اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعة و فی کل ساعة ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا
سه شنبه ٢٦ تير ١٣٩٧

طلبه باید راه را با معرفت و علم و یقین انتخاب کند و با معرفت و علم و یقین هم آن را ادامه دهد.
 
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 4459
 بازدید امروز : 266
 کل بازدید : 1255248
 بازدیدکنندگان آنلاين : 1
هویت صنفی طلبه

هویت صنفی طلبه

محمد عالم‌زاده نوری

 طلبه دارای یک هویت و خود فردی و نیز دارای یک هویت و خود صنفی است؛  یعنی یک شخصیت حقیقیِ فردی و یک شخصیت حقوقی و صنفی دارد. به همین جهت همان‌گونه که موظف به خودشناسی، خودآگاهی و خودسازی فردی است موظف به خودشناسی، خودآگاهی و خودسازی صنفی است. همان گونه که به عنوان یک انسان باید از ظرفیت‌ها، دارایی‌ها، فرصت‌ها، نیازها، استعدادها، بایسته‌ها، وظایف و کاستی‌های خود اطلاع داشته باشد به عنوان یک طلبه ـ یعنی به عنوان یکی از اعضای این گروه همکار ـ باید تصورات خود را از ظرفیت‌ها، دارایی‌ ها، فرصت‌ها، نیازها، استعدادها، بایسته‌ها، وظایف و کاستی‌های حوزه و روحانیت اصلاح کند و به خودسازی صنفی بپردازد یعنی خود را برای انجام وظیفه در این صنف اجتماعی آماده سازد. همان گونه که به عنوان یک انسان به موفقیت و کمال انسانی خود می‌ اندیشد به عنوان یک طلبه باید به موفقیت و کمال صنفی خود نیز توجه داشته باشد. بدین ترتیب باید دو آرمان را به موازات هم دنبال کند؛ آرمان فردی و آرمان صنفی.

برنامه ‏ریزی برای یک شخص متوقف بر شناخت آن شخص است. برنامه‏ ریزی برای یک صنف نیز در گرو شناخت آن صنف است. آشنایی با هویت یک گروه اجتماعی (راننده، کارمند، کاسب، طلبه) دورنمای وظایف الهی و بخش عمده‏ ای از برنامه شبانه ‏روزی او را روشن می‏ گرداند. وقتی می‏گوییم «فلان کس راننده است. » دورنمای فعالیت‏ های او را به ‏نحو کلی می‏ توان حدس زد. یک «کارمند» عمده زمان مفید و توان خود را به کار در اداره می‏ پردازد. طلبه نیز عمده وقت مفید و توان خود را به «طلبگی» باید بپردازد. اما پرسش اساسی این است که «طلبگی» چه معنایی دارد؟

اگر در هویت طلبه کاوشی عمیق ‏تر نماییم، دستور کار و وظایف او را به روشنی درمی ‏یابیم.

فلسفه پیدایش و رسالت روحانیت

هریک از اصناف اجتماعی به‏ هدف رفع یکی از نیازهای زندگی انسان پدید آمده ‏است. بدون ‏شک نیاز انسان منحصر درتأمین خوراک و پوشاک و آسایش مادی نیست. نیاز غیرمادی انسان به ‏مراتب از نیاز مادی او فراوان ‏تر و اساسی ‏تر است. زیرا حقیقت انسان و انسانیت او در گرو عناصر غیرمادی است. از جمله این نیازها، نیاز به وحی، نیاز به دین، و نیاز به هدایت آسمانی است. پروردگار جهان برای رفع این نیاز مهم، شخصیت ‏های برگزیده ‏ای را به‏ همراه پیام آسمانی به میان مردم فرستاده ‏است. این چهره‏ های ممتاز بشریت حامل سه مسئولیت بزرگ هستند.

1. دریافت پیام خدا (نبوت، خبرگیری)

2. انتقال این پیام به مردم (رسالت، ابلاغ)

3. اجرا و تحقق آن محتوا در سطح جامعه (امامت، ولایت)

پس از رحلت آخرین پیامبر و غیبت آخرین وصی او ـ امام عصر (عج) ـ این سه مسئولیت خطیر نیاز به متولی دارد. لازم است در کنار اصناف مختلف که به رفع نیازهای گوناگون اجتماعی می ‏پردازند، صنف دیگری پدید‌اید که این وظایف سنگین را بر دوش گرفته و دنباله‏ رو حرکت پیامبران گردد. این صنف، روحانیان و عالمان دین نام گرفته ‏اند:

عالمان دین وارثان و جانشینان پیامبران هستند  و متناظر با مسئولیت‏ های سه‏ گانه پیامبران سه تکلیف بزرگ بر عهده دارند. آیه 122 سوره توبه به این سه تکلیف اشاره دارد.

وَ ماکانَ المُؤمِنونَ لِینفِروا کافَّه، فَلَولا نَفَرَ مِن کلِ فِرقَه مِنهُم طائِفَه لِیتَفَقَّهوا فی الّدینِ وَ لِینذِروا قَومَهُم إِذا رَجَعوا إِلَیهِم لَعَلَّهُم یحذَرونَ

و شایسته نیست مؤمنان همگی کوچ کنند. پس چرا از هر فرقه‏ ای از آنان دسته‏ ای کوچ نمی ‏کنند تا آگاهی عمیق در دین پیدا کنند و قوم خود را ـ وقتی به سوی آنان بازگشتند ـ بیم دهند؟ باشد که آنان (از کیفر الهی) بترسند.

در این آیه که پس از آیات جهاد نازل شده‏، گروه معینی از مؤمنان از حکم وجوب جهاد و حرکت به سوی جبهه جنگ استثنا شده ‏اند تا این سه هدف را پی گیرند.

1. فهم عمیق دین و دریافت پیام وحی از منابع دینی: (لیتفقهوا )

2. بازگشت به میان مردم، انذار و هشدار آنها و ابلاغ پیام دین: (لینذروا)

3. تلاش برای تحقق آرمان‏ های دینی (هدف‏مند بودن تبلیغ و امید اثرگذاری آن اشاره به این وظیفه دارد): (لعلهم یحذرون) 

تحصیل ادبیات عربی که زبان منابع دین است، آشنایی با قواعد مفاهمه عرفی در علم اصول فقه، علوم قرآنی، علوم حدیث، تفسیر، بررسی منابع روایی، پژوهش به هدف کشف نظر دین در موضوعی خاص و.. . همه تلاش ‏هایی است که در راستای فهم عمیق دین صورت می‏ گیرد. ایجاد کتابخانه و نمایشگاه، تولید نرم ‏افزارهای علوم اسلامی، کتابنامه ‏ها، فهرست‏ ها، معاجم و.. . گرچه گامی مستقیم در راه تفقه به‏ شمار نمی ‏رود امّا به کاروان فهم دین کمک می ‏کند و مسیر حرکت این کاروان را هموارتر یا کوتاه ‏تر می‏سازد.

سخنرانی، تدریس، تألیف کتاب، ترجمه متون دینی، تولید نرم ‏افزارهای کاربردی، تشکیل مراکز فرهنگی، و.. . تلاش ‌هایی است که درجهت هدف دوّم (تبلیغ دین) صورت می ‏گیرد. سازمان روحانیت برای تبلیغ دین باید از هر گونه ابزار مفید و شیوه‌ های کارساز و دانش‌ هایی که از لوازم تحقق این اهداف است بهره گیرد. پاره‌ ای از علوم و معارف نظیر فنون بلاغت و اصول نگارش در راستای همین هدف به سیستم آموزشی حوزه ‌ها راه یافته است. این رویه در باره علوم و مهارت ‌های دیگر نیز باید اعمال شود.

ولایت اجتماعی، قضاوت و دادرسی، اجرای حدود شرعی، طراحی مدل‏ های دینی در علوم انسانی، بسترسازی برای اجرای احکام الهی و تحقق اهداف مکتب و.. . تلاش‏ هایی است که در دایره وظیفه سوم قراردارد. مراد از اجرای دین تنها اجرای احکام دین توسط فرد نیست. پای بندی به احکام دین وظیفه همه مسلمانان است و اختصاصی به طلبه ندارد. بلکه مراد از آن برنامه‌ سازی و تلاش منضبط برای اجرای دین در سطح کلان جامعه و تمهید مقدماتی (مانند تشکیل ساختار‌ها، تدوین قواعد و.. . ) است که موجب تسهیل و گسترش رفتار دینی و انگیزه ‌سازی برای دینی زیستن و اسلامی ماندن گردد. 

وظایف انبیا

رسالت ‏های حوزه:

1. فهم دین، تفقه، نبوت

2. تبلیغ دین،انذار، رسالت

3. اجرای دین، حذر مردم،امامت

بر این اساس شجره نامه صنفی، روحانیت از مسیر عالمان ربانی دوره غیبت به امامان معصوم و از طریق آنها به پیامبران الهی می‌رسد. عالمان ربّانی و مردان خدا در شمار پدران صنفی طلاب علوم دینی هستند. طلبگی سلسله‏ ای است متصل به عالمان بزرگ، امامان و پیامبران. نسب‏ نامه طلاب به مردان بزرگ تاریخ منتهی می‏ شود و صف طولانی روحانیتِ تاریخ، قافله‏ سالاری مانند نوح (ع) و ابراهیم‏ (ع) دارد. 

طلبه از نظر صنفی و شغلی از تبار پیامبران است و سلاله نوح، ابراهیم، موسی، عسیی، محمّد و وارث علی و فاطمه و حسین، و این بس افتخارآمیز و مسئولیت آفرین است. نیاکان صنفی طلبه، انبیا و اولیا هستند؛ یعنی وظایفی را که آنها بر دوش داشته‏ اند و خدمتی را که آنها در جامعه انجام می‏ داده‏ اند، طلبه، در شرایط امروز، بر عهده گرفته‏ است. پیامبران خدا به واسطه وحی با پیام خدا آشنا شدند، طلبه نیز در دوره تحصیل خود با سخن خدا آشنا می‏شود. پیامبران، مردم را به خدا و تقوی دعوت می‏ کردند، و سخن خدا را به مردم انتقال می‏ دادند، طلبه نیز همین خدمت اجتماعی را برگزیده‏ است. پیامبران در راه دفاع از دین و تحقق ارزش‏ های الهی کوشیدند، وظیفه طلبه نیز همین است. پیامبران به تعلیم و تربیت و هدایت مردم پرداختند. طلبه هم در همین مسیر گام برمی دارد، و البته پیامبران بدون توقع پاداش، در معرض آزار و توهین و تمسخر مردم قرار گرفتند، طلبه هم باید برای این امور آماده باشد. می‌ توان گفت که طلبه، همکار امام زمان (عج) است و دغدغه‌ های آن حضرت وجود او را نیز فراگرفته است. دغدغه اسلام و کفر، دغدغه حق و باطل، دغدغه جهان اسلام، دغدغه تحقق جامعه ایدآل اسلامی و دغدغه تربیت انسان‌ های صالح و مقرّب. می‌ توان گفت که طلبه سرباز امام زمان است و نیرویی برای تحقق آرمان ‌های آن حضرت، یعنی در لشکر فرهنگی حضرت مهدی (عج) مسئولیت خاصی می ‌پذیرد و سنگر خالی ‌ای را پر می ‌کند و به عنوان عضوی از یک مجموعه که امام زمان فرمانده و قافله ‌سالار آن است انجام وظیفه می ‌کند. می‌ توان گفت که طلبه سهم امام است. یعنی نه تنها درآمد نقدی طلبه که تمام وجود او ـ و تمام دارایی‌ های معنوی، توانایی‌ ها، استعدادها، و ظرفیت ‌های او ـ متعلق به امام عصر (عج) است و باید طبق فرمان آن حضرت خرج گردد.

طلبه از اینکه در زمره ذرّیه صنفی اولیای برگزیده خدا است، بر خود می ‌بالد و با عنایت حق باید تلاش کند تا خلف صالحی برای آنان باشد. خدمتی که طلبه به جامعه عرضه می ‌کند، رفع مهم‌ ترین و حیاتی‏ ترین نیاز انسان‌ ها است. نیاز انسان به معنا، نیاز انسان به انسانیت، نیاز انسان به خدا، نیاز انسان به آسمان، و نیاز انسان به هدایت.. . و آشناسازی آنها با مهم ‌ترین حقیقت هستی یعنی خدا.

به بیان دیگر طلبه امروز، عالمِ فردا است و عالم دین، وارث انبیا و انبیای الهی مأمور تعلیم و تربیت جامعه بوده‌اند. مراد از تعلیم، تعلیم کتاب و حکمت (نه آموزش حساب و هندسه و جغرافیا) و مراد از تربیت نیز تربیت معنوی انسان ‌ها (و نه تربیت بدنی، یا تربیت هنری) است. بنابراین طلبه یک نیروی فرهنگی و عنصر تعلیمی تربیتی در جامعه است که برای گسترش فرهنگ دینی آماده می‌ شود و تلاش می‌ کند.

روحانیت، تنها نهاد اجتماعی‏ است که خداوند به تکمیل نیروی آن فرمان داده (آیه 122 سوره توبه) و مستقیماً برای تأمین کادر آن اقدام کرده است. خدای متعال برای نیاز جامعه، به کسب و تجارت یا پزشکی و مهندسی یا رانندگی و آهنگری، به صورت مستقیم نیرو نفرستاده است، امّا برای رفع نیاز بشر به دین، اخلاق و معنویت 124000 انسان صالح، ارسال داشته و آنها را به گونه‏ های مختلف، تأیید و هدایت و حمایت کرده است. بعثت پیامبران در پی نیاز انسان ‌ها به تعلیم و تزکیه بوده و این نیاز چندان اساسی و بزرگ است که از میان همه نعمت‏ ها، خدای بزرگ تنها نعمت بعثت را به رخ انسان‏ کشیده و بر او منّت نهاده است.

هُوَ الَّذِی بَعَثَ فی الأُمِّیینَ رَسُولاً مِنهُمْ یتْلُوا عَلَیهِمْ ءَایاتِهِ وَ یزَکیهِمْ وَ یعَلِّمُهُمُ الْکتَابَ وَ الحِکمَه وَ إِن کانُوا مِن قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُّبِینٍ

نهاد مقدس روحانیت، در نظام گسترده تقسیم کار اجتماعی، و در شبکه روابط انسانی، متکفل ارائه خدمات ویژه ‏ای است. نقش ویژه این سازمان مهم در مناسبت با «دین اسلام» تعریف می ‏شود. روحانیت، بالمآل عهده ‏دار وظیفه تعلیم و تربیت دینی نسل‏ ها و جوامع انسانی است. روحانی نیز مانند نیاکان صنفی خود ـ پیامبران و اولیا ـ یا معلم کتاب و حکمت خواهد بود، یا مربی و مزکّی جان ‌های آماده. یعَلِّمُهُمُ الْکتَابَ وَ الحِکمَه وَ یزَکیهِمْ  و از او انتظار می ‏رود در راه افزایش شناخت، آگاهی و بصیرت دینی، تقویت انگیزه ‏های الهی و گسترش رفتار اخلاقی ترازِ دین در میان مردم تلاش کند.

هویت طلبه

اکنون با هویت طلبه آشنا گشته ‌ایم و می‌ توانیم طلبه را از غیر طلبه بازشناسیم. هویت طلبه با دین خدا گره خورده و تعریف طلبه از مناسبت او با دین به دست می ‌آید. طلبه در راه شناخت عمیق دین خدا و ابلاغ و دفاع و اجرای آن می ‌کوشد و برنامه خدمت اجتماعی خود را در این رسالت متمرکز کرده است. یعنی برخلاف دیگر مردم که عمده زمان و توان خود را در برنامه‌ های دیگر می‌ گذرانند طلبه سرمایه توان و زمان خود را عمدتا به ارتباط با منابع دینی و تلاش برای فهم و تبلیغ آن یا دفاع از آن یا گسترش زندگی دینی در سطح جامعه صرف می‌ کند. 

البته طلبه می ‏تواند از نیرو، استعداد، فرصت و امکان خود در زمینه ‏های مختلف بهره گیرد و انواع خدمات ارزشمند اجتماعی را بر عهده گیرد. یک روحانی می ‏تواند پزشک باشد و علاوه بر تبلیغ دین به معالجه و درمان مردم بپردازد، روحانی می‏ تواند با کودکان و نوجوانان انس گیرد و به آنها خط و املا و ریاضی و زبان بیاموزد، روحانی می‏ تواند در یک موسسه مالی ـ اعتباری سهیم باشد و در بهبود اقتصاد کشور خویش نقشی ایفا کند. روحانی می ‏تواند به تولید محصولات کشاورزی، دام یا فرآورده‏ های صنعتی اقدام کند، روحانی می‏تواند خدمات فنی و حرفه‏ای ارائه دهد.. . . اما هیچ یک از این فعالیت‏ها، فعالیت صنفی روحانی به شمار نمی ‏رود و به طلبگی، روحانیت، لباس و نقش اجتماعی ویژه او مربوط نیست. هیچ کدام از این گزینه‏ ها از روحانی ـ از آن جهت که روحانی است ـ انتظار نمی ‏رود و روحانی به خاطر کاستی و کاهلی در آن هرگز مؤاخذه و ملامت نمی‏ شود. کسی از روحانی توقع ندارد توان آموزش فن رایانه یا هنر خوش‌ نویسی را داشته باشد. کسی توقع ندارد که روحانی پاسخ‌ گوی پرسش ‏های فیزیک و شیمی و جبر و حساب و هندسه باشد. هیچ کس از روحانی برای ساخت یک بنای مسکونی یا تعمیر وسیله نقلیه خود مشاوره فنی نمی‏ طلبد. روحانی مسئول حل معضل ترافیک یا بهینه ‌سازی تجهیزات آزمایشگاهی مدارس نیست.

اگر کسی چنین پندار یا انتظاری از روحانی دارد باید به سرعت آگاه شود که آدمی ‌زاده در این جهان گسترده، با یک دست تنها یک هندوانه می ‏تواند بردارد و توقعی بیش از این، از یک انسان معمولی، منطقی و معقول نیست.

اما در مقابل هر کسی حق دارد روحانی را پاسخ‌گوی پرسش ‏های دینی خود بشناسد و از او توقع آمادگی برای ابلاغ پیام خدا را داشته باشد. هر کسی حق دارد روحانی را مسئول تربیت اخلاقی ـ دینی نسل نو و آموزش معارف قرآن و روایات بداند. هر کسی می ‏تواند از روحانی انتظار گره ‌گشایی و بن‏بست‌ شکنی در تلاطم‏ های روحی و بحران‏ های فکری اعتقادی داشته باشد. روحانی مسئول دفاع از معارف دینی در مقابل تهاجم فکری و عقیدتی جبهه کفر است. روحانی باید آموزه‏ های فقهی، اخلاقی و معرفتی اسلام را به خوبی دریافته باشد و نسبت میان آنها را بداند.

از روحانی انتظار نمی ‏رود معلم جغرافیا و زبان انگلیسی باشد. اما به حق انتظار می ‏رود که معلم خوبی برای قرآن و حدیث باشد. حل معضل ترافیک یا ترکیب آلیاژ قطعات صنعتی در حوزه مسئولیت روحانی نیست. اما تجزیه و تحلیل آثار تربیتی ـ اخلاقی مسائل دنیای جدید، از جمله همین مسئله ترافیک یا توسعه صنعتی بر عهده روحانی است.

روحانی اگر تکنیک فیلم‏سازی یا ترفندهای سینمایی را نداند عیب نیست و قصور از وظایف اجتماعی محسوب نمی‏ شود، اما اگر هنر توسعه دین ‏داری و عبودیت را نداشته باشد، کوتاهی کرده است. روحانی اگر این توانمندی‏ های متفرقه را نداشته باشد حداکثر یک مکانیک یا پزشک یا آهنگر نیست، اما اگر نتواند جامعه را به سمت ارزش ‏های اخلاقی و الهی دعوت کند، «روحانی» نیست.

روحانی حتی به دنبال کسب تخصص در نحو و صرف و فلسفه و تاریخ و روان ‌شناسی و اقتصاد و علوم سیاسی نیست. این علوم گرچه در حوزه ‏های علمیه تدریس می‏ شود و ساعت ‏ها سرمایه انسانی حوزویان را در اختیار خود می‏گیرد، اما هدف اصلی یک حوزوی هیچ کدام از این‏ها نیست. روحانی عالِم دین است. تمام تعریف خود را از «مناسبت با دین» دریافت می‏ کند و تمام تعهد خود را در این نسبت به کار می‏ گیرد.

البته روحانیت وظیفه دارد در راه به ‏فهمی دین خدا هر گونه تلاشی را به کار گیرد. انواع فعالیت ‏های علمی (عقلانی، تجربی و.. . . ) به هدف کشف آفاق جدید دین خدا از وظایف روحانی است. هدف اصلی او به‏ فهمی دین است و در این راه مقدمات لازم را باید کسب کند، ولی بسیار تفاوت است میان کسی که می‏ خواهد عالِم فلسفه و روان ‌شناسی باشد با کسی که فلسفه را در خدمت فهم معارف دین می ‏خواهد. و نیز میان کسی که عالم صرف و نحو است و کسی که صرف و نحو و ادب عربی را در خدمت فهم قرآن و حدیث می ‏خواهد. دانشمند علوم تجربی جدید با دانشمند دین متفاوت است. عالم دین، در پی کشف نظر خدا و در صدد فهم سخن پیشوایان معصوم (ع) است و در صرف و نحو و فلسفه و عرفان و روان ‌شناسی به دنبال دست‌ یابی به قرائن و شواهدی است که حقایق وحیانی را بهتر و بیشتر معلوم گرداند، در حالی که عالم فلسفه یا روان‌ شناسی فارغ از دغدغه شناخت وحی به دنبال شناخت حقایق از روش ‌های خاص علوم است.. . .

علاوه بر فهم دین، ابلاغ پیام دین و دفاع از دین، حوزه ‌های علمیه متکفل تحقق دین در جامعه نیز هستند.حوزه پیش از انقلاب توان مهندسی کلان فرهنگی و بنیان ‌گذاری فرهنگ اسلامی در سطح جامعه جهانی را نداشت و از مجاری قدرت اجتماعی و تأثیرگذاری بر کلان جامعه محروم بود، بدین‌ جهت بیشتر به طراحی، توسعه، ترویج و دفاع از نظام معرفتی دین می ‌پرداخت و در کنج ضعف و انزوا و محدودیت به همین مقدار بسنده کرده بود. اما با پیروزی انقلاب اسلامی و توسعه اختیار عالمان دین، مسئولیت ‌های سنگین‌ تری بر دوش حوزویان قرار گرفت. حوزه امروز باید در صدد ارائه الگوی همه‌جانبه اداره جامعه اسلامی – و غیر اسلامی ـ بر اساس آن نظام معرفتی و حرکت به سوی تمدن ‌سازی اسلامی باشد. تمدن‌ سازی اسلامی یعنی ایجاد یک تحول اجتماعی فراگیر و تلاش برای تشکیل جامعه آرمانی بر اساس نظام آموزه‌ های اسلامی، جامعه ‌ای که در آن کسب معرفت و اجرای احکام فقهی، حقوقی و اخلاقی اسلام، روان و پویا و مستمر باشد. این نسل بر خلاف نسل اول که وظیفه ‏اش به هم زدن بنیان جامعه و فرهنگ کهن آن بوده وظیفه‏ اش پی‌ ریزی یک فرهنگ نو، جامعه نو و تمدن جدید است. بنابراین کارکردها و رسالت‌ های حوزه، پیش و پس از انقلاب، بسیار متفاوت گشته و در پرتو آن نقش‌ ها و کارکردهای طلبه نیز توسعه یافته است.

با این توضیحات، گویا شاخصی برای شناخت کار طلبگی از کارهای دیگر به دست آورده‌ ایم. کار طلبگی کاری است که این رسالت ‌ها را تأمین کند. فعالیتی که مستقیما این رسالت ‌ها را تأمین کند قطعا کار طلبگی است. فعالیتی که با واسطه به تأمین این رسالت‌ها کمک کند نیز اگر هیچ نهاد دیگری نتواند از ایفای آن برآید یعنی قابل واگذاری به اصناف دیگر نباشد، کار طلبگی است. اما اگر در تأمین این اهداف نیاز به چند واسطه داشته باشد و نیز قابل واگذاری به سایر اصناف باشد کار طلبگی به شمار نمی ‌رود. مثلا آشپز یا راننده‌ای که در اختیار سازمان روحانیت قرار دارد، در نهایت به رسالت‌های روحانیت کمک می ‌کند، اما کار طلبگی نمی‌ کند. اما ترجمه متون اسلامی که نیاز به تخصص ویژه حوزوی دارد و ممکن است قابل واگذاری به دیگران نباشد کار طلبگی به شمار می‌ رود، گرچه این فعالیت در تأمین آن غایات، به عنوان یک واسطه عمل می‌کند.

بینش جدیدی که اینک نسبت به هویت طلبه به ‏دست آورده‏ ایم، شالوده و شناژ برنامه ما را تأمین می ‏کند. زیرا قبل از برنامه‏ ریزی باید موضوع برنامه را بشناسیم. برنامه فعالیت کودک، جوان، معلم، کاسب، راننده و.. . زمانی به‏ خوبی طراحی می‏ شود که عنوان و وصف او به ‏درستی شناخته شده باشد.

اکنون دریافته ‏ایم طلبه نیرویی است که باید در خدمت رسالت‏ های انبیا، امام زمان (عج) و حوزه‏ های علمیه قرار گیرد. از میان این رسالت‏ ها، فهم دین ـ در حدود ممکن ـ بر ابلاغ و اجرای دین تقدم دارد و قطعاً دوره زمانی مشخصی را باید به این مهم اختصاص داد. در این دوره، عمده توان و وقت طلبه باید صرف آموختن معارف دینی و به ‏دست ‏آوردن مقدمات آن گردد و هر فعالیت دیگری، به ‏شرطی در زمره فعالیت ‏های صنفی طلبه قرار می‏ گیرد که در همین راستا باشد.

طلبگی و روحانیت

برخی میان طلبگی و روحانیت تفکیک کرده‌اند. از توضیحات گذشته آشکار شد که طلبگی فصل اول حیات روحانی است و روحانیت امتداد طبیعی طلبگی. طلبگی فصل آموختن و پرورده شدن است. آموختن و پرورده شدن به غایت خدمت اجتماعی خاصی که در فصل دوم حیات او ارائه می‌شود. بدین ترتیب روحانیت بدون طلبگی یعنی انجام خدمت بدون آمادگی و آموزش، و طلبگی بدون تعهد خدمت یعنی فراهم آوردن بدون بهره!

هرکس که طلبه می‌ شود به سازمان روحانیت شیعه وارد می‌ شود و همه رسالت ‌ها و وظایف آن را بر دوش می ‌گیرد؛ وظایفی که نمی ‌تواند نسبت به آنها بی‌اعتنا باشد اما در آغاز راه باید برای انجام آن وظایف مدتی آموزش ببیند و آمادگی کسب کند. روحانی ‌ای که به خدمات اجتماعی فرهنگی و دینی مشغول است نیز طلبه است از آن جهت که هر عنصر خدوم اجتماعی موظف است همواره و پیاپی بهره‌ های خود را افزایش دهد، با تخصص و دانش و تجربه بیشتر در میدان خدمت حضور یابد و فرمان تاریخی پیامبر اکرم به دانش‌آموزی تا پای گور را اطاعت کند.

ویژگی‏ های کنونی حوزه

قبل از آن‏که به ترسیم طرح کلان فعالیت طلبه بپردازیم بسیار مناسب است با موقعیت طلبه در واقعیت‏ های موجود آشنا شویم. آنچه تاکنون بحث کردیم به ‏منزله تعیین کاربری زمین بود که در ترسیم نقشه ساختمان، اولین قدم محسوب می‏ شود. آشنایی با شرایط کنونی، درحکم شناسایی موقعیت جوی و جغرافیایی منطقه یا آشنایی با همسایگان است که هر یک در طراحی نقشه نهایی تأثیر مهمی دارد.

بحران منابع انسانی

در میان مردم عادی ـ خصوصاً در مجاورت مراکز حوزوی ـ گاهی تصور می‏ شود «فراوانی طلاب علوم دینی به اندازه کافی پاسخ ‌گوی نیاز جامعه هست و امروزه استقبال از سایر رشته‏ های علمی یا حرفه ‏ها و صنایع، اهمیت بیشتری دارد. » این تصور، نزد اهل‏ اطلاع، قضاوتی نابهنگام و تصوری به‏ شدت مخدوش است زیرا:

1. همه‏ ساله بیش از یک‏ میلیون نفر از جوانان کشور، متقاضی ورود به دانشگاه‌ها هستند و در رقابتی سنگین صدها هزار نفر جذب رشته ‏های دانشگاهی می‏ شوند. این درحالی است که متقاضی علوم حوزوی در هرسال تنها چند هزار نفر و مجموع پذیرفته‏ شدگان فقط کسری از این گروه است. جذابیت ‏های متراکمی که تحصیل دانشگاهی را در نظر جوان خوش رنگ‏ و نما می‏ گرداند به ضمیمه مخالفت برخی از خانواده‏ ها با تحصیل فرزندان خود در حوزه و منع شدید آنان، به توزیع نابرابر نیروی انسانی دامن می ‏زند.

2. تخصص ‏های دانشگاهی عمدتاً درصدد رفع نیازهای جسمی و مادی بشر، و تخصص ‏های حوزوی عمدتاً ناظر به ابعاد تربیتی و معنوی انسان است. بُعد ناپیدای وجود آدمی که فصل مقوّم ماهیت انسان و حقیقت وجودی اوست به همان نسبت که «اهمیت» افزون تری در مقابل جانب خاکی و مادی او دارد، دارای پیچیدگی بیشتری است. طبعاً «شناخت» آن هم بسیار دشوارتر و «مشکلات» آن فراوان‏ تر و صعب ‏العلاج‏ تر است. با این وصف (اهمیت بیشتر، شناخت دشوارتر و مشکلات فراوان‏تر) نیاز به کارشناسان و متخصصان ورزیده‏ای که در سایه آموزه ‏های آسمانی به شناخت ابعاد روحی و معنوی انسان دست یازند و در حل و رفع این دسته از مشکلات به‏کار آیند، نیازی اساسی است و نیروی انسانی شایسته و فراوانی می ‏طلبد.

3. بخش عمده‏ ای از نیازهای جامعه ما که اینک توسط متخصصان دانشگاهی مرتفع می‏ گردد، در شرایط اضطراری از سایر کشورها نیز قابل تأمین و تدارک است. در ایام دفاع مقدس، شمار قابل‏ توجهی از پزشکان و متخصصان دیگر مناطق دنیا در کشور ما به ارائه خدمات اشتغال داشتند. این درحالی است که نیاز ما به صاحب‏ نظران دینی، جز از طریق حوزه ‏های علمی شیعی قابل حل نیست. اکنون حوزه، باید پاسخ‌ گوی نیاز فراوان همه دنیا به علوم اهل بیت [علیهم السلام] باشند. امروزه دست نیاز مجامع علمی معتبر دنیا به آخرین دست‌آوردهای حوزوی ما دراز است. کرسی ‏های خالی اسلام‏ شناسی و شیعه ‏شناسی دانشگاه‌های مهم جهان متقاضی حضور روحانیان شایسته و تواناست. مراکز فرهنگی مسلمانان در نقاط مختلف پنج قاره دنیا در تکاپو برای دعوت از اندیش‏مندان و مبلغان، در ارتباط دائم با حوزه ‏های علمی ما هستند و خلاصه پس ‏از انقلاب اسلامی در ایران، همه انسان‌های حق جو در سراسر جهان در عطش فهم پیام آخرین پیامبر، رو به‏ سوی ما دارند. ادعای بزرگ انقلاب اسلامی این بود که اسلام پاسخ‌گوی تمام نیازهای فردی و اجتماعی انسان از گهواره تا گور می‏ باشد و این نیازها را تا دامنه قیامت تأمین می‏ کند. ارائه دستورالعمل جامع حیات بشر براساس وحی محتاج پژوهش‏ های عظیم و تلاش فراوان است که نیروی کارآمد حوزوی باید به آن بپردازد.

4. فرهنگ و تربیت جامعه به متولّی نیاز دارد. در محیط کوچک خانواده، خدای متعال یک عنصر فرهنگی و تربیتی که «مادر» نام دارد را در کنار یک عنصر اقتصادی که «پدر» نام گرفته، قرار داده و پدر را مأمور کرده که نگرانی اقتصادی خانواده را برطرف سازد تا مادر فارغ‏ البال و بدون دغدغه معیشت در یک محیط آرام، به وظیفه تربیت بپردازد. در محیط بزرگ جامعه، آیا به یک نهاد فرهنگی و تربیتی نیاز نیست؟ 

5. برای ساختن یک ساختمان معمولی، به ده‌ ها نیروی کاری متخصص نیاز داریم؛ مهندس، معمار، کارگر، لوله ‏کش، آهنگر، برق‏کش، نقاش، کابینت ساز و.. . یقینا برای ساختن یک جامعه اسلامی و بنای یک تمدن تاریخی بزرگ بر اساس اسلام، به ده ‌ها هزار نیروی دین ‏باورِ زمان آگاهِ وارسته احتیاج داریم. و این نیرو‌ها در محیط حوزه علمیه پرورش می ‌یابند.

6. فقدان چهره‏ های ممتاز و استوانه ‏های علمی و معنوی حوزه در مبارزات قبل‏ از انقلاب و حوادث پس ‏از پیروزی و نیز عزم راسخ دشمنان بر از بین ‏بردن شخص یا شخصیت بزرگان دین در شرایطی که اندیشه دینی در میان نسل جوان دست خوش طوفان شدید فتنه‏ ها و امواج متلاطم شبهات گشته این نیاز را افزون ‏تر نموده است. 

7. درگیری با انبوهی از شبهات تاریخی که از فضای فکری غرب یکباره به زبان بومی ما ترجمه و به جامعه ما سرازیر شد بخش قابل ‏ملاحظه‏ ای از نیروهای نخبه حوزه را مشغول به فعالیت‏ های حاشیه ‏ای نموده و از رسالت اصلی خود منحرف گردانده ‏است. گرچه همین مبارزه، برکات فراوانی در پی داشته ‏است.

8. تحقیقات جدیدی که پس ‏از انقلاب در دستورکار حوزه قرارگرفته و موج موضوعات نوینی که بررسی آنها از منابع دینی تازه آغاز گشته یا پس‏از این باید آغاز گردد، تولید و تدوین دانش ‌های جدید دینی که غالباً ناظر به ابعاد اجتماعی اسلام می‏باشد، و نیز

9. مسئولیت ‏های سترگ اجرایی که قانون اساسی جمهوری اسلامی بر دوش حوزویان نهاده است از عواملی است که نیاز به نیروی انسانی را در این شاخه از فعالیت ‏ها روشن ‏تر می نماید.

10. آشنایی با دین الهی به ‏عنوان پدیده‏ ای بسیار عظیم، دارای معارفی عمیق و روابطی بسیار پیچیده، فرایندی دراز مدت است. به‏ همین جهت مراحل پرورش نیروی کارآمد حوزوی در مقایسه با سایر مراکز علمی بیشتر و نیازمند زمانی درازتر است. تحصیل حوزوی 15 تا 20 سال استقامت و تلاش نیاز دارد. این واقعیت پیامدهای ناگواری بر جای می‏گذارد که شایسته بررسی و تأمل است:

• اضطراب و نگرانی ابتدایی و تزلزل همت متقاضیان ورود به حوزه بر اثر دوردست جلوه ‏کردن هدف.

• خستگی و دلزدگی طلاب در اواسط مسیر و در نتیجه جدا شدن از خانواده حوزه.

• غفلت از هدف اصلی، ورود در حواشی و فرعیات و پرداختن به اموری که مستقیماً رسالت حوزه محسوب نمی‏شود.

طلبه به‏ مراتب بیش از دانشجو به استقامت، نیاز دارد. یکی از دلایل آن این است که دانشجو پس از یک دوره تحصیلی 4 یا 7 ساله خود را در پایان راه تلقی می ‏کند. اما طلبه پس از سال‌ ها تحصیل خود را همچنان در آغاز راه می ‏نگرد.

11. علاوه بر همه این عوامل نرخ ریزش همین تعداد اندک از طلاب که در چنین فضای سنگینی افتخار طلبگی یافته ‏اند بسیار بالاست. پاره ‏ای به‏جهت دلزدگی و بی‏ انگیزگی و پاره ‏ای به‏ جهت دشوار بودن مواد درسی، گروهی بر اثر فشار اجتماعی و گروهی دیگر بر اثر مشکلات اقتصادی ـ خصوصاً پس از تشکیل خانواده ـ و گروهی به‏ دنبال جذابیت مراکز دیگر یا فقدان برنامه متناسب با نیاز در حوزه یا.. .

با این وصف، هر یک از طلاب علوم دینی در بحران شدید نیروی انسانی، گوهر گران‏ بهای کمیابی محسوب می‏شود و در موقعیت استثنایی و ممتازی قرار گرفته ‏است که با تلاش مضاعف باید جای خالی دیگران را پر کند و به رفع کاستی‏ها همت گمارد. دشواری شرایط فرهنگی به‏ ضمیمه ندرت نیروهای توانمند، مسئولیت بیشتری برای او آفریده است.

بدین ترتیب روشن است که نظام روحانیت و حوزه‌ های علمیه، وظایف بسیار متنوعی بر دوش دارند که هرگونه استعداد و توانایی را می‌توانند به خدمت بگیرند. با شرایطی که توصیف شد، هیچ‌کس نمی ‌تواند بگوید من استعداد طلبگی را ندارم. همه انواع روحیات و استعداد‌ها می ‌توانند به کار خدمت دین بیایند و در نظام روحانیت مورد استفاده قرار گیرند. گرچه مسئولان حوزه نیز موظف‌اند که امکانات محدود موجود را خرج بهترین‌ ها کنند، و در مراحل گزینش و پذیرش دقت نظرهای فراوانی به کار گیرند.

حوزه، بهترین پایگاه آشنایی با دین

حوزه، بهترین پایگاه آشنایی با معارف اسلام است. هیچ مرکز دیگری در سراسر جهان وجود ندارد که در آن به صورت رسمی و با برنامه‏ ای جامع، با فرهنگ دین و سخن پیشوایان معصوم، بتوان آشنا شد. از این نظر شرایطی که برای طلبه پدید می ‏آید بسیار مغتنم و قابل استفاده است.

حوزه‏ ها ـ مانند همه سازمان ‏ها، ادارات و مراکز دیگرـ تا رسیدن به نقطه مطلوب و رفع همه نقاط ضعف، فاصله‏ ای طولانی در پیش دارند. اما همه کسانی که نقاط ضعف و کاستی ‏های آن را گوشزد می ‏نمایند، باید به این مسئله به‏خوبی توجه کنند و توجه دهند که هیچ سازمان و مرکز دیگری، رسالت عظیم حوزه و کارکرد آن را نمی‏ تواند عهده ‏دار شود. حوزه، علی‏رغم همه کاستی‏ ها و بایسته ‏ها، برای اسلام‏شناسی و درک عمیق فرهنگ دین، بهترین شرایط را فراهم می‏کند. البته در میان حوزه‏ های مختلف، خوب و بهتر وجود دارد و هر کسی موظف است شرایط رشد و تحصیل بهتری برای خود ایجاد کند و از فرصت‏ها و امکانات بیشتری بهره‏ برداری نماید. اما به‏هر حال محدودیت و کاستی در همه جا وجود دارد. هنر آن نیست که پس از تأمین همه شرایط و امکانات حرکت کنیم. هنر آن است که در تنگناها و محدودیت‏ ها بهترین استفاده را نماییم. اگر بخواهیم منتظر اصلاح همه کاستی ‏ها و مطلوب شدن همه موجودها باشیم تا پس از آن، اقدام را آغاز کنیم، باید بدانیم که هیچ‏ وقت به چنین نقطه ‏ای نخواهیم رسید. همیشه ایده ‏آل‏ های ما از واقعیت موجود بسیار فاصله دارد. پس عاقلانه ‏تر آن‏است که به‏جای تقاضای توسعه امکانات، توجه به بهره‏گیری از امکاناتِ موجود کنیم و با اراده و اختیار خود گره‏ های بسته را باز نماییم.

نظام آموزشی و پرورشی امروز حوزه در کنار همه کاستی ‏ها، امتیازات چشم‌ گیری نیز دارد. در این مجموعه با همین امتیازات، شخصیت ‏های برگزیده فراوانی رشد یافته و رسالت پیامبران الهی را بر دوش گرفته ‏اند. نه وجود چنین برگزیدگانی بهانه موجهی برای عدم اصلاح کاستی‏ های حوزه است و نه وجود آن کاستی‏ ها، بهانه موجهی برای نفی کامل حوزه.

استاد شهید مطهری در این باره می‏ فرمایند: «لازم است روحانیت را اصلاح کرد نه این که آن را از بین برد. ثابت نگاه ‏داشتن سازمان روحانیت در وضع فعلی نیز به انقراض آن منتهی خواهد شد. این مطلب را حدود 10 سال است که بارها و بارها تکرار کرده و گفته ‏ام که روحانیت یک درخت آفت ‏زده است و باید با آفت ‏هایش مبارزه کرد. کسی که می ‏گوید دست به ترکیب این درخت نزنید معنای سخنش این است که با آفت‏ های آن هم مبارزه نکنید و این باعث می ‏شود که آفت‏ ها، درخت را از بین ببرند. آن کسی نیز که می ‏گوید اصلاً این درخت را باید از ریشه کند اشتباه بزرگی مرتکب می‏ شود. زیرا اگر این درخت کنده شود دیگر هیچ کس قادر نخواهد بود تا نهال جدیدی به جای آن بکارد. »

امروزه هر یک از عناصر برنامه آموزشی حوزه، متولی سرسختی برای مخالفت، پیشِ رو دارد. اگر مجموع این مخالفت ‏ها را گرد هم آوریم چیزی از نظام آموزشی حوزه باقی نخواهد ماند! درحالی ‏که این‏گونه نیست. همین متون و همین کتاب ‏ها، دست‏مایه دانشمندان دین در آشنایی با آموزه ‏های مکتب انبیا بوده است.

تکامل این نظام آموزشی و بهبود کیفیت آن همواره مدّ نظر مصلحان و دلسوزان قرار داشته، اما همان بزرگان بارها تأکید کرده ‏اند که موجودی خود را نباید به جرم نداشتن پاره ‏ای کمالات، یک‌باره از دست داد!

بدترین اثری که این انتقادها و اعتراض‏ ها بر بدنه جوان حوزه وارد آورده، از بین بردن ایمان و اعتقاد آنها به استحکام این بنیان رفیع است. ایمان و اعتقاد به فعالیتی که انجام می ‏دهیم، موتور حرکت و پویش ماست. «شبهه» این موتور را سرد و خاموش و ما را از حرکت متوقف می‏ سازد و خود، توجیه فریبنده‏ ای برای سستی و کاهلی قرار می‏ گیرد.

           با اندکی ویرایش،به نقل از:http://www.talabegi.com

 

اين اصطلاحات هر چه زيادتر شود، اگر با تهذيب و تقوى همراه نباشد، به ضرر دنيا و آخرت جامعه مسلمين تمام مى‏شود... علم توحيد هم اگر با صفاى نفس توأم نباشد، وبال خواهد بود.

اوقات شرعی