اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعة و فی کل ساعة ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا
چهارشنبه ٠٤ مهر ١٣٩٧

طلبه باید راه را با معرفت و علم و یقین انتخاب کند و با معرفت و علم و یقین هم آن را ادامه دهد.
 
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 5115
 بازدید امروز : 164
 کل بازدید : 1286106
 بازدیدکنندگان آنلاين : 1
طرح کلان فعالیت های طلبه

طرح کلان فعالیت‏های طلبه

محمد عالم زاده نوری

فعالیت‏های هر انسان به دو بخش تقسیم می‏شود: فعالیت‏های شخصی وفعالیت‏های صنفی. «فعالیت‏های شخصی» مجموعه کارهایی است که همه  افراد به مقتضایانسان بودن موظف به انجام آن هستند و عنوان و صنف اجتماعی در آن تأثیری ندارد؛عبادت، ورزش، بهداشت، رسیدگی به امور خانواده و خویشاوندان، امر به معروف و نهی ازمنکر و ارتباط اجتماعی از این دسته هستند. بر عهده گرفتن بخشی از نیازهای جامعه وخدمت در یک صنف اجتماعی نیز وظیفه شخصی هر انسانی است.

پس از حضور در یک صنف خاص و پذیرش یک عنوان اجتماعی مسئولیت‏هایتازه‏ای بر دوش انسان قرار می‏گیرد که برای انجام آن ـ در قبال بهره‏مندی از خدماتدیگران ـ حدود 8 تا 10 ساعت در شبانه‏روز باید وقت گذاشت. این مجموعه فعالیت‏ها،«فعالیت‏های صنفی» نام دارد.

آنچه در تعطیلات رسمی کشور تعطیل می‏گردد، همین فعالیت‏های صنفیاست و فعالیت‏های شخصی تعطیل‏بردار نیست.

یک پزشک، هر روز ـ به جز روزهای تعطیل ـ 8 تا 10 ساعت، موظف استدر مطب یا بیمارستان به ارائه  خدمات درمانی بپردازد. یک راننده تاکسی، هر روز 8 تا 10ساعت، درون اتومبیل بخشی از نیازهای جامعه را برآورده می‏سازد. کارمند، کارگر،معلم، کاسب و رئیس جمهور نیز...

طلبه هم به مقتضای قرارگرفتن در یک صنف اجتماعی، موظف است در هرروز ـ به جز روزهای تعطیل رسمی‌ ـ 8 تا 10 ساعت فعالیت طلبگی داشته باشد. در اینقسمت، به بررسی فعالیت‏های صنفی حوزویان می‏پردازیم.

برنامه جامع زندگی طلبه

 صفحات زندگی حوزویان

 دوران زندگی یک حوزوی دو فراز مهم و دو صفحه دیگرگو ن دارد.

1. دوره رشد و تحصیل

2. دوره بازدهی و ثمربخشی

در فراز اول هویت اصلی شخص، هویت «تحصیل» است. طلبه در این دوره،به بالابردن ظرفیت علمی و دیگر توانمندی‏های خود می‏پردازد و قابلیت‏های خود رافعال می‏کند. عمدة فعالیت‏هایش ناظر به «خود» اوست و به هدف اعتلای سطح کمال «خودش» صورت می‏گیرد. عنوان «طلبه» به معنای طالب و پژوهنده کمال، گویای وجهه  غالب و رنگاصلی هویت او در همین دوره است.

در فراز دوم، او بیشتر به «استفاده» از این توانمندی‏ها و ارائه  خدمات، به «جامعه» می‏پردازد. شخصیت اصلی او بیشتر درخدمت رفع نیازهای دینی، معنویو علمی جامعه قرار می‏گیرد و از او انتظار ثمردهی می‏رود. در دوره  اول، طلبه«متعلّم علی سبیل النجات» است و در دوره  دوم به «عالم ربّانی» تغییر هویت دادهاست.

اگر کل زندگی طلبه را پس از آغاز فعالیت حوزوی 60 سال فرض کنیم،این 60 سال در تقسیم اولیه به یک‏ دوره 20 ساله و یک دوره 40 ساله تقسیم می‏شود کهرسالت‏های اجتماعی حوزه و کارآمدی طلبه عمدتا مربوط به دوره دوم است1

نکته بسیار مهم این که انتقال یک فرد از دوره اول به دوره دوم بهصورتِ دفعی رخ نمی‏دهد. این دو دوره مرز ظریفِ خطی ندارند که گام‏نهادن به دوره دومتنها در «یک‏ لحظه» رخ دهد. بلکه این انتقال به صورتی تدریجی، آرام آرام و طی زمانیطولانی صورت می‏گیرد. بنابراین مرز میان این دو دوره، طیفی است نه خطی. طلبه هر سالکه پیش‏تر می‏رود، غلظت فعالیت‏های فرهنگی و خدمات اجتماعی در برنامه  کاری اوافزایش می‏یابد و از درجه حضور فعالیت‏های تحصیلی در برنامه او اندک اندک کاستهمی‏شود. البته تحصیل علم هرگز از برنامه کاری طلبه حذف نمی‏شود. طلبه و بلکه هرانسانی موظف است از گهواره تا گور در جستجوی دانش باشد. اما میزان پرداختن به وظیفةدائمی دانش‏جویی در ادوار مختلف سنی متفاوت است.

از آنجا که مخاطب این قلم، نخستین صفحه دفتر زندگی حوزوی راگشوده و در آغاز راه قرار دارد، شایسته است که بحث را به دوره  رشد و تحصیل، اختصاصدهیم.

دوره رشد و تحصیل

 طلبه در دوران رشد و تحصیل قرار دارد.2 یعنی هویت طلبه در این دوره، هویت تحصیلی است و فعالیت صنفی‌ای که بر عهده دارد «تحصیل» است. مراد از تحصیل در این عبارت فقط تحصیل رسمی حوزوی نیست. بلکه کسب هر گونه کمال و توانمندی از قبیل توان پژوهش، سخن‏وری، ارتباط اجتماعی، مدیریت و ... جزء فرایند تحصیل است. گرچه درصد اهمیت و ضریب‏ اعتبار این موارد تفاوت فراوان دارد. بر این اساس، عمدة نیرو و وقت طلبه در طول سال باید در تحصیل و بالابردن توانمندی‏های شخصی هزینه شود.

به این ترتیب «بهره‏گیری» از توانمندی‏های موجود و هر گونه فعالیت فرهنگی و اجتماعی، از قبیل سخنرانی، تبلیغ، تألیف، تدریس در مدارس، دانشگاه‌ها، حوزه‏ها و مراکز دیگر، پژوهش، ترجمه، مدیریت اجرایی، امامت جماعت، همکاری با کانون‏های فرهنگی، مراکز بسیج، هیأت‏ها، نشریات، مطبوعات و... در حاشیة فعالیت اصلی و وظیفة محوری طلبه قرار می‏گیرد.

«متنِ» برنامه طلبه به تحصیل و جمع‏آوری اختصاص دارد و «پیرامونِ» آن به ثمر بخشی، ارائه و بازدهی. برهم خوردن نسبت متن و حاشیه، خلاف مقتضای طلبگی و مغایر با وظیفة اصلی اوست. آن‏چه قطعی است اهمیت مضاعف متن نسبت به حاشیه است. یعنی حاشیه، از متن بیشتر نیست، مساوی آن هم نیست. بلکه از آن ـ به اندازه‏ای قابل توجه ـ کوچک‏تر است. با حفظ این اندازة کلی، تثبیت نهایی ابعاد متن و حاشیه بسته به سلیقة افراد، متفاوت است.

برای آن‏که منظور بحث روشن‏تر انتقال یابد کمی به زبان اعداد و ارقام سخن گوییم. نسبت متن و حاشیه تقریباً نسبت 4 به 1 است. یعنی اگر طلبه چهار پنجم وقت و نیروی خود را به تحصیل و یک پنجم آن را به فعالیت‏های فرهنگی و اجتماعی اختصاص دهد، اندام کلی برنامه او از تناسب خارج نشده است. از آنجا که طلبه در سال‌های نخست، توانایی درخوری برای فعالیت‏های جانبی ندارد، طبعاً این نسبت‏ها تغییر می‏کند (مثلاً یک دَهُم و نُه دهم). اما بر فرضِ آمادگی کامل طلبه، برای انواع خدمات فرهنگی و احساس موفقیت او در انجام فعالیت‏های اجتماعی، هویت صنفی او بیش از این یک پنجم به او اجازة حاشیه‏پردازی نمی‏دهد. تحصیل دانش دین که زیربنای مفید برنامه  طلبه به شمار می‏رود، نباید در کنار امور متفرقه ـ که به منزلة حیاط و فضای سبز ساختمان برنامه اوست ـ به ‏قدری محدود شود که هنجار عمومی برنامه برهم خورد.

این یک پنجمِ کل زمینه، به صورت‏های مختلف قابل توزیع بر زمان است. مثلاً دو ماه و نیم از سال، یک روز در هفته یا 2 ساعت در روز، این یک پنجم را پوشش می‏دهد. 3

  • نوع فعالیت:

 شخصی

  1. صنفی
  2. تحصیلی
  3. حوزوی سنتی
  4. غیر آن
  5. مطالعات جنبی
  6. هنرها و مهارت‌ها
  7. فرهنگی

 الف.فعالیت شخصی:14 ساعت.

ب.فعالیت صنفی:10 ساعت.

ج.فعالیت تحصیلی:چهار پنجم از زمان فعالیت صنفی مثلا 8 ساعت در روز یا 5 روز در هفته یا نه ماه و نیم از سال:

1.تحصیل حوزوی:چهار پنجم از زمان فعالیت تحصیلی.

2. تحصیل سایر امور:یک پنجم از زمان فعالیت تحصیلی.

د.فعالیت فرهنگی:یک پنجم از زمان فعالیت صنفی مثلا 2 ساعت در روز یا 1 روز در هفته یا دو ماه و نیم از سال.

بر خلاف تصور اولیه، آنچه از این پس خواهد آمد هدف اصلی تدوین این دفتر نیست. پیام مهم این دفتر در مباحث پیشین، به صورت کلی ارائه شده است. اکنون طلبه، با ضرب آموزه‏های دو فصل گذشته در هم ـ به تناسب روحیه و استعداد خویش ـ می‏تواند برای فعالیت‏های خود، برنامه‏ای تنظیم نماید. اما از آن جا که «ارائه مصداق»، در فهم عمیق قانون کلی سودمند است، نمونه‏ای از برنامه، عرضه خواهد شد تا تسلط کامل‏تری بر فرایند برنامه‏ریزی حاصل شود.

«مشاهدة دقیقِ» این برنامه در «جذبِ» قواعد کلی گذشته بسیار تأثیر دارد. این مجموعه، مخاطب خویش را ماشین بی‏فکر و اراده‏ای که تنها منتظر ارائه برنامه عملی برای اجرا باشد نمی‏بیند. مخاطب این دفتر باید در نهایت، به طور مستقل برای خود برنامه‏ریزی کند و آن را در زندگی خویش به‏ کار گیرد.آنچه در این فصل می‏آید دستورالعمل الزامی و طرح نهایی برای انواع استعدادها و روحیه‌ها نیست؛ بلکه طرحی پیشنهادی است برای متوسط طلاب که تلاش شده در آن مجموعة نیازهای یک طلبه متوسط درنظر گرفته و برای رفع آن تدبیری اندیشیده شود.

در برنامه آموزشی مراکز علمی (مدارس، دانشگاه‌ها، حوزه‏ها و...) مراعات حال استعدادهای متوسط و توده مخاطبین می‏شود. همیشه عده‏ای پایین‏تر و گروهی فراتر از سطح برنامه‏های آموزشی، گلایه از سنگینی یا سبکی آن برنامه دارند. اما اگر برنامه  تهیه شده با وضعیت اکثر فراگیران و عمدة مخاطبان تناسب داشته باشد موفق است. برنامه‏ای که اینک درصدد ارائه  آن هستیم، برنامه‏ای برای تود، طلبه‏های مستعد و انگیزه‏مند، با توان متوسط است و در آن «اکثریت غالب» درنظر گرفته شده است. طبعاً دیگران با به‏کارگیری فرمول‏ها و قواعدی که در برنامه‏ریزی فراگرفته‏اند، جایگاه خود را خواهند یافت و برنامه‏ای متناسب با امکان و توان و استعداد خود برای خود ترسیم خواهند نمود. لازم به یادآوری است که در این برنامه، زمانی برای کارهای عقب‏مانده پیش‏بینی نشده‏ است؛ زیرا اولاً عقب‏ماندگی‏ها ناشی از ضعف در «برنامه‏ریزی» یا ضعف در «عمل به برنامه» است که باید این عامل از بین برود. ثانیاً پیش‏بینی چنین زمانی توجیه مناسبی برای تلاش‏ نکردن در وقتِ انجامِ عمل و عقب‏انداختن برنامه است. کسی که «فردا» برای جبران، زمانی در اختیار دارد، «امروز» وظایف خود را انجام ‏نمی‏دهد و مبتلا به تسویف می‏شود. ثالثاً عقب‏افتادگی از برنامه، باید استثنا باشد. برنامه، تنظیم اصل و قاعده زندگی است، نه استثنای آن.

برنامه  شبانه روز

 این برنامه‏های ثابت را در طول دوره طلبگی برای شبانه روز می‏توانپیش‏بینی کرد.

7- 5 ساعت : خواب

3ساعت : ورزش و غذا

7- 5ساعت : عبادت

15تا 30 دقیقه : مطالعه اخلاقی و تفکر

15تا 30 دقیقه : آشنایی با مسائل سیاسی و اجتماعی روز،در حد مطالعه اهم اخبار یا استماع خبر رادیو

جمع‏کل :  5/14 ساعت

از ساعاتی که برای ورزش و غذا در نظر گرفته شده 15 تا 30 دقیقهبرای ورزش و بقیه برای تهیه مواد اولیه، آماده‏سازی خوراک، پهن کردن و جمع کردنسفره و تناول غذا در نظر گرفته شده است که می‏توان بعضی از این مراحل را درفعالیت‏های دیگر ادغام نمود. مثلاً پس از بازگشت از مسجد، خرید موادغذایی انجامگیرد و در حین آماده‌سازی غذا ارتباط با اعضای خانواده یا دوستان هم‏درس بیشتر شودو در هنگام خوردن غذا از خبر رسانه‏ها استفاده گردد.

ساعات عبادت هم شامل وضو، نماز، حضور در جماعت و مساجد، 20 تا 30دقیقه خلوت شبانه، دعا، مناجات، استغفار، ذکر، نافله و... است.

در همین زمان حتماً باید برنامه تلاوت قرآن، تدبر در آیات و انسبا کلام خدا را قرار داد که پیشنهاد می‏شود قبل از نماز در مسجد انجام پذیرد. اگراین برنامه، در هر شبانه روز به ‏خوبی اجرا شود، عمده نیازهای جسمی و عبادی وپاره‏ای از نیازهای اجتماعی ما تأمین خواهد شد. ترک هر یک از این فعالیت‏ها در دورهزمانی طولانی جریان رشد متوازن را مختل می‏کند.

زمان‏ها
 مجموع این فعالیت‏ها 5/14 ساعت از شبانه روز را پوشش می‏دهد. وقتمفید باقی‏مانده 5/9 ساعت است که باید برای آن در زمان‏های مختلف برنامه‏ایپیش‏بینی کرد. برای این کار نگاهی به انواع «زمان» در زندگی طلبه داشته باشیم:

  1. ایام درسی (شنبه تا چهارشنبه)
  2. پنج‏شنبه‏ها و جمعه‏ها
  3. تابستان‏ها
  4. ایام درسی تعطیل (اعیاد، شهادات و مناسبت‏ها)
  5. تعطیلی محرم، رمضان، ایام فاطمیه
  6. ساعت‏های غیبت استاد یا هم‏بحث
  7. مسافرت‏ها

هر یک از این زمان‏ها دارای ویژگی جالب توجهی است. مثلاً پنج‏شنبهو جمعه زمان مستمری است که در طول سال به صورت مرتب و قابل پیش‏بینی تکرار می‏شود.«تناوب منظم» و «استمرار» دو ویژگی مهم این زمان است. این زمان برای فعالیت‏هایضروری که همیشه در دستور کار شخص قرار دارد، ولی نمی‏توان در شبانه‏روز برای آن وقتگذاشت بسیار مناسب است. تعطیلات رسمی، اعیاد و شهادت‏ها، گرچه زمانی قابل پیش‏بینیاست، ولی سیکل منظم ندارد. ساعات غیبت استاد و هم‏بحث، معمولاً تصادفی و اساساًغیرقابل پیش‏بینی است. تابستان تعطیلی گسترده و متمرکزی برای فعالیت‏های عمده دراختیار طلبه قرار می‏دهد. یعنی هم پیش‌بینی‌پذیر است و هم فراخ و گسترده، ایاممسافرت غالباً با اشتغال ذهنی و روحی فراوان همراه است و پذیرش برنامه‏های سنگین راندارد.

1. برای ایام تحصیلی شنبه تا چهارشنبه در 5/9 ساعت باقی‏ماندهاین برنامه پیشنهاد می‏شود.

4ساعت :        درس

2 ساعت :        مطالعه و پیش مطالعه

5/2 ساعت :     مباحثه

1ساعت :        مطالعات مورد نیاز  4

جمع کل :         5/9 ساعت

از یک ساعت کار علمی، دقایقی به استراحت اختصاص می‏یابد. ایناستراحت فعالیت علمی ما را افزایش می‏دهد.

در ابتدای هر مباحثه یا مطالعه، قرائت حدیث یا مسأله شرعی ازرساله توضیح المسائل در نظر گرفته شود. این برنامه در ایام تحصیل و تعطیل قابلپی‏گیری است و مناسب است که از قبل، پیش‏بینی لازم برای آن انجام گیرد.

2. برای پنج‏شنبه‏ها و جمعه‏ها در 5/9 ساعت باقی‏مانده، اینبرنامه پیشنهاد می‏شود:

پنج‏شنبه‌ها

2ساعت:         درس

5/2ساعت :      مباحثه و مطالعه

1 ساعت :        زیارت و دعای کمیل (برنامه  عبادی ویژه)

2ساعت :        امور ضروری مانند کارهای اداری، خرید، اصلاح و ....

جمع کل           5/7 ساعت

در همین ساعات می‏توان برنامه دیدار از کتاب‏فروشی‏ها،کتابخانه‏ها و نمایشگاه‌ها را در نظر گرفت که علاوه بر نشاط روحی و تنوعی که از آنحاصل می‏آید.5 موجب آشنایی با تازه‏های نشر و میراث مکتوب می‏گردد و اطلاعات عمومیفراوان و حساسیت‏های جدیدی برای ما فراهم می‏آورد. این حساسیت‏ها پرونده‏هایتازه‏ای هستند که در ذهن و دل ما باز می‏شود و در فعالیت‏های آینده ما بسیار تأثیرمی‏گذارد. این برنامه، انگیزه ما را در ادامه تلاش علمی تقویت می‏کند و نوعی معاشرتبا اهل علم نیز محسوب می‏شود.

جمعه‏ها

2ساعت:      نظافت و بهداشت (حمام،شستشو و اتوی لباس، تنظیممجدد و نظافت محیط زندگی)

1ساعت :      برنامه عبادی ویژه (دعای ندبه، سمات و.. . )

1ساعت :     وقت‏ اضافه نمازجمعه نسبت به نماز هرروز

3ساعت :     ورزش و تفریح

2ساعت:     دیدار از ارحام و رفقا، جلسات انس، ارتباط باشخصیت‏ها و اساتید، مشاوره و کسب راهنمایی

جمع کل:         9 ساعت

دیدار با رفقا و جلسات انس دوستانه، در راستای تأمین نیازاجتماعی، موجب انتقال تجارب، علوم و اخبار می‏شود. قبض روحی و کسالت را برطرفمی‏کند و می‏تواند به تدبیری برای یک فعالیت گروهی شایسته بیانجامد.

حدود 3 ساعت وقت اضافه در پنج‏شنبه و جمعه باقی می‏ماند که ظرفمناسبی برای تأمین یک نیاز مستمر است. برای این زمان، مطالعه و مباحثه تفسیر قرآنکریم که نیاز همیشگی یک مسلمان به شمار می‏رود پیشنهاد می‏شود.

3. برای ایام تابستانـ جز زمان مسافرت که با برنامه حساب‏شده وبا پیش‏بینی کامل صورت خواهد گرفت ـ فعالیت در مراکز فرهنگی، مطالعات مورد نیاز،مرور درس‏های گذشته و کسب آمادگی برای درس‏های سال آینده پیشنهاد می‏شود. تابستانتعطیل نیست، فقط نوع فعالیت‏های صنفی طلبه عوض می‏شود. در تابستان فرصتی برای جبرانبعضی از کمبودهای موجود در روند برنامه‏های صنفی و ایجاد تعادل و توازن در برنامهبه دست می‏آید که بسیار مغتنم است. طبعاً برنامه ورزش و تفریح در این فصل کمیپررنگ‏تر از ایام تحصیل خواهد بود. 6

4. برنامه  تعطیلات رسمی: این ایام که حدود یک ماه از سال تحصیلیرا در بر می‏گیرد زمان مناسبی برای کارهای درسی فوق برنامه است.

3ساعت :    درس‏های فوق برنامه

2ساعت :     آشنایی با موضوع تعطیلی، مطالعه برحسب مقتضایایام

5/4ساعت :  شرکت در مراسم، تعظیم شعایر، ارتباط با اساتید وشخصیت‏ها، برنامه‏های جمعی و جلسات

جمع کل :     5/9 ساعت

5. محرم، رمضان، فاطمیه

بر اساس قانون، طلاب پایه‏های نخست در این ایام تعطیل نیستند. سایر طلاب نیز به سفرهای تبلیغی می‏روند. با پیش‏بینی قبلی می‏توان این برنامه‏هارا در این زمان انجام داد. تحصیل متون دیگر، مطالعات مورد نیاز، ارتباط با اساتید،شرکت در مراسم معنوی و عزاداری و...

6. ایام مسافرت: چون مسافرت انواع مختلفی دارد (سیاحتی، زیارتی،کاری، علمی، تبلیغی و...) دستور جامعی برای آن نمی‏توان ارائه کرد. ولی غالباً درسفر، تمرکز ذهنی، روحی و زمانی برای کار علمی جدی وجود ندارد. پرداختن به این برنامه‏ها ـ که مورد احتیاج ما است و نیاز به تمرکز فراوان هم ندارد ـ سفر ما راپربارتر می‏کند؛ مطالعه سرگذشت بزرگان یا کتب مورد علاقه دیگر، اطلاع از جامعه(سرزدن به مراکز فرهنگی و...)، دیدار از خویشاوندان، ارتباط با مردم، تفریح،ورزش، تنوع، تجدید قوای روحی، کسب نشاط و طراوت.

7. در ساعات غیبت استاد یا هم‏بحثرنگ علمی برنامه باید محفوظبماند. مثلاً به کارهایی از قبیل تکمیل جزوات و تحقیق در موضوعات مورد نیاز درسیمی‏توان پرداخت.

برنامه علمی

 برنامه پیشنهادی زیر برای طلبه‏ای درنظر گرفته شده که دارایاستعداد تحصیلی متوسط به ‏بالا و قدرت جذب مباحث علمی است و در طی مدارج علمی دچارمشکل نمی‏شود. پشتکار، حوصله و همت کار مطالعاتی را دارا است. یعنی حاضر است روزانهحدود هشت ساعت در ساحت دانش‌‌آموزی و پژوهش سرمایه‌گذاری کند و از تنوع‏جویی وسرکشی به فضاهای اشتغال‏زا و مسئولیت‏های اجرایی پرهیز نماید. هدف تحصیل خود را نیزصاحبنظرشدن دریکی از دانش‌های حوزوی قرار داده‏است.

در این برنامه، نگاه ما به مراحل آموزشی حوزه نگاهی توصیفی است نه دستوری. یعنی فرض را بر این گرفته‏ایم که طلبه این متون را به هر صورت تحصیل خواهدکرد. داوری نهایی پیرامون متون درسی و مراحل آموزشی حوزه بر عهدة این دفتر نیست. براین فرض، باقی‏مانده نیازهای علمی طلبه که در فعالیت رسمی به آن پرداخته نمی‏شود،در این برنامه پیش بینی شده است.

چنین طلبه‏ای 4 دوره  5 ساله علمی پیش رو دارد. در دوره  اول و دوم )10سال) زمینه فعالیت علمی او تماماً رنگ «آموزشی» دارد. 5 سال سوم، ترکیب «آموزشو تحقیق» با محوریت «آموزش» و 5 سال چهارم ترکیب «آموزش و تحقیق» با محوریت «تحقیق» فعالیت علمی او را پوشش می‏دهد.

5 سال اول                آموزش مقدماتی

5سال دوم                آموزش عمومی

5 سال سوم              آموزش تخصصی (و پژوهش)

5سال چهارم             پژوهش (و آموزش تکمیلی)

آموزش در 5 سال اول آموزش مقدماتی و در 5 سال دوم آموزش عمومی ودر 5 سال سوم تخصصی است.

انس با قرآن و حدیثدر 5 سال اول جنبه مقدماتی دارد. یعنی در حدمعناشناسی، آشنایی با مفاهیم، ترجمة ظاهری، تجزیه و ترکیب آیات و نیز آشنایی اجمالیبا جغرافیا و زبان احادیث می‏باشد. مراجعه به شروح و تفاسیر، تنها به این هدف انجام می‏پذیرد. در 5 سال دوم جنبة عمومی پیدا می‏کند. یعنی مطالعه عمومی تفسیر و علومقرآن و آشنایی با مبادی علم حدیث، رجال، درایه، تاریخ حدیث و.. . و در 5 سال سوم به فضای مباحث ویژه و مطالعه کتب تخصصی در این حوزه‏ها راه می‏یابد.

دانش‌های حوزوی:در دوره 5 ساله اول ادبیات، منطق، فقه و اصول تاپایان کتاب «لمعه» و در 5 سالة دوم فقه و اصول فقه تا پایان «کفایه» و فلسفه تاپایان «نهایه الحکمه» به‏خوبی تحصیل می‏شود و در 5 سال سوم حضور فعال و پرمایه دردرس خارج و تکمیل فقه و اصول، محور اصلی کار قرار می‏گیرد که به کسب توان تخصصی (اجتهاد) در این رشته می‏انجامد.

مطالعات جانبی:عمده‏ترین مطالعات 5 سال اول به هدف استحکام بن‏مایه‏های فکری و عقیدتی طلبه صورت می‏گیرد. در این موضوع دوره  آثار استاد شهیدمطهری و دوره «معارف قرآن» استاد مصباح پیشنهاد و تأکید می‏شود. در 5 سال دوم اینمطالعات در آشنایی عمومی با دانش‌های انسانی (روان‌شناسی، جامعه‏شناسی، علوم سیاسی،اقتصاد، مدیریت، علوم تربیتی، حقوق و...) متمرکز می‏شود. در همین دوره طلبه بایدرشته تخصصی خود را انتخاب کند و توان و استعداد خود را در این انتخاب آرام آرام بیازماید7. در 5 سال سوم تمرکز اصلی مطالعات، بر رشته تخصصی انتخابی است که درنهایت به تشخیص قطعی گرایش، منتهی می‏شود. در این مقطع پژوهش‏های کوچکی انجاممی‏گیرد ولی مسیر آموزش به جدیت دنبال می‏شود.

پس از 15 سال آشنایی با عرصه‏های متنوع دانش حوزوی و انسانی وتسلط عمومی بر آن‏ها در 5 سال چهارم یک دوره منسجم فعالیت متمرکز در رشته تخصصیانتخاب شده، انجام می‏شود که در پایان 20 سال، صاحب‏نظر خبره و ورزیده‏ای در آنرشته پدید خواهد آورد. در دوره  چهارم کلیه فعالیت‏های آموزشی حوزوی و مطالعات پراکنده به پایان رسیده و توان طلبه به‏طور کامل در همان گرایش تخصصی هزینه می‏شود. مطالعه قرآن و حدیث هم معطوف به موضوعات همان علم انجام می‏گیرد.

در مسأله برنامه‏ریزی دو هدف کلی را باید دنبال کرد. اول آگاهی ازقواعد برنامه‏ریزی و کسب بینش کلی نسبت به برنامه، که از مقوله معرفت و یک فرایندذهنی است. دوم التزام عملی به برنامه و اجرای کامل آن که از مقوله اراده و یکفرایند روحی است. تمام آن‏چه در بحث‏های گذشته بیان شد، تنها هدف اول را تأمین می‏کند و «شرط لازم» اقدام عملی است نه «شرط کافی» آن. از این پس همت و پشتکار ومجاهدت هر کس در به ‏کار گرفتن این آگاهی‏ها نویدبخش آینده روشنی برای او خواهدبود.

سخن، گرچه پایان پذیرفت اما عمل، تازه باید آغاز گردد؛ زیرا آگاهی،مقدمه عمل است: «ثَمَرَةُ العِلمِ العَمَلُ بِهِ». 8

 با اندکی اصلاح و ویرایش، به نقل از: http://www.talabegi.com


1. بیستسال تحصیل پرثمر برای طلاب مستعد و باانگیزه مطلوب است و در توان همه‏كس نیست.منطق این تقسیم‏بندی در مباحث آینده خواهد آمد.

2. پس از گذر از دوره  طلبگی و انتقال به دوره ثمربخشی، هویت جدیدی برای طلبه تعریف می‏شود كه با توجه به آن، برنامه  كاری دیگری برای او تنظیم خواهد شد.

3. پس از اتمام دوره  تحصیل، این نسبت‏ها عكس می‏شود. یعنی فعالیت تحصیلی یک پنجم و ثمردهی، چهار پنجم خواهد شد. به بیان دیگر دانش‌آموزی و مهارت افزایی تا پایان عمر تعطیل نباید بشود. اما این وظیفه برای طلبه تمام هویت اوست و برای روحانی در دوره‌ ثمردهی تنها در حاشیه کارهای او قرار می‌گیرد.

4. در این برنامه هرگاه سخن از «مطالعات مورد نیاز» شده، این موضوعات در نظر بوده است. تفسیر قرآن كریم، روایات اهل بیت، تاریخ اسلام و سیره ائمه اطهار، تاریخ معاصر،تاریخ جهان، آثار شهید مطهری، پیرامون حوزه و روحانیت، زندگی‏نامه بزرگان و مواردیاز این دست.

5. الكتب بساتین العلماء (غررالحكم 991).

6. برای برنامه ایام تابستان پس از این سخنی به تفصیل خواهیمداشت.

7.با توجه به اهمیت انتخاب رشته و جهت‌گیری تخصصی در برنامه کاری طلبه، این بحث بهصورت مستوفا در فصول آینده کتاب مورد توجه قرار گرفته است.

8. غررالحكم: 4624.

امتیازدهی

اين اصطلاحات هر چه زيادتر شود، اگر با تهذيب و تقوى همراه نباشد، به ضرر دنيا و آخرت جامعه مسلمين تمام مى‏شود... علم توحيد هم اگر با صفاى نفس توأم نباشد، وبال خواهد بود.

اوقات شرعی