماد به نفس در زنان شاغل می شود و اعتماد به نفس بالا و خودباوری نیز زمینه موفقیت های بیشتر را برای فرد فراهم می نماید.

  اشتغال زنان، باعث افزایش شناخت نسبت به خود می شود که یکی از پایه های عمده سلامت روان است و منابع گوناگونی برای احساس رضایت در خود و دریافت پاداش را ایجاد می­کند. زنان شاغل امکان انجام فعالیت های مقبول و ارزشمند اجتماعی را که سبب افزایش عزت نفس است پیدا می کنند[14].

3.  افزایش سطح آگاهی و تجربه و برخورداری از ذهنی پویا و فعال ïحضور فعال در اجتماع و در عرصه تلاش و سازندگی و ارتباط با افراد و نظرات مختلف، تجربه های ارزشمندی در اختیار فرد قرار می دهد. ماهیت برخی کارها به گونه ای است که افراد تلاش می کنند تا برای به دست آوردن موقعیت شغلی بهتر، سطح تحصیلات، مهارت ها و آگاهی های خود را افزایش داده و از خود ابتکار و نوآوری نشان دهند. این مسایل، باعث افزایش توانمندی و پویایی فکری و ذهنی در آنها می شود.

4.  برآورده شدن نیازهای مالی و افزایش نسبی رفاه اعضای خانواده ïبدیهی است که با اشتغال و  درآمدزایی خانم و انتقال آن به خانه، به مرور زمان از مشکلات مالی خانواده کاسته و بر رفاه آن افزوده می شود.

5.  خارج شدن از رکود و یک نواختی در زندگی و رهایی از احساس تنهایی و پیامدهای آن ïتجربه های مشاوره ای نشان می دهد که یکی از مشکلات جدّی خانم ها به خصوص در سال های آغازین ازدواج، مسأله تنهایی در منزل است. در روزگاری که روز به روز شرایط کار برای آقایان سخت تر گشته و تا حدودی امنیت شغلی کم تر از گذشته شده و از سوی دیگر، هزینه های زندگی که البته بسیاری از آن ها کاذب و تحمیلی هستند نه واقعی سنگین تر شده، برخی از مردها بدون توجه و تلاش برای برنامه ریزی بهتر برای مدیریت اقتصادی منزل، سعی می کنند تا با اضافه کاری یا چند شیفت کار کردن، بر این مشکلات غلبه کنند. حاصل این تلاش دو چندان، این می شود که همسرانشان در طول روز و تا پاسی از شب در خانه تنها بمانند. این تنهایی اگر برایش برنامه ریزی نباشد، معمولا باعث کسالت روحی، بی حوصلگی، افسردگی، اضطراب، وسواس و... در زنان می شود. متأسفانه گاهی هم باعث انحراف اخلاقی و شروع روابط ناسالم در فرد می شود.از این روی، برخی از خانم ها برای فرار از این تنهایی و پیامدهای زیانبار آن به اشتغال روی می آورند.

   پژوهش خانم «اوکلی[15]» درباره خانه داری نشان می دهد که پرداختن تمام وقت به کارهای خانگی می تواند موجب انزوا، بیگانگی و فقدان رضایت قلبی شود. زنان خانه داری که در این پژوهش بودند، کارهای خانه داری را بسیار یکنواخت می دانستند و فشار روانی زیادی به خود وارد می کردند تا ضوابط و معیارهای خاصی را که برای خود وضع کرده بودند، رعایت کنند[16].

6.  استقلال مالی و وابستگی کمتر به والدین یا همسرïاشتغال، موجب بی نیازی زن در بسیاری از هزینه های شخصی و خانوادگی می شود. زنان شاغل با درآمدی که دارند می­توانند به خواسته ها و آرزوهای خود جامه عمل بپوشانند و از زیر بار منّت شوهر یا دیگران خلاصی یابند و نیز بتوانند در صورت لزوم، به خانواده و دوستان خود کمک کنند بدون این که نیازی به اجازه کسی داشته باشند.

7.  بهره­مند شدن از قدرت درک اقتصادی و مدیریت بهتر خانه از نظر اقتصادی ïزنانی که کار می کنند معمولا چون سختی های به دست آوردن پول را تجربه می کنند، بیشتر احتمال دارد که قدر منابع مالی را بدانند و در تدبیر و مدیریت اقتصادی منزل کوشاتر باشند و از اسراف و تبذیر در هزینه ها اجتناب کنند.

8.  حفظ نشاط و شادابی ظاهری و تطبیق خود با شرایط مختلف محیطی و اجتماعیïچنانکه به روشنی در محیط های کاری دیده می شود، زنان شاغل بیشتر از دیگران به وضعیت ظاهری و آراستگی اهمیت می دهند و از هرتلاشی برای حفظ تناسب اندام، طراوت و زیبایی و... دریغ نمی کنند. همچنین معمولا انعطاف پذیری و توان مواجهه آن ها با تغییرهای محیطی و اجتماعی بیشتر است. 

9.  رسیدن سریعتر فرزندان به استقلال در انجام کارهای شخصی و نیز کمک وهم­کاری اعضای خانواده در فعالیت های مربوط به منزل ïبه نظر برخی از پژوهش گران[17] فرزندانی که پدر و مادرشان هر دو شاغلند، در مقایسه با فرزندان خانواده های سنتی، نسبتا مستقل تر و کاردان تر هستند. دلیل این امر هم کاملا روشن است؛ عدم حضور پدر و مادر در اکثر اوقات روز در منزل، باعث می شود بچه ها سریع تر و بهتر یاد بگیرند که روی پای خود بایستند. البته این امر به عواملی چون کیفیت رابطه کودک و والدین، کیفیت مراقبت از کودک و رضایت شخصی و زناشویی پدر و مادر بستگی دارد. اشتغال زن و شوهر اگر با مراقبت و حساسیت صورت پذیرد، می­تواند زندگی کل خانواده را غنی سازد.

پیامدهای اشتغال زنان

  اشتغال بانوان، به ویژه در کنار اشتغال همسرانشان، ممکن است این پیامدها را در پی داشته باشد:

1.اشکال در ایفای نقش های خود در منزلïبدیهی است که زنان شاغل نتوانند آن طور که شایسته است وظایف خانه داری و مسئولیت های خود را به عنوان همسر و مادر انجام دهند. بسیاری از اختلاف های زناشویی نیز از همین امر ناشی می شود، خصوصا جایی که مردان، خود را موظف به کمک در کارهای منزل نمی دانند[18].مطالعات نشان می دهند که زنان متأهلی که بیرون از خانه شاغلند، کمتر از سایر زنان کارهای خانه داری را انجام می دهند، اگرچه مسئولیت اصلی مراقبت و رسیدگی به خانه تقریبا همیشه بر عهده آنهاست[19]. «پارسونز»[20] (1955)،[21] با توجه به الگوی نقش ها، دو نقش متفاوت را در خانواده مطرح می کند. از نظر او مرد نقش «ابزاری» و زن نقش «بیانگر» دارد. نقش ابزاری، بیش تر گویای حالات مردانه و نقش بیانگر شامل حالات زنانه است. به اعتقاد وی این تقسیم نقش باعث حفظ وحدت خانوادگی می شود؛ زیرا نقش مرد، دادن پایگاه اجتماعی به خانواده از طریق شغل مرد و حفظ امنیت و آسایش خانواده از طریق درآمد شغلی اوست و نقش زن ایجاد روابط عاطفی (بیانگر) در درون خانواده و حفظ روابط عاطفی ضروری برای اعضای خانواده است که از مشکلات گوناگون جامعه رنج می برند. پارسونز این تقسیم را بهترین شکل برای حفظ وحدت خانوادگی می داند و تداخل هر نوع نقش دیگر را سبب برهم خوردن تعادل زندگی به حساب می آورد؛ زیرا به خصوص در حالت اشتغال زن، او حالت بیانگر را از دست داده و تبدیل به رقیب شغلی شوهر خود می شود، رقابت زن و شوهر با یکدیگر سبب ناهماهنگی و نابسامانی خانواده می شود[22]. وی الگوی متعارف تقسیم جنسیتی نقش ها و وظایف میان زن و شوهر را عادلانه می داند؛ به این دلیل که نقش های آنها معادل و مکمّل یکدیگرند[23].

  «گرین هاوس»[24] سه نوع تعارض را میان کار و خانواده مطرح می کند:

1.تعارض مبتنی بر زمان:یعنی این که چگونه زمان اختصاص یافته به یک نقش باعث کاهش توجه به نقش دیگر می شود، مانند زمانی که ملاقات ها و جلسات اداری با برنامه میهمانی خانوادگی در تعارض باشد.

2.تعارض مبتنی بر فشار روانی:عبارت است از سرایت نشانه های تنیدگی مانند خستگی و تحریک پذیری از یک نقش به نقش دیگر. ما در اینجا با انواع گوناگون فشارهای روانی درگیر هستیم، مثل انتظارها و توقع های شغلی در مقابل انتظارهای شخصی و خانوادگی، رقابت بین زن و شوهر، تقسیم کار، مراقبت از فرزندان، تخصیص زمان، مسافرت­ها و مهاجرت های شغلی، شبکه های اجتماعی و حفظ هویت.

3.تعارض مبتنی بر رفتار:این تعارض عبارت است از ناهماهنگی رفتار در یک نقش با رفتار مورد انتظار در نقش دیگر، مانند زمانی که از کارمند در محیط کار، عینی بودن و غیر عاطفی عمل کردن و در خانواده گرمی، عاطفی بودن و نقش پرورشی مورد انتظار است[25].

  «گرین هاوس» و همکارانش(1989) دریافتند که زنان سطوح بالایی از تعارض کار و خانواده را هنگامی که به شدت درگیر کار خود هستند، تجربه می کنند[26].

   «وست كوت»[27]در نقد نظريه «كارن هورناي»[28] كه معتقد بود زنان بايد با خارج شدن از خانه و به عهده گرفتن كارهاي متفاوت در مشاغل گوناگون، هويّت خود را بيابند، مي‏گويد: زنان امروزي ما بين نياز به جلب توجه مردان و دنبال كردن اهداف شخصي خود، گير افتاده‏اند. به همين دليل، رفتارهاي متضادي از خود نشان مي‏دهند. گاهي اغواگر و پرخاش­گر، گاهي مؤدب و گاهي جاه‏طلب مي‏شوند. زنان امروز بين كار و عشق، دو پاره شده‏اند و در نتيجه، هيچ‏ كدام، آن‏ها را ارضا نمي‏كند[29].

2.انتقال خستگی ناشی از شغل به خانه و عدم آمادگی جسمانی و روانی برای برآوردن نیازهای روانی، عاطفی اعضای خانواده ïمطالعه های «دامس»[30](1986)[31]، نشان می دهد که روزهایی که مادرها روابط اجتماعی ناخوشایندی را با دیگران دارند رفتارهای ناخوشایند بیشتری با فرزندانشان داشته اند. همچنین پژوهش «رپتی» و «وود»[32](1996)[33]، نشان داده است که استرس های شغلی، الگوهای تعامل خانوادگی را تحت تأثیر قرار می دهد. مادرانی که در محل کار، فشار کاری و استرس بین فردی داشته اند، علائم کناره گیری رفتاری و هیجانی را بیشتر نشان می دادند.

3.عدم سرپرستی و نظارت مستقیم فرزندان در منزل، محله و مدرسه و غفلت از نیازهای آن ها ïوقتی مادر دوش به دوش پدر بیرون از خانه باشد، بدیهی است که فرصت کافی و انرژی لازم برای نظارت بر امور درسی و نیز رفتارهای بیرون از منزل بچه ها را نداشته باشد.همین امر سبب غفلت از نیازهای فرزندان و یا بی توجهی به آن خواهد شد.نتایجپژوهش خوانساری و رحمتی(1382) و ساروخانی(1370،ص170) نشان می دهد که نزدیک به 20درصدکودکانی که مادرانشان کار می کنند در ساعات قبل و بعد از مدرسه، سرپرستی ندارند.

4.پیامد هايي نامطلوب اشتغال مادر بر رشد جسمانی و روانی فرزندان ï پس از تولد نوزاد، مادر نخستین فرد خانواده است که با کودک خود تماس مستقیم دارد. در واقع زندگی کودک با ارتباط زیستی میان او و مادرش آغاز می شود. این ارتباط نه تنها در رفع نیازهای کودک مؤثر است، بلکه بر حالات روانی و عاطفی وی نیز تأثیر می گذارد. اصولا رشد طبیعی و روانی کودک در درجه نخست، به وجود مادر وابسته است و تا مدتی طولانی، وی عمده ترین نقش را در زندگی بازی می کند[34] .طبیعیاست كه مادران شاغل نمي توانند مثل مادران خانه دار به كودكان خود رسيدگي كنند؛ چرا که مادر چندين ساعت از روز را ‏جداي از فرزند بوده و در كنار خستگي جسمي و ذهني ناشي از کار، مسئولیت ‏خانه و خانه داري نيز به دوش او مي باشد، در نتيجه اغلب فرصت كمي دارند كه در اوقات باقي مانده روز نسبت به كودك خود رسيدگي كافي و لازم را داشته باشند.

   البته، در مورد میزان تأثیر اشتغال مادران شاغل بر رشد فرزندان و مقایسه آن با نقش مادران غیر شاغل، نباید از جنبه های دیگر غافل ماند و باید تمام عواملی را که احتمالاً در روند رشد تأثیر دارند، مشخص نمود. به عنوان مثال، مادر شاغلی را که شخصیت و صلاحیت او برای مادری در سطح مطلوبی است باید با مادر غیرشاغلی که دارای همین خصیصه است مقایسه کرد. بدون شک در بسیاری از موارد مادر غیر شاغل بهتر می تواند به نیازهای عاطفی، اجتماعی و شخصیتی کودک خود پاسخ دهد. برعکس، مادری که به دنبال چندین ساعت کار و تلاش در خارج از منزل، با حالتی خسته به منزل برمی گردد، نمی تواند بر انجام دادن این مهم، آنطور که شایسته است اقدام کند[35].

   با توجه به اين كه كودكان در مراحل مختلف تحول رواني و رشد جسماني خصوصيات متفاوتي دارند، واكنش هاي آنها نسبت به حضور كم رنگ مادر متفاوت خواهد بود. براي مثال، اگر كودك را پيش از دو سالگي به پرستار يا فردي غير مادر بسپاريم و او در نگهداري از كودك ناموفق باشد با واكنش هايي نظير اضطراب جدايي با نشانه هاي وحشت زدگي همراه با ناراحتي هاي جسماني نظير اسهال، تهوع، استفراغ و… رو به رو مي شويم. طبق نظریه «باولبی»[36]، اولین رابطه عاطفی کودک با مادر اهمیتی حیاتی دارد؛ کودک به برقرار کردن پیوندی پایدار نیاز دارد و اگر این پیوند به گونه ای برگشت ناپذیر قطع شود یا هرگز به شکل رضایت بخشی برقرار نشود، از آن پس رشد جسمانی، ذهنی و اجتماعی کودک ممکن است به صورتی دایمی آسیب ببیند. شواهد نشان می دهد اگر کودک طی سه سال اول زندگی، امکان نیابد به مادر یا جانشین مادر که ثابت باشد دل ببندد، ممکن است شخصیتی بی عاطفه یا جامعه ستیز پیدا کند (پرینگل،1380،ص138)

   در دوره پيش دبستاني اضطراب جدايي با پرخاشگري و نارسايي در توجه و … آشكار مي شود. در كودكان دبستاني علاوه بر موارد بالا، أفت تحصيلي را مي بينيم. در دوره نوجواني با توجه به بحران بلوغ و تغييراتي از قبيل بروز اخلاق خودپيروي و حس استقلال طلبي، نوجوانان فكر مي كنند قدرت انجام هر كاري را دارند، به علاوه بحران هاي عاطفي در رابطه با جنس مخالف، وارد شدن به گروه هاي مختلف و… از جمله مسايلي هستند كه مي توانند مشكلاتي را براي نوجوانان فراهم كنند. اين جاست كه ارايه راهنمايي هاي به موقع مادر مي تواند از بروز بسياري از این خطرها پيش گيري كند و يا از شدت بحران ها بكاهد (همان).

  اهمیت مادر برای کودک تنها در رفع نیازهای او خلاصه نمی شود، بلکه همه احساس امنیت کودک وابسته به وجود مادر است. مطابق پژوهش «ولف[37]» و« اسپیتز[38]»، در صورتی که کودک به طور مستمر عشق و علاقه مادر را دریافت نکند، حتی واکنش های بسیار طبیعیِ عاطفی نیز به موقع بروز نمی کند؛ برای مثال، در فاصله سنی سه تا شش ماهگی، واکنش طبیعی خنده در کودک دیده می شود، اما اگر فعالیت های مادرانه کافی نباشد این واکنش طبیعی بروز نمی کند(سیف و همکاران،1381،ص194). «مارگارت ریبل[39]» ادعا می کند که عشق مادر، شرط لازم برای رشد رضایت بخش کودک است. پژوهش های وی نشان می دهد که واکنش کودکان نسبت به توجه ناکافی مادر، به صورت پریدگی رنگ و از دست دادن شادابی طبیعی، تنفس نا منظم و حتی ناراحتی های معده و روده، که منجر به اسهال و استفراغ در کودک می شود، ظاهر می گردد. با توجه به این تحقیقات، کودک باید در یک دوره طولانی، محبت مادرانه کافی و با ثبات را تجربه کند. تظاهر به رفتار مادرانه کافی نیست و کودک به دریافت محبت واقعی و عمیق مادر یا جانشین مادر نیاز دارد تا بتواند مراحل رشد را به طور طبیعی طی کند (همان،ص193).

  از سوی دیگر، از دیدگاه برخی افراد، سپردن کودکان به سازمان های خاص (مهد کودک ها)، آن هم در زمانی که کودک بیشترین نیاز را به مادر دارد، ممکن است موجبات بروز نابسامانی های روانی خاصی را در بزرگسالی فراهم آورد که به آن «پرستار مادری» اطلاق می شود(ساروخانی،1370،ص170، به نقل از عطارد،1385،ص149).

5.اشتغال و در گیری ذهنی در مورد مسائل کاری و در پی آن، مصرف شدن انرژی روانی شخص بيرون از منزل و کوتاهي نسبت به وظایف خانه داريïبعضی از آقایان از همسران شاغل خود شاکی هستند که گاهی همسرانشان نمی توانند خود را از مشغله ذهنی کار خود رها کنند و پیوسته در مورد مسایلی صحبت می کنند که در سر کار اتفاق افتاده و یا نگران کارهایی هستند که فردا باید انجام دهند. گویا جسمشان در منزل هست ولی روح و فکرشان درگیر مسایل کاری.

6.گاهی سنگینی کارهای منزل بر دوش شوهر و فرزندان می افتدïمحیط منزل باید محیطی آرام و امن برای استراحت و تجدید نیروی شوهر و فرزندان باشد، لکن در خانواده هایی که خانم در بیرون از منزل شاغل است اغلب این آرامش کمتر فراهم است و شوهر که خسته و کوفته از سر کار بر می گردد یا خانم در منزل نیست و باید خودش کارهای منزل و حتی گاهی پخت و پز را انجام دهد و خستگی اش دو چندان بشود و یا اگر هم خانم منزل هست آن قدر خسته است که حوصله هیچ کاری را ندارد و باز این آقا و بچه ها هستند که باید جور خستگی مادر را بکشند. البته این سخن به این معنی نیست که تنها وظیفه خانم است که در خانه کار بکند و اعضای دیگر خانواده هیچ مسئولیتی در این زمینه ندارند، تقسیم کار در منزل ضروری است و اعضای خانواده در امور منزل باید همیاری داشته باشند، ولی به هر حال حضور کم رنگ همسر و مادر در منزل، گاهی زحمت بقیه را بیشتر می کند و آن آرامشی که انتظار هست، اغلب به دست نمی آید.

7.برخی از خانم های شاغل در محیط کار به اندازه کافی با همکاران و مراجعان صحبت کرده و نیازهای کلامی و عاطفی خود را از این راه ارضاء می کنندïبرای همین ممکن است در منزل نیاز و انگیزه کافی برای برقراری رابطه کلامی با اعضای خانواده نداشته باشند. این کاستی، می تواند به شکل مشکلات عاطفی و رفتاری، دوستی های افراطی و ناسالم در فرزندان بروز کند. در مورد همسر نیز ممکن است موجب بدخلقی و برقراری روابط عاطفی و کلامی ناسالم با زنان دیگر گردد.

8.کم میلی به بچه دار شدن یا اکتفا به فرزند کمترïنتایج پژوهش باقری، ملتفت و شریفیان (1388،ص259) نشان می دهد که زنان شاغل در مقایسه با زنان خانه دار در تعیین تعداد موالید نقش برجسته تر و تعیین کننده تر دارند. «اخوی راد و حاتمی» در پژوهشی نتیجه گیری کردند که اکثر افراد، اثر کارِ زن را بر میزان باروری تأیید می کنند که عامل آن کمبود وقت از جهت رسیدن به فرزند می باشد (به نقل از همان). چنانکه به وضوح در جامعه می بینیم خانواده هایی که زن و شوهر هر دو شاغلند اغلب تک فرزند یا دو فرزندی هستند و گاهی فاصله سنی زیادی هم بین بچه ها ایجاد می کنند که آسیب های خودش را دارد.

9.گاهی دستیابی به استقلال مالی باعث سستی روابط زناشویی می شودïاستقلال مالی، اجتماعی و مدیریتی که زنان شاغل به دست می آورند گاهی آن ها را دچار نوعی خطای شناختی رفتاری می نماید که منجر به عدم هماهنگی با همسرانشان می گردد؛در نتیجه، قدرت چانه‏زنى زنان در خانواده به طور چشم گيرى افزايش پيدا مى‏كند؛رفتارهایی مثل منّت گذاشتن بر سر همسر، حساب و کتاب جداگانه برای خود درست کردن و به قول معروف کیسه جداگانه برای خود دوختن، خریدهای غیر ضروری، روی آوردن به تجمّلات و... باعث تیرگی روابط زناشویی شده و نقش مرد بودن را به عنوان مرد از او گرفته، غالباً به حاشيه‏نشينى وی مى‏انجامد. همین مسأله میل به ادامه زندگی همسر را با وی کمتر نموده، باعث سستی بنیان خانواده می گردد.

   پژوهش باقری، ملتفت و شریفیان(1388،ص259) بر روی200 زن متأهل خانه دار و 100 زن متأهل شاغل، نشان داد که زنان شاغل در مقایسه با زنان غیرشاغل در مسایلی مانند تصمیم گیری اقتصادی، تصمیم گیری در مورد تربیت فرزندان، تعداد فرزندان و آزادی انتخاب در مسایل مربوط به مشارکت و رفتارهای سیاسیاز قدرت بیشتری برخوردار بودند.

   باقری (1385،ص224) نیز یکی از مؤلفه های اجتماعی مرتبط با اشتغال زنان را افزایش «قدرت تصمیم گیری» زنان در خانه و خانواده می داند و معتقد است وضعیت اشتغال زنان، تغییر در روابط بین زن و شوهر را به دنبال دارد. زنان شاغل به دلیل کسب قدرت اقتصادی و عهده دار شدن تمام یا برخی از هزینه های زندگی، نسبت به زنان خانه دار قدرت تصمیم گیری بیشتری در امور زندگی پیدا می کنند و تسلط بی چون و چرای مرد به عنوان همسر کمتر می شود .

10.  اشتغال مادر ممکن است نقش و جایگاه پدر را در بین فرزندان پسر مخدوش کندïچنان که در بحث استقلال مالی اشاره شد، درآمد خانم، اگر با عدم تفاهم زناشویی همراه باشد باعث کم اهمیتی و کم رنگی تلاش های پدر در زندگی می شود. فرزندان چون حالا می توانند بخشی از نیازهای مالی خود را از طریق مادر برطرف نمایند، بنابراین ممکن است نقش پدر را در منزل نادیده گرفته و از کمک ها و راهنمایی های وی خود را بی نیاز بدانند و به مرور زمان، پدر در انزوا قرار گیرد. کارلسون و دیگران(1378،ص66) معتقدندکه تأکید مادر شاغل بر استقلال، ممکن است به ضرر فرزندان پسر تمام شود؛ برای مثال، مادران کارگر ممکن است نقش و جایگاه پدر را در نزد فرزندان پسر کم رنگ کنند.

11.      گاهی اشتغال طولانی مدت مادر سبب می شود که فرزندان دختر از یک الگوی جنسیتی مناسب محروم شوند و در ایفای نقش جنسیتی خود با مشکلاتی روبه رو شوند ïبا توجه به تمایز دختر از پسر از لحاظ جسمانی، روانی و کارکردی (تفاوت در انجام وظایف)[ که در جای خود بحث و به اثبات رسیده است]، کارشناسان معتقدند که تربیت باید دو جنسی باشد. در همین راستا، تربیت دختر متفاوت از تربیت پسر خواهد بود. ضمن این که در کلیات تربیت و آنچه که مربوط به انسانیت انسان می شود ایندو شریکند (اقتباس از قائمی،1367،ص39).  از سوی دیگر، بی تردید در سال های اولیه زندگی، اولین الگوی دختر، مادر هست. دختر با همانندسازی با مادر، از وی خانه داری، کدبانویی، شوهرداری، بچه داری و امثال آن را یاد می گیرد و به تدریج بخشی از مسئولیت زندگی را در خانواده بر عهده گرفته و خود را برای زندگی آینده آماده می کند. اما وقتی که مادر بیشتر روز را در خانه نیست و حضور کم رنگی دارد، دختر چگونه مدیریت خانه و مهارت های لازم برای زندگی را یاد بگیرد؟

    آگاهی کودک از نقش جنس خود که به صورت ایفای نقش پدر(در مورد پسرها) و نقش مادر(در مورد دخترها) که در بازی های کودکان این گروه سنی ظاهر می شود، بستگی زیادی به ارتباط کودک با بزرگسالان دارد. هرچه محبت و صمیمیت پدر یا مادر نسبت به کودک بیشتر باشد، زمینه همانند سازی مناسب با والدین نیز بیشتر خواهد بود (سیف و دیگران،1381،ص216).

   یافته های پژوهشی «گئوزاین»[40] و دیگران (2000،به نقل از دادستان،1376،ص277) نیز نشان داده اند که دختران بیش از پسران به حمایت عاطفی والدین و به خصوص مادرانشان نیاز دارند و در پاسخ های آنها نوعی دو سوگرایی بین وابستگی و استقلال مشاهده می شود. بسیاری از پژوهش گران به بررسی حد تأثیر فرایند جدایی روان شناختی در ایجاد رفتارهای سازش نایافته یا نابهنجار پرداخته اند و بدین ترتیب، اختلال های متعددی مانند اختلال های روان بی اشتهایی و پرخوری، فزونی مصرف الکل، اضطراب تعمیم یافته، اضطراب جدایی، افسردگی، اختلال هویت و... را با مشکلات حاصل از جدایی روان شناختی و تعارض بین وابستگی و استقلال مرتبط کرده اند (اقتباس از همان). ادبیات پژوهشی در مورد دختران، شواهد متعددی را برای اثبات این نکته که برای دختران، مجاورت هیجانی با والدین آشکارا یک عامل مثبت در «بهزیستی» و همچنین «همسازی» آنان با بسیاری از موقعیت هاست، ارائه داده اند (همان،ص278).

12.  اشکال در ایفای نقش جنسی فرزندان پسر (اگر جایگاه پدر در خانواده سست باشد) ïبررسی ها نشان داده است که پدران بیش از مادران در یادگیری نقش جنسی کودکان مؤثرند. مادران بویژه در دوران قبلاز بلوغتفاوت کمتری را بین رفتار دو جنس قائل می شوند، در حالی که پدران برای کودکان خردسال خود حتی از دو سالگی نقش های جنسی متفاوتی در نظر می گیرند (ایگات،1973، به نقل از سیف و دیگران،1381،ص292). پدران هم در رشد جنسی پسران و هم در رشد نقش جنسی دختران می توانند تأثیر بسزایی بگذارند. در خانواده هایی که نقش پدر انفعالی است و مادر شخصیت غالب و مسلطی دارد، در همانندسازی پسران از نظر نقش جنسی، آثار سوئی برجای می ماند (همان).

13.  دوگانگی در تربیت فرزندانïدر طول زمان حضور در محل کار، مادر مجبور است فرزند یا فرزندان خود را به مهد کودک بسپارد و یا نزد افراد دیگری از فامیل مثل خواهر یا مادر بزرگ بگذارد. بی­تردید ایده ها و الگوهای تربیتی مادر با ایده ها و روش های تربیتی مربیان مهدها و دیگران متفاوت خواهد بود و فرزندان با حالتی دو گانه در رفتار و افکار و ارزش ها رشد خواهند نمود.

   صبح زود کلّه سحر، بچه سه چهار ساله باید پا به پای پدر و مادر از خواب نازنین بیدار شود و در مهدها و خانه فامیل و یا پیش مادر بزرگ و... روزگار سپری کند تا مادر خسته و کوفته از کار به منزل باز گردد و بعضی وقت ها هم حوصله ابراز محبت و انجام وظایف مادری را نداشته باشد. طبیعی است این کار موجب در به دری و سردرگمی و مشکلاتی برای کودک می شود. گاهی ممکن است حضور کم رنگ مادر در خانه باعث کندی در رشد کودک هم چون دیر زبان باز کردن، دامنه خزانه لغات کمتر، فقر عاطفی و...گردد. به هر صورت، بنا به اظهار گروهی از والدین شاغل یک نوع بد قلقی در این کودکان مشاهده می­شود.

14.  همچنین حضور کم رنگ و نداشتن فرصت کافی برای پخت و پز و استفاده بیش از حدّ از غذاهای آماده و گاه ناسالم، مشکلاتی را در تغذیه و رشد جسمانی اعضای خانواده  به وجود می آورد ïبر اساس گفته برخی از کارشناسان، بخش قابل توجهی از بیماری های جسمی و حتی روحی و روانی در اثر عادت های بد غذایی خانواده، نحوه پخت غذاها، استفاده از خوراکی های بسته بندی شده و فریزری، اضطراب و شتاب  در حین غذا خوردن و... می باشد و این مسایل در خانواده هایی که زن و مرد هر دو شاغلند بیشتر به چشم  می خورد.با آمدن وسایل پیشرفته خوراک پزی، کار تهیه غذا برای بسیاری از بانوان آسان شده و آن ها می توانند در زمان کوتاهی غذاهای مورد نظر خود را تهیه نمایند. به گفته برخی کارشناسان، تعدادی از این وسایل با ایجاد فعل و انفعال های شیمیایی بر روی غذا، می تواند تأثیر زیانباری بر جسم فرد بگذارد. به عنوان نمونه به پیامدهای زیانبار استفاده از "مایکرو ویو" که استفاده از آن متداول شده، اشاره می شود:

  «پرتوهای مایکرو ویو با مولکول های موجود در غذا تعامل و واکنش بر قرار می کند؛ مثلا گرم کردن شیر با آن باعث تغییرهایی در ویتامین های شیر می شود. از طرفی اسیدهای آمینه ترانسِ شیر، به ایزومرهای سیس تبدیل می شود که از نظر زیستی فعال نمی باشند و از سوی دیگر برای سیستم عصبی سمی می باشد و نیز می توانند برای کلیه های کودک آسیب برساند؛ به عنوان نمونه، یک مرتبه در اوکلاهمای آمریکا کیسه خون را با مایکرو ویو گرم کرده به بیماری تزریق کردند که باعث مرگ بیمار شد.در اجاق مایکرو ویو از جریان متناوب برق استفاده می شود که باعث ایجاد اسید آمینه های غیر طبیعی شده و استفاده مکرر از آن موجب کاهش هموگلوبین خون و افزایش گلبول های سفید و کلسترول خون و در نهایت سرطان خون می شود.ویتامین هایE،C،Bاملاح ضروری و فاکتورهای لیپوتروپیک تمام مواد غذایی کاهش قابل توجهی داشته و در کل ارزش غذایی آن ها کم می شود».[41]  

15.  اغلب زنان شاغل، بیشتر توانمندی و خلاقیت خود را در محیط شغلی خود به کار می گیرند و در نتیجه نمی توانند به شکل مطلوبی در مورد همسر و فرزندان به کار گرفته و به نشاط و پویایی خانواده بیفزایندï   به ویژه در زمان کنونی که فرصت های شغلی محدودتر و رقابت در بازار کار و بین همکاران بیشتر شده است و شخص باید تلاش بیشتری بکند تا موقعیت شغلی خود را حفظ یا ارتقا بخشد. این در حالی است که این استعداد و نیروی خدادادی با توجه به آیه شریفه «و از نشانه‏هاى او اين كه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيد و در ميانتان مودّت و رحمت قرار داد، در اين نشانه‏هايى است براى گروهى كه تفكّر مى‏كنند»[42] در نهاد زن به ودیعه گذاشته شده است تا در راستای آرامشو نشاط خانواده به کار گرفته شود و به رشد و تعالی اعضای خانواده کمک کند.

16.  برخی از مشاغل، خانم ها را به پیری زودرس، افسردگی و مشکلات جسمانی و روانی  گرفتار می کندïالبته منکر این مسأله نیستیم که برخی از مشاغل مایه نشاط و شادابی بانوان می شود، اما به هر حال با توجه به مسایل فرهنگی جامعه ما که کمک آقایان در منزل جا نیفتاده است، بانوان شاغل مجبورند هم بیرون از منزل کار کنند و هم در منزل. آنان به جای استراحت و تجدید نیرو، برای این که همسر و یا فرزندان غُر نزنند و نسبت به کار کردن وی بهانه گیری نکنند، تلاش می کنند تا همه چیز در منزل مرتب و به موقع فراهم باشد. بر اساس پژوهش های انجام شده زنان شاغل متأهل در طول هفته بیش از80 ساعت، یعنی دو برابر کار ضروری برای یک کارگر در هفته کار می کنند. در پژوهشی که در مورد 1296 زوج شاغل در ایالت نیویورک آمریکا صورت گرفته بود، مشخص شد که زنان شاغل در حدود 70% از کار منزل را شخصا انجام می دهند، در صورتی که همسران آن ها تنها 15% و فرزندان 15% دیگر از کارهای خانه را انجام می دهند[43]. این مدت زمان کار و فشار مضاعف باعث فرسودگی جسم و روان زنان شده و به مرور زمان آنان را با مشکلات متعدد جسمی و روحی مواجه خواهد نمود. برخی تحقیقات نشان داده است که ناراحتی های قلبی در میان آن گروه از مادران میان سال که شغل کارمندی یا فروشندگی دارند، دو برابر بیشتر دیده می شود تا در میان زنان خانه دار[44].

   بعضی مطالعات اخیر نشان داده اند که فشار طاقت فرسای ایجاد تعادل بین خانه و کار، تعداد زیادی از مادران شاغل را یا مجبور به دست کشیدن از کار و یا گرفتن کارهای پاره وقت می کند[45].

  پرایس[46](1988) گزارش می کند که شغل زنان شاغل، نه جایگزین نقش همسری یا مادری، که توأم با آنهاست. «بارمضاعفی» که زنان بر دوش می کشند شاید دلیل اصلی آن چیزی باشد که وی آنرا «نابودکننده تأثیرات مادری» می نامد، که شامل فشارهای جسمی، فکری و عاطفی شدید است[47].

  بولتون(1983)[48] کشف کرد که دست کم چهل درصد زنان شاغل طبقه کارگر دچار افسردگی­ هستند.

  در مطالعات متعدد آشکار شده است که بیش از پنجاه درصد از مادرانی که فرزندانشان هنوز به سن مدرسه نرسیده اند، علایمی حاکی از ابتلا به ناراحتی های روحی وخیم دارند[49].

  نتایج پژوهش خسروی و خاقانی فرد[50] بر روی 359 نفر از زنان شاغل در مراکز غیر دولتی شهر تهران، نشان داد اگرچه اشتغال زنان منابع بیشتری برای رضایتمندی و عزت نفس آنان فراهم کرده است، اما در عین حال موجب احساس خستگی و فرسودگی نیز شده است، که این احساس خستگی و فرسودگی با تعارض نقش ها، ارتباط بالایی نشان داده است.

17.  زنان به جهت اشتغال در بیرون از منزل، ممکن است فرصت استفاده از رسانه­های مختلف اجتماعی و خدمات فرهنگی و هنری که جهت استفاده خانواده ها ارائه می گردند را از دست بدهند.

18.  از جمله مشکلات این زوج های شاغل، رفت وآمد و ارتباط با بستگان و دوستان می باشد ïزن و شوهر شاغل در مقایسه با خانواده های سنتی، وقت کمتری برای گذراندن با دیگران دارند و همین امر باعث انزوای اعضای خانواده می شود. آنان زمان کمتری برای خودشان، فرزندان و والدین شان صرف می کنند[51]. به این شکل حمایت عاطفی و روانی و حتی مالی اطرافیان را از دست می دهند. گاهی اگر فرصتی هم برای یکی از زوجین به وجود می آید زوج دیگر مشکل دارد؛ مثلا عدم همخوانی مرخصی هاو تعطیلی ها یکی از مشکلات است، مرد چند روز مرخصی یا تعطیلی دارد تا به اتفاق زن و فرزند به پدر و مادر و فامیل سری بزند ولی به خانم مرخصی نمی دهند و یا خانم فرصت دارد ولی برای آقا مرخصی نمی دهند و بدین شکل بسیاری از فرصت ها بدون استفاده بهینه از آن، به هدر می رود. 

19.  گاهی در مواقعی که مادر خسته از سر کار بر می گردد یکی از راهبردهای زیر را در ارتباط با فرزندان در پیش می گیرد:

   ـ یا با برخورد و تنش هایی بین مادر و کودک مواجه هستیم؛ کودک نیازمند به محبت و توجه مادر و منتظر آمدن اوست و مادر خسته و عصبی، کودک اظهار نیاز می کند و مادر طرد. نتیجه اش معلوم است: گریه و بداخلاقی کودک، پرخاشگری و بی حوصلگی مادر.

   ـ یا این که برای آرام و ساکت کردن کودک و فرار از توجه کردن به وی، از بازیچه هایی مانند رایانه، تلویزیون و... کمک می گیرد، بدون توجه به آثار سوئي که اين وسايل در دراز مدت در جسم و جان بچه بر جاي مي گذارند.

   ـ و یا خوراکی های مورد علاقه وی مثل شکلات، پفک، چیپس و امثال آن را در اختیار کودک قرار می دهد،غافل از این که این خوراکی ها و تنقّلات چه آثار زیانباری در رشد کودک بر جای می گذارد.

20.  احتمال آسیب پذیر ی اخلاقی زنان شاغل به خصوص در محیط های کاری که با مردان در تعاملند بیشتر استïآزار جنسی در محیط کار یکی از مهم ترین مشکلاتی است که زنان شاغل در بسیاری از جوامع، به ویژه در جوامع غربی از آن رنج می برند. بر طبق برآوردها، «در انگلستان از هر ده زن، هفت زن در دوره شغلی خود به مدتی طولانی دچار آزار جنسی می گردند»[52]. طبق گفته های «رومیتو»[53] مطالعات نشان می دهد که نیمی از زنان در کشورهای صنعتی مورد آزار و اذیت های جنسی قرار می گیرند. آزار جنسی منجر به احساس درماندگی، نداشتن عزت نفس، تشویش، افسردگی، ارتباط ضعیف با همکاران و کاهش اشتیاق به انجام کار می گردد. به گفته وی تجاوز جنسی در بین اذیت های جنسی، از آمار بالاتری برخوردار است. مطالعات گوناگون، درصد تجاوزهای جنسی در کشورهای صنعتی را بین 13 تا 44 درصد نشان می دهد[54]. این امر از آنجا ناشی می شود که بیشتر مردان در محیط کار، اعمّ از همکاران و مراجعان. هرچند به طور ناخواسته به زنان همچون موجوداتی جنسی می نگرند و این طرز نگرش به طور طبیعی در رفتارِ (نگاه، گفتگو و...) آنان منعکس می شود. چه بسیار روابط ناسالم و ضد اخلاقی که از افراد در محیط های کاری گزارش می شود و چه بسا زنان سالم و متدینی که به مرور زمان از عفت و نجابتشان کاسته می شود. حداقل آسیبی که گریزی از آن نیست برجسته شدن روحیه مردانه[55] در این زنان است. به خصوص اگر کار از لحاظ جسمانی انرژی زیادی بطلبد یا محیط به گونه ای باشد که مرد و زن نامحرم، زیاد در ارتباط و تعامل با هم باشند. آثار منفی این روحیه بیشتر در منزل و در رفتار با همسر و فرزندان ظاهر می شود. جایی که عاطفه و احساس لطیف زنانه و مادرانه حرف اول را باید بزند، با سرسختی، تندی، بی حوصلگی، خستگی، عمل گرایی و... مواجه می شویم.

21.  احساس گناه، مهم ترین احساس منفی مادران شاغل است که به علت نگرانی از عدم حضور در کنار فرزندش ایجاد می شودï براي مثال،از زبان اين مادران پیوسته جملاتي از قبيل بچه ام تب كرده و كنارش نيستم، الآن ممكن است گرسنه باشد، نکند اتفاقی برایش افتاده باشد، نمی دونم چرا دلم شور می زند و... شنيده مي شود. آن ها فكر مي كنند حضورشان در خانه به رفع اين مسايل كمك مي كند. احساس گناه، اضطراب ايجاد مي كند و در نهايت، هم به کار و هم به رابطه مادر و كودك لطمه می زند و به صورت پرخاشگري مادر، توجه بيش از اندازه به كودك و... بروز مي كند.

22.  احساس بیهودگی و بی ارزشی نیز می تواند از آسیب های مادران شاغل باشد، به خصوص اگر از سوی همسر یا فرزندان حمایت کافی و قدرشناسی لازم صورت نپذیردïمادري كه بخشي از بار مالی خانواده را بر عهده گرفته، اگر حمايت نشود و زحمت های او به چشم نيايد، پس از مدتي به اين نتيجه مي رسد كه بهترين سال هاي زندگي اش را بی جهت تباه كرده است. 

23.  از پیامدهای جدّی اشتغال زنان، تغییر در ارزش ها و اولویّت هاست ïاز آنجا که کاری که درآمد کافی داشته باشد زمان بیشتری را می طلبد، اغلب بر زمان زندگی خانوادگی غلبه دارد و باعث می شود به مرور زمان  ارزش ها و انتظارهای فرد، تفکر و تصمیم گیری های او را تحت تأثیر قرار دهد. در مواردی مادر ممکن است فکر کند: «اگر بتوانم کسی را پیدا کنم که از فرزندم بهتر از من مراقبت کند، آن وقت می توانم توجه بیشتری به اولویت واقعی زندگی ام که کار است معطوف کنم»[56].

24.  برای بسیاری از افراد محل کار جایگزین خانه یعنی بهشت امن، مرکز معنا و مفهوم زندگی و منبع ارزشمندی خود می گردد ïدر حالی که پیش از این تصور می شد که کار وسیله ای برای دستیابی به پول برای حفظ امنیت خانه است(همان منبع)، اما با گذشت زمان و بروز برخی مشکلات خانوادگی و نیز مدیریت غلط منابع مالی و در پی آن صرف زمان بیشتر برای کار، به تدریج فرد احساس آرامش و امنیت بیشتری در محیط کار می کند؛ به خصوص اگر محیط کار به گونه ای باشد که رابطه ای صمیمانه بین همکاران شکل گیرد و با هم شوخی و مزاح نموده، به پیامک بازی، بلوتوس بازی و امثال آن بپردازند. ضمن این که گاهی بنا به اقتضای برخی از کارها، فرد از سوی همکاران یا مراجعان مورد احترام و گاه ستایش قرار گرفته و به نوعی احساس غرور و ارزشمندی می کند. این در حالی است که همان شخص ممکن است درون منزل، از سوی همسر یا فرزندان مورد بی مهری و گاه بی حرمتی واقع شود. طبیعی است چنین شخصی سعی خواهد نمود وقت بیشتری را برای کار صرف کند و از این طریق نیاز به احترام و ارزشمندی خود را ارضا کند.    

25.  از جمله پیامدهای آشکار روی آوردن زنان به اشتغال، بی کاری مردان است ïجذب زنان به بازار کار، قناعت به دستمزدهای کم، سر به زیری و حرف شنوی و... سبب می شود که شرکت ها و مراکز کاری بیشتر از نیروی زن استفاده نمایند و در این میان، یا باید مردان نیز با همان دستمزد پایین کار کنند که معمولا کفاف مخارج زندگی شان را نمی کند و یا از کار کردن در آن محل منصرف شده دنبال کار دیگری باشند و این مشکل روز به روز بیشتر خودش را نشان می دهد و یکی از نگرانی ها و دغدغه های کارشناسان می باشد.

25.  برخی از خانم ها که دارای شغل هایی هستند که از نظر عاطفی و مالی ارضا کننده است، از انگیزه کمتری برای ازدواج برخوردارندïچنان کهنیاز مالی و نداشتن درآمد کافی، یکی از عوامل تأخیر ازدواج پسران است، در دختران و زنان نیز استقلال اقتصادی و درآمد مادی، می تواند یکی از موانع ازدواج باشد؛ چرا که تا مدتی کار و منافع ناشی از آن چنان فرد را درگیر و سرمست خودش می کند که نیازی به ازدواج و زیر بار امر و نهی همسر و مسئولیت زندگی رفتن احساس نمی کند و ما روز به روز شاهد افزایش سن ازدواج در زنان شاغل هستیم. 

  Eیادآوری: در زمینه اشتغال زنان، پژوهش ها متعددی انجام و مقالات زیادی نوشته شده و مزایا و منافعی نیز برای آن برشمرده اند. برخی، اشتغال را به عنوان نیاز واقعی و مطالبه جدّی زن امروز قلمداد کرده اند، ولی به نظر می رسد بسیاری از این پژوهش ها ریشه در اندیشه های فمینیستی داشته و از سوی نویسنده های فمینیست و با سوگیری های خاصی همراه بوده است. همچنین، این نویسندگان نتوانسته اند بین بافت دینی فرهنگی جامعه ما با جوامع اروپایی و غربی تمایز قایل شوند.

 

راهکارها

  برای کاستن از آسیب ها و پیامدهای منفی زنان شاغل، توجه و به کارگیری این نکات راه گشا خواهد بود

§      توجه به ارزش و اهمیت خانه و خانه داری

  بى‏ترديد خانه‏دارى كه مجموعه‏اى از تلاش‏هاى زيرساختى به شمار مى‏رود، خانه‏نشينى نيست و يا بي كارى تلقى نمى‏شود. متأسفانه عده ای، خانه‏دارى را بي كارى مى‏پندارند و آن را مساوى با بى‏سوادى مى‏دانند؛ گويا خانه‏دارى يعنى در خانه ماندن و روز را به شب رساندن. گاه تعبير «خانه‏دار»، توهينى نابخشيدنى به شمار مى‏رود! حال آن که خانه‏دارى بستر فرهنگ‏سازى و اصلاح اجتماع و رشد انسان‏ها است. وقتی مرد از کارهای روزانه و سر و صداهای خارج خسته  شد به خانه پناه می آورد. وقتی از کشمکش ها و ناملایمات به تنگ آمد برای استراحت به خانه می آید، حتی وقتی از گردش و تفریح خسته شد به آن جا پناه می آورد. آری، خانه بهترین آسایش گاهی است که انسان می تواند بدون هیچ قید و بندی در آن جا استراحت کند. جای انس و مودّت، صفا و صمیمیت، آرامش و استراحت است. پرورشگاه مردان و زنان با فضیلت است، مرکز شخصیت سازی و کلاس تعلیم و تربیت فرزندان است. اجتماع کوچکی است که اجتماع بزرگ انسان ها را به وجود می آورد، ترقی و تنزّل، صلاح و فساد اجتماع مربوط به همین اجتماع کوچک است؛ از این رو اصلاح جامعه را باید از اصلاح خانواده ها آغاز کرد.اداره این کانون حساس زندگی و کلاس تعلیم و تربیت اجتماعی بیشتر به دوش بانوان است؛ یعنی پیشرفت، رکود، اصلاح و افساد جامعه در دست بانوان و به اراده آن هاست. بنابراین، خانه داری کاری آبرومند و پر افتخار است. کسانی که محیط خانه را کوچک می شمارند و از خانه داری عار دارند، به حقیقتِ معنا و ارزش آن پی نبرده اند.

  پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) فرمود: «هر زنی که در خانه ي همسر خود کاری انجام داده و جا به جایی انجام دهد و هدف او اصلاح امور خانواده باشد، خداوند نظر رحمت بر او می افکند و هر که خدا نظر رحمت بر او کند هرگز عذاب نخواهد شد».[57]

  نیز فرمودند: هر زنی که بمیرد در حالی که شوهرش از او راضی باشد وارد بهشت می شود.[58]

و در جای دیگر می فرمایند: زن نمی تواند حق خدا را ادا کند مگر این که حق شوهرش را ادا کند[59].

  علی (علیه السلام) هم می فرمایند: جهاد زن به این است که خوب شوهرداری کند.[60]

   ضمن این که نباید از این نکته هم غافل شویم که تلاش بانوان خانه دار تأثیری مستقیم در اقتصاد خانواده و نیز اقتصاد جامعه دارد. «برآورد شده است که بین 25 تا40 درصد از ثروتی که در کشورهای صنعتی به دست می آید، از ناحیه خانه داری است. کار خانگی پشتوانه اقتصاد است؛ چون تأمین کننده خدمات رایگانی است که اکثر جمعیت شاغل به آن نیاز دارند»[61]. این نقش در کشورهایی که کشاورزی، بخصوص در شکل سنتی آن، رواج بیشتری دارد، از جمله کشور ما، کاملا جدّی است.

§      توجه به ارزش نقش مادری و اهمیت تربیت فرزند:

  مادر همیشه محور اصلی زندگی کودک بوده و عمده ترین نقش را درباره او ایفا می کند. در همه فرهنگ ها مادر نخستین کسی است که کودک از او سرمشق می گیرد و نخستین منبع یادگیری وی بوده، وارد زندگی فردی و اجتماعی اش می کند. مادر همه چیز کودک است، غذای او، عامل راحتی و آرامش او، نوازش گر و منبع عاطفه او و... مادر است که درس عفّت و پاکی، درست کاری و امانت داری، وظیفه شناسی و فداکاری، دلسوزی و مهربانی، ایمان و شجاعت و... به کودک خود می آموزد و هم اوست که پایه های سعادت و یا شقاوت و بدبختی را در وجود فرزند خود قرار می دهد که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)فرمودند: «بهشت زیر پای مادران است».[62] این که اسلام با زن برخورد عاطفی تری دارد و می کوشد اسباب آرامش و رفاه نسبی او را فراهم کند و چه ظرافت ها و سفارش ها که در تربیت دختران از همان کودکی نموده، به همین جهت است. اسلام زن را رکن اصلی اجتماع می داند که سرنوشت و صلاح و فساد جامعه به دست اوست. شکی نیست که در امر رشد فرزند، پدر و مادر هر دو مسئولیت دارند، ولی در این میان مسئولیت مادر بیشتر و سنگین تر است.

  امام خمينـى (ره)بـر اساس يك بينـش ژرف انسان شناسانه و با عقيـده اى عميق به اسلام و هدف آن يعنـى تربيت انسان و با اعتقاد به شرافت والاى شغل انسان سـازى كه شغل انبياء است، شغل اول زنان را مادرى مـى دانست و سـايـر امـور را در درجه بعد قـرار مى داد: «دامـن مـادر بزرگتـريـن مـدرسه اى است كه بچه در آنجـا تـربيت مى شـود، آنچه كه بچه از مادر مى شنـود غير از آن چيزى است كه از معلم مى شنود. بچه از مادر بهتر مـى شنـود تا از معلـم، در دامـن مادر بهتر تربيت مى شـود تا در جوار پدر، تا در جـوار معلـم. يك وظيفه انسانـى است، يك وظيفه الهى است، يك امر شريف است، انسان درست كردن است»[63]. در جاى ديگر هم مى گويند: «ايـن مادر كه بچه در دامـن او بزرگ مى شود، بزرگترين مسئولیت را دارد و شـريف تـرين شغل را دارد، شغل بچه دارى».[64]

  ایشان در آسيب شناسی جامعه و فرهنگ ايران در زمـان رژيـم گذشته، مبتذل كـردن شغل مادرى نزد مـادران را یکی از این آسیب ها دانسته، می فرمایند: «در طـول ايـن سلطنت، اين ها كـوشـش كردند كه مادران را از بچه ها جـدا كنند، به مادرها تزريق كردند كه بچه دارى چيزى نيست، شمـا تـوى ادارات بيـاييد ... بچه اى كه از مادرش جـدا شد پيـش هر كه باشـد عقده پيدا مـى كند، عقده كه پيدا كرد مبـدأ بسيارى از مفاسـد مـى شـود».

 امام، بانـوان و مادران را صـرفا در مـوقعيت اجتماعى خانه دارى نمـى ديـد و با احراز مـوقعيت هاى شغلـى بيرون منزل به طـور مطلق مخـالف نبـود، ولـى آن را شغل اول مـادران نمـى دانست: «البته شغل براى زن، شغل صحيح بـراى زن هيچ مانعى نـدارد، لكـن نه آن طورى كه آن ها مى خواستند. آن ها نظرشان به ايـن نبود كه زن يك اشتغالـى پيـدا كنـد، نظرشـان به ايـن بـود كه ... نگذارنـد بچه هاى ما تربيت صحيح بشـوند»[65]. در واقع امام خمينـى(ره)معتقد بود كه مادر پـس از انجام صحيح و كامل مادرى و تربيت فرزند، در صـورت داشتـن وقت و تـوانايـى، مـى تـوانـد در فعاليت هاى صحيح بيـرون منزل با رعايت احكام شرع وارد شـود و منشأ خـدمات بيشتـر گردد. مثلا مادرى كه فرزندانـش بزرگ شده اند و به مدرسه و دبيرستان و دانشگاه مى روند، مـى تـواند ساعاتـى از روز را به فعاليت هاى بيرون منزل بپردازد[66].

§   اعضای خانواده به خصوص زن و شوهر، در منزل نیاز بهتقسیم کار دارند. در چنین خانواده هایی چاره ای جز این نیست که مرد مسئولیت بخشی از کارهای خانه و رسیدگی به امور فرزندان را به عهده بگیرد. با بزرگ شدن بچه ها به تدریج به آن ها آموزش داده شود که کارهای شخصی خود را به طور مستقل انجام داده و در امور منزل به والدین خود کمک کنند.

  رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه وآله) در ضمن روایتی به علی(علیه السلام)می فرمایند: «...ای علی! هر کس از کمک به خانواده اش ابایی نداشته باشد، این خدمت کفاره گناهان کبیره اش شده، آتش خشم الهی را خاموش و به پاداش کارش، همسر بهشتی و درجات عالی نصیبش خواهد شد. ای علی! به همسرش خدمت نمی کند مگر کسی که راست گو(صِدّیق)، شهید و یا کسی باشد که خداوند خیر دنیا و آخرت را در او نهاده باشد».[67]

§   نباید از این نکته غافل بود که تنها راه برای رفع مشکلات اقتصادی، اشتغال زنان نیست و راه های دیگری هم وجود دارد. خیلی وقت ها با این که اشتغال خانم سطح درآمد خانواده را بالا می برد، ولی الزاماً آرامش و رفاهی که انتظارش را می کشیدند در پی ندارد. در واقع اگر اعتدال و قناعت در هزینه ها و مخارج زندگی مراعات شود کمتر با مشکل مواجه خواهیم شد. خیلی وقت ها این بلند پروازی ها، عجله ها[68]، اسراف ها، توقّعات بی جا از زندگی، چشم و هم چشمی ها و امثال آن است که زندگی را بر ما سخت می کند.

  علی(علیه السلام) می فرمایند: گواراترین زندگی آن است که با قناعت همراه باشد.[69]

  هم چنین حضرت هنگام شهادتشان، ضمن توصیه هایی به امام حسن(علیه السلام)می فرمایند: فرزند عزیز در شؤون زندگی و امور عبادی میانه رو باش و روشی را انتخاب کن که در حد توانت باشد و بتوانی همیشه آن را انجام دهی.[70]

  امام رضا(علیه السلام)می فرمایند: نسبت به مصارف مالی خود و خانواده ات معتدل و میانه رو باش.[71]

  علی (علیه السلام)از مقابل مغازه قصّابی می گذشتند، مرد قصّاب که گوشت فربهی داشت به حضرت عرض کرد: از این گوشتِ خوب بخرید. حضرت فرمود: فعلا پول ندارم. قصاب گفت: نسیه می دهم و برای دریافت پولش صبر می کنم. امام (علیه السلام) فرمود: به جای صبر تو، من از خوردن گوشت صبر می نمایم.[72]

§   برخی از زوج های شاغل با تنظیم ساعت های کاری غیر هم زمان تلاش می کنند به طور جداگانه به امور منزل رسیدگی نموده و از فرزندان مراقبت کنند. البته این راه حل ممکن است مشکل را در ارتباط با فرزندان رفع کند ولی ممکن است خود زن و شوهر به جهت حضور کم­رنگ در کنار هم دچار مشکلات عاطفی، هیجانی، جنسی و... گردند. برای رفع این مشکل هم در ادامه نکاتی ذکر خواهد شد.

§    چون زوج های شاغل زمان کمتری را در کنار یکدیگر هستند، لازم است از اوقاتی که در منزلند نهایت استفاده را نموده، رابطه کلامی بیشتری با هم داشته باشند، به نیازها و احساسات هم بپردازند و از حضور در کنار هم لذت ببرند. نه این که وقتی آقا خانه رسید برود سراغ تلویزیون، روزنامه و ... خانم هم سراغ تلفن رفته و با دوستان خود گپ بزند و یا مثلا ورقه های امتحانی دانش آموزانش را اصلاح کند و ... چنین زندگی سرد و بی روحی خیلی دوام نخواهد داشت و اگر فرزندی هم در میان باشد بیشترین آسیب را وی خواهد دید.

§   تا جايي که مي شود ساعت های کاری خانم به شکلی تنظیم شود که حضور مفید و پر رنگی در خانه داشته باشد، به ویژه در مواقعی که شوهر و فرزندان نیاز بیشتری به حضور وي در منزل احساس می کنند.

§   زوجین با یادگیری روش های کسب آرامش و مهارت های مورد نیاز در این زمینه، از طریق مشاوره، مطالعه و شرکت در سمینارها و جلسات مربوط به مباحث خانواده و... تلاش نمایند مسایل، تنش ها و خستگی ناشی از کار را مهار کرده، به یکدیگر و به بچه ها منتقل ننمایند. طبیعی است فرزندان منتظرند تا پدر و مادرشان از سر کار برگردند تا نیازها و مشکلات خود را با آن ها در میان گذاشته و از کمک فکری و عملی ایشان بهره مند شوند؛ بنابراین حضور فعّال و شادابی از والدین در منزل انتظار می رود.

§   تا آن جا که ممکن است از آوردن و انجام امور مربوط به کار در منزل خودداری شود، تا دست کم در مدت حضور خود در منزل، حضور مفيد و پر رنگي داشته، با توجه کامل به رفع نیازهای جسمانی، روانی و عاطفی همدیگر توجه شود. برخی از روان شناسان بر این باورند که بیش از این که میزان حضور والدین ـ از نظر زمانی ـ در خانه مهم باشد کیفیت و شدت حضور آن­ها اهمیت دارد.

§   کسب درآمد، رسیدن به استقلال مالی و کمک به خانواده توسط زنان، باعث بی مهری، منّت گذاشتن، سرزنش و یا تحقیر اعضای خانواده به خصوص همسر نشود. اغلب این امر موجب ناراحتی، دلسردی و واکنش های منفی از سوی آن­ها به ویژه همسر گشته و تنش هایی را به وجود می آورد. اصولا مردها از این که خانم های شان کمک های مالی خود و یا خانواده خویش را به رخ همسر بکشند بسیار دل گیر، آشفته و عصبی می شوند. به هر حال نقش همسر در منزل به عنوان مرد خانه هیچ گاه نباید کم رنگ شود.

§   والدین با هماهنگی هایی که از قبل بین خود و سایر افرادی که بچه ها با آن ها در تعامل هستند می نمایند، تمام تلاش خود را به کار گيرند که فرزندان از لحاظ تربیتی و الگویی دچارتعارضودو گانگی نشوند. در این راستا لازم است ایده ها و روش های تربیتی خویش و دلایل این نوع نگرش را با افراد بزرگسال نزدیک به کودک مثل پدر بزرگ و مادر بزرگ، مربی و پرستار کودک در میان بگذارند و خوب توجيه شوند تا هم کاری لازم صورت گیرد.

§   برای جبران بخشی از کاستی ها، بهتر است زوجین از زمان هایی که در کنار فرزندان هستند بیشترین بهره وری را داشته باشند. در این راستا لازم است در مورد روابط اجتماعی و تفریحات سالم برنامه­ریزی کنند: تشکیل جلسه های گفتگوی خانوادگی، رفت و آمد با بستگان و دوستان، شرکت دسته جمعی در برنامه های مفید اجتماعی همانند حضور در مساجد، هیأت های مذهبی و اماکن زیارتی و سیاحتی، رفتن به دامن طبیعت، بازی و ورزش های گروهی، رفتن به پارک، سینما، شهر بازی و باغ وحش، خوردن غذا در بیرون و آشپزی دسته جمعی در منزل و مواردي مثل آن.

 

  امام رضا(علیه السلام) در مورد ضرورت تفریحات سالم در زندگی می فرمایند:از لذت های دنیوی نصیبی برای کامیایی خویش قرار دهید و خواسته های دل را از راه حلال برآورید و مراقب باشید در این کار به مردانگی و شرافتتان آسیب نرسد و دچار اسراف نشوید. تفریح و سرگرمی های لذت بخش شما را در اداره زندگی یاری می کند و با کمک آن بهتر به امور دنیای خویش موفق خواهید شد.[73]

 در حدیثی دیگر نیز چنین می فرمایند:کوشش کنید اوقات روز شما چهار بخش باشد.زمانی برای بندگی خدا و مناجات با او،زمانی برای کار و تلاش برای امرار معاش، زمانی برای رفت و آمد و هم نشینی با برادران مورد اعتماد و کسانی که شما را به عیب هایتان آگاه می سازند و در باطن نسبت به شما اخلاص و صفا دارند وزمانی را به تفریحات سالم و لذت بخش، و به کمک نشاطی که از تفریح سالم به دست می آورید توان انجام وظایف قبلی را به دست خواهید  آورد.[74] 

  •  استرینگر[75](1986) احساس تعهد شخصی را در موفقیت رابطه زن و شوهر شاغل مؤثر می داند و معتقد است:
  • زوج هایی که نسبت به شغل خود احساس تعهد دارند، رضایت زناشویی بیشتری تجربه می کنند.
  • این زوج هاانعطاف پذیرند و تصمیم هایی می گیرند که مورد رضایت هر دو می باشد. برای مثال، آنها به زندگی و ارتباط با هم تمایل دارند و خود را با اشتغال یکدیگر سازش می دهند، آنان با یکدیگر در ارتباطند، علایق و فعالیت های اوقات فراغت مشترکی دارند و زمینه خودشکوفایی را در یگدیگر فراهم می سازند.
  • آنها وقت بیشتری را با یکدیگر می گذرانند.
  •  درباره محدودیت های خود واقع بینهستند و انتظار ندارند به همه خواسته هایشان برسند[76].

  به بیان دیگر برخی از مشکلات زن و شوهرهای شاغل به این جهت است که آنها به شغل خود علاقه ای ندارند و نسبت به آن احساس مسئولیت و تعهد نمی کند، این مسأله باعث می شود که خیلی زود از کار کردن خود احساس خستگی کنند و نوعی احساس فشار روانی بکنند. حال، اگر این خستگی و فشار را به اعضای خانواده منتقل کنند معلوم است که چه نتیجه ای در پی خواهد داشت. بنابراین شایسته است افراد به ویژه خانم ها از همان ابتدا سراغ شغل هایی بروند که به آن علاقه دارند حتی اگر درآمدش کم باشد؛ چرا که احتمال موفقیت و خلاقیت در کاری از روی علاقه انجام می شود بیشتر بوده و احساس آرامش و امنیتی که از آن به دست می آید در دراز مدت به نفع خود و خانواده خواهد بود.

§      لازم است زوج ها نسبت به محدودیت های یکدیگر واقع بین باشند. به هر حال اشتغال خانم در کنار مزایا و برکاتی که برای زندگی دارد محدودیت هایی هم دارد. به قول معروف «هرکه خربزه می خوره پای لرزش هم باید بشینه»، حالا که با خانم شاغل ازدواج کردید به دور از انصاف و مردانگی است که انتظار داشته باشید همه چیز در خانه مرتب باشد، غذا به موقع آماده شود، لباس ها شسته و اتو شده باشد، در همه حال خانم تمکین داشته باشد و...، بلکه تا آن جا که ممکن هست با انجام کارهای شخصی مثل شستن و اتو کردن لباس های خود، جمع کردن وسایل شخصی خویش و امثال آن بخشی از بار روی دوش خانم را کم نموده، با فراهم نمودن فرصت هایی برای استراحت وی از تلاش های ایشان قدردانی نمایید.

§      در چنین خانواده هایی لازم است تصمیم های مهم زندگی و چه بهتر همه مسائل خانوادگی، با مشورت و هم فکری همدیگر صورت گیرد. خودرأیی و تک روی آفت این خانواده ها می تواند باشد.

§   در همه حال باید به این نکته توجه داشته باشیم کار و اشتغال مقدمه ای برای زندگی بهتر است و خودِ کار  نباید به عنوان هدف زندگی تلقّی شود. بسیاری از افراد با این هدف مشغول به کار می شوند که چرخ زندگی را بچرخانند و نیازهای اقتصادی خانواده را رفع کنند، ولی متأسفانه در بیشتر موارد در میانه راه، هدف گم می شود و خودِ اشتغال یکی از مشکلات زندگی و عامل تنش در روابط خانوادگی می شود. برای همین لازم است هرچند وقت یک بار اعضای خانواده دور هم بنشینند و در مورد کارهای هم از یکدیگر بازخورد بگیرند و مدام این سؤال را از خود بپرسند که آیا کار برایشان مهم است یا زندگی خانوادگی؟ اگر در پاسخ متوجه شدند که کار مهمتر شده، باید در رفتار خود تجدید نظر کنند قبل از این که خیلی دیر شده باشد.

§   در مورد احساس گناهی که به مادر دست می دهد، به نظر مي رسد يكي از روش هاي مقابله با اين احساس در مادران ايجاد تغيير در باورهاي منفي است. حضور 24 ساعته در کنار فرزندان مهم نیست، بلکه در اين جا كيفيت مادري مطرح است. آموزش كودكان در سنين پايين تر مي تواند بازدهي بيشتري نسبت به سنين بالاتر داشته باشد. مادر مي تواند از کودکی به آموزش مهارت هاي زندگي بپردازد و با استقلال كودك، احساس گناه ناشي از عدم حضور خود را كاهش دهد. در اين شكل از آموزش مي توان مسئوليت ها را در قالب بازي به كودكان سپرد؛ براي مثال، از كودك بخواهيم تا گردگيري كند، در آماده كردن سفره و جمع کردن آن كمك كند، وسایل و اسباب بازی هایش را سر جایش قرار دهد و امثال آن. كودكاني كه در دوره پيش دبستاني مهارت هاي زندگي را در قالب بازي آموخته اند، در دوران مدرسه بر اساس نياز خود، آن مهارت ها را به كار مي برند. ما مي توانيم استقلال اين كودكان را علاوه بر حل مشكلات روزمره، در امور مدرسه نيز ببينيم. در مورد اخير پدر و مادر پس از برگشت به خانه در جايگاه راهنما قرار مي گيرند و لازم نيست بار كمك به حل تكاليف کودک را به دوش بكشند. چنين آموزشي گرچه به كندي اثر مي گذارد، ولي نتايج عميقي را از لحاظ موفقيت تحصيلي و ساير موقعيت هاي زندگي كودك بر جا مي گذارد. اگر از كودكي چنين آموزش هايي لحاظ شده باشد، در دوران نوجواني، مادر به علت هم كاري بچه ها در انجام كارهاي منزل، داراي آرامش بيشتري بوده و فرصت پيدا مي كند كه ارتباط بيشتري با بچه ها داشته باشد. حتي مادراني كه نسبت به تغذيه كودك بيش از اندازه توجه داشته و وقت صرف مي كنند، مي توانند گاهي با فراهم كردن غذاهاي ساده­تر فرصت بازي كردن با فرزندانشان را ايجاد كنند.

§   شایسته است زن و شوهر شاغل، در محیط کار حریم عفّت و نجابت را رعایت نمایند و در تعامل با افراد نامحرم نسبت به صحبت های غیر ضروری، درد دل کردن و شوخی و مزاح خویشتن داری کنند و این نیاز و احساس و شور و هیجان خود را با همسر خود رفع نمایند بنابراین در صورت امکان از حضور در مشاغلی که محیط خلوت با نامحرم را فراهم می کند اجتناب نموده، در همه حال به خصوص در محیط کار، در مقابل نامحرم رفتاری توأم با وقار، جدّی و متکبرانه داشته باشند. همچنین در کیفیت، رنگ، اندازه و جنس پوشش و نیز آرایش خود حدود شرعی را رعایت نمایند تا در دام چشمان آلوده و دل های ضعیف مردان و زنان هوسران گرفتار نشوند، که گاهی لحظه ای غفلت یک عمر پشیمانی به دنبال خواهد داشت.

§   به هر حال، اسلام تنها با الگویی از اشتغال زنان موافق است که با حفظ ارکان نظام خانواده، سلامت اخلاقی جامعه را تهدید نکرده، موجب افزایش ناامنی جنسی نگردد. دولت و کار فرمایان می توانند با تدبیری درست و با تفکیک محیط های شغلی مردان و زنان، از برخی آسیب های اخلاقی پیش گیری کنند.

§   ارائه الگوى مناسب اشتغال برای زنان، توسعه مشاغل نيمه ‏وقت، مشاغل خانگى، توسعه مشاغل محلى، امكان به دست آوردن فرصت شغلى پس از وقفه چند ساله به دليل انجام فعاليت‏هاى مادرانه، كم كردن اختلاط در محيط كار، حذف كشيك‏ هاى غير ضرورى در ساعات شب و ايجاد فرصت ‏هاى جديد در عرصه ‏هاى متناسب با روحيات زنان از یک­سو، و بر جسته نمودن نقش مادری و همسری در رسانه ها و...، ترویج فرهنگ کار در منزل و حمایت از بانوان سرپرست خانواده از سوی دیگر، از جمله کارهایی است که بر عهده مسئولین و تصمیم گیرندگان کشور می باشد.

بحث و نتیجه گیری

  در این نوشتار سعی کردیم تا با نگاهی اجمالی پدیده اشتغال زنان را مورد بحث و بررسی قرار بدهیم. چنانچه بیان شد از نگاه قرآن کریم و منابع دینی اشتغالزنان به معنای کار درآمدزا، به خودی خود هیچ منعی ندارد و اسلام حقوق زن و مرد در كار و تلاش را به رسميت شناخته و تفاوتى بين ايشان قایل نيست. زن مسلمان با حفظ هويّت اسلامى خود هيچ گونه منعى براى اشتغال ندارد؛ هر چند توصیه یا تشویق خاصی نیز نسبت به اشتغال زنان در متون دینی مشاهده نمی شود. در واقع اسلام اشتغال زنان را نه به خودی خود، بلکه در فرضی که به مصالح مهم تر به ویژه ایفای نقش مادری و همسری و حفظ پاک دامنی و سلامت اخلاقی جامعه آسیب برساند، ناپسند و شمرده است.

  از سوی دیگر، چون بیشتر انگیزه های مطرح شده با ناهنجاری های اقتصادی و فرهنگی جوامع در ارتباطند، وضعیت مطلوب زمانی حاصل می شود که پدیده هایی همچون فقر، تبعیض، طلاق، تحقیر و خشونت بر ضد زنان به کم ترین حدّ برسد، به گونه ای که زنان ناگزیر نباشند برای رهایی از پیامدهای این مشکلات، بار سنگین اشتغال را به دور بکشند. اما در شرایط موجود، اشتغال زنان با انگیزه هایی همچون نیازهای معیشتی خود و خانواده، کسب تجربه و موفقیت، افزایش اعتماد به نفس و تعامل اجتماعی و خودباوری، تأمین ایمنی آینده خود و خانواده، وظیفه گرایی و خدمت رسانی انگیزه های مثبت و معقول به شمار می آیند، ولی هنگامی که انگیزه های مالی در شکل زیاده خواهی، چشم و هم چشمی و تجمّل گرایی بروز کنند و یا زمانی که اشتغال زنان به دلیل فرار از مسئولیت های واقعی زندگی یا رقابت با مردان و تلاش در جهت تساوی حقوق زن و مرد به معنای فمینیستی آن به خود بگیرد، نمی توان موافقت اسلام را با چنین انگیزه هایی انتظار داشت.

  همچنین، تعدادی از پژوهش های انجام شده و مقاله های نوشته شده که سعی دارند اشتغال را به عنوان نیاز واقعی و مطالبه جدّی زن امروز قلمداد کنند، آگاهانه یا ناآگاهانه ریشه در اندیشه های فمینیستی داشته و از سوی نویسنده های فمینیست و با سوگیری های خاصی همراه بوده است. غفلت از تفاوت های جسمانی و روان شناختی از دیگر خطاهای این نویسندگان است. نیز، این گروه نتوانسته اند بین بافت دینی فرهنگی جامعه ما با جوامع اروپایی و غربی تمایز قایل شوند.

  سخن آخر اینکه در این زمینه نمی توان برای تمام افراد جامعه نسخه یکسانی ارائه کرد. تفاوت های فردی و ویژگی های شخصیتی، نیازهای فردی و اجتماعی، شرایط محیطی و فرهنگی و غیر آن، هر کدام اقتضاءهایی دارد که می تواند اشتغال را بر فردی قابل توجیه و معقول و بر دیگری آسیب زا و غیر قابل توجیه بکند. 

 

فهرست منابع

  1. قرآن کریم.
  2. اعزازی، شهلا(1376)، جامعه شناسی خانواده، تهران: نشر روشن گران و مطالعات زنان، چاپ اول.
  3. باقری، شهلا، اشتغال زن در ایران؛ بررسی عوامل اجتماعی اقتصادی تأثیرگذار، فصلنامه بانوان شیعه، شماره 8، پاییز1385، ص217- ص 252.
  4. باقری، معصومه؛ ملتفت، حسین و شریفیان، هدایت، بررسی تأثیر اشتغال زنان بر هرم قدرت در خانواده، فصل نامه خانواده پژوهی، سال پنجم، شماره 18، تابستان1388، ص 247- ص 262.
  5. بستان(نجفی)، حسین (1388)، اسلام و و تفاوت های جنسیتی، تهران: دفتر امور بانوان وزارت کشور و قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.
  6. بستان(نجفی)، حسین (1388)، نابرابری جنسی از دیدگاه اسلام و فمینیسم، قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.
  7. برناردز، جان (1384)، درآمدی بر مطالعات خانواده، ترجمه حسین قاضیان، تهران: نشر نی.
  8. بی ریا، ناصر و دیگران (1375)، روان شناسی رشد(2) با نگرش به منابع اسلابع اسلامی، تهران: سمت.
  9.  حسین خوانساری، سمیه و رحمتی، زینب، بررسی و مقایسه رضامندی زناشویی بین دبیران زن شاغل نیمه وقت و تمام وقت، نشریه انتخاب، آذر1382.
  10. خسروی، زهره و همکاران(1382)، مبانی روان شناختی جنسیت، تهران: وزارت علوم، تحقیقات و فن آوری، دفتر برنامه ریزی و مطالعات اجتماعی،چاپ اول.
  11. خسروی، زهره و خاقانی فرد، میترا،بررسی عوامل مرتبط با سلامت روان در زنان شاغل، نشریه مطالعات زنان، سال 5، شماره 1، بهار و اسفند1386،صص27-44.
  12. دادستان، پریرخ(1386)، 18مقاله در روان شناسی، تهران: سمت.
  13. رجبی، عباس، حيا و خودآرايي و نقش آن‌ها در سلامت رواني زن، معرفت، شماره87،اسفند 1383،ص 48- ص 56.
  14. ساروخانی، باقر (1370)،مقدمه ای بر جامعه شناسی خانواده، تهران: سروش.
  15. سیف، سوسن؛ کدیور،پروین؛ کرمی نوری، رضا و لطف­آبادی، حسین(1381)، روان شناسی رشد(1)، تهران: سمت.
  16. صدیقی اورعی،غلام رضا، «انـديشه امام خمينـى درباره تغيير جامعه»، نشر محراب قلم، 1373.
  17. فالک، روگر، اشتغال پاره وقت، ترجمه فریبا فتحی پور، [77]نشریه زن شرقی، سال اول، شماره 2و3، 1382،ص83.
  18. قائمی امیری، علی(1367)، اسلام و تربیت دختران، تهران: انتشارات امیری با همکاری انتشارات امین.
  19. قوامى، سيد صمصام‏الدين(1386)،«زنان، كاركردهاى مديريتى، تداخل نقش‏ها»، به نقل از:

http://www.shareh.com/images/magazine/payam(1386.9.5).

  1. عطارد، فاطمه، اشتغال زن؛ پیامدها و راهکارها، فصلنامه بانوان شیعه، سال سوم، شماره 8، تابستان 1385،صص147-157.
  2. کارلسون،جان؛ اسپری، لن و لویس، جودیت(1378)، خانواده درمانی، تضمین درمان کار آمد، ترجمه شکوه نوابی نژاد، تهران: سازمان انجمن اولیا و مربیان.

22.   گروه مؤلفان، تقویت نظام خانواده و آسیب شناسی آن، ج1، معاونت پژوهش و گروه روان شناسی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) قم.

  1. گیدنز، آنتونی(1386)، جامعه شناسی، ترجمه حسن چاوشیان، تهران: نشر نی.
  2. مکارم شیرازی، ناصر(1370)، تفسیر نمونه(ج3)، تهران:نشر دارالکتب الاسلامیه.
  3. میاکلمز پرینگل(1380)،نیازهای کودکان، ترجمه نیّره ایجادی و جواد شافعی مقدم، تهران: رشد.
  4. ندری ابیانه، فرشته، خانه داری، اشتغال و زنان ایرانی، فصلنامه بانوان شیعه، شماره 9، پاییز1385، 89 ص - ص 117.
  5. نولان، پاتریک و لِنسکی، گرهارد(1380)، جامعه شناسی انسانی، ترجمه ناصر موفقیان، تهران: نشر نی.
  6. هادوى تهرانى، مهدى. ضوابط شرعى اشتغال بانوان،ماهنامه پيام حوزه، شماره 14، تابستان1376.

به نقل از: کتاب «مجموعه مقالات همایش خانواده و جنسیت»، قم: موسسه امام خمینی،1390

 


[1]. دانش آموخته حوزه علمیه قم و کارشناس ارشد روان شناسی بالینی.

[2].Employment.

[3]. در عصر حاضر بسیاری از مسایل مربوط به زنان، به شدت از اندیشه های فمینیستی متأثرند و بررسی کامل و همه جانبه آنها نیازمند بررسی و نقد این اندیشه هاست، که مجال دیگری می طلبد.

[4]. مراد ما از اشتغال، به معنای حضور در خارج از منزل و پرداختن به کاری معین در وقتی مشخص و با حقوق و مزایای تعیین شده است (شغل به کاری گفته می شود که در مقابل دستمزد یا حقوق منظم و ثابتی انجام گیرد/ گیدنز،1386،ص542) بر اساس این تعریف، خانه داری در مقابل اشتغال در نظر گرفته می شود و با اینکه زن خانه دار بی کار نیست ولی شاغل تلقی نمی شود.

[5]. بنگرید به: وسایل جلد 17، ابواب ما یکتسب به.

[6] . بستان،1388،صص151و152.

[7]. همان،ص152.

[8]. «ولا تَتَمَنَّوْا ما فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلى‏ بَعْضٍ لِلرِّجالِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا وَ لِلنِّساءِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ»(نساء/32)؛همان طور كه در شأن نزول آمده است تفاوت سهم ارث مردان و زنان براى جمعى از مسلمانان به صورت يك سؤال در آمده بود، آنها گويا توجه نداشتند كه اين تفاوت به خاطر آن است كه هزينه زندگى، عموما بر دوش مردان مى‏ باشد و زنان از آن معافند. به علاوه، هزينه خود آنها نيز بر دوش مردان است و همان طور كه سابقا اشاره شد سهم زنان عملا دو برابر مردان خواهد بود، لذا آيه فوق مى‏گويد:" تفاوت هايى را كه خداوند براى بعضى از شما نسبت به بعض ديگر قائل شده هرگز آرزو نكنيد"، زيرا اين تفاوت ها هر كدام اسرارى دارد كه از شما پوشيده و پنهان است چه تفاوت هايى كه از نظر آفرينش و جنسيت و صفات جسمى و روحى داريد و پايه نظام اجتماعى شما است و چه تفاوت هايى كه از نظر حقوقى به خاطر موقعيت‏هاى مختلف همانند ارث قرار داده شده است، تمام اين تفاوت ها بر طبق عدالت و قانون الهى مى ‏باشد و اگر غير از آن مصلحت بود براى شما قائل مى‏شد، بنابراين آرزوى تغيير آنها يك نوع مخالفت با مشيت پروردگار كه عين حق و عدالت است مى‏باشد. البته نبايد اشتباه كرد كه آيه اشاره به تفاوت هاى واقعى و طبيعى مى‏كند نه تفاوت هاى ساختگى كه بر اثر" استعمار" و" استثمار" طبقاتى بوجود مى‏آيد، چه اينكه آنها نه خواست خدا است و نه چيزى است كه آرزوى دگرگون كردن آن نادرست باشد، بلكه تفاوت هايى است ظالمانه و غير منطقى كه بايد در رفع آن كوشيد. فى المثل، زنان نمى‏توانند آرزو كنند كه اى كاش مرد بودند و مردان نيز نبايد آرزو كنند كه اى كاش زن مى‏شدند؛ زيرا اين دو جنس اساس نظام اجتماع انسانى است، اما در عين حال نبايد اين تفاوت جنسيت سبب شود كه يكى از اين دو جنس حقوق ديگرى را پايمال كند و آنها كه آيه را دستاويز براى ادامه تبعيضات نارواى اجتماعى پنداشته‏اند سخت در اشتباهند. به همین جهت، بلافاصله مى‏فرمايد:" مردان و زنان هر كدام بهره‏اى از كوشش‏ها و تلاش ها و موقعيت خود دارند" خواه موقعيت طبيعى باشد (مانند تفاوت دو جنس مرد و زن با يكديگر) و يا تفاوت به خاطر تلاش ها و كوشش هاى اختيارى. قابل توجه اينكه كلمه" اكتساب" كه به معنى تحصيل كردن و بدست آوردن است، مفهوم وسيعى دارد، هم كوشش هاى اختيارى را شامل مى‏شود و هم آنچه را كه انسان بوسيله ساختمان طبيعى خود مى‏تواند بدست بياورد (مکارم شیرازی،1370،صص363و364).

[9].هادوی تهرانی،1376.

[10]. «وآتوا النساءَ صدقاتِهنّ نحلهً فإن طِبنَ لکم عن شیءٍ منه نفساً فکُلوه هنیئَا مَریآ»(نساء/4).

[11].اصل28 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران.

[12]. برای آگاهی بیشتر با اندیشه های فمینیست ها و نقد آنها بنگرید به: نابرابری جنسی از دیدگاه اسلام و فمینیسم، حسین بستان(1388)، قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.

[13]. 1382، به نقل از دانش و صباغیان،1385.

[14]. Beah,1996، به نقل از خسروی،1382،ص267.

[15].Oakley.

[16]. ایگات،1974، به نقل گیدنز،1386،ص572.

[17]. اقتباس از گیدنز،1386، صص575-580.

[18]. پژوهش نیکلز و متسن (Nickols and Metzen,1982) نشان داد که اشتغال زنان تأثیر اندکی بر مشارکت مردان در انجام دادن کارهای خانه دارد. ویلاک (Wheelock,1990) پی برد که حتی هنگامی که شوهر بی کار و زن شاغل است باز هم زنان بار مسئولیت کارهای خانه را به دوش دارند (برناردز،1384، ص139و140). طبق آمار به دست آمده مردان تنها10-15درصد از کارهای خانه را انجام می دهند (ندری ابیانه،1385،ص107).

[19]. گیدنز، 1386،ص573.

[20]. Parsons, Alcott.

[21]. به نقل از اعزازی،1376،ص120.

[22]. همان.

[23]. بار (Burr, Vivien)،1988، به نقل از بستان،1388،ص155.

[24]. Greenhouse, J (1987).

[25]. کارلسون و دیگران،1378،ص56و57.

[26]. همان،ص57.

[27].Westcott.

2.Karen Horney.

[29]. شولتز،1990، به نقل ازرجبی،1383،ص52.

[30].Dumos.

[31]. به نقل از خسروی،1382،ص270.

[32].Repetti, R- Wood, J.

[33]. به نقل از همان.

[34]. بی ریا و دیگران،1375،ص858.

[35]. همان،ص862.

[36].Bowlby, J.

[37]. Wolff, P.H.

[38]. Spitz

[39]. Margaret Ribble.

[40]. Geuzaine, C.

[41]. WWW. Mercola.com-Cancer selves. Htm Hazards and Standards. Htm-Micro Wave Oren Radiations  (به نقل از دکتر حسین روازاده)

[42]. «وَ مِنْ ءَايَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكمُ مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُواْ إِلَيْهَا وَ جَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً وَ رَحْمَةً  إِنَّ فىِ ذَالِكَ لاََيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ (روم/21).

[43]. اعزازی،1376،ص162.

[44]. نولان و لِنسکی(Nolan, Patrick & Lenski, Gerhard) ،1380، ص465.

[45]. گیدنز،1386،ص580.

[46]. Price, J.

[47]. به نقل از برناردز (Bernardes, Jon)،1384،ص291.

[48].Boulton, M.، به نقل از همان.

[49]. همان منبع

[50]. خسروی، زهره و خاقانی فرد، میترا،بررسی عوامل مرتبط با سلامت روان در زنان شاغل، نشریه مطالعات زنان، سال 5، شماره 1، بهار و اسفند1386،ص39

[51]. کارلسون و دیگران،1378،ص59.

[52]. گیدنز،1378، به نقل از بستان،1388،ص160.

[53]. Patriza Romrto.

[54]. فالک،1382.

[55].طبق نظريه «يونگ»20% از شخصيت هر فرد داراى خصلت‏هاى جنس مخالف است. يونگ اين20% در زنان را «آنيموس» و در مردان «آنيما» مى‏ نامد. به عبارت ديگر «آنيموس» جنبه مردانه شخصيت يك زن است. دختران و زنان جوان ناآگاهانه از اينكه الگوها، عرف‏ها و ساختارهاى بازار كار مردانه است، وارد اين بازار مى‏شوند. هيچ يك از آنها اگر از «آنيموس» شخصيت خود سود نجويند، نمى‏توانند از نردبان پيشرفت حرفه‏اى بالا روند. اين زنان ناآگاهانه جنبه‏هاى مردانه شخصيت خود را گسترش مى‏دهند(قوامى، 1386).

[56]. کارلسون و دیگران،1378،ص59.

[57]. امالی شیخ طوسی، ص618 و امالی شیخ صدوق، ص411.

[58]. محجه  البیضاء،ج2،ص70.

[59]. مستدرک الوسایل،ج2،ص552

[60]. بحار103، ص 252.

[61]. گیدنز،1386،ص 572.

[62]. مستدرک الوسایل،ج 5 ،ص 181.

[63]. صحیفه نور، ج7، ص240.

[64]. همان، ج 6، ص 261.

[65]. همان، ص 135.

[66].صـديقـى اورعى،1373،ص 163.

[67]. بحار،ج 104،ص 132.

[68]. علی علیه السلام: «مع العَجَل یکثُر العِثار؛ یعنی عجله باعث می شود اشتباه انسان زیاد گردد»، منتخب میزان الحکمه،ص 329، به نقل از غررالحکم، شماره9740 .

[69]. «اطیب العیش القناعه»، همان ازغرر، ش 2918.

[70]. سفینه البحار، ماده قصد.

[71]. « و لیکن نفقتک علی نفسک و عیالک قصدا»، مستدرک،ج 2،ص 423.

[72]. لئالی الاخبار، ص 127.

[73]. بحار،ج 17،ص 208.

.[74]بحار ،ج 75،ص 321؛ تحف العقول،ص 409 و فقه الرضا،ص 327.

[75].Stringer

[76]. به نقل از کارلسون و همکاران،1378،ص 45.

اين اصطلاحات هر چه زيادتر شود، اگر با تهذيب و تقوى همراه نباشد، به ضرر دنيا و آخرت جامعه مسلمين تمام مى‏شود... علم توحيد هم اگر با صفاى نفس توأم نباشد، وبال خواهد بود.

اوقات شرعی