اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعة و فی کل ساعة ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا
جمعه ٢٥ آبان ١٣٩٧

طلبه باید راه را با معرفت و علم و یقین انتخاب کند و با معرفت و علم و یقین هم آن را ادامه دهد.
 
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 5410
 بازدید امروز : 305
 کل بازدید : 1298205
 بازدیدکنندگان آنلاين : 11
تربیت و پرورش نیروی انسانی در حوزه های علمیه

تربیت و پرورش نیروی انسانی در حوزه­های علمیه

حجت­الاسلام محمدجواد نظافت*

 

با پیروزی انقلاب اسلامی، تاریخ تشیّع وارد مرحله جدیدی شد. این دوره وامدار سلسله درخشان فرهنگ تشیّع است و در اصل، نظام علوی، به پیروی از حرکت انبیاء، پیش از همه یک حرکت فرهنگی است و حاکمان آن مربّیان جامعه اند.

انقلاب اسلامی نشان داد که تربیت یافتگان مکتب تشیع و متروّیان جام زلال فقه جعفری و رمیدگان از هرگونه التقاط و انحراف و آرمیدگان در دامانِ دین و اسلام ناب می توانند حلقه ای بر حلقه های این سلسله زرّین بیفزایند. عالمان ربّانی همچون امام راحل رضوان اللّه تَعالی علیه و تربیت یافتگان دامان پاک او نشان دادند که برای هر تحوّلی نیروی انسانی، علت محدثه و مبقیه آن در عالم مُلک است و مهم ترین رکن تحوّل جامعه ها، نیروی انسانی است:(إن ّ اللّه لایُغیِّرُ مَا بِقَومٍ حَتَّی یُغَیِّروا مَا بِاَنفُسِهِم… )1

چنانکه پیروزی انقلاب اسلامی، مرهون تلاشهای فکری و فرهنگی عالمان دین بود، مطالعه در تحول­های تاریخ کوتاه، ولی پرفراز و نشیب این دوره، روشن می سازد که انقلاب ما برای پیشبرد هدف­های خود، همچنان به این زیربنای فکری و فرهنگی محکم و استوار و با این حال، ناب و عاری از هرگونه التقاط، نیاز مبرم دارد. مع الأسف باید اذعان نمود که برخلاف تلاش­ها و موفّقیت­ها برای تربیت نیروهایی که بتوانند این بنای عظیم را پاسداری کنند، باز هم در این عرصه، کاستی­های کاملاً جدّی محسوس است.

تلاش گسترده و بی وقفه دشمنان انقلاب از یک سو و کم کاری و سستی و گاه بی تفاوتی جبهه مدافع در عرصه فرهنگ، اعم ّ از روحانیون و سایر روشنفکران دینی، دنیاگرایی شماری از مسؤولان و به پیروی آنان بسیاری از مردم، انحراف در پاره­ای از تشکل­های مذهبی، تلاش­های موزیانه دشمنان در میان نسل جوان و نبود نیروهای مرجع در پیشبرد هدف­های انقلاب اسلامی، همه و همه، مسائلی است که نشان می­دهد ضروری ترین کار در این مرحله حساس، تربیت است و بس و در این راستا تربیت نیروهای حوزوی و روحانی کارآمد به عنوان گروه­های مرجع، نسبت به تربیت دیگر نیروها از اولویت بسیار بالاتری برخوردار است؛ زیرا که سرنوشت جامعه، در حقیقت، به دست خواص است. به دیگر سخن، امروزه کلیدی ترین کار مُصلح پروری است. گو این که یک انسان مُصلح می تواند مقصد و مقصود گروهی را تحوّل بخشد و پرچم دار یک اُمت باشد:(إنَّ إبراهیمَ کانَ اُمَّهً قَانِتاً للّهِ حَنیفاً… )2

در فرهنگ دینی و آموزه های عملی اسلام، مداومت بر عمل و به فرجام رساندن امور، بسیار مورد تأکید واقع شده است. هر حرکت و تشکل و سازمان و یا نهادی برای آن که:

1. به هدفهای خود با روشی صحیح برسد؛

2. بر صراط مستقیم حرکت کند و از هرگونه انحراف و إعوجاجی در امان ماند؛

3. پایداری و استقامت ورزد و بر حرکت هدفمند خویش مداومت داشته باشد؛

باید با روشن کردن اهداف و پایه­گذاری اصولی برخاسته از مبانی دینی، حرکت خویش را نظام­مند سازد و برابر با اصول و راهکارهای تعریف شده پیش رود، که غیر این، چه بسا در کشاکش امور و در بحبوحه آهنگ بر انجام کار، بسیاری از هدف­ها و روش­ها فراموش شود و کم کم از سرعت عمل کاسته و یا حتّی ناخواسته در مسیر دیگری قرار گیرد که خالی از انحراف و کژی نباشد؛

توجّه به دو اصطلاح دقیق (فقاهت) و (دین) روشن می سازد که در این راه، نخست آن که: فراگیرنده دانش­های دینی باید با ژرف اندیشی و ژرف نگری تمام راه خود را بپیماید و از هرگونه سطحی­نگری در مسیر علم آموزی بپرهیزد.

دوم آنکه تفقُّه و اجتهاد در همه عرصه­های دین و نه تنها در احکام صورت گیرد.

رسیدن به این قُلّه نیازمند اشراف و احاطه بر متون اصلی دین، یعنی قرآن و سنت است و برخورداری از ویژگی­های زیر:

1 . درد آشنایی و آگاهی به دشواری­های مختلف، نه تنها در قلمرو محل زندگی و شهر، بلکه نسبت به دنیای اسلام و همه بشر.

2 . دشمن شناسی و آگاهی به جایگاه سیاسی جهان اسلامی و بویژه تشیّع.

3 . دردمندی، همراهی با مردم و عشق به خلق خدا و تأسّی به سیره پیامبر اسلام صلی الله علیه و اله که طَبیِب دَوّار بِطِبّه بود و توجّه به روحیات والای آن حضرت که در کلام خدا، این سان بازتاب یافته است:(عَزیز عَلَیهِ مَا عَنِتُّم)3؛(فَلَعَّلَکَ بَاخِع نَفسَکَ علی آثارِهِم إن لَم یُؤمِنُوا بِهذا اَلحَدِیث اَسَفاً)4

4 . داشتن انگیزه، هدف و بصیرت به روش حرکت.

5 . توانایی در عرصه تبلیغ با ابزار مهمی چون قلم، بیان و…

6 . پرکاری و نشاط و داشتن روحیه جهادی و خستگی ناپذیری: (فإذا فَرَغتَ فَانصَب. )

برای رسیدن به هدف­های یاد شده، اصول و راهکارهای زیر باید لحاظ شود:

فصل اول، عرصه مدیریت:

مدیریت مدرسه دینی علاوه بر اداره همه امور و شؤون مدرسه ویژگی­هایی را باید دارا باشد و اصولی را باید رعایت کند که چه بسا در روش مدیریتی بسیاری از نظام های اداری ملحوظ نیست. این اصول عبارتند از:

اصل اول، نگاه پدرانه به طلاب: مهرورزی، خیرخواهی، نگاهبانی و زمینه سازی برای رشد و تعالی و تسدید و ارشاد، نگاه پدرانه است. با این نگاه مدیر می تواند این حالت و روحیه را که برای یک عالم، در گاه روبه رو شدن با انسان­ها نیاز است؛ یعنی احساس پدری نسبت به دیگران، بویژه جوانان، به طلاب القاء کند و آموزش دهد.

در این فضا آموزه کُوُنُوا دُعَاةٌَ النَّاسِ بِغَیرِ اَلسِنَتِکُم تمرین و چشیده می­شود. ویژگی­ها و فضیلتهایی مانند تواضع، ایثار، قاطعیت همراه با لینت، خشونت برخاسته از رحمت، حلم و مدارا، حوصله و شرح صدر همگی لازمه تربیت پدرانه است. و مدیر، باید دارای چنین صفاتی باشد. در این صورت هم خواسته­های روحی طلاب را برآورده ساخته و زمینه رشدشان را فراهم می آورد و هم آنان را برای داشتن چنین روحیه هایی در رو به رو شدن با افراد جامعه و تربیت آنان آماده می سازد.

اصل دوم، پیوند و پیوستگی تنگاتنگ و آشنایی نزدیک مدیر با طلاب:کارهای گوناگون که برای مدیر پیش می آید، نباید او را از پیوند صمیمی و آشنایی نزدیک با طلاب و حضور در میان ایشان به صورت جمعی و فردی باز دارد. مدیر حتی باید از وضعیت خانوادگی طلاب آگاه باشد؛ چه این که همه اینها در تصمیم­گیری­های وی اثرگذار است.

راهکارهای به وجود آوردن این پیوستگی:

حضور مستقیم مدیریت در گزینش طلاب (بسیاری از آگاهی ها در مورد طلاب در این مرحله به دست می آید که چه بسا بعدها آگاه شدن از آنها امکان پذیر نباشد)

1. شروع کار با شمار اندکی از طلاب، برای هموار کردن راه و آسان سازی به وجود آوردن پیوند مهرورزانه بین طلاب و مسؤولان و دست اندرکاران.

2. پیوند درسی با طلاب (در قالب تدریس و یا کلاس­های معرفت).

3. مشاوره ها.

4. تشکیل جلسه­های گفت­وگو با طلاب و شنیدن درد دلها، مشکل­ها، انتقادها و پیشنهادها.

5 تعبیه صندوق انتقادها و پیشنهادها در مدرسه.

6. تشکیل جلسه­های خصوصی با هریک از طلاب و جویا شدن از احوال ایشان و وضعیت تحصیلی و… آنان.

7. دعوت از والدین و آگاه ساختن ایشان از وضعیت مدرسه (پیشرفت­ها و دشواری­های راه) و در جریان گذاشتن والدین از وضعیت درسی و روحی فرزندشان و شنیدن پیشنهادها و نظرهای ایشان.

8. هم غذا شدن و شرکت در صرف غذای دسته جمعی (لازم به یادآوری است که صرف غذا، تا جایی که ممکن است هر سه وعده، از طرف مدرسه به صورت عمومی انجام گیرد).

9. شرکت در مراسم­های طلاب.

10. شرکت در کارهای عمومی، که باعث افزایش روحیه طلاب و تشویق آنان به شرکت در کارهای جمعی می شود. البته این کار مصداق دعوت عملی به کار نیک نیز هست.

اصل سوم، توجه به واقعیت­های زندگی و شخصیتی هر فرد، همچون استعدادهای خاص، بهره­های هوشی، ویژگی­های ذاتی و وراثتی، ویژگی­های تربیتی، مشکلات خانوادگی (فرهنگی و اقتصادی) بحرانها و… : این توجه در سه مقام تصمیم گیری، تکلیف و بازخواست باید ملاحظه شود.

این اصل با الهام از آیه (لایُکَلِّفُ اللّه نَفساً إلاّ وُسعَهَا) و مانند آن مورد توجه قرار می گیرد. ضمن این که نظام عادلانه در سیستم مدیریت و اجرای عدالت در سه مرحله یادشده، به هنگام ضعف درسی یا اخلاقی، بدون توجه به این اصل ممکن نیست. (می توان گفت اصل سوم برخاسته از دو اصل پیشین است) البته در مرحله پذیرش باید توجه شود تا نیروهایی پذیرفته شوند که در زوایای مختلف (استعداد، زمینه های خانوادگی و محیطی و… ) نزدیک به هم باشند و باید از پذیرش نیروهای ناهمگون و ناسان با مجموعه به شدت پرهیز شود. هرچند نباید انتظار داشت که همه افراد در یک سطح و از همه جهت مساوی باشند.

اصل چهارم، نظارت مستقیم و غیرمستقیم (پنهان):درمان بسیاری از دردها و برطرف کردن گرفتاری­ها و مشکل­ها و سامان دادن به هر امری، نیازمند اطلاع و آشنایی با زوایای گوناگون آن امر است. مدیر در صورت اطلاع از ناهنجاری­های اخلاقی، مشکلات روحی و ضعف­ها و قوت­های هریک از طلاب، می تواند بهنگام به اصلاح آنان بپردازد. در سایه این نظارت، حتی تذکرهای اخلاقی و جلسه های پند و موعظه جهت دار می شود و مدیر تیر در تاریکی نمی افکند. این مسأله با نظارت مدام مدیر، میسور و ممکن است و اصل نظارت به خاطر پیچیدگی­های روحی و روانی انسان و حالت­های مختلف او باید به دو شیوه آشکار و پنهان صورت گیرد.

راهکارها:

1. حضور مستقیم مدیر و یا همکاران وی در عرصه­های مختلف مدرسه.

2. سؤال و گزارش گرفتن از زیر مجموعه مدیریت.

3. شنیدن درد دل­ها و پرسش از احوال تک تک طلاب.

4. حضور ناگهانی و غیر قابل پیش بینی در ساعت­های مختلف.

این مهم با ایجاد فضای باز و صمیمی امکان پذیر است.

یادآوری:

مدیر در نظارت پنهان باید به آسیب­های احتمالی توجه داشته باشد. مثلا باید مواظب باشد تا روحیه سعایت و نمّامی در طلاب شکل نگیرد و یا احساس حاکم بودن فضای پلیسی و اطلاعاتی بر مدرسه نشود. برای این منظور مدیر می بایست:

نخست آن که رفع برخی عیوب و اشکال­ها را به خود طلاب واگذار و از آنان بخواهد که به یکدیگر به صورت شفاهی، یا با نوشتن نامه ای صمیمانه تذکر دهند.

دوم این نکته را به طلاب برساند که حریص بر گزارش دادن از عیوب دیگران برای تخریب شخصیت آنان نباشند، بلکه با نیت خیر و برای اصلاح عیوب و با قصد قربت، در صورتی که لازم است، عیوب پنهان مانده از چشم مدیر را به وی اطلاع دهند.

سوم اینکه به محض شنیدن گزارش یا خبر، از واکنش سریع بپرهیزد و پس از بررسی کامل و تکمیل اطلاعات با تدبیر لازم به حل مسأله بپردازد.

اصل پنجم، تغافل(من أخلاقِ الکَریم التَغَافُل عَمّا یَعلَم): با نگاهداشت اصول پیشین، مدیر از ضعفها آگاه می شود؛ امّا نباید بدون درنگ، بازتاب نشان دهد. غفلت و بی خبری مدیر درست نیست؛ امّا تغافل و خود را بی خبر وانمود کردن شایسته است.

در پرتوی این اصل، حریم مدیر و طلاب در امان می ماند و در عین حال در جای خود به صورت غیر مستقیم، ضعف­ها و کاستی­ها درمان و مشکلات گوشزد و راه حل های لازم بیان می گردد.

ایجاد فرصت برای جبران، درمان منطقی دردها و حل مشکلات به دور از احساسات لحظه ای و هیجان­های زودگذر، از دستاوردهای این اصل است. بنابراین، با این اصل دو فرصت ایجاد می­شود: یکی فرصت برای جبران از ناحیه طلاب و دیگری فرصت برای تصمیم درست از ناحیه مدیر.

مدیر نیز می تواند غیر مستقیم و در قالب کلامهای معرفت ریشه­های این گونه مشکلات را عنوان کند و به طرح راه­های جبران و حل آن بپردازد. علاوه بر آن که در صورت رعایت نکردن این اصل و شکسته شدن حریم­ها، انگیزه لازم برای خوب ماندن و اصلاح، ضعیف می شود.

باید توجه داشت که اجرای این اصل، مادامی است که برای برخوردها نیازی به واکنش سریع و تصمیم لحظه ای نباشد.

اصل ششم، قاطعیت همراه با لینت:در کنار اصول دیگر چون اصل تغافل، جریان این اصل در امر مدیریت، سبب می شود همراه با جوّ صمیمی حاکم بر مدرسه، جدیت در امور به صورت فرهنگ همگانی درآید، حریم ها محفوظ بماند و تعادل در رفتارها و برخوردها صورت پذیرد و سوء استفاده از نرمشها و مدارا کردنها و نادیده انگاریهای کریمانه مدیر به پایین ترین حدّ خود برسد.

مدیر مدرسه باید حتی الامکان برخورد تند را آخرین راه حل بداند و آن گاه که تصمیم به برخورد تند گرفت، آن را با نرمش و لینت همراه کند:(وَ اخلِط اَلشِّدَه بِضِغثٍ مِنَ اللِّبَین وارفُق مَا کَانَ الرِّفقُ اَرفَق وَاعتَزم بِالشِّدة حینَ لَاتُغنَی عَنکَ إلاّ اَلشِّدَة)5

و درشتی را به اندک نرمی بیامیز و آن جا که مهربانی باید، راه مهربانی پوی، و جایی که جز درشتی به کار نیاید، درشتی پیش گیر (اَخِّرِ اَلشَّرَّ فَإنَّکَ إذا شِئتَ تَعَجَّلتَهُ)6: بدی را واپس افکن، چه هرگاه خواهی، توانی شتافت و به آن دست خواهی یافت.

باید توجه داشت که اگر طلاب به صداقت، دلسوزی و خیرخواهی و نیز آگاهی مدیر ایمان داشته و به او اعتماد کنند، نه تنها از برخوردهای تند و سخت گیری­های دلسوزانه و اندرزهای عتاب آمیز مدیر، دلگیر نمی شوند، بلکه آن را به سود خویش می دانند و از آن دل شادند.

اصل هفتم، پرهیز از شتابزدگی در امر تربیت:توجه به این نکته برای مدیر ضروری است که تربیت امری است تدریجی که با صبر، حلم، حوصله و مدارای مربی به دست می آید و نتیجه می بخشد:(…ذلک مَثَلُهُم فِی التَّورات وَ مَثَلُهُم فِی الانجِیل کَزَرعٍ أخرَجَ شَطئَهُ فآزَرَهُ فَاستَغلَظَ فَاستَویَ عَلَی سُوقِه… )7

… این داستان شان در تورات است و داستان شان در انجیل، چون کِشته ی که جوانه اش را برون کرده و استوارش ساخته، تا سنبر شده است و بر ساقه های خویش، راست بایستاده…

در این آیه شکل گیری تدریجی شخصیت یاران پیامبر که در سایه تربیت نبوی به رشد رسیده اند، تصویر شده است: هم چون درختی که اول جوانه بذری است (أخرج شطئه) و بعد نهال نوپایی (فآزره) و به دنبال آن به استحکام می رسد(فاستغلظ) وسرانجام درختی پابرجا می شود.

اصل هشتم، جمع بین مراقبت و ایجاد زمینه انتخاب:باید توجه داشت که نه آن قدر طلاب تحت مراقبت­های دقیق و شدید باشند که احساس کنند هیچ اختیاری از خود ندارند و نه از آن طرف رها شوند و هیچ مراقبتی را احساس نکنند. بنابراین، لازم است در ابتدای ورودِ طلاب، با توجه به کم تجربگی آنان، با بصیرت دادن به ایشان از یک سو و جلوگیری از هدر دادن وقت از سوی دیگر، زمینه حداقلی انتخاب را فراهم نمود. این حوزه انتخاب، کم کم گسترده می شود تا طلاب با رسیدن به استقلال و با تکیه بر انگیزه و عشق و با اعتماد به توانایی­های فردی، بدون اجبار بتوانند مسیر تحصیلی خویش را پیدا کنند.

مثلا، در سال اول تحصیلی لازم است تنظیم و تقسیم اوقات شبانه روز (برای کلاس، مباحثه، مطالعه و… ) از سوی مدیریت مدرسه صورت گیرد و در سال­های بعدی، کم کم به خود طلاب با مشاوره واگذار شود.

اصل نهم، واگذاری امور بخش­های مختلف مدرسه:مدیر مدرسه برای این که بتواند بر تمامی موارد زیر مجموعه خویش اشراف داشته باشد و از کم ترین فرصتها، کمال استفاده را ببرد، باید با نظارت، کارهایی را که می شود واگذار کرد (بویژه در حوزه اجرایی) به طلاب واگذارد.

فایده این کار آن است که امور مدرسه قائم به فرد نبوده و طلاب ضمن این که نازپرورده نخواهند شد و همه چیز را حاضر و آماده نخواهند خواست، علاوه بر این، خود را سهیم در اداره امور مدرسه دانسته و در این زمینه احساس تکلیف و مسؤولیت می کنند که این خود نقش بسزایی در ساختار شخصیتی ایشان از جهت مدیریت دارد. افزون بر آن که در پیشبرد کارهای مدرسه اثر فراوانی خواهد داشت.

امور قابل واگذاری به طلاب:

الف. آموزشی: ضبط و تهیه جزوه برای کلاسها، حضور و غیاب، مدیریت نظارت بر کتابخانه و امور مربوط به آن و مواردی از این قبیل.

ب. خدمات بهداشتی: خریدهای روزانه مثل نان، سبزی و… ، توزیع غذا و آماده نمودن مقدمات سفره، انداختن و جمع کردن آن و تمیز کردن محیط مدرسه و…

ج. فرهنگی: سخنرانی بین دو نماز، راه اندازی و برگذاری مراسم، آماده سازی فضای مدرسه و…

اصل دهم، همسویی ارکان مدرسه:باید توجه داشت که یکی از رموز موفقیت مدیر، همسو بودن مجموعه ارکان تحت مدیریت است. مدیر نباید گمان کند که در مَثَل رکن خدماتی مجموعه، در روند تربیتی بی تأثیر است، یا این که آموزش، صرفاً کار آموزشی می کند و در تربیت دخیل نیست. گاه مربی ورزش که آراسته به اخلاق نیک است، آثاری به اندازه تأثیرات معلم اخلاق را دارد. بنابراین هرقدر که ارکان مجموعه همسوتر و هم نواتر باشند روند تربیت آسان تر و سریع تر و کم آفت تر خواهد بود.

اصل یازدهم، شروع کار مدرسه با شمار اندک از طلاب:نسل اول همیشه از اهمیت بسیار برخوردار بوده و هست؛ زیرا می تواند به عنوان الگویی برای نسلهای بعد باشد. موفقیت در تربیت این اندک، کار را در آینده آسان خواهد کرد و این نیروهای تربیت شده در آینده در جهت فضاسازی و به وجود آوردن جو مناسب تربیتی و اثرگذار، یار و یاور خوبی خواهند بود. صمیمیت و کار همه جانبه با نسل اول با توفیق بیش تری قرین است. اگر این نسل خوب تربیت نشوند کار در سالهای بعد دشوار خواهد شد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

فصل دوم: آموزش

اصل اول، دقت و سرعت:کمبود وقت، عمر کوتاه و از دست رفتن سریع فرصت­ها، فراغت­ها و سلامتی­ها از یک سو و گستره وسیع حوزه اطلاعات و معارف از سوی دیگر و نیز وضعیت بحرانی عرصه فرهنگ، پرکاری دشمن و کم کاری و سستی در جبهه خودی، همه و همه، اقتضا دارد که آموزش طلاب با بیش ترین سرعت و بدون هدر دادن کم ترین وقت، پیش رود. بنابراین برنامه­ریزی­ها و شکل اجرایی کار به گونه­ای باید باشد که بهره وری از وقت را به بیش­ترین حد ممکن برساند.

بی­شک سرعت زیاد اگر همراه با دقت لازم نباشد، نه تنها در این مسیر باعث دوری از هدف می­شود، بلکه چه بسا باعث فروپاشی نیز باشد و دقّت بدون سرعت هم بسانِ تأخیر بیان از وقت حاجت است.

راهکارها:

1. گذراندن واحدهای درسی مصوب حوزه، به صورت سریع تر و جایگزین سازی عناوین لازم جهت استفاده بهینه و کامل کردن کاستی­ها و نقص­ها.

2. استفاده از شیوه­های نوین مانند کلاس­های حلِّ تمرین و رفع اشکال و بهره­گیری از سیره سَلف، یعنی پیش مطالعه و پیش مباحثه.

3. احیای وقت­های غیر درسی، مثل بین الصلاتین، بین الطّلوعین و…

4. بهره­گیری از اساتید قوی، مجرّب و منظّم.

5 رساندن تعطیلات به حداقل و استفاده از تابستان.

6. برگذاری امتحانات دوره ای.

7. تشویق و ایجاد انگیزه از طریق پیوند و پیوستگی پیوسته با فرهیختگان حوزه و دانشگاه و آشنایی با مشکلات و سختی­های راه، ضعف­ها و کمبودها از زبان بزرگان.

8. معرفت­دادن به طلاب، مثل: توجّه دادن به گذر سریع زمان، از دست رفتن تدریجی توان­مندی­ها، موقّتی­بودن فراغت­ها، تضمین نبودن سلامتی و… ، توجّه به دگرگونی­های سریع و پرشتاب در عصر کنونی، غافل نماندن از تلاش پیوسته و مداوم دشمن، توجّه دادن به گستردگی حوزه علوم که آگاهی به آنها زمان بَر است، توجّه به عوامل وقت­گیر زندگی کنونی (شهرهای شلوغ و پر رفت و آمد، ترافیک­ها) و… در غالب کلاس­های معرفت و اخلاق مداوم و با زبانهای مختلف.

اصل دوم، آموزش طولی و متمرکز:در راستای اصل قبلی، تا حد ممکن، آموزش­ها باید طولی و متمرکز باشد، نه عرضی و پراکنده. منظور از این اصل آن است که در مرحله آموزش بسیاری از مباحث به صورت کامل بیان می­شود و سپس با تکرار و تمرین چیرگی مورد نیاز به دست می­آید. مثلا، به جای آن که اصل یادگیری و آشنایی با مباحث صرفی در طول یک سال و در کنار دروس دیگر صورت پذیرد، این مرحله در یک دوره کوتاه تر با حذف برخی عنوان­های درسی دیگر آموزش داده می شود سپس در ادامه سال، با تکرار و تمرین و تورق و سرکشی به کتاب­های صرفی، چیرگی لازم حاصل می­شود. البته در اجرای این اصل، به نکته زیر باید توجه کرد:

1. فراهم کردن استاد به صورت تمام وقت در یک دوره متمرکز.

2. قابلیت درس برای برگذاری فشرده. برخی از درسها باید به صورت تدریجی القاء شوند تا در طول دوره، طلاب به یادگیری درس و تمرین و تکرار بپردازند، مثل صرف و منطق.

اصل سوم، آموزش کارگاهی: این اصل نیز در بالا بردن ضریب دقت و سرعت، اثرگذار می نماید.

در این شیوه، با حل ّ تمرین­های مختلف و آشنایی با نمونه­ها و توجه به کاربرد علوم، گزاره­ها و مطالب درسی با دقت و سرعت بیش­تری آموخته می­شود و در ذهن جای می­گیرد.

راهکارها، در بخش ادبیات:

1. استفاده از کتاب­های تمرین­دار، مانند مبادی العربیه و… ؛

2. تجزیه و ترکیب قرآن و ادعیه؛

3. مرور قرآن با تکیه بر علم معانی، بیان و بدیع؛

4. آشنایی با تفاسیر ادبی و ارائه نقش ادبیات در فهم لطایف ادبی و اعجاز بیانی قرآن کریم.

در بخش فقه و اصول:

1. بیان و تحلیل فتاوای فقها با توجه به مبانی ایشان در اصول؛

2. توجه دادن به کاربرد قواعد اصولی در فقه؛

3. احکام عملی.

در بخش عقاید:

1. آشنایی با احتجاج­های اهل­بیت(علیهم السلام) و اصحاب ایشان، در برابر گروه­ها و نحله­های مختلف فکری؛

2. آشنایی با شبهه های عصر حاضر و برابرسازی آن با پیچیدگیها و دشواریهای فکری موجود در عصر معصومین(ع)؛

3. میزگرد، کنفرانس و گفت­و گو و بحث­های اعتقادی.

اصل چهارم، ارائه کاربردهای مواد آموزشی: در کنار این اصل، طلاب با توجه به کاربردهای مطالب خوانده شده، از انگیزه بیش­تری برای ادامه برخوردار می­شوند و به پیوند درسی را که فرا می گیرند با هدفهای کلی خود دست می یابند. به عبارت دیگر، طلاب باید جایگاه هر درس و فلسفه وجودی و پیوند آن را با سایر دروس، به خوبی بشناسند. مطالعه، تعلیم و تحقیق کاربردی، یکی از راه­های رسیدن به این مهم است. در این صورت، ملالت و خستگی که ممکن است از برخی متون درسی ناشی شود، از بین خواهد رفت.

راهکارها:

در مرحله یادگیری ادبیات، با ارجاع طلاب به قرآن، ادعیه و… و تجزیه و ترکیب این متون، شیرینی و کاربرد مطالبی را که یاد گرفته اند، برای ایشان محسوس خواهد گشت.

و یا در دوره یادگیری اصول، با نشان دادن استناد فتوای یک فقیه به یک قاعده اصولی، کاربرد مباحثِ لازمِ اصول، به طلاب نشان داده می شود.

در سایه این اصل توجه به این نکته ضروری است: در آموزش و مواد آموزشی باید این مهم مدّنظر باشد که از خواندن مطالب و متونی که به هیچ عنوان نمی تواند ابزار موردنیاز یک طلبه باشد، پرهیز نمود و گرفتار توجیهاتی از قبیل تشحیذ ذهن طلاب و… نباید شد.

اصل پنجم: اشراف و اطلاع کامل آموزش از وضعیت درسی، جایگاه طلاب و کلاس، کیفیت و سطح مباحثات.

راهکارها:

1. سرکشی از مباحثه ها و رساندن نکته های لازم درباره مباحثه به طلاب؛

2. گرفتن گزارش کار از طلاب راجع به زمان مباحثه ها؛

3. استفسار مکتوب جهت تأخیر و غیبت­ها و… .

4. برگذاری امتحانات مسلسل در فاصله زمانی منطقی (نه با فاصله بسیار نزدیک که باعث خستگی و ملالت طلاب و از بین رفتن جایگاه امتحان شود و نه با فاصله­های زمانی طولانی که فرصت محک زدن طلاب و نیز آشکار شدن عیب­ها و ضعف­ها برخود ایشان از بین برود).

اصل ششم، نگاه پرورشی و تربیتی به آموزش (پرورش در کنار آموزش):برابر این اصل، در امر آموزش باید به نکته های تربیتی نیز، توجه داشت. به عبارت دیگر، سیاست کلّی بر آن است که جُدای از بحث­های اخلاقی و کارهای فرهنگی تربیتی، بسیاری از بحث­های تربیتی در لا به لای امور آموزشی و در حین کلاس­ها منتقل شود.

راهکارها:

1. انتخاب استادانی که در اخلاق و در عمل الگو باشند؛

2. درخواست از استادان برای انتقال نکته­های تربیتی و اخلاقی در حین درس به مقتضای زمان؛

3. تشکیل کلاس­هایی در قالب تدریس برخی متون روایی و ادعیه با درونمایه­های اخلاقی، مثل دعای مکارم الاخلاق، رساله حقوق امام سجاد(علیه السلام)، مناجات خسمه عشر و… .

اصل هفتم، جمع بین غنای علمی و تلاشها و تکاپوهای اجتماعی لازم برای یک طلبه: به کارگیری این اصل، دستاوردهای زیر را در پی خواهد داشت:

  • اعتماد به نفس و خودباوری.
  • نشاط و روحیه بالا برای تلاش­های علمی.
  • توانمندسازی بنیه علمی (با تعامل و فعالیت­های اجتماعی لازم، طلاب به کاستی­ها و ناتوانایی­های خود در حوزه­های مختلف، از جمله بنیه علمی خود آگاه خواهند گشت و از این طریق ضعف­های علمی خود را برطرف می کنند).
  • تواناسازی بنیه ارتباطی.
  • کمک به حل ّ گرفتاری­های جامعه در حدّ توان.

در عصر حاضر و هنگامی که حکومت در دست صالحان است، طلاب هیچ بهانه و عذری برای حضور در عرصه­های مختلف و البته لازم اجتماعی را ندارند. در اصل، این بخشی از رسالت حوزویان به شمار می رود. اگر برخی جلسه­های مذهبی دچار افراط و تفریط می­شوند، اگر سطح معرفت و آگاهی در برخی کانون­ها و حتی پایگاه­های بسیج پایین است، اگر دانش­آموزان و دانشجویان در کنار آموزش و یادگیری، به امر تربیت و پرورش، توجه چندانی ندارند، اگر معنویت و ادب دینی در میان جوانان حرف اول را نمی زند، اینها و اگرهایی غیر از این، همه و همه، به خاطر عدم حضور یا حضور ناکافی نیروهای شایسته حوزه در این عرصه هاست.

راهکارها:

1. آشنایی طلاب با روحیه­های مختلف در میان جوانان از طریق کلاس­های آموزشی در قالب شناخت و تحلیل روحیه­ها و برخوردهای گوناگون در میان جوانان امروز.

2. حضور طلاب در جمع­های مختلف جوانان با برنامه ریزی کامل و احتیاط لازم از سوی مدرسه.

3. زمینه سازی برای مأنوس شدن با جوانان مذهبی و غیرمذهبی با طرح و برنامه منسجم توسط مدرسه.

4. حضور در جلسه ها و گفت و گو با جوانان و توجه به کمبودها و بازدارنده های موجود در تعامل با ایشان و برطرف کردن این بازدارنده ها از راه مباحثه طلاب با یکدیگر با نظارت اساتید.

باید توجه داشت که توجه به این اصل، طلبه را نباید از امر تحصیلِ مجدّانه باز دارد و با اندک موفقیّتی در زمینه اجتماعی احساس کند از تعلیم و یادگیری بی نیاز است.

اصل هشتم، گسترش سیستم مباحثه به حوزه معارف: سنت حسنه مباحثه که از پیکره آموزشی حوزه جداناشدنی است، نباید تنها در درسها و دانشهای مقدماتی مثل ادبیات و منطق و اصول اجراء شود، بلکه بسیار لازم است در مباحث فقهی، اعتقادی و معرفتی، قرآن و حدیث نیز جاری شود تا طلاب بتوانند با تکیه بر این سنّت در همه عرصه های علمی از قوّت لازم برخوردار باشند.

اصل نهم، تأکید بر رعایت پیش مطالعه و پیش مباحثه درس­هایی که این ظرفیت را دارند: توجه به این اصل طلاب را در استقلال و استغنای علمی توان مند ساخته و باعث سرعت در روند کلاس و نیز بالا رفتن دقت اساتید در تدریس و بهره بهینه طلاب از استاد و در نتیجه بالا آمدن سطح علمی کلاس می شود.

اصل دهم، فضای مناسب آموزشی:محیط آموزشی باید نشاط آور باشد، تا حس درس خواندن و شادابی علمی در طلبه ها ایجاد شود، در ایجاد فضای آموزشی رعایت این نکات مؤثر است:

  • تمیزی و بهداشت عمومی مدرسه.
  • رنگ روشن دیوارها و نور کافی.
  • نصب نوشته هایی با مضامین شورانگیز و معرفت زا.
  • فاصله داشتن ساختمان مدرسه از حاشیه خیابان.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

فصل سوم: تربیت و پرورش

توفیق هر مدرسه­ای، بستگی به آن دارد که علاوه بر اهتمام به امر آموزش، به امر اخلاق، ادب و توانمندسازی طلاب توجه ویژه ای داشته باشد، تا بتواند طلاب کارآمد و مفیدی را تربیت کند.

توجه به امر اخلاق و تربیت، موجب شادابی و سرزندگی طلاب می­شود که این خود به امر آموزش کمک می­کند. اگر طلبه انگیزه کافی داشته باشد و از شور و نشاط برخوردار، به صورت خودجوش و خودکار تلاش می­کند.

بی­توجهی به اخلاق، شادابی و کارآمدی، تلاش­ها را هدر داده و گاه آسیب­های جدی ایجاد می­کند. در این فصل، به اصولی که باید در جهت کارآمدی و اخلاق رعایت شود و راهکارهای اجرایی آن می پردازیم.

اصل اول، تواناسازی بنیه پیوند و تعامل با جامعه و خانواده:پیوند و تعامل مثبت قوی هریک از طلاب با خانواده خود و عدم انزوا در جامعه، از امتیازهای مثبت در امر طلبگی است. بویژه در تبلیغ که از شؤون مهم طلبگی است. برای رسیدن به این هدف، مدرسه می بایست در کلاس­های آموزشی راهکارها، پیوند و پیوستگی و نیز بازدارنده های آن را به طلاب آموزش دهد؛ همچنین با حضور در منزل هریک از طلاب (دست کم یک بار) همراه با هدایا و یا دعوت از والدین طلاب به مدرسه می توان تأثیر چشم­گیری در بالابردن کیفیت تعامل طلاب با خانواده­ها و مدارس گذاشت.

اصل دوم، ایجاد و حفظ نشاط جسمی و روحی.

راهکارها:

از آن جا که نشاط روحی و جسمی درهم تنیده اند و یا دست کم بی ارتباط با یکدیگر نیستند، باید گفت راهکارهایی که برای شادابی جسمی پیش بینی می شود، به یک معنی دریچه­ای برای حفظ شادابی روحی نیز می باشد.

لذا موارد ذیل از راهکارهای حفظ شادابی جسمی و روحی به شمار می آیند:

1. پیوند با رجال و دیدار با اسوه ها.

2. بازدید از مؤسسه ها و مراکز پژوهشی.

3. ادعیه و مناسبتها.

4. روزه های دسته جمعی.

5 اعتکاف.

6. بردن طلاب به مکانهایی خوش آب و هوا و جذّاب، به طور منظم و دوره ای، بویژه در تابستان.

7. شنا و کوهنوردی.

8. تغذیه مناسب.

  بدون شک کیفیت و کمیّت غذا در شادابی جسمی و به پیروی آن شادابی روحی اثرگذار است. باید توجه داشت در کیفیت و کمیت غذا، از عواملی که موجب رخوت و کسالت در طلاب می شود، پرهیز نمود. استفاده از غذاهای پرکالری، ولی کم حجم مثل خرما، عسل و نیز پرهیز از غذاهای پرچرب و حجیم در این زمینه شایسته است.

  باید توجه داشت که ممکن است شماری از طلاب، با توجه به روحیه معنوی و تفکر نادرست، از برنامه های شادابی آور جسمی، مثل اردوها و تفریح­ها و همچنین استفاده از غذاهای مدرسه دوری کنند که بر مدیر است که با آگاهاندن آنان، زمینه­های اعتدال را در آنان فراهم آورد.

اصل سوم، پرورش و تربیت مبتنی بر آموزش عملی(دیداری و اُسوه­ای) و نه تنها تئوری و بخشنامه ای (با توجه به کونوا دعاة النّاس بغیر السنتکم).

برای تربیت باید توجه داشت که اثرگذارترین عامل برای رشد اخلاقی، انس و معاشرت طلاب با انسان­های آراسته به اخلاق نیک و همنشینی و گفت وگو با الگوهای رفتاری در انتقال فضایل اخلاقی و شکل­گیری شخصیت، بیش ترین تأثیر را دارد.

راهکارها:

1. حضور جدّی و انس مدام مسؤولان مدرسه.

2. انتخاب اساتید با این نگاه.

3. دیدار با اسوه ها.

4. ایجاد زمینه انس و معاشرت طلاب با استادان آراسته به اخلاق نیک.

اصل چهارم، به وجود آوردن روحیه تعاون، همدلی و همیاری در میان طلاب و دست اندرکاران.

راهکارها:

1. معرفت به این که مدرسه خانه امام زمان(عج) است.

2. غذاخوردن به صورت دسته جمعی.

3. تشکیل گروه­های خادم و واگذاری امور خدماتی به طلاب.

4. رسیدگی به مشکلات یکدیگر.

5 واگذاری بسیاری از کارها و بخش­ها به طلاب مدرسه.

راهکارهای یادشده، افزون بر آن که موجب ایجاد روحیه تعاون در طلاب می شود، در حقیقت، تمرینی برای اداره امور و بالابردن قدرت مدیریت در طلاب به شمار می آید.

اصل پنجم، به وجود آوردن روحیه عدالت­طلبی و ظلم­ستیزی و مردم دوستی:در تربیت طلاب باید توجه داشت که این روحیه از همان آغاز باید در جان طلاب رسوخ کند و آنان باید بدانند که از نخستین رسالتهای الهی اهل علم، ظلم ستیزی و دفاع از مظلوم است. به همان اندازه که با خلق خدا باید مهرورزی و دلسوزی نمایند و با زیردستان و گرسنگان همراهی و همدلی کنند و حق شان را بستانند، به همان اندازه باید با دشمنان خدا و جباران و زیاده خواهانِ شکمباره بستیزند و در برابر آنان ساکت ننشینند. که این فریاد علی(علیه السلام) است که:

(… و ما اخذاللّه علی العلماء أن لایقارّوا علی کظّة ظالم و لاسغب مظلوم لألقیت حبلها علی غاربها…)؛«…و خدا علما را نفرموده بود تا ستمکار شکمباره را برنتابند و به یاری گرسنگان ستمدیده بشتابند، رشته این کار را از دست می گذاشتم».

و به حسنین سفارش کرد که:(کونا للظالم خصماً و للمظلوم عوناً)

نکته دیگر القای این مطلب است که باید دل یک روحانی، سرشار از عشق و مهر نسبت به خلق خدا باشد وگرنه توفیقی نخواهد داشت. خدای متعال در قرآن در وصف پیامبر می فرماید: (بالمؤمنین رؤوف رحیم) و علی(ع) نیز به مالک فرمود:(أشعر قلبک الرحمة للرعیة).

راهکارها:

1. دیدار از نیازمندان و مناطق پایین شهر.

2. جمع صدقات و توزیع آن بین فقرا توسط طلاب.

3. گذشتن از یک وعده غذا و تقسیم آن به نیازمندان به مناسبت­های مختلف.

4. دیدن فیلم­هایی با این مضمون.

5 بررسی زندگی علما از این زوایه.

اصل ششم، احیاء و تقویت روح انتخاب گری با ایجاد زمینه انتخاب: ملاک دادن برای انتخابی آزاد، همراه با آگاهی و شناخت از جمله رسالت­های برنامه­ریزان و گردانندگان مدرسه علمیه است: (کونوا نقاد الکلام)

راهکارها:

1. برگذاری کلاس روش نقد و تشویق به نقد و در اختیار گذاشتن آثار بزرگان و نظارت بر آن.

2. نقادی و تضارب آراء به صورت جمعی توسط مدیر مدرسه، یا یکی از اساتید، پس از دیدارها و سخنرانی­ها، برای این که بحث­ها و مناظرات از دایره تعادل منطقی خارج نشود، مدیر باید این مباحث را جهت دهی و ابهام­ها را برطرف کند و از افراط و تفریط و دیگر آسیب­های احتمالی پیشگیری کند. باید طلاب را از شتابزدگی در داوری میان افکار و اندیشه­ها پرهیز داد.

اصل هفتم، توجه به استفاده از ظرفیت 8 سال دفاع مقدس در زمینه های مختلف:الگوی متعالی و ایده آل ائمه معصومین، علیهم السلام، هستند و رزمندگان و شهدا به عنوان الگوهای میانی و در دسترسی هستند که یادآوری خاطرات، تلاشها و روحیات آنان می تواند مفید و کارساز باشد. اصولاً ذکر، منحصر در ذکراللّه نمی شود، بلکه ذکر خوبان: (واذکُر عبادَنا اِسماعیلَ وَ اسحَاقَ وَ… ) ذکر الموت و ذکر النعمه… هم مطرح است.

راهکارها:

1. غنی سازی کتابخانه از کتاب­های سیره شهدا.

2. دعوت از رزمندگان و ایثارگران صاحب نفس.

3. پخش فیلم­های قوی مرتبط با دفاع مقدس.

4. گرامی داشت هفته دفاع مقدس.

5 زیارت قبور شهدا.

یادآوری: علما و شهدا نبایدبُت شوند و خاطرات آنان باید مستند به عقل و نقل باشد و از افراط جلوگیری شود.

اصل هشتم، واکسینه سازی طلاب:در برابر گرفتاری­ها و بازدارنده­های اجتماعی و آفت­های مختلفِ اقتصادی (فقر،غناء) اجتماعی (تحقیرها، ملامت­ها، تعریف­ها و شهرت­ها) و نیز مسلح شدن در برابر خطراتی همچون: قدرت، ثروت، شهرت، شهوت و…

اصل نهم، گوهر عمر: تذکر مدام به ارزش عمر و فرصت طلایی دوران جوانی از ضروری ترین امور است. طلبه باید حرص زیادی برای استفاده از عمرش داشته باشد.

قال رسول اللّه(صلی الله علیه و اله):(کُن علی عُمرک أشح ّ منک علی درهمک و دینارک)8

راهکارها:

1. موعظه و استفاده از آیات و روایات.

2. یادآوری سیره سلف صالح و ذکر خاطرات آنان.

3. برگذاری کلاس­های روش برنامه ریزی، تکنیک­های مطالعه و… .

4. برنامه­های مدرسه به گونه ای باشد که وقت طلاب کمتر هدر رود. به عنوان مثال، نان گرفتن برای همه طلاب، آماده کردن سه وعده غذا دسته جمعی برای طلاب.

5 تذکر به رعایت اصل اهم و مهم در استفاده از وقت.

اصل دهم، ایجاد و تقویت عزت درونی و غنای نفسانی و مناعت طبع در طلاب: از بهترین حالت­های سلسله عالمان شیعه، آزادمنشی، مناعت طبع و عزت نفس ایشان بوده است. طلاب علوم دینی باید بدانند که با داشتن این روحیه می توان رسالت عظیم طلبگی را ادا نمود و این سرمایه ای است که علاوه بر این که عالم دینی را در همه نگرانی­های دنیوی و نیز وسوسه­های اهل دنیا آزاد می کند، به او در میان خلق، محبوبیت می بخشد و او می تواند بدون هیچ تعلق خاطر و ملاحظه بی موردی از حق دفاع کند.

در این­باره مدام باید به طلاب تذکر داد و خاطرات علمای وارسته را در برخورد با پولداران ذکر کرد و مناعت نفس طلاب را تقویت کرد.

راهکارها:

خواندن احادیث، ذکر خاطرات علما، توجه دادن به بی­ارزشی دنیا، تمرین­های عملی انفاق، برآورده ساختن نیازهای ضروری طلاب و رفع نگرانی آنان در کنار دعوت به ساده زیستی.

اصل یازدهم، ایجاد و حفظ عزت ظاهری طلاب به خصوص در نزد خانواده.

راهکارها:

1. ارتباط و محبت به خانواده مانند دیدار مسؤولان مدرسه از نزدیک با خانواده هر یک از طلاب.

2. برنامه منظم و هدف مند برای خانواده­ها مثل برگذاری کلاس­های فرهنگی تربیتی برای اعضای خانواده و اردوها و مراسمها به مناسبتهای مختلف.

3. گردهمایی خانواده ها و روشنگری اهمیت حوزه.

4. توانمندسازی طلاب در برخورد با خانواده­ها (تأکید بر محبّت و احسان، داشتن قدرت مشاوره برای حل ّ مشکلات پیرامونیان و… )

اصل دوازدهم، ایجاد و حفظ روحیه حق­طلبی و نقّادی و نقدپذیری و آزادمنشی فکری در عرصه علم و دانش: از طریق دعوت اساتید متفاوت با طرز فکرهای گوناگون، برگذاری کلاسهای روش نقد (آداب نقد، لوازم نقد و… ) و تشویق طلاب ناقد.

اصل سیزدهم، توجه به دو عنصر گویندگی و نویسندگیبرای طلاب از طریق آموزش و تمرین­های مرحله­ای و بسترسازی برای ارائه توانمندی­های طلاب در قالب جلسه­های سخنرانی در مدرسه برای طلاب، مقاله نویسی و… .

اصل چهاردهم، ایجاد و حفظ و به کارگیری روحیه پژوهش: در اجرای این اصل می توان به پژوهش­های پروژه ای و هدفدار که به صورت جمعی توسط طلاب انجام می شود، روی آورد. تک روی در تحقیق آفت حوزه­هاست؛ چرا که ممکن است کارهای موازی زیادی انجام بگیرد. از طرفی با این حجم از کارها باید به جمع گرایی بیندیشیم، تا عمر طلبگی ما چند برابر شود و روحیه اخلاص و تعاون نیز در طلاب تقویت شود.

یادآوری:

تحقیق به دو شکل است:

گاهی برای تولید علم و یافته­های جدید است (محقق پس از یادگیری راه و رسم تحقیق، باید به این کار روی بیاورد) گاهی به منظور آشنایی با روش تحقیق و مآخذ است که در این صورت خود تحقیق هدف است، چون رشد ایجاد می­کند و به طلاب شادابی می­بخشد (در حقیقت کارگاهی است برای روش تحقیق).

بیشتر پژوهش­ها در دوره سطح یک، با هدف دوم انجام می­شود؛ یعنی در کنار آشنایی با متون و تسلط و احاطه بر منابع، به روش تحقیق و ایجاد روحیه تحقیق باید توجه داشت، تا پس از سطح یک، طلاب با داشتن سرمایه اولیه با مهارت­های پژوهش نیز آشنا باشند. البته اگر امکان جمع بین دو روش فوق باشد چه بهتر، چون به تولید علم نیز می انجامد.

اصل پانزدهم، تواناسازی مهارتهای لازم برای طلاب، از قبیل خوشنویسی، امدادگری، آموزش نظامی، قبله شناسی و… .

پی نوشت­ها:

*مدیر مدرسه علمیه حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)مشهد مقدس.

1 . رعد، آیه 11 .

2 . نحل، آیه 120 .

3 . توبه، آیه 128 .

4 . کهف، آیه 6 .

5 . نهج البلاغه، نامه 46.

6 . همان، نامه 31 .

7 . فتح، آیه 29.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بااندکی اصلاح و ویرایش، به نقل از نشریه حوزه، شماره 145، فروردین و اردیبهشت 1387

 

امتیازدهی

اين اصطلاحات هر چه زيادتر شود، اگر با تهذيب و تقوى همراه نباشد، به ضرر دنيا و آخرت جامعه مسلمين تمام مى‏شود... علم توحيد هم اگر با صفاى نفس توأم نباشد، وبال خواهد بود.

اوقات شرعی